 | | | درمحفل توزيع اطلاعنامه ها ، پلوشه منحيث شاگرد ممتاز و اول نمرۀ صنفش معرفی شد |
توزيع اطلاعنامه های شاگردان مکتب با برگزاری محفل ، صورت گرفت، پلوشه وشمس با خوانش ترانه با استقبال گرم حاضرين محفل مواجه شدند. درمحفل توزيع اطلاعنامه ها ، پلوشه دختر اکبر، به حيث شاگرد ممتاز و اول نمرۀ صنفش معرفی شد و تقدير نامه يی را از آن خود کرد. پلوشه از اول نمره شدنش به شکيبا گفت، شکيبا اورا با حسرت، دختر خوشبخت خواند. ازسوی ديگر لعلباز شاخچه های گل مرسل را قلمه کرد تا در گرين هوز (گلخانه) خود غرس وتربيه کند. جانباز با ناباوری به اکاراو نگريست.  | | | لعلباز شاخچه های گل مرسل را قلمه کرد تا در گرين هوز (گلخانه) خود غرس کند. |
گل محمد از ازدحام و راه بندی موترها در بازار ولسوالی متعجب شذ، نسيم ازامکان تصادم وياچپه شدن موتری سخن گفت. گل محمد ازنسيم خواست تا احوال بياورد. نسيم با زلمی مواجه شده درمورد راه بندان موتر ها پرسيد. زلمی از ماين پاکی سرک ياد کرده بعد برای اطلاع عابرين همين موضوع را دريعه بلند گو ابلاغ کرد. |