عاقله برای تزئين ستيج مکتب وتوزيع پارچه از مادرش پول خواست تا کاغذ های رنگه بخرد، اما رحيم اين کار را مربوط اداره مکتب خواند. شمس برای اشتراک در محفل توزيع پارچه های شاگردان، خواندن ترانه را تمرين می کرد تا آن را درمحفل بخواند کند . انجنير ولی خود را به اهالی قريه ده بالا ، نماينده موسسه يی معرفی می کند که می خواهد به خاطر آبادی قريه، شورای انکشافی قريه را ايجاد کند.  | | | انجنير ولی خود را به اهالی قريه نماينده موسسه معرفی کرد که می خواهد شو رای انکشافی سازد. |
ازسوی ديگر لعلبازوغوتی مصروف ايجاد گلخانه شان هستند تا درزمستان نيز، حاصل بردارند ولی جانباز کارآنها را بيهوده می داند. غوتی ولعلباز خاده ها را به صورت مايل به ديوارتکيه داده اند و در روی آن پلاستيک را هموار کرده تا آفتاب درآن بتابد وترکاری ها به خوبی رشد کنند. |