خانۀ نو ، زندگی نو : رحيم متوجه مفقود شدن بعضی اسناد مهمش شده از عاطفه در مورد پرسيد، عاطفه حيران شده به جستجو پرداخت.رابعه گل اسناد رحيم را به کريم سپرده بود تا به بهانۀ احداث برق آبی ازطريق موسسۀ مربوط ، برای خود پول کمايی کند. کريم با اسناد تقلبی خودرا نمايندۀ مردم ده بالاوانمود کرد، ولی رحيم اين کار را مربوط به شورا دانست که از اشخاص بااعتبار قريه تشکيل می شود. اشخاص ناشناس اخترمحمدرا لت کرده به درخت بستند که جانباز ولعلباز به کمکش آمدند. اختر محمد از سو ظنش در مورد آدم خان گفت. آدم خان به گلاب شاه گفت اوهمۀ اسناد ملکيت زمين اخترمحمد رااز نزدش به دست آورده و آن را از بين برده است.  | | | رحيم متوجه مفقود شدن بعضی اسناد مهمش شده از عاطفه در موردمی پرسد. |
اختر محمد ازموجوديت اصل اسناد به سيد محمد گفت که نزد ش موجود است واشخاص ناشناس کاپی آن را از وی گرفته اند. شاپيری در مورد بيماری ايدز گلالی با عاطفه صحبت می کند که در همين حال حميده با بشقابی حلوا داخل شده از نتيجۀ معاينات خون گلالی می گويد که ايدز ندارد. شاپيری در کنار چشمه از منفی بودن معاينات خون گلالی به شفيقه مژده می دهد. |