 | | | سيد محمد به اخترمحمد توصيه کرد تا اسناد خود را فوتوکاپی کند. |
اخترمحمد از جهتی بر گلاب شاه قهر است، که به بهانۀ کمسيون کار او را معطل کرده تهديد نمود که خيانت اورا به مقامات بالا افشا خواهد کرد. آدم خان پول هنگفتی برای گلاب شاه آورد، اما وی انکار کرد، زيرا کارقبالۀ زمين اختر محمد تمام است. اختر محمد به سيدمحمد گفت عنقريب مثنی قبالۀ زمين خود را می گيرد. سيد محمد به او توصيه کرد تا اسناد خود را فوتوکاپی کند. لعلباز شب هنگام، فرياد کمک خواستن راشنيده با پدرخود برای کمک شتافت. رابعه گل، از زندگی غم انگيز گلالی متأثر است. رحيم اطمينان داد که سرور وگلالی باهم برای انجام معاينات ايدز، يکجا به شفاخانۀ ولايت رفته اند. فتح خان از اهالی ده پايان خواست به خاطر تصميم گيری درمورد کم شدن آب قريه در حجرۀ اوگردهم آيند.  | | | کريم با اسنادساختگی خود را نمايندۀ ده بالا معرفی ودريک کاغذ شصت بابه اسلم رامی گيرد. |
مجيد گفت اول بايد از ميراب بپرسند آيا نصب داينموبر آب آسياب واقعأ آب ده پايان را کم می سازد ياخير؟ کريم با اسنادساختگی خواست خود را نمايندۀ ده بالا وانمود کرده به خاطراحداث برق آبی دريک کاغذ شصت بابه اسلم را گيرد. کريم به شاپيری اطمينان داد کار مناسبی يافته و عنقريب خيلی پولدار خواهد شد.
|