گلاب شاه زمين اخترمحمد را دعوايی خوانده بهانه آورد که اسناد را در کمسيو ن برر سی می کند، از سوی ديگر به آدم خان از پيشرفت کاراختر محمد خبر برد. آدم خان از اوخواست که جلوآن را بگيرد. اختر محمد به خاطر کارشکنی گلاب شاه، مجبور شد به مقامات مراجعه کرده امر فوق العاده به دست آرد. گلاب شاه به آدم خان وانمود کرد که بخاطر جلوگيری کار اختر محمد، پول زياد ضرورت است تا برای مقامات بلند پايه رشوت دهد. زلمی از نسيم خواست، اورابه جايی ببرد که چندی قبل ماين انفجار کرده وموترحامل غفار باآن مواجه شده بود. زلمی به نسيم گفت، ممکن ماين در اثر سيل از تپۀ مقابل، انتقال کرده باشد، چون درگذشته آن جا پوستۀ نظامی بود.  | | | گلالی می خواهددرخانه تنهازنده کند، اماحميده مانع وی می شود. |
زلمی از موجوديت ماين بيشتر درمحل انفجار موتر حامل غفار به شفيقه خبر داد. شفيقه از او خواست، هرچه زود تر به ماين روبی بپردازد. غفار نسبت کمبود موادخوراکی درخانۀ شان از گل مکی خواست تاسودای دکان توسط کسی به خانه انتقال دهد. مجيد از تصميم احداث برق آبی در ده بالا سخن گفت و اکبر ازترس اين که آب ده پايان کم نشود، از فتح خان خواست جلوآن را بگيرد. |