 | | | نسيم مانع رفتن اخترمحمد، به داخل دفتر گلاب شاه می شود. |
خانۀ نو، زندگی نو: داکتر خواست ناظر را از کلينيک رخصت کند، اما ناظر برای ماندن، دست به قيچی داکتر برد تا خود کشی کند.داکتر از گلالی خواست تا سرور، قيود رفت وآمد ناظر را به خانۀ نامزدش رفع کرده هرچه زودتر عروسی شان را برپاکند . اختر محمد باعذر از گلاب شاه خواست مکتوبش را امضا کند، اما قبل از آن تيلفونی باعث ترک کردن گلاب شاه از دفتر شد. اختر محمد همه روز متنظر ماند، اما وی برنگشت. اختر محمد نزد نسيم رفت، زيرا او در دفاتر دولتی بلديت داشت. نسيم مانع رفتن اخترمحمد، به دفتر گلاب شاه شد، اما وی باعتاب داخل دفتر شد.  | | | داکتربه غفارتوصيه کرد،اگر با مشکل صحی مواجه شد، به کلينيک مراجعه کند. |
اخترمحمد، گلاب شاه را در حال چای نوشيدن يافت و از وی خواست مکتوب را امضا کرده تسليم کند. گلاب شاه وعده سپرد خود به انجام آن می پردازد. غفار در کلينيک از زلمی خواست ، محلی را ماين پاکی کند، که موتر آنها باماين تصادف کرده بود، تا از حادثۀ دلخراش ديگری جلوگيری شود. داکتر در حاليکه غفار را از کلينيک مرخص می کرد، برايش توصيه کرد پس از عمليات، اگر با مشکل صحی مواجه شد، هرچه زودتر به کلينيک مراجعه کند.
|