خانۀ نو ، زندگی نو : خانه مجيد و سمندر در مسير سيلاب قرار دارد، اگر بار ديگر سيلاب بيايد، خانه های آنها را باخود خواهد برد.اکبر به سمندر، از کار اشر وساختن ديوار استنادی در مقابل خطر سيلاب پيشنهاد کرد، زيرا خانه های اهالی قريه نيز مواجه در خطر سيلاب است . باران تند می بارد. زرمينه باسراسيمگی از اکبر خواست هرچه زود تر به ساختن ديوار استنادی اقدام کند. سرورخان وعده کرده بود از پول شخصی خود ، داينمو خريده وبرای قريه برق تأمين کند، اما حال از سخنش طفره رفته، زيرا از مفاد آن مطمين نيست. سيد محمد از تغيير تصميم سرور خان به اهالی گفت. رحيم وعده کرد به زودی ، دراين مورد ، اقدام خواهد کرد. ناظر به نسيم گفت او با سنگ به کلکين خانۀ نامزدش می زد، تا پنهانی وی را ملاقات کند، اماشيشۀ همسايه را شکسته مورد لت و کوب قرار گرفت.  | | | ناظر درقيافۀ فالبين دست ماه جبين رامشاهده کرده گفت که با شخص پولدار نامزد شده است . |
ناظر درقيافۀ فالبين ، دست ماه جبين راديده به او گفت با شخص پولدار نامزد شده بعد از عروسی ، بايد هر سخن شوهرش را قبول کند. ناظر با خوشی به نسيم از ملاقات خود با نامزدش خبر داد. نسيم نيز اورا تشويق کرد. ناظر به حميده علت کبودشدن زير چشم و پاره شدن يخنش را ، مواجه شدنش با ولگردها و دست و گريبان با آنها خواند. |