|
سال چهاردهم : هفتۀ ٣٥ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خانۀ نو ، زندگی نو : سرورخان درمورد استحصال برق آبی با کريم مشوره دارد، کريم می گويد ممکن اهالی درتاديه پول سهم نگيرند. سرور خان تاکيد می کند، زمانيکه مردم مفاد برق را ديدند به رضايت پول می هند. شکريه به زرمينه در مورد شاپيری خواهر سرورخان می گويد، برای عروسی مجدد وی در جستجوی دختر است ،زيرابيم آن می رود گلالی به ايدزمبتلاشده باشد. زرمينه اين مسله را با رابعه گل درميان می گذارد. او عصبانی شده تهديد می کند که اوهم کاری خواهد کرد . رابعه گل، به نسيم خبر می دهد که گلالی امباقدار می شود، اما آنها خاموش اند. نسيم به شاپيری اخطار جدی می دهد هرگاه سرور عروسی کند، کريم نيزعروسی خواهدکرد، زيرا عروسی شاه پيری وگلالی به شکل بدل صورت گرفته است. از جانب ديگر ناظر از گل محمد می خواهد برايش بوت زيبا بسازدو پول کم اخذنمايد، زيرا تازه نامزد شده است وپول کافی ندارد.
گل محمد از او خواست تا بوت مورد نظر خود را انتخاب کند، بعد درقيمت آن به توافق خواهند رسيد. ناظر به توصيۀ رحيمداد، گوسفند خود را فروخته و از پول آن برای خود بوت ولباسهای جديد خريداری نمود. رحيمداد به او گفت که اکنون نامزدش تصور نه خواهدکرداو شخص پودری وگدا است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||