 | | | غوتی به لعلبازمی گويد بايد راه حل مسالمت آميزقضيه را به اختر محمد نشان می داد. |
خانه نو ، زنده گی نو شمشيرخان از کريم می پرسد ديوار فابريکه اش را چه کسی ويران کرده است؟ کريم حدس ميزند اين عمل ، کار اشخاصی خواهد بود، که بالای زمين اش دعوا دارند.لعلباز از همکاری خود با اختر محمد، در ويران کردن ديوار فابريکۀ شمشير خان به غوتی می گويد. غوتی به وی توصيه می کند تا مشکل شان را از طريق مسالمت آميز با اختر محمد در ميان گذارد. لعلباز همچنان به اختر محمد عين مشوره می دهد. ناظر با جديت از غفار خواست تا گوسفندش را مسترد کند، زيرا وی برای جور کردن خار ديوار محوطۀ قوريۀ عابده، خار کافی آورده است. غفار مصروف جابه جا کردن خار ، درديوار باغچۀ عابده است. عابده تأسف می کند،کاش قبلا چنين می کردتا قوريه اش از شر مواشی مصون می ماند.  | | | عابده تاسف خوردکاش قبلاً از خارديوار کار می گرفت، تا قوريه از شر حيوانات مصون می ماند. |
سيد محمد به بابه اسلم از موضوع برق، در ده دامان ياد آور شد و به او وظيفه سپرد تا به ده دامان رفته ، معلومات لازمه به دست بياورد. بابه اسلم به سيد محمد گفت : "مردم ده دامان ، داينمو را زير آب گذاشته با تمديد لاين ها به هر خانه ، از آن برق استحصال می کنند." |