خانۀ نو ، زندگی نو : شفيقه ازمنفی بودن نتيجۀ معاينات خون گلالی به فاطمه خبر داد. فاطمه فوق العاده خوشحال شده وی را انعام وعده کرد. سرورخان با آمدن رابعه گل مخفيانه فرارکرد. گلالی در ولادت فاطمه فداکاری کرد، از همين رو فاطمه خواست مرغ مناسبی را به وی هديه کند. بی بی گل از گلالی گله کرد که ديريست خانه شان نيآمده است، گلالی با عذر ازرفتنش به ولايت گفت. گلخان کليد تراکتورش را جستجو کرده از شکيبا در مورد پرسيد. وی ابراز بيخبری کرد .  | | | بی بی گل از گلالی گله کرد که ديريست خانه شان نيآمده است، وی علت را رفتن به ولايت گفت. |
فتح خان کليد تراکتور رابه علتی از گلخان گرفت که نمی خواست هيچگونه اختياری در زمينۀ تراکتور داشته باشد. فتح خان علت اعتراض خود را بيگاری گلخان برای قريه دانست، درحاليکه او تراکتور را به خاطر عايد خريده است. |