پلوشه می گويد درامتحانات مکتب کامياب خواهد شد. قمبرگل وعده انعام می دهد. گلخان می گويد درخارج، روز توزيع پارچۀ جشن می گيرند. پلوشه آرزو کرد کاش در مکتب آنها هم ميله گيرند. رحيم برای شاگردان ممتاز ، تقديرنامه ترتيب می کرد. گلخان ازاو خواست تا محفلی را هم برگزار کنند. پلوشه که برای دانستن درجۀ کاميابی اش مکتب رفته بود، رحيم از او خواست برای جشن روز توزيع پارچه ها، خواندن ترانه را تمرين کند. رحيم به رحيمداد گفت با نواختن دهل، مردم را از ايجاد شورای انکشافی قريه خبر کند. نسيم علت را پرسيد.  | | | لعلباز ساختن گرين هوز ، کار آسان خوانده گفت که آنها می توانند درزمين شان گلخانه سازند. |
رحيمداد گفت نمايندۀ موسسۀ همکار درمورد شورای قريه با اهالی صحبت خواهد کرد. لعلباز به غوتی گفت ساختن گرين هوز ، کار مشکل نيست وآنها می توانند درزمين شان سازند. غوتی عقب قلعه را برای ساختن گرين هوز جای مناسب دانست ، زيرا آنجا آفتاب رخ است. |