|
سال چهاردهم: هفته هجدهم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خانۀ نو، زندگی نو جانباز و لعلباز با وارخطايی به خانه بر گشته در جواب غوتی می گويند،بالای آم خان فير شده بود. اهالی ده بالا هم ا زاين حادثه خيل ها متاثر شده اند. عاطفه از رحيم می خواهد تا قدم نهاده در حل معضله پلوان شريکی تلاش کند. غوتی به ادامۀ تلاشهايش نزد پريگل رفته می خواهد سيد محمد را بخاطر حل مشکل پلوان شريکی ميان خانوادۀ او و آدم خان، ترغيب نمايد. پريگل مسله حل معضلۀ پلوان شريکی را با آدم خان مطرح کرده از سيد محمد و گل محمد می خواهد که به پاس خويشاوندی با آدم خان در حل اين منازعه بکوشند. سيد محمد بر مبنای قضايای متذکره، نزد آدم خان رفته ازش می خواهد مشکل را از راه تفاهم و مصالحه حل نمايد، ملک آدم خان نمی پذيرد، سيد محمد جدی شده و می گويد بنا بر مسووليت خويشاوندی درين راه، تلاش خواهد کرد. از سوی ديگر رحيمداد در تلاش است تا پسرش الله داد را در کار ساختمان تعمير کارخانۀ شمشير خان به کار شامل نمايد، شمشير خان او را نزد کريم می فرستد که بحيث باشی کار می کند. رحيمداد با خوشی از مقرر شدن الله داد در کار ساختمان تعمير کارخانۀ شمشير خان مژده می دهد و با او توصيه می نمايد که با اخلاص و صداقت به کار بپردازد. زمانيکه الله داد مصروف غربال کردن ريگ است کريم او را انتقاد می کند که بايد به کارهای ثقيل تر بپردازد. سمندر کار ثقيل را مناسب الله داد نمی داند.
ثمر گل هنوز مفقود است، اکبر از بی نتيجه بودن تلاش اش ابراز مايوسی کرده می گويد ثمرگل از نشست و بر خاست با اشخاص لا ابالی منحرف شده است. قمر گل نيز اظهار تاسف می کند. ثمرگل همراه با بهادر شاه در حال بی سر نوشتی بسرمی برد، وقتی از گرسنه بودن خود سخن می گويد، بهادر شاه از او می خواهد با او برود تا مشکل گرسنگی اش حل کند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||