|
سال چهاردهم: هفتۀ سيزدهم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خانۀ نو، زندگی نو: ناظر رحيمداد را به توقف فرا می خواند، رحيمداد گمان می برد که شايد خواهان اصلاح سرش باشد، اماناظر درهمين روزها از سربراه شدن عروسی سخن می زند. رحميداد متردد می شود. ناظردراين مورداز وعدۀ قطعی سرورخان ياد می کند. گلالۍ، پريگل ورابعه گل رابه خانۀ ماه جبين همراهی می کند ولی خود ازرفتن به داخل خانۀ آنها ابامی ورزد ، زيرا قبلا ًبا ويملاقات نموده، ممکن است ماه جبين از ديدن وی متردد شود. پريگل و رابعه گل به بهانۀ نوشيدن آب وارد خانۀ ماه جبين می شوند و مورد استقبال بی بی گل خواهر ماه جبين قرار می گيرند. ماه جبين باآوردن آب نوشيدنی با آنها معرفی می شود، آنها نيز ماه جبين را برای ناظر می پسندند. لعلبازدرکلنيک بستر است وگلالی مصروف پانسمان زخمهای وی است . گلالی تاکيد می کند که اهالی قريه بايد از گذشت کار گرفته، انتقام گيری ميان جانباز و آدم خان را نکوهش کنند. جانباز هراس دارد مبادا آدم خان به لعلبازصدمۀ رساند. وی غوتی را به کلنيک می فرستد تا به لعلباز بفهماند درنخستين فرصت از کلنيک فرارکند. مجيد به ديدن آدم خان به کلنيک آمده از صحت وی می پرسد. آدم خان از بهبود زخم های مرمی سخن گفته اضافه می دارد که زخمهای انتقام وی بهبودنيافته است. ضمنا آدم خان آدرس يک تروريست با تجربه را به مجيد می دهد تا از وی بخواهد با آدم خان ملاقات نمايد. شب تاريک شده است،غوتی وشمس ازتنهايی درخانه درهراس هستند. دراين اثنا جانباز با تفنگ دست داشته اش وارد خانه می شود. غوتی ا ز وی می خواهد اسلحه اش را بردارد تا بدست شمس نيافتد. لعلبازاز داکتر می خواهد تا وی را از کلنيک مرخص نمايد، زيرا آدم خان نيز درهمين کلنيک بستر است. داکتراطمينان می دهد که کسی به وی ضرررسانيده نمی تواند. بعداز رفتن داکتر، لعلبازدرعقب کلکين اتاق متوجه شخص دهن بستۀ می شود که کلکين رابازنموده داخل اتاق می شود. لعلباز فرياد می کشد اما شخص مذکور دهن وی را محکم می گيرد.
ازسوی ديگرالله داد نزد معلم رحيم رفته ازناظرشکايت می کند که شاخه های تازۀ نهال های پهلوی مکتب را شکستانده و برگهای آن را به گوسفندانش ريخته است. رحيم وعده می سپرد تا ناظررا از اين کار باز دارد. سرورناظررا غافلگير کرده که شاخه های درخت را به گوسفندان خورانيده است. ناظراشتباه خود را می پذيرد ووعده می دهد که دوچند ديگران نهال بشاند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||