BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 10:31 گرينويچ 2008 ,24 مارچ
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
سال چهاردهم: هفتۀ سيزدهم
 ناظر و جانباز

خانۀ نو، زندگی نو:

ناظر رحيمداد را به توقف فرا می خواند، رحيمداد گمان می برد که شايد خواهان اصلاح سرش باشد، اماناظر درهمين روزها از سربراه شدن عروسی سخن می زند.

رحميداد متردد می شود. ناظردراين مورداز وعدۀ قطعی سرورخان ياد می کند.

گلالۍ، پريگل ورابعه گل رابه خانۀ ماه جبين همراهی می کند ولی خود ازرفتن به داخل خانۀ آنها ابامی ورزد ، زيرا قبلا ًبا ويملاقات نموده، ممکن است ماه جبين از ديدن وی متردد شود.

پريگل و رابعه گل به بهانۀ نوشيدن آب وارد خانۀ ماه جبين می شوند و مورد استقبال بی بی گل خواهر ماه جبين قرار می گيرند.

ماه جبين باآوردن آب نوشيدنی با آنها معرفی می شود، آنها نيز ماه جبين را برای ناظر می پسندند.

لعلبازدرکلنيک بستر است وگلالی مصروف پانسمان زخمهای وی است . گلالی تاکيد می کند که اهالی قريه بايد از گذشت کار گرفته، انتقام گيری ميان جانباز و آدم خان را نکوهش کنند.

 اهالی قريه بايد از گذشت کار گرفته، انتقام گيری ميان جانباز و آدم خان را پايان بخشند.

جانباز هراس دارد مبادا آدم خان به لعلبازصدمۀ رساند. وی غوتی را به کلنيک می فرستد تا به لعلباز بفهماند درنخستين فرصت از کلنيک فرارکند.

مجيد به ديدن آدم خان به کلنيک آمده از صحت وی می پرسد. آدم خان از بهبود زخم های مرمی سخن گفته اضافه می دارد که زخمهای انتقام وی بهبودنيافته است.

ضمنا آدم خان آدرس يک تروريست با تجربه را به مجيد می دهد تا از وی بخواهد با آدم خان ملاقات نمايد.

شب تاريک شده است،غوتی وشمس ازتنهايی درخانه درهراس هستند. دراين اثنا جانباز با تفنگ دست داشته اش وارد خانه می شود. غوتی ا ز وی می خواهد اسلحه اش را بردارد تا بدست شمس نيافتد.

لعلبازاز داکتر می خواهد تا وی را از کلنيک مرخص نمايد، زيرا آدم خان نيز درهمين کلنيک بستر است. داکتراطمينان می دهد که کسی به وی ضرررسانيده نمی تواند.

بعداز رفتن داکتر، لعلبازدرعقب کلکين اتاق متوجه شخص دهن بستۀ می شود که کلکين رابازنموده داخل اتاق می شود. لعلباز فرياد می کشد اما شخص مذکور دهن وی را محکم می گيرد.

گلالۍ، پريگل ورابعه گل
گلالۍ، پريگل ورابعه گل رابه خاطر ناظر به خانۀ ماه جبين خواستگاری می فرستد.

ازسوی ديگرالله داد نزد معلم رحيم رفته ازناظرشکايت می کند که شاخه های تازۀ نهال های پهلوی مکتب را شکستانده و برگهای آن را به گوسفندانش ريخته است. رحيم وعده می سپرد تا ناظررا از اين کار باز دارد.

سرورناظررا غافلگير کرده که شاخه های درخت را به گوسفندان خورانيده است. ناظراشتباه خود را می پذيرد ووعده می دهد که دوچند ديگران نهال بشاند.

بهادرشاه و ثمرگلسال چهاردهم
هفتۀ دوازدهم
خانه نو، زندگی نوسال چهاردهم
هفتۀ يازدهم
خانۀ نو، زندگی نوسال چهاردهم
هفتۀ دهم
خانه نو، زندگی نوسال چهاردهم
هفته نهم
خانه نو، زندگی نوسال چهاردهم
هفته هشتم
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>