BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 09:41 گرينويچ 2008 ,22 جنوري
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانه نو، زندگی نو:٢١٥٧-٢١٥٥
خانه نو زندگی نو

در ده بالا چه می گذرد ؟

اکبر با وارخطايی از پلوشه می پرسد که آيا در اثر انفجار بم دستی افگار نشده؟

پلوشه در حاليکه ترسيده بود جواب منفی می دهد، اکبر بالای او عتاب نموده، گفت که وی بارها پلوشه را متوجه ساخته تا به اشيای نا شناخته دست نزند.

اکبر از انفجار بم و ترسيدن پلوشه به زرمينه گفت، زرمينه وارخطا شده، پرسيد که در اين صورت چگونه پلوشه صدمه نديده است؟

پلوشه اظهار نمود که هر گاه ثمرگل بالای او صدا نميزد حتماً حادثه ناگواری رخ ميداد.

 شير محمد از اهالی در مورد پول منظور شده از سوی حکومت بخاطر باز سازی می پرسد و سيد محمد از اعمار ديوار استحکامی در کنار دريا می گويد.

اکبر به خانه زلمی آمده و به او ميگويد که مجيد بم های دستی را در دريا انداخته است.

زلمی به انديشه شده ميگويد که در اينصورت بايد هر چه زودتر اين بمها خنثیٰ گردند.

شفيقه از زلمی در مورد شخصيکه دروازه قلعۀ شانرا ميزد، سوال ميکند زلمی از اکبر نام برده و از قول او ميگويد که مجيدچند عدد بم دستی را در دريا انداخته که يکی از آنها به دست پلوشه آمده و انفجار نموده است.

شفيقه وارخطا شده و فاطمه به گريه ميافتد، زلمی به آنها اطمينان ميدهد ولی فاطمه نمی پذيرد .

صبح وقت که هوا هنوز روشن نشده، احمد گندم خود را جهت آرد کردن به آسياب آورده به بابا اسلم ميگويد تا درب آسياب را باز نمايند ولی موفق نمی شود.

.وقتی هر دو باهم آنرا تيله ميکنند، درب با شدت بازشده و هردو با ترس و هيجان فرياد ميزنند.

يکی از بم ها انفجار کرد!
شفيقه و زلمی
 زلمی به شفيقه از اکبر می گويد که مجيد را در حال انداختن بم های دستی در دريا ديده است.

ناظر با لکنت زبان از رحيمداد و بابا اسلم ميخواهد که هر گاه آدميزاد آند بدون ترس به آسياب داخل شوند.

بابا اسلم متعجب شده و علت پنهان شدن اورا در آسياب می پرسد، ناظر از مواجه شدن خود با حوادث بد سخن ميگويد.

مجيد که مضطرب وپريشان است با رحيمداد مواجه ميشود، رحيمداد علت اضطراب اورا می پرسد، مجيد می گويد:

ناظربه وسيلۀ تراکتور گلخان ديوارش را تخريب نموده و اکنون دنبالش می گردد. رحيمداد محل اختفای ناظر را به مجيد نشان می دهد.

مجيد به صدای بلند بابا اسلم را صدا ميزند، ناظر با وارخطايی و عذر از او ميخواهد تا وی را به مجيد نشان نه دهد.

ولی مجيد وارد شده و با جديت اظهار ميدارد که او ناظر را ديده ونمی تواند خود را پنهان کند.کش و گير بين ناظر و مجيد اتفاق ميافتد.

سيد محمد با مجيد رو برو شده و با تعجب از پاره شدن گريبان او سوال ميکند، مجيد ميگويد که با ناظر دست و گريبان شده و به اين حال افتاد.

زرمينه و اکبر و زلمی
اکبر از انفجار بم و ترسيدن پلوشه به زرمينه گفت، زرمينه وارخطا شده، پرسيد که در اين صورت چگونه پلوشه صدمه نديده است؟

وی ضمناً علاوه ميکند که گرفتاری ناظر مشکل بوده بهتر است نزد سرور خان بروند. سيد محمد نيز اين سخن راتاييد می کند.

شير محمد و سرور بالای کريم صدا زده اورا نزد خود خواسته و در مورد آتش سوزی خانۀ وی می پرسند.

کريم با ناراحتی از عدم کمک اهالی درخاموش ساختن حريق ياد ميکند . سرور اين عمل اهالی را جداً تقبيح می کند.

گل مکی مصروف شستن پشم در آب دريا است ،عابده نزديک شده در مورد می پرسد.

گل مکی از قول اجمل می گويد که هر گاه پشم ها به صورت دُرست شسته شده و رنگ های آن جدا گرددبه قيمت خوب فروخته ميشود.

شير محمد از اهالی در مورد پول منظور شده از سوی حکومت که بخاطر باز سازی داده شده سوال ميکند.

 گل مکی از قول اجمل می گويد که هر گاه پشم ها به صورت دُرست شسته شده و رنگ های آن جدا گرددبه قيمت خوب فروخته ميشود

سيد محمد از اعمار ديوار استحکامی در کنار دريا سخن می گويد ولی .رحيم آنرارد ميکند.

وی می گويد که بايدکاری صورت بگيرد که به نفع تمام اهالی باشد.

شير محمد با انديشه و عدم رضايت از توافق نه کردن اهالی ياد کرده ميگويد که برای پول منظور شده از سوی حکومت به فيصله نرسيدند .

طاهره سوال ميکند که آيا نظر زنان نيز خواسته شده ؟ شير محمد از وی می ميخواهد تا اين موضوع را با ساير زنان در ميان گذارد.

شمشير خان حدود زمين را که از آدم خان خريده با گذاشتن سنگ نشانی ميکند.

اکبر و زلمی
اکبر به خانه زلمی آمده و به او ميگويد که مجيد بم های دستی را در دريا انداخته است.

و ی به آدم خان ميگويد که زمين او به نسبت داشتن پستی و بلندی و سنگلاخ کار زياد می خواهد.

آدم خان آن را مهم ندانسته و آدرس گلخان را که تراکتور دارد به او ميدهد.

شمشير خان از گلخان آدرس قلعۀ فتح خان را می پرسد. گلخان خود رابچۀ اومعرفی نموده در مورد کارش با فتح خان می پرسد.

شمشير خان از هموار کاری زمينش به وسيله تراکتور آنان سخن ميگويد .گلخان می پذيرد.

خانه نو زندگی نوخانه نو، زندگی نو
٢١٥٤-٢١٥٢
 خانه نو،زندگی نو خانه نو،زندگی نو
٢١٥١-٢١٤٩
خانه نو زندگی نوخانۀ نو، زندگی نو
٢١٤٦ – ٢١٤٨
خانه نو زندگی نو خانه نو،زندگی نو
٢١٤٣-٢١٤٥
خانه نو، زندگی نوخانه نو، زندگی نو
2142-2140
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>