BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 11:04 گرينويچ 2007 ,08 نومبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانۀ نو، زندگی نو: ٢١٢٨-٢١٣٠
خانه نوزندگی نو

نسيم جهت ديدن کريم به کلينيک می رود و ازگلالی درمورد صحت کريم می پرسد. گلالی وضع کريم رابهتر می داند.

نسيم می خواهد کريم را ازنزديک ملاقات نمايد، گلالی مانع می شود زيرا تعداد کثيری از اهالی که آنها نيزآبهای آلودۀ سيلاب رانوشيده بودند، تسمم گرديده و بستر شده اند.

داکتر از بهبود وضع صحی کريم خوشنودی نشان می دهد. کريم علت مريضی خود را می پرسد. داکترآنرانوشيدن آب غيرصحی سيلاب می داند. کريم چارۀ کاررا می پرسد.

 کريم علت مريضی خود را می پرسد. داکترآنرانوشيدن آب غيرصحی سيلاب می داند. کريم چارۀ کاررا می پرسد.

داکترمشوره می دهدتااهالی دست به دست هم داده کاريزوچشمه راپاک کاری نمايند.

سمندر بامجيد مقابل شده وازشيوع بوی بدسخن می زند. مجيدتاييد می کندوگمان می بردکه اين بوی بد ازحيوانات گنديده باشد.

سمندرمی گويدبايد منبع آنرا پيداکرده واز بين ببرندزيرابيم آن می رودکه اين بوی بدباعث شيوع وباشود.

ميکانيزه ساختن زراعت :

ناظر و گلخان سواربرتراکتوراندکه گلخان تراکتور را متوقف ساخته وازناظر می خواهد ازآن پياده شود. ناظر نمی پذيرد، زيراوی می خواهدتمرين زيادتر نمايد.

ناظر و گل خان
ناظرباگلخان مصروف آموختن تراکتوراست که فتح خان متوجه آنها می شود.

گلخان از وی می خواهدهمه روزه درهمين اوقات غرض آموختن تراکتور بيايد. روزبعدی ناظرباگلخان مصروف آموختن تراکتوراست که فتح خان متوجه آنها می شود.

وی باعصبانيت گلخان را انتقادمی کند ودليل می آورد که بااين کار از يک سوتراکتور خراب می شود وازجانب ديگرگلخان از کاروغريبی می ماند، درضمن ازسميع الله می خواهدگلخان را متوجه اين سخنان کند.

کوچيها :

پيروعلت احضارخودودايرشدن جرگه رامی پرسد. سرورازقطع درختان جنگل توسط انارگل و قمبرگل وازباالفعل گرفتارکردن آنهاتوسط اهالی سخن می گويد.

قمبرگل بايد جريمۀ بپردازد!
جرگه
 شيرمحمدبی خبری ازمقررات را جرم می داند.اکبررفتن قمبرگل راتصادفی می خواند.

پيرو ازاينکه ازناغۀ قطع درختان جنگل آگاهی قبلی نداشتند، انارگل را بی گناه می داند.

شيرمحمدبی خبری ازمقررات را جرم می داند.اکبررفتن قمبرگل راتصادفی می داند،اما سرور می گويد که وی رمه نيز باخود داشت .

وی علاوه می دارد که قمبرگل بايد جريمۀ سنگين تر بپردازد، زيرا وی ازناغه باخبربود، اما مانع انارگل دراين راستا نشده است.

رشوت وجعلکاری :

شمشيرخان با آدم خان مقابل شده واز وی می خواهدتا قطعه زمين ديگری را که درجوار زمين قبلی او موقعيت دارد، نيز بالای وی بفروش برساند.

آدم خان باچالاکی قيمت آنرااضافه تر از زمين قبلی می داند. شمشيرخان می پذيرد.

شمشيرخان درموردقبالۀ شرعی زمين می پرسد. آدم خان از گم شدن آن می گويد وعلاوه می دارد که به زودترين فرصت اين مشکل رارفع خواهدکرد.

قباله شرعی داری؟
آدم خان و شمشيرخان
 درصورت ترتـيب نمودن قباله شرعی وعده پرداخت چنين پول را می کنم!
آدم خان

آدم خان نزدگلاب شاه می رودواز وی تقاضای ساختن قباله را می کند.

گلاب شاه انکار می ورزدواين کاررا مشکل وانمود می کند،امابنابراصرار آدم خان می گويددر زمينه امکانات راسنجيده و بعد به آدم خان اطلاع خواهدداد.

روز بعدی آدم خان بارديگرنيز نزدگلاب شاه می رودو ازوی جويای کارقباله می شود.

گلاب شاه آن کاررامربوط به چندين شعبه می داند که بايد به آنها پول هنگفت به شکل رشوه پرداخته شود.

آدم خان درصورت ترتـيب نمودن قباله شرعی وعده پرداخت چنين پول را می کند.

آسياب ديزلی درده پايان :

گلخان ماشين آسياب ديزلی را خاموش می سازد.اکبرمی گويدنبايدماشين را خاموش می ساخت زيرانوبت وی رسيده است. گلخان علت اين کارراآمادگی برای نوبت بعدی می داند .

اکبردرمورد پرداخت حق الزحمه می پرسد. گلخان آنرامناسب می داندو برای اکبرمی گويد که باراول گندم او و بعضی ازدوستان ديگرراطورمجانی آردخواهدنمود.

گل خان و بقيه
اکبردرمورد پرداخت حق الزحمه می پرسد. گلخان رمی گويدباراول گندم بعضی ازدوستان را طورمجانی آرد می کند.

قمبرگل آردرا به خانه انتقال می دهد. زرمينه ازسهولت آسياب ديزلی سخن گفته درمورداجرت آن می پرسد.قمبرگل آنرابدون پرداخت حق الزحمه می داند.

زرمينه می گويدکاش ،دوسه بوجی گندم ديگررانيز آردکنند. قمبرگل صرف بار اول را بدون اجرت می داند.

بازاريابی محصولات محلی :

جمال و غفار

غفار مصروف چج نمودن نخود است که اجمل بعدازتعارف مسئلۀ خريدوفروش پشم گوسفندرا باوی درميان می گذارد.

وی درضمن ازغفار می خواهدتادراين کار با اوسهيم شود.

کارهای اعمارو بازسازی درروستاها:

شيرمحمدبه منزل فتح خان می رودوازتبديلی دوبارۀ خويش به وظيفۀ قبلی سخن می گويد. شکريه وفتح خان اظهارخرسندی می کنند.

شيرمحمدازبدست آوردن يک مقدارپول از جانب حکومت جهت اعماريک پروژۀ عام المنفعه درده بالا سخن می زند.

 شيرمحمدازبدست آوردن يک مقدارپول از جانب حکومت جهت اعماريک پروژۀ عام المنفعه درده بالا سخن می زند.

فتح خان از وی می خواهدکارپروژه رادرده پايان آغازنمايدتا بدين ترتيب يک مقدار ازپول های مذکوررا برای خودبستانند.

شيرمحمد می گويداين کار بايد باصداقت و ايمانداری پيش برده شودووعده می دهدکه درآينده درده پايان نيزپروژه مشابه را به کارخواهدانداخت.

عواقب اميدوارشدن مادرهای مبتلابه ايدز :

فاطمه ،درحاليکه متاثر است، به منزل زرمينه ،مادرش می رود . زرمينه ازتاثروی می پرسد. فاطمه ازاميدوارشدن خود می گويد.

اگر طفل آينده ام را ايدز بگيرد؟
زرمينه و فاطمه
 فاطمه اظهارتشويش می کندکه مباداطفل آيندۀ اونيز به مرض ايدز دچارباشد. زرمينه نيزدچارانديشه می شود

زرمينه اميدوار بودن رامايۀ خوشی می داندامافاطمه اظهارتشويش می کندکه مباداطفل آيندۀاونيز به مرض ايدزدچارباشد.زرمينه نيزدچارانديشه می شود.

زرمينه باگلالی مواجه می شودودربرابرسوال وی ازدوباره کوچ کردن فاطمه وجانداد به قريه سخن می گويدودرضمن از اومی پرسد:

کسانيکه به مرض ايدزمبتلااند،نوزاد شان نيز به اين مرض مبتلاخواهد بودياخير؟

گلالی تاييدنموده و مرض ايدز را ارثی می داندکه از والدين به طفل نوزادنيز انتقال می يابد.

کريم، رابعه گل خانۀ نو، زندگی نو
٢١٢٧-٢١٢٥
سمع الله و قمبر گل خانۀ نو، زندگی نو
٢١٢٢-٢١٢٤
جانباز و لعل بازخانه نو، زندگی نو
2121-2119
درخانی و انارگلخانه نو، زندگی نو
2118-2116
فاطمه خانه نو، زندگی نو
٢١١٣-٢١١٥
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>