BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت:
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانه نو، زندگی نو: ٢١١٠-٢١١٢
لعل باز، جانباز و غوتی


سروربعدازجستجودوباره به خانه برمی گرددوازوقوع حادثۀ عجيب سخن می گويد. گلالی درموردحادثه می پرسد.

سروراز بازشدن دروازۀ قلعه و نبودن ناظردرخانه سخن می گويد.

گلالی اظهارتشويش می کندکه مبادا ناظرباکدام حادثۀ بدی مواجه سده باشد. سرورچارۀ کاررا می پرسد.

گلالی می گويدخوب است که به جستجوی وی بپردازد،اماسروردرتاريکی شب اين کار را عملی نمی داند.

تک تک است!
سرور و گلالی
 شب از نيمه گذشته است. شکريه با صدای تک تک متواتردروازۀ قلعه از خواب بيدار شده وموضوع را با فتح خان درميان می گذارد.

شب از نيمه گذشته است. شکريه با صدای تک تک متواتردروازۀ قلعه از خواب بيدار شده وموضوع را با فتح خان درميان می گذارد.

فتح خان اظهار تشويش می کندکه مبادابالای اقارب ايشان کدام حادثۀ بدی آمده باشد.

باز هم دروازه کوبيده می شود. فتح خان می خواهد در را بگشايداما شکريه برای وی توصيه می کندتا ازاحتياط کامل کار گيرد، زيرا امکان دارد کدام دشمنی برای ضرر رساند آمده باشد.

فتح خان عقب دروازه می رود و از هويت شخص می پرسد. ناظر با صدای بلند خودرامعرفی می کند.

فتح خان مشوش شده از صحت مندی سرورخان می پرسد. ناظراز صحت وی اطمينان می دهد.

فتح خان ضرورت آمدن ناظر را درتاريکی شب می پرسد. ناظراز وعدۀ خويش با گلخان يادآورمی شود.

فتح خان از چگونکی کار وی با گلخان می پرسد.ناظراين موضوع راحياتی دانسته وازوی می خواهدگلخان را بااو روبرو کند.

ناظر گل خان را ديده و برای وی عيد را تبريک می گويد. گل خان باتعجب ازنرسيدن عيد سخن می گويد ودرضمن ازضرورت آمدن وی درتاريکی شب می پرسد.

ناظر، گل خان رافراموش کار می خواند. گل خان توضيح می خواهد. ناظراز وعدۀ قبلی گل خان می گويدکه می خواست تراکتوررا برايش بيآموزاند.

گلخان اين وقت شب رامناسب نمی داندودروازه را دوباره بسته می کند.

فتح خان گل خان را مورد ملامت قرارمی دهد که با اشخاص غيرعادی مانند ناظر دوستی می کند.

 ناظر برای گل خان عيد را تبريکی می دهد. گل خان باتعجب ازنرسيدن عيد سخن می گويد ودرضمن از آمدن وی درتاريکی شب می پرسد.

گل خان از آمدن ناظرغرض آموختن ترکتورسخن می زند زيراسرورخان می خواهد يک عراده ترکتورخريداری نمايد.

فتح خان اين کارآنهارابه ضررگل خان وانمود می کنداما گل خان ازدياد تراکتوررا به نفع اهالی می خواند.

دراين اثنا سميع الله می آيد واز بيهوش بودن ناظر دربيرو ن قلعۀ سخن می گويد.

آسياب ديزلی درده پايان :

مجيدمصروف آماده نمودن چوب ها جهت لت وکوب فتح خان است که سمندر می آيدوموضوع حل نمودن نصب آسياب ديزلی فتح خان را درملکيت عامه باوی درميان می گذارد. مجيدتوضيح می خواهد.

مجيد می خواهد فتح خان را بزند!
مجيد و اکبر
 سمندرمصروف ترميم ديوارخانۀ خود است که اکبر همرا ه با مرکب خود آمده و بعدازتعارف از اتفاق عجيبی سخن می گويد.

سمندرازرفتن خودواکبرنزد فتح خان يادمی کند و علاوه می دارد که بعداز مشاجره وگفتگوهای زياد توانستند فتح خان راقناعت دهندتا ازنصب آسياب ديزلی درملکيت عامه صرف نظرنمايد.

سمندرمصروف ترميم ديوارخانۀ خود است که اکبر همرا ه با مرکب خود می آيد و بعدازتعارف دربرابرسوال سمندرازانتقال گندم به آسياب بابه اسلم سخن می گويد.

سمندر نصب آسياب ديزلی فتح خان را درقریۀ ايشان به نفع همه اهالی می خواند.

اکبردرحاليکه سخن وی راتاييد می کندمی افزايدکه هدف فتح خان ازين کارتصرف ملکيت عامه بود،درغيرآن می توانست آسياب رادرزمين خودنيز نصب نمايد.

نفرت ازمريضان ايدز،باعث مايوسی آنها می گردد:

زلمی کوچ وبارجاندادرا دوباره به خانه خود انتقال می دهد. شفيقه جانداد و فاطمه را ملامت ميداندکه او و زلمی را موردخجلت قوم وخويش قرار دادند.

زلمی نفرت داشتن شفيقه رااز مرض ايدز آنها موجب همه اين سرگردانی ها می داند.
شفيقه مرض ايدز را ساری می خواند وخودرادراينمورد حق به جانب می داند.

زلمی از قول داکتر،جانداد وفاطمه را قابل دلسوزی می دانندوبه شفيقه اخطارمی دهدکه باايشان رويه نامناسب نه نمايد.

دل دردی و پيچش !
دکتر، بی بی و گلاب شاه
 بی بی گل از دل دردی و پيچش شکايت دارد. گلاب شاه،شوهرش علت رامی پرسد.

بی بی گل از دل دردی و پيچش شکايت دارد. گلاب شاه،شوهرش علت رامی پرسد.
بی بی گل امکان سرايت مرض ايدز فاطمه را به خوددور نمی داند.

گلاب شاه ايدزرا کشنده وانمود می کند و اظهار اميدمی کندکه چنين نباشد.

بی بی گل اظهارندامت می کندکه خانۀ خودرا به جانداد وفاطمه به کرايه داده بودند.
دراين اثناصحت بی بی گل وخيم تر می شود و با گفتن کلما ت بی مفهوم آرام،آرام از هوش می رود.

گلاب شاه بی بی گل را به کلينيک می بردو با وارخطايی داکترراصدا می زند. گلالی علت بی صبری آنهارا می پرسد.

گلاب شاه از تکليف بی بی گل يادآور می شودوازوی می خواهدتا هر چه عاجلتربه تداوی اش بپردازد.

داکترمصروف تداوی بی بی گل می است. بی بی گل درمورد مريضی خودمی پرسد.

ايدز!
 مرض ايدز از راازنشست وبرخاست و يک جا غذاخوردن سرايت نمی کند.
داکتر

داکتر مريضی وی را تسمم می داند که با تطبيق ادويه شفاياب خواهدشد. بی بی گل اظهارترديدمی کند.

داکترعلت را می پرسد، گلاب شاه مرض وی را ايدز می داند، وی می افزايدکه چندی دريک خانه با اشخاصيکه به اين مرض مصاب بودند ، زندگی کرده وغذاصرف نموده اند.

داکترانتقال مرض ايدز راازنشست وبرخاست و يک جا غذاخوردن رد مى کندومريضان مصاب به اين مرض راقابل دلسوزى مى دانند.

عروسى درعمر کم :

تعدادازاهالى درخانه اجمل گردهم آمده اندو مرگ نوريه را براى اجمل تسليت مى گويند.اجمل اظهارسپاس مى کند.

جانباز علت مرگ نوريه رامى پرسد. اجمل عروسى و ولادت وى رادرسن کم علت مرگ نوريه مى داند.اکبرترديد نشان مى دهد.

اجمل ازقول دوکتوران کلينيک و شفاخانه به گفتۀ خودتاکيدمى ورزد.اکبراجمل رادراين موردمقصر مى داندزيرا نوريه را درعمر کم عروسى کرده بود.

 جانباز ازاهالى قريه مى خواهدتاازمرگ نوريه عبرت گرفته دختران و خواهران خودرادرعمر کم مجبوربه ازدواج ننمايند.

جانباز ازاهالى قريه مى خواهدتاازمرگ نوريه عبرت گرفته دختران و خواهران خودرادرعمر کم مجبوربه ازدواج ننمايند.

طاهره و شاه پيرى مصروف پرنمودن کوزهاى شان از چشمه اندکه گل مکى مى آيدو باانهاتعارف مى کندودرضمن مرگ نوريه رايک حادثۀ فراموش ناشدنى مى خواند.

طاهره زنده گى را فانى دانسته وتوصيه مى نمايدتاهمه بايکديگررويۀ نيکوداشته باشند. گل مکى از روش نامناسب خود که بانوريه داشت ، اظهار ندامت مى کند.

سيلاب و پيامدهاى ناشى از آن:

غوتى جهت کوچ نمودن به خانۀ جديد، مصروف جمع آورى اسباب ولوازم خانه است ودرضمن از لعلباز مى خواهدتااجناس سنگين را خود جابجاسازد.

غوتی، جانباز و لعل باز
جانباز ،لعلباز وغوتى به خانه جديدالا عمار خودنقل مکان کرده اند.

جانبازآن دورا به سرعت عمل تشويق مى نمايد،زيراخانۀ اسبق آنها قابل زنده گى کردن نيست.

جانباز ،لعلباز وغوتى به خانه جديدالا عمار خويش نقل مکان نموده اند.

لعلباز از غوتى مى خواهدافطارى راتهيه کند وکاررا به بعداز شام موکول نمايد.غوتى مى پذيرد.

سرور و گلالی خانۀ نو،زنده گی نو
٢١٠٧ - ٢١٠٩
غوتی، جانباز و شمسخانه نو، زندگی نو
٢١٠٤ - ٢١٠٦
نسيم و کريمخانه نو، زندگی نو
٢١٠١ - ٢١٠٣
درخانی، انارگل و پيروخانه نو، زندگی نو
٢١٠٠-٢٠٩٨
زرمينه و بی بی گلخانه نو، زندگی نو
٢٠٩٥ - ٢٠٩٧
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>