BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 07:39 گرينويچ 2007 ,12 جولاى
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
خانه نو،زندگی نو: ٢٠٧٤-٢٠٧٦
زلمی، مکی و غفار

لعلباز خانه آمده وازغوتۍ می خواهد حلوا خيرات کند، زيرا زمانی که با گل محمد درمقابل خانۀ ملک آدم خان مشغول صحبت بود، بالای آنها فيرصورت گرفت.

غوتی علت را می پرسد. لعلباز حدس می زند که ممکن فير بالای گل محمد صورت گرفته باشد، زيرا وی حفاظت خانۀ ملک آدم خان را به عهده گرفته است.

غوتی ابراز انديشه می کند که گل محمد به ناحق قربانی کارهای خلاف خسرش می گردد.

پری گل ازبابت گل محمد پريشان است ونمی خواهد غذا صرف نمايد. سيد محمد، گل محمد را خود سر وانمود می، کند زيرا به توصيه اوگوش فرانمی دهد.

به خير گذشت!
نسيم، پری گل و سيد محمد
 لعلباز خانه آمده و از خانمش، می خواهد حلوا خيرات کند، زيرا زمانی که با گل محمد درمقابل خانۀ ملک آدم خان مشغول صحبت بود، بالای آنها فيرصورت گرفت.

نسيم با سراسيمگی آمده می گويد، گل محمد، درحاليکه تفنگ به شانه داشت وشتاب زده بود، سوی نامعلوم می رفت. سيدمحمد می گويد ممکن گل محمد به مقابله باکسی رفته باشد.

پری گل صبح وقت به خانۀ مرحوم نيک محمد می رود و از نسيم می خواهد تا وی رانيز با خود به دکان ببرد. نسيم رفتن پری گل را لازم نمی داند.

پری گل به رفتن خود اصرارمی ورزد و می خواهد مانع رفتن گل محمد غرض حفاظت خانۀ ملک آدم خان شود زيرا اين کار گل محمد را پر ازخطر می بيند.

گل محمد ديرتر به دکان می رسد. پری گل علت ديرآمدن وی را می پرسد، اما گل محمد به جای دادن جواب قناعت بخش، آمدن مادرش را به دکان مناسب نمی داند.

پری گل ازانتقال تفنگ توسط گل محمد ياد آور می شود. گل محمد آن را غرض حفاظت خانۀ خسرش می داند.

پری گل و نسيم
پری گل صبح وقت به خانۀ مرحوم نيک محمد می رود و از نسيم می خواهد تا وی رانيز با خود به دکان ببرد.

پری گل می گويد، درصورتيکه گل محمد تفنگ را مسترد نکرده و حفاظت خانۀ ملک را رها نکند، شيرش را به او نخواهد بخشيد.

گل محمد بنابر تقاضای مادرش به خانه می آيد. سيدمحمد و پری گل هردو از آمدن ويخوش می شوند. گل محمدتاييد می کندکه آدم خان کارهای خلاف می کند.

اما می گويد تا بازگشت ملک آدم خان، وی مجبوراست اعضای خانواده ومال خانۀ او را به خانۀ خود انتقال دهد.

ماين ،دشمن مخفی انسان :

رحيمداد نزد زلمی می رود واز وی می خواهد ساحه يی را که درآن ماين های سيم داربه مشاهده رسيده است، به زود ترين فرصت از وجود ماين پاک سازی نمايد تا پسرش الله داد رمۀ خود را به چراندن ببرد.

زلمی می گويد، گروپ ماين پاک ها منطقۀ ماين را شناسايی کرده اند و عنقريب درقسمت انفجار ماين ها دست به کار خواهندشد.

عنقريب ماين پاکی می شود!
سمندر و الله داد در حال اعمار ديوار
 گروپ ماين پاک ها ماين هارا انفجار می دهند و از او خواسته اند تا به اهالی بگويد که الی ختم پاک سازی منطقه از وجود ماين کسی به آن جا نرود.
الله داد و سمندر مصروف اعمار صنوف جديد مکتب استند که صدای انفجار مهيب به گوش می رسد.

سمندر خودرا از ديوارپائين می اندازد و ابراز انديشه می کند که مبادا جنگ آغاز گرديده باشد!

الله داد از قول زلمی می گويد گروپ ماين پاک ها ماين هارا انفجار می دهند و از او خواسته اند تا به اهالی بگويد که الی ختم پاک سازی منطقه از وجود ماين کسی به آن جا نرود.

زرمينه درموردصدای انفجارات از قمبرگل می پرسد. قمبرگل می گويد زلمی با تيم مين پاکان ساحه را از وجود ماين پاک سازی می نمايند.

زرمينه زلمی رادعای خيرمی نمايد که مردم راازشرماين نجات می دهد.قمبرگل می گويد برای وی نيز تجربه شدکه منبعد به اشيای ناشناخته دست نزند.

دراين اثنا اکبر، پدرقمبرگل برای طناب، از بازار ريسمان می آورد.

عاقبت قصه های وحشتناک برای اطفال :

عاطفه مصروف کالا شوئی است و به رحيم می گويد که عاقله سخن وی را پشت گوش می کند. رحيم از عاقله علت را می پرسد.

عاقله، عاطفه و محمد رحيم
سيد محمد ازعاقله می خواهد تا درپهلوی قصه خوانی ، با مادرش نيزهمکاری نمايد.

عاقله می گويدقصه شيروچوب شکن را که پدرش برای آنها درصنف بيان داشته بود او به سايراطفال بازگومی نمود.

پدرش ازعاقله می خواهد تا درپهلوی قصه خوانی ، با مادرش نيزهمکاری نمايد.

اهالی از نماينده گان شورای ولايتی چه توقع دارند؟

سمندر باخرسندی ازاتمام کارتعميرمکتب سخن می گويد واز مجيد اظهار خوشی می کند که درساختن کلکين ودروازه صنوف زحمات زيادی را متحمل گرديده است.

سروراظهار اميدواری می کند که درآينده درقريه آنها سرک، برق و کلينيک نيزاعمارمی گردد. رحيم مکتب راجای فراگيری علم دانسته ومی گويد:

ازآن طريق شاگردان به شناخت خداوند "ج" پی می برند وازعلم در راه نيک استفاده می نمايند.

سمندر با سيد محمد در مورد
درآينده بسيار نزديک درقريه ما سرک، برق و کلينيک نيزاعمارمی شود

شمس، عاقله و پلوشه به نسبت آبادی اتاق های جديد مکتب ترانه می خوانند.

معلم رحيم اين کارآنها راستوده علاوه می دارد که شاگردان بايد همواره در پهلوی ترانه های دگر ترانه های ملی و ميهنی رانيزبخوانند.

عاقله ازمفاد آن می پرسد. معلم رحيم می گويد که خواندن چنين ترانه ها احساس وطن دوستی رابرمی انگيزد وآنها رابه فراگيری علم و کار و تلاش تشويق می نمايد.

نفرت از مريضان ايدز،باعث مايوسی آنها می گردد:

زلمی به خانه می آيد. فاطمه از رفتن شفيقه به خانۀ غفار يادآور می شود. زلمی علت رفتن را می پرسد.

فاطمه داشتن مريضی ايدز خود وجانداد را باعث نفرت شفيقه می داند.

زلمی می گويد ايدز با نشست وبرخاست ويک جا نان خوردن ازيکی به ديگر انتقال نمی کند وشفيقه را غياباً ملامت کرده می گويد او راخواهد فهماند.

فاطمه غمگين است، جانداد می آيد وعلت رامی پرسد. فاطمه می گويد شفيقه بنابر نفرتی که از مريضی ايدز دارد از خانه قهرکرده است و زلمی نيز به دنبال شفيقه رفته است.

آيا قابل نفرت استم؟
فاطمه و جانداد
 ايدز با نشست وبرخاست ويک جا نان خوردن ازيکی به ديگر انتقال نمی کند .

جانداداز فاطمه می خواهد کالا و اثاثيه راجمع آوری کند زيرا وی دربازار ولسوالی خانۀ کرائی گرفته است و در ضمن از فاطمه می خواهد موضوع را به کسی افشا نکند.

زلمی به خانۀ غفار می رود و می گويد شفيقه روز قبل ازخانه برآمده وتاهنوز برنگشته است غفار می پرسد مبادا بين شفيقه و زلمی کدام مشاجره صورت گرفته باشد.

زلمی ترديد نشان می دهد. غفار می گويد، ممکن بالای شفيقه کدام حادثه رخ داده باشد.

ناظرياچوپان ؟

گل خان باتراکتورخوددرحال حرکت است که نا ظر وی را به توقف کردن فرا می خواند و از تباهی خود سخن می گويد. گل خان علت را می پرسد.

آيا راستی پول های که از فروش شير گوسفندانم به دست آورده ام، جعلی است؟

ناظر ازقول نسيم می گويد پول های فروش شير گوسفندان وی جعلی برآمده است.

گل خان با ديدن پول به ناظر اطمينان می دهد که پول های وی جعلی نيست. ناظر اظهار خرسندی می کند.

ثمر گلخانه نوزندگی نو
٢٠٧١-٢٠٧٣
گل خان در حال تنظيم کارخانه نو زندگی نو
٢٠٦٥-٢٠٦٧
حميده و ناظرخانه نوزندگی نو
٢٠٦٢-٢٠٦٤
فاطمه و شفيقهخانه نوزندگی نو
٢٠٦١-٢٠٥٩
بابا اسلم و رحميدادخانه نوزندگی نو
٢٠٥٨-٢٠٥٦
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>