چرا در کشمیر هند یک زن مسلمان چهره حزب بهاراتیا جاناتا است؟

منبع تصویر، Reuters
- نویسنده, سانجی موجمدار
- شغل, بخش خبری بیبی سی، سرینگار
در محله آمیرا کادال شهر سرینگار، مرکز ناحیه کشمیر تحت کنترل هند، زن جوانی با پیراهن سیاه و روسری به خانههای اهالی سرکشی میکند.
مردم در کوچههای باریک این محله پرجمعیت جمع میشوند، برخی از پنجرهها سرک میکشند، زنان دور او جمع شده برخی گونه های او را نوازش و برخی او را بغل میکنند.
این زن جوان "هینا بات" نام دارد و نامزد حزب بهاراتیا جاناتا (بیجیپی) در انتخابات محلی منطقه جامو و کشمیر است که رایگیری پنج مرحلهای آن اخیرا آغاز شده است.
خانم بات در این منطقه عموما مسلماننشین که در عین حال دولتهای هند و پاکستان بر سر مالکیت آن اختلاف تاریخی دارند، توجه بسیار زیادی به خود جلب کرده است.
دلیل اصلی توجه این است که او مسلمان است ولی از سوی بهاراتیا جاناتا، حزب ناسیونالیست هندو که در حال حاضر رهبری دولت مرکزی هند را در دست دارد، نامزد شده است.
این حزب در عرصه سیاست ناحیه کشمیر هیچگاه بازیگر مهمی نبوده و با توجه به دیدگاههای تندروانه آن در مورد رابطه پر تنش ایالت جامو و کشمیر با دولت مرکزی هند، هیچگاه در این منطقه از حمایت چندانی برخوردار نبوده است.
اما حزب بهاراتیا جاناتا تحت رهبری نارندرا مودی، که در انتخابات سراسری ماه مه امسال با آرای قابل توجهی به مقام نخست وزیری رسید، در اقدامی جسورانه قصد دارد کنترل این ناحیه را در دست بگیرد.
خانم بات در حالی که در جمع طرفداران و محافظان خود با عجله حرکت میکند میگوید:"چیزی که ناحیه کشمیر واقعا نیاز دارد توسعه اقتصادی است و این همان چیزی است که آقای مودی ارائه میدهد. جوانان ما کلافه هستند، هیچ شغل و فرصتی در این منطقه وجود ندارد. هدف ما تغییر دادن این وضعیت است."
رابطه شکننده
اما این کارزار انتخاباتی حداقل در دره کشمیر بسیار محقر و مندرس مینماید. در سراسر منطقه فقط چند پرچم و پلاکارد تبلیغاتی نصب شده و اکثر آنها به دو حزب منطقهای تعلق دارند که همیشه سیاست منطقه را در کنترل خود داشتهاند یعنی حزب "کنفرانس ملی" که اکنون دولت محلی را در دست دارد و گروه اصلی اپوزیسیون یعنی حزب "دمکراتیک مردم".
اما حزب بهاراتیا جاناتا نه فقط توجه زیادی به خود جلب کرده بلکه در کمال تعجب حامیانی هم پیدا کرده است.
سجاد لون، یکی از رهبران سابق گروههای جدایی طلب ناحیه کشمیر است و از زادگاه خانوادگیش، "کوپوارا" در این انتخابات نامزد شده است. این روستا در منطقهای دورافتاده و نزدیک نوار مرزی تقسیم کننده کشمیر تحت کنترل هند و کشمیر تحت کنترل پاکستان (موسوم به خط کنترل) واقع است و از نقاطی است که سابقا جزو مرکز اصلی گروههای مسلح جداییطلب کشمیری بود.
اوایل ماه نوامبر ملاقات آقای لون با نخست وزیر هند در دهلینو به این گمانه زنیها دامن زد که در صورت نزدیک شدن بیجیپی به داشتن آرای کافی در پارلمان ایالتی جامو و کشمیر یعنی ۴۴ کرسی که به معنی داشتن اکثریت مطلق در پارلمان است، آنگاه ممکن است دو طرف به نوعی توافق دست یابند. پارلمان ایالتی جامو وکشمیر دارای ۸۷ کرسی است.

منبع تصویر، AFP
با وجودیکه برخی از جدایی طلبان تندرو کشمیری مثل سیدعلی شاه گیلانی در مورد احتمال پیروزی حزب بهاراتیا جاناتا به شدت نگران هستند، دیگران معتقدند بعید است که پیروزی این حزب چیزی را در منطقه کشمیر تغییر دهد.
میرویس عمر فاروق، رهبر یک گروه جداییطلب میانهرو می گوید:"به نظر ما دولت محلی ایالت کشمیر اختیارات ناچیزی دارد چون همه چیز توسط دولت مرکزی در دهلی تعیین میشود. به همین خاطر شاید بد نباشد که ما مستقیما با یک حزب سراسری که قدرت را در دست دارد طرف شویم."
اما در خیابانهای شهر سرینگار شور و علاقه چندانی در مورد این انتخابات دیده نمیشود چه برسد به طرفداری از یک حزب مشخص. این شهر همین اواخر توانسته است آسیبهای گسترده سیل ماه سپتامبر را پشت سر بگذارد. در روزهای سیلاب سطح آب در محلات مرکزی شهر به سقف ساختمانهای یک طبقه رسیده بود و با وجودیکه سطح آب کاهش یافته و به حالت طبیعی بازگشته هنوز میتوان به خوبی ضایعات ناشی از سیلاب را دید.
یک مغازهدار که حاضر نیست نام خود را فاش کند میگوید:"دولت برای جبران خسارات به ما هیچ کمکی نکرده است. مغازه من آسیب دید و همه اجناس من از بین رفت. ماهها طول خواهد کشید تا من این ضررها را جبران کنم. کسی به این انتخابات اهمیت نمیدهد."
بسیاری از شهروندان سرینگار این نکته را تایید کرده و میگویند که روی کار آمدن یک دولت محلی جدید در عمل برای مردم کشمیر چیزی را تغییر نخواهد داد، به خصوص در مورد مسائلی مثل حضور سنگین نیروهای امنیتی و ارتش هند در این منطقه و قوانین سختگیرانهای که به این نیروها برای هر اقدامی مصونیت کامل میدهد.
اوایل ماه نوامبر دو نوجوان کشمیری بر اثر تیراندازی سربازان هندی در یک پست بازرسی به سوی خودرو آنها کشته شدند.
در یک اعتراف بی سابقه ارتش هند پذیرفت که این دو نوجوان بر اثر تیراندازی اشتباهی کشته شدهاند.
اما برای محمد یوسف بات پدر یکی از دو نوجوانی که کشته شد صرفا اعتراف به اشتباه کافی نیست. او می گوید:"پسرم فقط کتاب همراهش بود. نه اسلحه داشت ، نه بمب داشت. اما او را کشتند. اگر کشمیریها موقع سفر در جادهها امنیت نداشته باشند این وعده و وعیدهای پر زرق و برق در مورد ساختن جادهها و پلهای جدید واقعا چه ارزشی دارند؟"











