غفاراف: 'اگر امضای کافی جمع نکنم، استعفا میدهم'

عبدالحلیم غفاراف، رهبر حزب سوسیالیست و نامزد مقام رئیس جمهوری تاجیکستان، میگوید که اگر نتواند امضای شمار کافی طرفدارانش برای نامزدی در انتخابات را جمع آورد، از رهبری حزب استعفا خواهد کرد.
همچنین، آقای غفاراف در صحبتی اختصاصی با همکارمان مردان محمد گفته که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری او در تاجیکستان یک جامعه سوسیالیستی شکل نو که با سوسیالیسم شوروی تفاوت دارد، بنیاد خواهد کرد.
"سوسیالیسم نو" که میگویید، چه نظامی خواهد بود؟ آیا این بازگشت به سوسیالیسم دوران اتحاد شوروی نیست؟
نه، در سوسیالیسم جدید باید ارزشهای دموکراتیک، برابری، آزادی و حفظ اجتماعی مردم جای داشته باشد. از جمله، در صورت تولد کودک از زمان تولد تا سن 18 سالگی به صورت حساب او دولت در بانکها مبلغ معینی انتقال دهد که پس از 18 سالگی به کار آید.
دیگر، محدودیت در میزان نفقه یا حقوق بازنشستگی کاملاً لغو شود. مثلاً، اگر حالا من بازنشسته شوم، 624 سامانی حقوق بازنشتگی میگیرم. این حد بالای نفقه در تاجیکستان است.
سوم، کمک به خانوادههای فقیر. از طریق مهار کردن فساد به این خانوادهها کمک مالی ارائه شود. مثلاً، در سال جاری به مقدار 72 میلیون سامانی پولهای بودجه به سرقت رفته است. از طریق جلوگیری فساد از این گونه مبالغ برای بنیاد کارخانههای کوچک و ساختمان منزل برای خانوادههای فقیر استفاده خواهد شد.
یعنی، هدف اصلی ما بهبود سطح زندگی مردم است. خدمات طبی و آموزش و پرورش باید رایگان باشد.
برای پیاده کردن این اهداف مبالغ زیادی لازم است. با توجه به مشکلات اقتصادی در تاجیکستان شما از کدام راه مبلغ پیدا میکنید؟
بیشتر کارخانههای صنعتی که خصوصی شدهاند، فعال نیستند. باید دولت این کارخانهها را به اشخاص کاردان سپارد. مثلاً، کارخانه بزرگ نساجی در شهر دوشنبه که در میدان بیش از 100 هکتور جای گرفته و در زمان شوروی در این جا بیش از 13 هزار نفر کار میکردند. فعلاً در این کارخانه حدود 1000 نفر کار میکنند.
باید کارخانههای کارکرد پوست و پشم و گیاههای شفابخش بنیاد کرد. من شاهد بودم که در ناحیه طویلدره یک دانه پوست به افغانها به مبلغ 10 دلار فروخته میشد. اگر این پوست کارکرد شده و از آن حد اقل 5 کفش ساخته شود، بیش از 400 سامانی عایدات به دست میآید. از این طریق هم به بودجه مالیات وارد شده و کار برای مردم تأمین میشود.
از سوی دیگر، کارخانههای دارای اهمیت استراتژیک باید دولتی شوند. مثلاً، تولید الکل. آن وقت هم کیفیت الکل بهتر شده و هم به بودجه مبلغ هنگفت وارد میشود.
بخش اصلی برنامه انتخاباتی نامزد حزب حاکم خلق دموکرات تاجیکستان نیز ظاهراً به مسائل اجتماعی اختصاص دارد. کاهش فقر، بهبود سطح خدمات طبی و آموزش و پرورش از جمله آنهاست. تقریباً این دو برنامه مشابه همدیگرند. همین طور نیست؟
بلی، در روی کاغذ مشابه است. اما بیشتر نکات برنامههای حزب خلق دموکرات اجرا نشدهاند. مثلاً، مشکل مرکزگرمی در شهر دوشنبه. در مدت 21 سال این دولت نتوانست این مشکل را حل کند.
در مسئله مواد غذایی. کشوری که 60 در صد مواد غذایی را وارد میکند، رشد کرده نمیتواند. محصولات کشاورزی باید کاملا در داخل کشور تولید شده و پول به خارج نرود.
دیگر، از دریافت وامهای بیشتر از سازمانهای بینالمللی مالی و کشورهای خارجی خودداری کرده و در اجرای طرحها از ذخیرههای بانک ملی استفاده شود.
اگر برنامه شما با برنامه نامزد حزب خلق دموکرات موافق میبود، در انتخابات از نامزد این حزب پشتیبانی میکردید؟
نه. پشتیبانی نمیکنم. بعضیها گفتند که در انتخابات سال 2006 ریاست جمهوری گویا آرای خود را به امامعلی رحمان داده باشم. در این انتخابات من 120 هزار رأی گرفتم. حزبی که در انتخاباتها شرکت نمیکند، حزب سیاسی نیست. اگر در انتخابات پیروز هم نشدیم، به وسیله شرکت در آن سطح رشد حزب را بالا میبریم.
شما به پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری باور دارید؟
اگر باور نمیداشتم، در انتخابات شرکت نمیکردم. ما برای کسب حاکمیت مبارزه میبریم. از این لحاظ از هیچ نامزدی پشتیبانی نمیکنیم و با راه خود میرویم.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 2006 شما تنها 2.8 درصد آرا را کسب کردید. فکر میکنید، در انتخابات فعلی محبوبیت شما در جامعه تاجیکستان بیشتر شده است؟

نمیتوانم نتایج انتخابات آینده را پیشگویی کنم. اگر 210 هزار امضای طرفداران برای ثبت نام نامزدی بنده جمعآوری شود، امید است که در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری آرای بیشتری به دست خواهیم آورد.
این جا سؤالی مطرح است که نامزد حزب سوسیالیست که به طرفداری خود 5 درصد از امضای رأیدهندگان را جمعآوری کرده بود، چرا در انتخابات قبلی تنها 2.8 درصد رأی گرفت؟
من در داخل صندوق رأی نبودم، بنا بر این، سبب این حادثه را نمیدانم. امید داشتیم که آوازهای (آرای) بیشتری را به دست آریم، اما این طور نشد. شاید در جایی سهو و اشتباه کردیم یا در مناطقی که حزب ما موقع خوب داشت، کمتر تبلیغ و تشویق کردیم.
در سال جاری شیوه کار عوض شد. مثلاً، دیگر به نواحی رشت و طویلدره که طرفدار زیاد نداریم، گروه تبلیغاتی نمیفرستیم. در ولایت بدخشان نیز وضعیت حزب ما چندان خوب نیست. تنها 430 عضو داریم. دلیلش کمبود سرمایه است که نتوانستیم به این مناطق رفته و کارهای تشویقاتی انجام دهیم.
در ولایت سغد طرفداران زیادی داریم و در آن جا کارهای تشویقاتی را بیشتر میکنیم. در شهرهای کولاب و دوشنبه و نواحی رودکی و حصار نیز جانبداران حزب سوسیالیست کم نیستند.
حالا اسپانسارها یا کمک کنندگان پیدا شدهاند، وضع مالی حزب ما دارد بهتر می شود. قصد داریم نشریه و سایت اینترنتی خود را راهاندازی کنیم. به این وسیله میتوانیم خود را به مردم معرفی کنیم. در میان مردم کار کنیم.
عمدتا بیشتر احزاب سیاسی، با شمول حزب سوسیالیست، در زمان انتخابات فعال شده و به این ترتیب، از وجود خود به جامعه خبر میدهند. شما با این نظر موافقید؟
بلی، قبلا فعالیت حزب ما چنین بود. اما در حزب سوسیالیست آمادگیها به انتخابات سال جاری از دو سال قبل شروع شد و در شهر و نواحی کشور کنفرانسهای خود را برگزار کردیم. ولی نشریههای مستقل فعالیت حزب ما را نادیده گرفته و از ما انتقاد میکنند که در وقت انتخابات "بیدار میشویم."
ضمناً، برخی از نشریههای مستقل از حزب سوسیالیست به عنوان "حزب جیبی" دولت تاجیکستان نام میبرند. همچنین، شرکت شما به عنوان نامزد در انتخابات را نیز همچون جنبه دموکراتیک و آلتیرناتیف (جایگزینی) بخشیدن به نامزد حزب حاکم در انتخابات ارزیابی کردهاند. به این ادعاها پاسخ شما چه گونه است؟
اگر حزب سوسیالیست "جیبی" دولت میبود، چون دیگر حزبها در انتخابات پارلمانی برای ما نیز در پارلمان کرسی میدادند. واژه "حزب جیبی" مال اعضای سابق حزب سوسیالیست است که از این حزب رانده شدند. از جمله، میرحسین نذری یف، رهبر پیشین این حزب.
29 مراتبه آقای نذری یف مرا به اتهام غصب رهبری حزب سوسیالیست به دادگاه کشید، اما این اتهام ثابت نشد. به اداره حقوق بشر سازمان ملل شکایت برد. من در انجمن حزب در میان 3 نامزد رهبر حزب انتخاب شدم.
اگر در انتخابات فعلی ریاست جمهوری به طرفداری نامزدی بنده 210 هزار امضا جمعآوری نشود، از رهبری حزب میروم. یعنی، مادامی که در میان مردم آبروی و نفوذی نداشته باشم، چرا حزب سوسیالیست را رهبری کنم؟
از سوی دیگر، اگر امضای 5 درصد طرفداران به نامزدی خود را جمعآوری کرده نتوانم، چرا دعوای پرزیدنتی میکنم؟
اگر در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری از 5 درصد کمتر رأی گرفتید، نیز از رهبری حزب استعفا میدهید؟
استعفا بنده به انتخابات پرزیدنتی ربط نداشته، تنها به جمعآوری امضاها به طرفداری نامزدی من به انتخابات مربوط است.
برای حزب سوسیالیست در جمعآوری امضاها به طرفداری نامزد خود در انتخابات مشکلی پیش آمده است؟ مثلاً، گروههای مبتکر در جمعآوری امضا به طرفداری آینهال بابانظراوا، نامزد اتحادیه نیروهای اصلاحطلب، با مشکلاتی مواجه شده و میگویند که رؤسای شهر و نواحی با هر بهانه به برگههای امضا مهر و امضا نمیگذارند.
ما هم چنین مشکل داریم. مثلاً، رئیس شهرک سربند ولایت ختلان به گروه مبتکران حزب سوسیالیست اجازه جمعآوری امضا را نداده است. در ناحیه دنغره نیز وضعیت چنین است. در نواحی رشت و طویلدره که سازمان اولیه حزب وجود ندارد، ممکن است چنین مشکل پیش آید.
طبق قانون "انتخابات پرزیدنت تاجیکستان" نامزد به انتخابات ریاست جمهوری را ضروریست که از تمام 68 شهر و نواحی کشور امضا جمعآوری کند. حالا 5 هزار نفر از فعالان حزب سوسیالیست در هیئت گروههای مبتکران به شهر و نواحی تاجیکستان برای جمعآوری امضا رفتهاند.
کارزار انتخاباتی سرمایه زیادی میخواهد. این مقدار پول را از کجا پیدا میکنید؟
در نوبت اول صاحبکاران و تاجران کمک مالی میکنند. زیرا حزب ما در تاجیکستان صاحب آبروی و اعتبار شده و هدف ما حفظ اجتماعی مردم است. در صورت پیروزی وضع صاحبکاران و تاجران بهبود خواهد یافت.
رئیس جمهوری وعده داد که انتخابات ریاست جمهوری آزاد و شفاف و دموکراتیک برگزار خواهد شد. شما به این وعده باور دارید؟
پرزیدنت مثل شاه است. شاه را سایه خداوند در زمین میگویند. وقتی پرزیدنت چنین میگوید، باید گفتههایش اجرا شود. اما تا چه اندازه اجرا شدن این وعده پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری معلوم خواهد شد.
قانون اساسی تاجیکستان برگزاری انتخابات آزاد و شفاف و دموکراتیک را ضمانت داده است. پس چرا پرزیدنت رحمان این موضوع را مطرح کرده و وعده انتخابات آزاد و شفاف را میدهد؟
دلیلش موراجعه مردم به رئیس جمهوری در باره تأمین انتخابات آزاد و شفاف ریاست جمهوری بود و امامعلی رحمان برگزاری چنین انتخابات را وعده داد.
ولی رهبران اکثر حوزههای انتخاباتی و قطعههای (مرکزهای) رأیگیری نمایندگان حزب حاکم خلق دیموکرات بوده و آنها به قول معروف "به جایی سله کله را میآورند."
این افراد برای رئیس جمهوری "خدمت خرسانه" میکنند. آنها تلاش میکنند همه آرا را امامعلی رحمان گیرد. این گناه رئیس جمهوری نیست، این عمل افراد تملقکار است که خود را در نزد پرزیدنت خوب نشان میدهند. از این لحاظ، فکر میکنم، باز همین گونه افراد برای پرزیدنت "خدمت خرسانه" میکنند.
پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 2006 که امامعلی رحمان در آن پیروز شد، او رقیبان خود در کارزار انتخاباتی را به کاخ ریاست جمهوری دعوت کرده بود. در این دیدار به شما و رقیبان دیگر خود چه گفت و چه تحفه داد؟
ما امامعلی رحمان را تبریک گفتیم. پرزیدنت رحمان سه کتاب خود را به ما اهدا کرد. برای هیچ نفری چیزی وعده نکرد.
آخر شما، رقیبان، در تاجیکستان چندان چهرههای شناخته شده نبودید، به این دلیل امامعلی رحمان به آسانی پیروز شد. از سوی دیگر، شرکت شما به این انتخابات یک روحیه رقابت بخشید. چون دیدار پرزیدنت رحمان با رقیبان خود از طریق تلویزیون دولتی پخش شد، بیشتر افراد فکر کردند که او به عنوان سپاس از این خدمتها به شما مقامهایی پیشنهاد کرده است.
نه. به من مقامی پیشنهاد نشد. درست است که بعداً عالم بابایف، رهبر حزب اصلاحات اقتصادی و نامزد در انتخابات ریاست جمهوری سال 2006، وزیر نقلیات (راه و ترابری) تعیین شد.
به نظر من، برای نامزدی که در انتخابات 100 یا 200 هزار رای گرفت، دولت باید به او مقامی دهد. یعنی، این فرد در جامعه موقع داشته است که مردم زیاد طرفداری کردهاند.
در کشورهای پیشرفته و دموکراتیک نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در مباحثات مستقیم تلویزیونی شرکت میکنند و در جریان مباحثات حسن و قبح برنامه هر نامزد روشن میشود.
آیا در انتخابات فعلی ریاست جمهوری برگزاری چنین مباحثات میان نامزدها توسط پخش مستقیم تلویزیون در نظر است؟
در دیدار مسئولان احزاب سیاسی در کمیسیون مرکزی انتخابات و همهپرسی(کمیه) خواستار چنین مباحثات میان نامزدها شدیم. هنوز کمیه در این زمینه تصمیم خود را اعلام نکرده است.
برای آخرین بار چنین مباحثات میان نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری در تاجیکستان در ماه نوامبر سال 1991 برگزار و توسط شبکه تلویزیون به طور مستقیم پخش شده بود.
این گونه مباحثات توسط تلویزیون برای نامزدها خیلی مهم است، رأیدهندگان نامزدها را میشناسند. معمولاً، برای صحبت تلویزیونی برای هر نامزد 30 دقیقه وقت داده شده و در این مدت نامزد باید برنامه خود را به رأیدهندگان تشریح دهد. اما این مباحثه نیست، صحبت یک نفر است و چندان جالب نیست.
برای صحبت سپاس گزارم.











