ایران و سوریه، نگرانیهای رفقای سی ساله

منبع تصویر، AP
- نویسنده, حبیب حسینی فرد
- شغل, کارشناس مسائل بین الملل
بحران کنونی در سوریه به هر روند و نتیجهای که بیانجامد به احتمال زیاد بر مناسبات تنگاتنگ این کشور با ایران تاثیر منفی خواهد گذاشت. سست شدن این مناسبات دشوار و در عین حال پایدار، جمهوری اسلامی را با مشکلات محسوسی مواجه خواهد کرد.
"آمریکا با استفاده از همپیمانان اروپایی و منطقهای خود میلیاردها دلار برای تغییر ساختار سیاسی حاکم بر سوریه سرمایه گذاری میکند و شبکههای عربی منطقه مثل العربیه نیز در همین راستا اقدام به پخش سریالها و فیلمهای هدفدار میکنند." این سخنان را علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در اواخر آذر امسال به زبان آورد تا "حکمت" تصویب خارج از نوبت "لایحه موافقتنامه تجارت آزاد میان ایران و سوریه" را توضیح دهد و آن را "پاسخی دندانشکن و قاطع به آمریکا و همپیمانانش توصیف کند.
اقدام مجلس مکمل اعلام آمادگی ایران برای ساخت ۵۰ هزار واحد مسکونی در مدت یکسال در سوریه بود که بعدا ایران اعلام کرد که نتوانسته با این کشور برای ساخت واحد مسکونی به توافق برسد.
اقدامات یادشده بخشی از تلاشهای فشرده جمهوری اسلامی ایران برای کمک به حکومت بشار اسد جهت بسط نفوذ و مقبولیت در میان مردم سوریه و تقویت آن در برابر اعتراضها و تحریمهایی است که این کشور را از ماهها پیش درکام بحران فرو برده و چشمانداز بقای حکومت موجود را مبهم و تیره کرده است.
فروریزی احتمالی حکومت اسد یا تغییرات اساسی در ساختار سیاسی این کشور برای ایران نیز گران تمام خواهد شد و ضربهای اساسی به توان و امکانات جمهوری اسلامی در معادلات و رقابتهای منطقهای وارد خواهد کرد.
مناسبات دشوار و پایدار
مناسبات تنگاتنگ میان ایران و سوریه در سی سال گذشته یکی از پایدارترین و در عین حال دشوارترین روابط در مقیاس منطقهای و بینالمللی بوده است. حکومت ایران به عنوان یک رژیم مذهبی و ایدئولوژیک که با ناسیونالیسم سرسازگاری ندارد با حکومتی از در اتحاد درآمده که دیکتاتوری عرفیگراست و همچنان خود را نماینده راستین ناسیونالیسم عربی معرفی میکند.
در مخالفت و مقابله با رژیم صدام حسین که مایه اصلی اتحاد رژیمهای تهران و دمشق در دهه اول پس از انقلاب ایران را تشکیل میداد دو طرف لزوماً نزدیکی و اشتراک واحدی با نیروهای مخالف در عراق و چشمانداز آینده این کشور در دوران پس از صدام نداشتند.
در همین دهه مداخله سوریه و ایران در صحنه سیاسی لبنان نیز از مشی مشترکی در باره تقویت یا تضعیف نیروهای درون این کشور تبعیت نمیکرد و هواداری سوریه از جنبش امل و حمایت ایران از حزبالله همه جا بدون چالش و مشکل نبود.

منبع تصویر، AP
حتی در زمینه مقابله با اسرائیل که عمدهترین و پایدارترین وجه اشتراک دو حکومت ایران و سوریه در سی سال گذشته بوده این دو کشور لزوماً از مشی و استراتژی واحدی پیروی نکرده اند. بر همین مبنا شراکت سوریه در مذاکرات صلح خاورمیانه در چند سال اول دهه گذشته با مشی ایران مبنی بر لزوم "برچیدن رژیم صهیونیستی"سازگاری نداشت.
سوریه ابایی ندارد که در قبال پسگرفتن سرزمینهای اشغالی خود از اسرائیل با این کشور از در صلح درآید و موجودیت آن را به رسمیت بشناسد. ایران اما در نرمترین قراُئت از سیاست خاورمیانهای خود "برگزاری همهپرسی" در "کل سرزمینهای اشغالی" به شمول اسرائیل را تبلیغ میکند، با این امید که این همهپرسی به "برافتادن "نرم" اسرائیل بیانجامد.
هم اختلافات یادشده و هم حمایت گاه و بیگاه سوریه از دعوی مالکیت امارات متحده بر تنبهای کوچک و بزرگ و ابوموسی و نیز موضع مثبت دمشق در قبال ورود اخیر نیروهای عربستان به بحرین برای مقابله با شیعیان این کشور نیز از نمونههای دیگر دشواری در مناسبات سوریه و ایران بودهاند.
مجموعه این دشواریها و تفاوتها زمینهای بوده که به ویژه سوریه هر جا که اتکا به مناسبات با ایران کمتر ضرورت داشت، از توصیف آن به مناسباتی استراتژیک بپرهیزد و در معادلات و مناسبات منطقهای و بینالمللی راه خود را برود. این در حالی است که هم حجم ۵ میلیارد دلاری تبادلات اقتصادی میان دو کشور و هم ارزی که شمار قابل توجه زائران ایرانی هر سال به سوریه میبرند بیش از همه به سود این کشور تمام شدهاند و کمکی قابل اعتنا به اقتصاد ضعیف این کشور بودهاند.
اهمیت سوریه در معادلات منطقهای ایران

منبع تصویر، Reuters
با این همه روابط با سوریه برای ایران از چند جهت حیاتی و استراتژیک تلقی شده است. یگانگی و پایداری موضع سوریه در جهان عرب در دشمنی با اسرائیل از عوامل اصلی نزدیکی جمهوری اسلامی با این کشور بوده است. علاوه بر این، سوریه در سی سال گذشته اینجا و آنجا در تصمیمات و فعل و انفعالات جهان عرب به مصالح و منافع جمهوری اسلامی نیز بیتوجه نبوده است. به ویژه در چالش میان کشورهای عرب خلیج فارس و ایران کوشیده است که از تشدید فشارها و خصومتها علیه ایران بکاهد.
دستکم تا سال ۲۰۰۵، یعنی سال پایان حضور نیروهای سوری در لبنان، ایران برای کمک به حزبالله نیازمند هماهنگی با دولت بشار اسد بوده است. در سالهای اخیر نیز تهران در چالشی که با عربستان و غرب بر سر تاثیرگذاری بر روندهای سیاسی در لبنان و تقویت گرایشهای ضداسرائیلی و ضد غربی در این کشور داشته بیش از همه از کمکها و همراهیهای دمشق بهرهمند شده است. البته سوریه نیز منافع خاص خودش را در این ماجرا دارد و از وجود حزبالله در لبنان به عنوان اهرمی برای فشار بر اسرائیل و شکلدهی به دولتی نزدیک به دمشق در بیروت، بهره برده است.
اکثر گروههای تندرو فلسطینی نزدیک به سوریه مانند سازمان حماس مناسباتی تنگاتنگ هم با ایران دارند و ایران برای تماس و کمکرسانی و تاثیرگذاری بر آنها کمتر جای مناسبی همچون سوریه پیدا میکند.
نقش سوریه در مناسبات ایران با همسایگان
هم ایران و هم سوریه در اعمال فشار بر آمریکا برای خروج از عراق و مهار نفوذ رقبایی مانند عربستان در بغداد منافع و سیاست های نسبتا مشترکی داشتهاند، هر چند که در یارگیریهای درون این کشور بعضاً سیاست متضادی را پیش بردهاند.
اکنون اگر رژیم اسد ساقط یا حتی تضعیف شود و این کشور صاحب دولتی شود که اکثریت سنی کشور در آن دست بالا را داشته باشد بر تنظیمات سیاسی در عراق و لبنان هم تاثیر محسوسی خواهد گذاشت و بقای دولتهای شیعهمحور در بغداد و بیروت را با دستاندازهای جدی روبرو خواهد کرد.
تلاش و تکاپوی اخیر دولت عراق برای کاستن از فشارها بر دولت سوریه و حصول توافق میان آن و اتحادیه عرب بدون هماهنگی و تشویق ایران کمتر قابل تصور بوده است.
تداوم اعتراضهای کنونی در سوریه اگر به برافتادن رژیم سوریه یا حتی اجبار آن به تغییر در سیاست منطقهایاش منجر شود، ایران را از مزیتهای یادشده کم و بیش محروم خواهد کرد، قدرت رقابت و چالش آن در برابر کشورهایی مانند عربستان و اسرائیل را محدود و بر انزوا و تنگناهای آن برای تاثیرگذاری آن بر معادلات منطقهای خواهد افزود.
ایران و ترکیه به دلایل مختلف اینک در بحران سوریه در دو قطب مخالف ایستادهاند. فشار ترکیه در مجموع تا کنون متوجه برانداختن دولت بشار اسد بوده است. اگر این امر تحقق پیدا کند، چالش ایران و ترکیه در این عرصه عملاً به سود ترکیه تمام میشود و قدرت منطقهای آن را در قیاس با ایران افزونتر خواهد کرد.
برای زمامداران ایران اهمیت سوریه به قدری است که ابایی نداشتهاند که به رغم دوستیهای گرم سالهای اخیر با ترکیه و اتکا به آن برای کاستن از فشار تحریمها، این کشور را آشکارا به باد انتقاد بگیرند و سیاست سوریهای آن را "در راستای سیاستهای عربستان و آمریکا و رژیم صهیونیستی" توصیف کنند.
همه نگرانیهای یادشده عاملی بودهاند که ایران بحران سوریه را از ابتدا بیرون از چارچوب "بهار عربی" یا آن گونه که خود توصیف میکند "بیداری اسلامی" ارزیابی کند و آن را عمدتاً ناشی از توطئه خارجی بداند.
تغییر گام به گام سیاستها

منبع تصویر، Reuters
بهار عربی که آغاز شد و سرنگونی سریع دیکتاتورهایی همچون زینالعابدین بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر را به دنبال آورد حکومت ایران سر از پا نمیشناخت و این تحولات که به برافتادن دو زمامدار هوادار غرب و مخالف ایران انجامید را "ادامه انقلاب اسلامی" معرفی میکرد.
رهبری جمهوری اسلامی با رهبران حکومت سوریه اتفاق نظر داشتند که یکی از دلایل خشم و اعتراض مردم در برابر دیکتاتورهای یادشده دستشستن آنها از "مقاومت ضدصهیونیستی و ضد استکباری" است و موج "بهار عربی" یا "بیداری اسلامی" هیچگاه به سوریه که محور چنین "مقاومتی" است سرایت نخواهد کرد.
در آغاز فرورفتن سوریه در بحران، سیاست رسمی جمهوری اسلامی سکوت و نفی بحران بود، سیاستی که کموبیش رعایت آن به رسانههای مستقل نیز دیکته میشد. بحران که فراگیر شد سیاست در تهران به این سو چرخید که خبر اعتراضات و درگیریها در سوریه را بازتاب دهد، ولی آنها را "انحرافی" و ناشی از توطئهی خارجی معرفی کند.
آیتالله علی خامنهای رهبر ایران در سخنرانی خود در اول تیر امسال (روز عید مبعث) گفت که "جوهره بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، حرکت ضدصهیونیستی و ضد آمریکایی است اما در حوادث سوریه، دست امریکا و اسرائیل آشکار است و منطق و معیار ما ملت ایران این است که هرجا به نفع امریکا و صهیونیسم شعار داده شود حرکت، انحرافی است."
در ماههای اخیر اما علاوه بر تاکید بر نقش "توطئه خارجی" در حوادث سوریه، "لزوم توجه دولت سوریه به خواستهای اصلاحطلبانه و مشروع مردم" نیز در گفتمان رسمی مقامهای جمهوری اسلامی وزن و نمودی محسوس پیدا کرده است. به ویژه محمود احمدینژاد رئیس جمهوری ایران و دستگاه سیاست خارجی ایران پیشبرنده این سیاست تبلیغاتی و رسانهای دو جنبهای هستند.
این در حالی است که رسانههای نسبتاً مستقل ایران اینک بیش از پیش سعی در ارائه تصویری واقعیتر از وضعیت سوریه دارند و خود را به تبعیت از گفتمان رسمی دولت مقید نمیکنند.
در عرصه عملی نیز جمهوری اسلامی ایران امیدوار است که با کمکهای متفاوت پروژهای، مالی، لجستیکی و مشورتی دولت سوریه را در فائقآمدن بر بحران و ممانعت از گسترش اعتراضها به نقاطی که تا کنون آرام بودهاند یاری دهد. بعضاً اتهام کمکهای امنیتی و ضدشورشی ایران به سوریه هم مطرح میشود، به گونهای که آمریکا در تیر ماه گذشته حتی نیروی انتظامی ایران و دو مقام ارشد آن را با اتهام "شراکت در سرکوبهای سوریه" تحریم کرد.
نگرانی ایران از تغییر احتمالی قدرت در سوریه

منبع تصویر، khamenei.ir
در عرصه دیپلماتیک نیز تهران با پشتیبانی از اقدامات روسیه و چین در دفع فشارهای بینالمللی علیه دولت بشار اسد و در تلاش برای متقاعدکردن عربستان و ترکیه به پیشبرد سیاستی متفاوت در قبال بحران سوریه کوشیده است که "خطر" تزلزل و جابهجایی ساختاری یا سیاستی در سوریه را تا حد ممکن رفع کند. این تلاشها لزوماً با نتایج مثبتی همراه نبودهاند. حمایت از ابتکار عراق برای برقراری توافق و مصالحه میان سوریه و اتحادیه عرب نیز جزیی دیگر از این تلاشهای دیپلماتیک است.
با این همه، تداوم اعتراضها در سوریه به علاوه کشتار، نقض حقوق بشر و حاکمشدن وضعیتی شبیه به جنگ داخلی در این کشور شرایط پیچیده و مبهمی را ایجاد کردهاند که روز به روز بر دشواری خروج حکومت اسد از بحران میافزاید و موفقیت تلاشهای ایران در کنار روسیه و چین و عراق و سایر کشورهایی که در کنار این حکومت ایستادهاند را با علامت سوال بزرگتری روبرو میکند.
رفتن حکومت اسد یا بروز جنگ داخلی تمام عیار از گزینههای محتمل پیش روی سوریه هستند، اما امکان حل مسالمتآمیز بحران و قرار گرفتن سوریه در روند انتقالی گشودگی ساختار قدرت نیز هنوز از شانس معینی برخوردار است.
حتی در چنین صورتی نیز سمتگیری سیاست خارجی این کشور قطعاً مشمول تغییر خواهد شد و پایان مناسبات تنگاتنگ با ایران احیاناً از پیامدهای بارز آن خواهد بود. این تحول تشدید بیشتر انزوای ایران را در پی خواهد داشت و جمهوری اسلامی را نیز برای تغییر در سیاستهای منطقهای و احیاناً داخلی خود زیر فشار بیشتری قرار خواهد داد.











