۷۰ سالگی ناتو؛ پلیس جهان یا ائتلافی برای امنیت اعضا؟

ناتو در این ۷۰ سال تغییر و تحولات مهمی را تجربه کرده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ناتو در این ۷۰ سال تغییر و تحولات مهمی را تجربه کرده است
    • نویسنده, کیوان حسینی
    • شغل, بی‌بی‌سی

روز پنج‌شنبه چهارم آوریل (۱۵ فروردین) ناتو هفتاد ساله شد؛ یک ائتلاف نظامی سازمان‌یافته و منسجم که با اتحاد استراتژیک ۱۲ کشور غربی به دنیا آمد و تا هفتاد سالگی‌اش، به ائتلافی با ۲۹ عضو گسترش یافته و به قوی‌ترین ائتلاف نظامی جهان تبدیل شده است.

ناتو در این مدت تجربه‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته و از نظر برخی حتی ماهیتش تغییر کرده است. ضمن اینکه در نگاه کشورهایی مانند روسیه، فلسفه وجودی این ائتلاف زیر سوال است.

این میان تحولاتی تاریخی مانند حضور نظامی ناتو در افغانستان در سال ۲۰۰۳ یا مداخله نظامی این سازمان در جریان ناآرامی‌های داخلی لیبی در سال ۲۰۱۱، پرسش‌های بنیادین بیشتری را درباره چرایی وجود ناتو و ماموریتی که برای خود در نظر گرفته، در برابر کشورهای عضو این ائتلاف قرار می‌دهد.

چه آن‌گونه که منتقدین می‌گویند، ناتو بازویی نظامی برای "حفظ سلطه" کشورهای ثروتمند غربی باشد یا آن‌گونه که هوادارانش اصرار دارند، یک ابتکار نظامی برای حفظ امنیت کشورهای عضو، ناتو در نهایت یک عامل کلیدی در مناسبات بین‌المللی است که در دو دهه اخیر فراتر از مرزهای کشورهای اعضایش نقش بازی کرده است.

line
line
nato
Getty Images
سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو)

  • ۲۹تعداد کشورهای عضو

  • ۹۰۰ میلیارد دلارمجموع بودجه دفاعی-نظامی اعضای ناتو در سال ۲۰۱۷

  • بند ۵ حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا محسوب می‌شود

  • ۲۰ هزار نفرتعداد نیروی نظامی ناتو که در حال حاضر در جهان فعالند

  • سه و نیم میلیون نفرحداکثر نیروی نظامی که ناتو می‌تواند در صورت لزوم به کار گیرد

منبع: ناتو
line

ناتو چیست و چرا شکل گرفت؟

ناتو در ابتدا ابتکاری بود برای مقابله با قدرت نظامی اتحاد جماهیر شوروی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ناتو در ابتدا ابتکاری بود برای مقابله با قدرت نظامی اتحاد جماهیر شوروی

روز تولد ناتو یادآوری مناسبی است برای این موضوع که ناتو در ابتدا چرا به وجود آمد؟ این ائتلاف نظامی در سال ۱۹۴۹ میلادی و اندکی بعد از اینکه اتحاد جماهیر شوروی نخستین بمب اتمی خود را آزمایش کرد شکل گرفت.

در نخستین سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، نگرانی کشورهای غرب اروپا و آمریکا خیلی زود متوجه گسترش کمونیسم و تهدیدهایی شد که از سوی مسکو متوجه‌شان شده بود. در این زمان که هنوز بریتانیا و فرانسه به قدرت اتمی تبدیل نشده بودند، بمب اتمی شوروی خیلی زود به کابوس اروپا تبدیل شد که شب‌ها با وحشت تهاجم نظامی مسکو، سر بر بالین می‌گذاشت.

دو سال قبل‌تر، فرانسه و بریتانیا ائتلاف نظامی "دانکرک" را به وجود آورده بودند تا در روزگار جنگ و تهاجم، در یک جبهه بجنگند؛ ابتکاری که ریشه در دهها سال دیپلماسی اروپا و سابقه طولانی تشکیل ائتلاف‌هایی از این دست داشت.

بمب اتمی شوروی، نه فقط بریتانیا و فرانسه، بلکه کشورهای دیگر غرب اروپا مانند ایتالیا و بلژیک و هلند را هم نگران کرد. در نهایت ۱۰ کشور اروپایی به همراه آمریکا و کانادا پیمانی را امضا کردند که بر اساس یکی از بندهای معروف آن، حمله به یکی از این ۱۲ کشور، حمله به همه آنها تلقی می‌شد.

از اینجا غرب اروپا عملا در زیر سایه حفاظت سلاح هسته‌ای آمریکا قرار گرفت. تا اینکه سه سال بعد بریتانیا و ۱۱ سال بعد فرانسه هم بمب هسته‌ای ساختند. اما آنچه که رقیب سرخ را به واکنش واداشت، نه خود ائتلاف یا تسلیحات اتمی، بلکه پیوستن آلمان غربی به ناتو در سال ۱۹۵۵ بود؛ کشوری که بعد از جنگ دو پاره و میدان مبارزه همه جانبه دو ابرقدرت زمان بود.

تشکیل ائتلاف نظامی "پیمان ورشو" در همان سال، با محوریت شوروی و حضور کشورهای اقماری بلوک شرق، پاسخی بود برای ناتو و جنگ سردی که ظاهرا در آستانه یک جنگ واقعی تمام عیار قرار گرفته بود؛ جنگ جهانی سوم که هم رمان‌نویس‌ها و فیلسمازها درباره آن تخیل می‌کردند و هم نظریه‌پردازان علوم سیاسی و روابط بین‌الملل درباره‌اش می‌نوشتند.

در نهایت از جنگ جهانی سوم بین بلوک شرق و غرب خبری نشد و ناتو و ورشو هرگز به سوی هم به شکل مستقیم گلوله‌ای شلیک نکردند. سرانجام سال ۱۹۸۹ میلادی و انقلاب مخملی چکسلواکی از راه رسید و دومینوی سرنگونگی حکومت‌های کمونیستی به فروپاشی دور از انتظار اتحاد جماهیر شوروی و انحلال کامل پیمان ورشو انجامید.

۷۰ سال گسترش ناتو. . .
line

چرا ناتو بعد از فروپاشی شوروی منحل نشد؟

میخائیل گورباچف (راست) در کنار هلموت کوهل صدراعظم وقت آلمان غربی. موافقت گوراچف با عضویت آلمان متحد در ناتو عملا آخرین مانع را از سر راه اتحاد آلمان برداشت

منبع تصویر، AFP

توضیح تصویر، میخائیل گورباچف (راست) در کنار هلموت کوهل صدراعظم وقت آلمان غربی. موافقت گوراچف با عضویت آلمان متحد در ناتو عملا آخرین مانع را از سر راه اتحاد آلمان برداشت

بعد از فروپاشی بلوک شرق و انحلال پیمان ورشو، نه تنها فلسفه وجودی ناتو با پرسش روبه‌رو شد، بلکه مجادله‌ای آغاز شد که تا همین امروز هنوز پاسخ روشنی نیافته: قولی که رهبران بلوک غرب به میخائیل گورباچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی دادند.

درباره هرگونه قول و قرار مرتبط با ناتو به گورباچف، اختلاف نظری جدی وجود دارد. روایت غالب طرفداران مسکو این است که در سال ۱۹۹۰ و در جریان مذاکرات اتحاد آلمان، به گورباچف اطمینان داده شده که ناتو هرگز به سوی شرق گسترش نخواهد یافت. اما صحت و سقم این وعده زیر سوال رفته است.

در نهایت بعد از انحلال پیمان ورشو و پایان جنگ سرد، نه تنها ناتو به حیاتش ادامه داد، بلکه با جدیت به سوی شرق اروپا گسترش یافت و به رغم اعتراض‌های مکرر و دلخوری قابل توجه رهبران روسیه (هم بوریس یلتسین دراین‌باره بارها اعتراض کرد و هم ولادیمیر پوتین)، ناتو با روسیه هم مرز شد.

این پیمان نظامی در واقع از فردای فروپاشی برای جذب کشورهای مرکز و شرق اروپا دست به کار شد و سرانجام با پیوستن جمهوری چک، لهستان و مجارستان در سال ۱۹۹۹ نشان داد که حتی اگر واقعا ماجرای وعده به گورباچف واقعیت داشته، دیگر علاقه‌ای به پایبندی به چنین وعده‌ای در میان اعضای ناتو وجود ندارد.

روند گسترش ناتو در نهایت حتی به کشورهایی که زمانی از اقمار شوروی محسوب می‌شدند ختم نشد و در سال ۲۰۰۴ با پیوستن لتونی، لیتوانی و استونی (کشورهای حوزه دریای بالتیک)، جمهوری‌های سابق شوروی نیز در دایره کشورهایی قرار گرفتند که در نهایت از ناتو سردرآوردند. گویی دیگر هیچ خط قرمزی برای گسترش ناتو وجود نداشت.

افزایش تعداد اعضای ناتو تا امروز ادامه داشته. آخرین عضو این ائتلاف مونته‌نگرو است که در سال ۲۰۱۷ به آن پیوسته و همزمان کشورهایی مانند صربستان و بوسنی نیز در مسیر پیوستن به ناتو قرار دارند.

ضمن اینکه بر اساس سیاست "درهای باز" ناتو، درهای این سازمان به روی تمامی کشورهای حوزه یورو-آتلانتیک باز است. بدین ترتیب نه تنها تمام کشورهای اروپایی بلکه تمام جمهوری‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی (حتی جمهوری‌های آسیایی که در دسته کشورهای یورو-آتلانتیک دسته‌بندی می‌شوند) می‌توانند عضو ناتو شوند. شروط اصلی ناتو برای عضویت شامل پذیرش وظایف عضویت، مشارکت در امنیت دسته‌جمعی و اشتراک ارزش‌های ناتو از جمله دموکراسی، اصلاحات و حاکمیت قانون است.

یک سرباز آلمانی ناتو در حال کمک به پناهجویان در کوزوو در سال ۱۹۹۹

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یک سرباز آلمانی ناتو در حال کمک به پناهجویان در کوزوو در سال ۱۹۹۹

روسیه - یا دقیق‌تر ولادیمیر پوتین - می‌گوید که ناتو به خاطر روسیه منحل نشد و همواره در تلاش است تا همچنان نقش یک نیروی نظامی بازدارنده را در برابر مسکو بازی کند. اما ناتو و کشورهای عضو آن می‌گویند که مساله آنها امنیتشان است و بس.

این میان چندین تحول تاریخی نیز از زمان فروپاشی شوروی رخ داده که از نظر ناظران بر ماهیت ناتو به عنوان یک ائتلاف دفاعی متکی بر ایده امنیت دسته‌جمعی اثر چشمگیری گذاشته است. نخستین تحول، مربوط به جنگ بالکان بود. در سال ۱۹۹۵ ناتو از سوی شورای امنیت سازمان ملل ماموریت یافت تا بر توافق صلح بوسنی و هرزگوین نظارت کند.

در این زمان برای نخستین بار در تاریخ ناتو، این سازمان به شکل فعالانه نخستین گروه چند ملیتی اقدام نظامی خود را با نام "ایفور IFOR" تشکیل داد و به بالکان فرستاد. اما این پایان تغییر و تحولات ناتو در بالکان نبود. اتفاق مهم‌تر چهار سال بعد و در سال ۱۹۹۹ رخ داد. در این سال نیروهای ناتو به مدت ۱۱ هفته در عملیات نظامی بیرون راندن صرب‌ها از کوزوو وارد شدند و با شکست دادن صربستان زمینه پایان دادن به جنگ بالکان را فراهم کردند.

عملیات کوزووی ناتو، بزرگترین عملیات نظامی این سازمان از زمان تاسیس تا آن روز بود. و البته نخستین عملیات نظامی ناتو که بدون قطعنامه و تایید سازمان ملل، علیه یک کشور مستقل انجام شد. ناتو در این عملیات نه در قامت یک ائتلاف نظامی که از کشورهای عضو دفاع کند، بلکه همچون نیروهای نظامی فراملی عمل کرد تا آن‌گونه که رهبرانش می‌گفتند جلوی کشتار بیشتر مسلمانان را بگیرد.

در نهایت تا اینجای کار بسیاری اعضای ناتو که خود کشورهای اروپایی بودند از جنگی در قلب اروپا صحبت می‌کردند که می‌توانست امنیت آنها را به شکل مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر قرار بدهد و استدلال می‌کردند که نمی‌توانند به آنچه در همسایگی‌شان در بالکان رخ می‌دهد، بی‌تفاوت باشند.

line

آیا ناتو به 'پلیس جهان' تبدیل شده است؟

زنان افغان در حال عبور از کنار یک سرباز هلندی ناتو

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، زنان افغان در حال عبور از کنار یک سرباز هلندی ناتو

تغییرات ناتو اندکی بعد و بعد از حملات ۱۱ سپتامبر، چرخش دیگری را نیز تجربه کرد که ماهیت این ائتلاف را به مرزهای جنجال‌آفرین کنونی نزدیک کرد. آمریکا به رهبری جرج بوش پسر، بعد از این حملات اعلام کرد که کشورش "جنگ علیه ترور" را آغاز می‌کند. ناتو از همان ابتدا حملات ۱۱ سپتامبر را حمله به یکی از اعضا تلقی کرد و اعلام کرد که این ائتلاف در کنار آمریکا ایستاده است. به بیان دیگر برای نخستین بار در تاریخ ناتو در پی حملات یازده سپتامبر، بند پنج معروف از اساسنامه ناتو فعال شد.

اما زمانی که آمریکا تصمیم گرفت با تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی به افغانستان حمله کند، نام ناتو در ائتلاف دیده نمی‌شد و تنها برخی از اعضا، به شکل مستقل به این ائتلاف به رهبری آمریکا پیوستند. این تصمیم استراتژیک موجب شد تا ائتلاف حمایت روسیه را در جنگ افغانستان از دست ندهد.

در این دوران، چشم‌اندازی جدی برای کاهش اضطراب روسیه از حیات و فعالیت ناتو شکل گرفته بود و در سال ۲۰۰۲، نهادی با نام "شورای ناتو-روسیه" یا "NRC" تشکیل شد تا روسیه هم‌وزن اعضای ناتو در سیاستگذاری‌های "مبارزه با تروریسم" نقش داشته باشد.

در سال ۲۰۰۳ که آمریکا برای جنگ عراق آماده می‌شد، پای ناتو به افغانستان باز شد و نیروهای این سازمان بر اساس قطعنامه‌ای که در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد، وظیفه صلح‌بانی در این کشور را بر عهده گرفتند. و یکی دیگر از اقدامات تاریخی ناتو رقم خورد چرا که برای نخستین بار در تاریخ این سازمان، سربازان ناتو خارج از مرزهای اروپا نیز وارد عملیات نظامی شدند. و همزمان استدلال‌های حقوقی برای چرایی چنین تصمیمی از سوی شورای امنیت به بحث‌های مهمی دامن زد که تا امروز ادامه داشته است.

نیروهای ناتو در حال آموزش سربازان عراقی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نیروهای ناتو در حال آموزش سربازان عراقی

ورود ناتو به افغانستان در وضعیتی رخ داد که قدرت‌هایی مانند روسیه یا چین نه علاقه‌ای به پرداخت هزینه‌های باقی مانده از جنگ افغانستان داشتند و نه نیاز استراتژیکی برای پر کردن جای خالی آمریکا در این کشور احساس می‌کردند. این وضعیت شاید بعدتر تغییر کرد، اما اثری که چنین عملیاتی بر ناتو گذاشت، هرگز تغییر نکرد.

برعکس در سال ۲۰۱۱ میلادی، ناتو در ناآرامی‌های لیبی نیز به یک مداخله نظامی بی‌سابقه دست زد و برای "محافظت از جان غیرنظامیان" در جریان اعتراض‌ها به معمر قذافی، بر فراز این کشور منطقه پرواز ممنوع اعمال کرد. مداخله ناتو در لیبی در نهایت به سقوط قذافی منجرشد که بار دیگر، اقدامی تاریخی برای این ائتلاف محسوب می‌شد. حالا دیگر ناتو نه فقط پلیسی بود که برای حفاظت و امنیت وارد می‌شد، بلکه نیرویی بود که در تغییر رژیم هم نقش بازی می‌کرد.

در این مدت، جنگ روسیه و گرجستان در سال ۲۰۰۸ و تحولات اوکراین در سال ۲۰۱۴، دلایلی مشابه با دلایل جنگ سرد برای وجود ائتلافی شبیه به ناتو را تقویت کرد. اگر چه این کشور در جدال با روسیه - نه در اوکراین نه در گرجستان - واکنشی مشابه افغانستان و لیبی از خود نشان نداد، اما برای افکار عمومی بسیاری از کشورهای عضو، به ویژه در شرق اروپا، دلایل محکمه‌پسند کافی شکل گرفت که ناتو همچنان یک نیاز ضروری است.

line

چه آینده‌ای در انتظار ناتوست؟

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا چه در زمان تبلیغات انتخاباتی و چه در زمان ریاست‌جمهوری‌اش علیه ناتو سخنانی را به زبان آورده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا چه در زمان تبلیغات انتخاباتی و چه در زمان ریاست‌جمهوری‌اش علیه ناتو سخنانی را به زبان آورده است

به رغم اینکه مخالفان ناتو می‌گویند این ائتلاف در خدمت "سلطه‌طلبی" کشورهای غربی است، اما نه تنها در میان این کشورها بر سر سرنوشت ناتو توافق‌نظر وجود ندارد، بلکه این ائتلاف با چالش‌هایی نیز روبه‌رو است.

نخستین و کلیدی‌ترین ایده‌ای که می‌تواند موجودیت ناتو را به شکل بی‌سابقه‌ای زیر سوال ببرد، افزایش همگرایی اروپاییان در چارچوب نهاد اتحادیه اروپا و عمق بخشیدن این همگرایی در حوزه نیروهای نظامی و مسایل امنیتی-دفاعی است.

در حال حاضر، این حوزه یکی از ضعیف‌ترین بخش‌های همگرایی است و توافق‌هایی نه چندان عمیق و کلیدی در این زمینه به دست آمده. یکی از موانع اصلی افزایش همگرایی اروپایی و کمرنگ‌بودن چشم‌اندازی برای تشکیل یک "ارتش متحد اروپا"، خود ناتوست. مخالفان ایده ارتش اروپا می‌گویند که با وجود ناتو اصولا نیازی به چنین ارتشی نیست.

چالش دیگر ناتو یک اتفاق دور از انتظار و تا‌اندازه‌ای نامتعارف در مناسبات این ائتلاف نظامی است: عقاید رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا درباره ناتو. مساله این است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری فعلی آمریکا، اظهارنظرهایی ضد و نقیض درباره اهمیت ناتو بیان کرده و به طور مشخص درباره میزان هزینه‌هایی که ناتو روی دست کشورش می‌گذارد، همیشه منتقد است.

فوری‌ترین اثر بی میلی آمریکا به پرداخت هزینه‌ها و حفظ موقعیت هژمونیک در ناتو، افزایش بی‌سابقه ابراز تمایل به ایده تشکیل ارتش اروپا در میان رهبران اتحادیه اروپا بود.

nato

منبع تصویر، Getty Images

اما از آن سو، این انتظار که باقی کشورهای ناتو تلاش کنند با پرداخت پول بیشتر، دونالد ترامپ را راضی نگاه دارند هنوز به حقیقت تبدیل نشده است و همچنان اعضای اروپایی ناتو سهم بسیار کمتری از هزینه‌های این نیرو را پرداخت می‌کنند. این میان صحت ادعاهای رئیس‌جمهوری آمریکا و قواعد فعلی درباره میزان پرداخت‌ها و میزان هزینه کردن در قوای نظامی داخلی، چه از سوی رهبران اروپایی و چه از سوی برخی رسانه‌ها زیر سوال رفته است.

اعضای ناتو همه توافق کرده‌اند که تا سال ۲۰۲۴، دستکم دو درصد از میزان تولید ناخالص داخلی خود را صرف هزینه‌های دفاعی و نظامی کنند؛ تعهدی که گویا هنوز برخی کشورهای ثروتمند علاقه‌ای به اجرای آن ندارند.

مجادله دونالد ترامپ و ناتو به حدی جدی شد که قانونگذاران کنگره آمریکا تصمیم گرفتند با تصویب قانونی به نام قانون حمایت از ناتو، راه را بر خروج احتمالی آمریکا از ناتو ببندند و تهدیدهایی را که هرازگاهی از سوی او بیان می‌شود بی‌ثمر کنند. این طرح در مجلس نمایندگان آمریکا تصویب شده و در انتظار زمان رای‌گیری در مجلس سنای این کشور است.

ناتو زمانی با هدف حمایت آمریکا از اروپای غربی حیاتش را آغاز کرد. در حال حاضر کشورهای عضو در مجموع بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار در سال صرف هزینه‌های دفاعی و نظامی می‌کنند و که در ابعاد جهانی رقمی بسیار خیره‌کننده است. این رقم و قدرت نظامی کشورهای عضو به آنها قدرت دفاعی قابل ملاحظه‌ و پرستیژ امنیت منحصر به فردی اعطا می‌کند.

اما بدون آمریکا، همه این مزایا به چشم برهم‌زدنی از بین خواهد رفت. به همین دلیل نیز رئیس‌جمهوری چون ترامپ برای نخستین بار در تاریخ این ائتلاف، یک پاشنه آشیل سرنوشت‌ساز را نمایان کرد: آمریکا؛ پاشنه آشیلی که هر چند فعلا پوشانده شده، اما از بین نرفته است.

میزان بودجه نظامی اعضای ناتو. . .