فوتبال ایران چگونه بدون اردو و بدون لیگ به المپیک مسکو صعود کرد

منبع تصویر، ty
- نویسنده, مهدی رستمپور
- شغل, خبرنگار و مفسر ورزشی
پانزدهم شهریور ۱۳۵۷ پرونده فوتبال در سلسله پهلوی، با شکست ایران مقابل شوروی در دیداری دوستانه بسته شد. تیم ملی بیش از یکسال در محاق بود. برای مسابقات مقدماتی المپیک، حسن حبیبی مامور تشکیل تیم ملی شد.
حشمت مهاجرانی خانه نشین است. پرونده جام تخت جمشید مثل خیلی از آدمهای فوتبال بایگانی شده و مسابقات سراسری دیگری هم در کار نیست. تغییراتی شگفتانگیز در مدتی کوتاه. تقریبا هیچ چیز به گذشته شباهت ندارد. به ناصر نبوی که تا همین پارسال دروازهبان تیم ملی بوده و الان مشغول همکاری با دولت موقت است، گفتند بیا و مسئولیت ورزشی بگیر، پاسخ میدهد مسئله ما الان فوتبال نیست.
القاب سرطلایی و پاطلایی که متعلق به همایون بهزادی و حمید شیرزادگان بود، چیزی مانند "نشانهای طاغوتی" است و بندی از اتهامات انقلابیون علیه خانواده آشفته فوتبال ایران! بعدا جمله عبدالعلی چنگیز مهاجم جوان استقلال، روی جلد کیهان ورزشی میرود: "بیایند و ببینند که ما سرطلایی و پا طلایی نیستیم."
حسن حبیبی تیمش را برای برپایی اردو به بوشهر برده اما انجمن تبلیغات اسلامی استان بوشهر با حمله به اردو و صدور بیانیه، تیم ملی را فراری میدهد. آنها میگویند: "آیا بهتر نبود به جای دلقک بازیهای انگلیسی و آمریکایی و به اصطلاح در میادین بینالمللی درخشیدن، در روستاهای محروم، کنار برادران زحمتکش جهاد سازندگی بدرخشند؟"
حسن حبیبی درباره آن روزها گفته: "دیدم خطرناک است. تیم را برداشتم و آمدم شیراز. با این وضعیت رفتیم سنگاپور."
ششم اسفند ۵۸ در سنگاپور، تیمی که حتی از ادامه حیات خود در فردای ایران مطمئن نیست، فوتبال ملی در عصر انقلاب را با تساوی بدون گل مقابل کره شمالی آغاز میکند. دو روز بعد، یک دقیقه قبل از سوت پایان، ایران از شکست در برابر چین گریخت و تساوی دیگری رقم زد.
عبدالرضا برزگری گل اول را زد. ویدئویی به جا نمانده اما مطبوعات سنگاپور مینویسند گل به یاد ماندنی. تا ۹ دقیقه به پایان، ایران با همین گل پیش بود اما از این لحظه به بعد سه گل به ثمر رسید.
چین با دو گل دیرهنگام تا دقیقه ۸۹ برنده بازی بود اما محمود ابراهیمزاده یار تعویضی در نیمه دوم، در اولین بازی ملیاش را برگزار کند، یک دقیقه قبل از پایان بازی، گل مساوی را زد.
تیم بدون تمرین و بدون لیگ و بدون بازی تدارکاتی، رفته رفته آمادهتر میشود. اعتماد به نفس بازیکنان احیا شده، ما ایرانیم، قهرمان جام ملتهای آسیا و نماینده این قاره در جام جهانی.
مقابل سنگاپور و ۶۰ هزار تماشاگرش ایران تیم برتر بود. نواختن ۹ کرنر در برابر تیمی که خطری روی دروازه ایران ایجاد نکرد. ابراهیمزاده که این بار فیکس شده گل اول را میزند. فرکی و علیدوستی هم گلهای بعدی را که نخستین گل ملی هر دو مهاجم است برای ثبت نخستین پیروزی پس از انقلاب.
عکسهای تیمی از تمرین و مسابقات تیم ملی در مسابقات مقدماتی المپیک ۱۹۸۰ مسکو

منبع تصویر، h

منبع تصویر، g

منبع تصویر، f
آخرین باری که تیم ملی برنده شد، ۲۱ ماه قبل بود. از آن تیمی که غنا را شکست داد فقط سنجری، خبیری و دینورزاده در این بازی حضور دارند.
در برابر هندوستان، برزگری و علیدوستی دو گل برتری را میزنند. سپس جشنواره گل مقابل سریلانکا. داور فیلیپینی ۱۱ بار وسط زمین را نشان داد تا پرگلترین برد تاریخ فوتبال ایران رقم بخورد.
حسین فرکی و بهتاش فریبا هت تریک کردند. دو گل برزگری زد و یکی هم علیدوستی. رضا نعلچگر اولین گل ملیاش را جشن گرفت، امیر مرزوقی نیز اولین بازی ملیاش را.
جفری لاو گزارشگر سنگاپوری نوشت: "نرمش عالی ایرانیها برای فینال چهارشنبه. سری لانکا با ۳۲ گل خورده به پایان مسابقات رسید."
دوباره بازی با سنگاپور، بوی المپیک میآید و حتی صعود به جام جهانی ۱۹۸۲. اما هیچکدام! هنوز خود پروین هم نمیداند این آخرین بازی ملی اوست. روزی که تیم ملی حال و هوای فرمانروای فوتبال آسیا را به یاد آورد، فرکی ۲ گل زد. فریبا و برزگری هم یکی یک گل.
سروش نیر (Suresh Nair ) ژورنالیست سرشناس سنگاپوری، گزارش بازی را به ستایش ستاره شماره ۸ ایران اختصاص میدهد. "مروارید سیاه به تنهایی اشک مدافعین سنگاپور را درآورد. یک بمب زنده با موهای آفریقایی که پا به توپ حتی در برابر پنج یار هم مشکلی نداشت. با فریب بدن، دریبلینگ عالی و شتاب مناسب، رهبر تیم ایران بود و عذابی برای صمد آلاپیتچای دروازهبان سنگاپور."
پروین میگوید به عبدالرضا اجازه دادیم تا مهارتهایش را به نمایش بگذارد. او توانایی عبور از هر مدافعی را دارد. حبیبی هم ستاره جوان آبادانیاش را سوپر استار بازی نهایی مینامد و به رسانه سنگاپوری میگوید: وقتی آمدیم گفتم تعویض طلایی من در نیمه دوم است اما او به همه ما ثابت کرد که در اشتباهیم.
مجله دنیای ورزش هم فروردین ۵۹ مینویسد: "اگر حسن روشن پدیده فوتبال ما در پنج سال اخیر بود، این بازیکن دو پا پدیده پنج سال بعدی فوتبال ایران است."
اما پنج سال بعدی در کار نخواهد بود و عبدالرضا در سال ۱۳۵۹، برای ادامه فوتبالش به باشگاههای عربی خواهد رفت تا دوران ملی او در ۲۲ سالگی به پایان برسد!
سیزدهم اردیبهشت ۵۹، شورای انقلاب به دلیل "حمله شوروی به خاک افغانستان" از تحریم المپیک مسکو خبر داد. گرچه پیش از پایان جنگ شوروی و افغانستان و دقیقا پس از المپیک، مناسبات ورزشی با شوروی را از سر گرفت!
مصطفی چمران وزیر دفاع گفت قبلا موافق تحریم المپیک بوده اما نظرش تغییر کرده. معینفر وزیر نفت هم با شعار "نه شرقی، نه غربی" از تحریم المپیک استقبال کرد. علی پروین گفت اگر برویم نماینده شایستهای برای ایران انقلابی خواهیم شد. هنوز این امیدواری وجود داشت که آیت الله خمینی با اعزام ورزشکاران به مسکو موافقت کند.
منصور برزگر در ملاقات با آیت الله خمینی می گوید: "روز مبعث است و آمده ایم از شما عیدی بگیریم. کشورهایی که المپیک را تحریم کردهاند یاران آمریکا و صهیونیسم هستند. حداقل با اعزام پنج نفر که شانس مدال دارند موافقت کنید تا با مشت گره کرده، نماینده ایران انقلابی باشند."
آیت الله خمینی در پاسخ میگوید: "کسی شما را بابت نرفتن به المپیک شماتت نخواهد کرد." این ملاقات، نقطه پایانی اردوهای تدارکاتی المپیک است. ورزشکاران به جای مسکو راهی خانههای خود میشوند.
آیت الله خامنهای سال بعد در مصاحبه اختصاصی با مجله دنیای ورزش از مخالفت خودش و تعدادی دیگر از اعضای شورای انقلاب برای تحریم خبر داد.
آیا مدیران ورزش پیش از صدور بیانیه شورای انقلاب، از رایزنی با شورا غافل شده بودند؟ رهبر بعدی جمهوری اسلامی با نام بردن از حسین شاه حسینی و مصطفی داودی تاکید کرد: "شاه حسینی فقط دو بار به شورا مراجعه کرد و داودی را نیز فقط یک بار در تلویزیون دیدهام."











