مسابقاتی گمشده در تاریخ ورزش؛ ماجرای حضور بریتانیا در 'المپیک پرده آهنین'

منبع تصویر، Rex Features
- نویسنده, مایک هنسن
- شغل, بیبیسی
جین میچل کلید را در قفل چرخاند و در را باز کرد.
او به خوبی آنچه که بعد از آن دید را به خاطر دارد: "یک تخت کوچک یک نفره، یک وسیله عجیب در حمام که به نظر میرسید ترکیبی از دوش و وان است، کاغذ دیواری نامرغوبی که پر بود از لکههای روغن و انگار مال ۱۰۰ سال پیش بود."
سه هفته پیش از آن، در روز ۲۸ ژوئیه ۱۹۸۴، مردی یا یک کولهپشتی پرنده (جت پک) به ورزشگاه یادبود کولوسئوم، لسآنجلس پرواز کرد تا مسابقات المپیک به میزبانی این شهر را افتتاح کند. اما در دورانی که جهان به دو قطب مخالف تقسیم شده بود، میچل در سویی دیگر قرار داشت.
میچل نه در لسآنجلس که در پراگ بود و به جای دهکده المپیک در هتلی با ساختمانی کم ارتفاع اقامت داشت. او بجای المپیک در "بازیهای دوستی" رقابت میکرد.
بازیهای دوستی، جایگزین مسابقات المپیک در کشورهایی با یک جهانبینی متفاوت بود. چهار سال پس از آن که آمریکا و گروهی از همپیمانان این کشور از شرکت در المپیک ۱۹۸۰ مسکو سرباز زدند، اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش برای تلافی مسابقات لسآنجلس را تحریم کردند.
پراودا، روزنامه دولتی شوروی سابق نوشت بازیهای دوستی که توسط اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اقماریاش سازماندهی شده، نشان میدهد که "جامعه سوسیالیستی امکانات مناسبتری برای رشد همه جانبه جسمی و روحی انسانها فراهم میکند."
سرگئی بوبکا، رکورددار سابق پرش با نیزه جهان که آن زمان جوانی ۲۰ ساله و شاداب بود، حتی از این هم فراتر رفت. خبرگزاری رسمی اتحاد جماهیر شوروی به نقل از او گفت: "حیف که روحیه سودآوری مشعل المپیک لسآنجلس را تیره و تار کرد."
"احساسات شدید و بیمارگونه ضد اتحاد جماهیر شوروی و ضد سوسیالیسم در آمریکا مانع از شرکت ورزشکاران بیشتر کشورهای سوسیالیستی در بازیهای المپیک شد. ما امیدواریم که رقابتهای 'دوستی' بار دیگر قدرت ورزشکاران کشورهای سوسیالیستی و وفاداری آنها به آرمانهای المپیک را به تمامی جهان نشان دهد."
میچل آن زمان ۲۱ ساله بود و با نام خانوادگی پیش از ازدواج خود، اندروز در مسابقات شرکت میکرد . نه او و نه هیچیک از اعضای تیم چهار نفره ورزشکاران زن بریتانیا نمیدانستند چه چیزی انتظارشان را میکشد.
مهمتر از همه این که وقتی داشت اتاق نسبتا خالی از اثاثیهاش در هتل را وارسی میکرد، چمدانی به همراه نداشت.

بازیهای دوستی مراسم افتتاحیه خودش را داشت که در شهر مسکو برگزار شد؛ مراسمی با کولهپشتیهای پرنده کمتر و پیامهای سیاسی بیشتر.
در ورزشگاه لنین، نزدیک به ۱۰۰ هزار تماشاچی از جمله میخائیل گورباچف، رهبر آینده کشور که در جایگاه ویژه نشسته بود، به دستههای مختلف رقصندگانی چشم دوخته بودند که حرکاتی از پیش طراحی شده را به دقت اجرا میکردند.
روی پرچمهای برافراشته در ورزشگاه پیامهایی برای آگاهی رسانی در رابطه با "سلامت مردم" و جایگاه ورزش در تازهترین برنامه ۵ ساله دولت کمونیست" نوشته شده بود.
دست آخر هم ترانهای به اجرا در آمد که به طور خاص برای این رویداد سروده شده بود. در بخشی از ترانه آمده بود: "به صلح تابناک، آری، آری، آری به جنگ هسته ای، نه، نه، نه."
میچل و همتیمیهایش وقتی در فرودگاه هیثرو لندن سوار هواپیما میشدند، فکر میکردند قرار است در یک رویداد قارهای معمولی شرکت کنند.
جویس هیفر در رشته پرش طول فعالیت میکرد. او سهمیه حضور در المپیک لس آنجلس را گرفته بود اما از آنجایی که تیم بریتانیا تنها دو روز پیش از آن در کمیته بینالمللی المپیک ثبت نام کرده بود، راهی برای حضور او در مسابقات وجود نداشت. به این ترتیب او به جای لس آنجلس راهی پراگ شد؛ شهری که میزبان مسابقات دو و میدانی زنان در بازیهای دوستی بود.
در مجموع نه کشور میزبانی این رویداد را برعهده داشتند. کره شمالی میزبان مسابقات تنیس بود و مسابقات بوکس در در کوبا برگزار میشد.
هیفر که آن زمان با نام خانوادگی پیش از ازدواج خود، اولاداپو مسابقه میداد، به بیبیسی گفت: "من فقط یک هفته قبل از سفر، در مورد این مسابقات شنیده بودم. هیچ ایدهای در مورد عظمت آن نداشتم. در ابتدا وقتی به هتل رسیدیم و چشمم به بقیه ورزشکارها افتاد، فکر کردم رویدادی شبیه به مسابقات جایزه بزرگ است. به معنای واقعی کلمه همه آنهایی که در بلوک شرق برای خودشان اسم و رسمی داشتند، آنجا بودند."

منبع تصویر، Getty Images
مارلیس گور، قهرمان دوی صد متر جهان از آلمان شرقی و لیودمیلا کوندراتیوا،اهل شوروی و قهرمان همین رشته در المپیک در لابی هتل بودند. ماریتا کخ، دونده اهل آلمان شرقی که همچنان رکورددار دوی ۴۰۰ متر جهان است هم آنجا بود، همینطور یارمیلا کراتوخویلووا، اهل جمهوری چک که رکوردش در رشته دوی ۸۰۰ متر مسابقات جهانی هلسینکی در ۱۹۸۳ همچنان دست نخورده باقی مانده است.
هیفر نگاهی به فهرست رقبایش در پرش طول انداخت. او باید با هایکه درکسله، قهرمان ۱۹ ساله جهان و گالینا چیستیاکووا، که هنوز هم رکورددار این رشته در جهان است، مسابقه میداد.
او میگوید: "دور مقدماتی بسیار سخت بود. یادم میآید صبح خیلی زود برای گرم کردن از خواب بیدار شدم و وقتی به ورزشگاه رسیدیم، مسیر دورخیز مجهز به فناوری پیشرفتهای بود که سرعت فرد هنگام پا گذاشتن روی تخته پرش را اندازهگیری میکرد. مطمئنا در هیچ مسابقه دیگری با چنین چیزی برخورد نکرده بودم."
در فینال، درکسله با پرشی به طول ۷ متر و ۱۵ سانتیمتر قهرمان شد. هر ۴ نفر برتر رشته پرش طول در بازیهای دوستی، از برنده مدال طلای المپیک لسآنجلس بیشتر پریده بودند.
هیفر در ادامه گفت: "رقابت در این مسابقات بیشک در مقایسه با المپیک شدیدتر بود. سه نفر اول توانستند بسیار بیشتر از ۷ متر بپرند. سطح رقابت در این رشته بالا بود و شرکتکنندگان بسیار قوی بودند."
اوضاع در مسابقات دوی صد متر که میچل در آن حضور داشت هم به همین منوال بود. گور، برنده مدال طلای این مسابقات از اِولین اشفورد که در المپیک قهرمان شده بود، با سرعت بیشتری دوید و آلیس بروان که در لسآنجلس نقره گرفته بود، در پراگ به مقام پنجم رسید. او تنها ورزشکار دو و میدانی آمریکایی حاضر در این مسابقات بود.
اما زمانها و مسافتهای ثبت شده در آن دوره با شک و شبههای زیادی همراه بوده است. در سالهای پس از آن، پرده آهنین کنار رفت و برنامههای دوپینگ سیستماتیک تحت حمایت دولت افشا شد، هر چند بسیاری از رکوردها همچنان سر جای خود باقی هستند.
هیفر میگوید: "این شایعات همیشه وجود داشت و چیزهای زیادی در مورد ورزشکاران بلوک شرق و برنامهها و 'ویتامینهای' آنها زده میشد … . آن دوران برای خود ورزشکاران هم سخت بود. واقعا تقصیری نداشتند. آنها را به عنوان ورزشکاران با استعداد از میان مردم جامعه گلچین کرده و یک زندگی بهتر به خود و خانوادهشان پیشنهاد داده بودند. در چنین کشورهایی تبعیت نکردن از رژیم کار بسیاری سختی خواهد بود."
عملکرد ورزشکاران، فناوری درون ورزشگاه و فراوردههای دارویی خارج از مسابقه شاید در جهان پیشرو بود اما زندگی بیرون از میدان رقابت و در کوچه و خیابان، شکل دیگری داشت.
وقتی چمدانهایی که میچل در فرودگاه هیثرو تحویل داده بود در پراگ به دستش نرسید، او برای تهیه وسایل به خیابان رفت.
میچل میگوید: "به تعدادی از فروشگاههای محلی سر زدم. همه آنها یک پیشخوان شیشهای داشتند که درونشان یک نمونه از تمامی اجناس گذاشته شده بود - یک مسواک، اسباب حمام و توالت و چند دست لباس. باید به آن چیزی که میخواستی بخری اشاره میکردی."
" شورتها در بستههای هفتتایی فروخته میشدند که روی هر کدامشان اسم یکی از روزهای هفته نوشته شده بود. فقر در آنجا بسیار زیاد بود. یک بار از آن نوشابههایی که در قوطیهای آلومینیومی هستند به ما دادند و بچهها دور و برمان شروع به جیغ و داد کردند چون دلشان از آن نوشیدنیها میخواست. داشتن چیزی که برای ما کاملا عادی و پیشپاافتاده بود، برای آنها بسیار خاص محسوب میشد."

منبع تصویر، Getty Images
چمدانهای میچل در نهایت درست پیش از پرواز برگشتش به دست او رسید. او با خودش تعدادی کنسرو لوبیا و یک اجاق گاز قابل حمل آورده بود.
وقتی پروازشان به زمین نشست، خبری از استقبال یا تشویق نبود. در واقع بازیهای دوستی در انگلستان چندان به رسمیت شناخته نمیشد.
این رقابتها نه در تلویزیون و نه در روزنامهها پوشش داده نشد. از آنجایی که هیچ ورزشکار مرد بریتانیایی در رقابتهای دو و میدانی مردان شرکت نکرد، میچل معتقد است او و همتیمیهایش در سوی نادرست شکاف جنسیتی و همینطور سیاسی قرار داشتند: " در آن دوره با زنان و مردان ورزشکاری که در یک تیم بودند، یکسان رفتار نمیشد. برای ما اهمیتی قائل نبودند و فرهنگ 'پارتی بازی' وجود داشت."

منبع تصویر، .
نه میچل و نه هیفر هرگز به المپیک نرفتند و برای آنها گوشهای فراموششده از تاریخ مسابقات دو و میدانی همچنان یکی از بهترین بخشهای دوران حرفهایشان به حساب میآید.
هیفر میگوید: "این مسابقات حتی در جامعه دو و میدانی هم به عنوان آن چیزی که بود، به رسمیت شناخته نمیشود. این رقابتها مثل بازیهای المپیک مورد تجلیل قرار نگرفت اما الان که به عقب نگاه میکنم، حتی آن زمان هم متوجه عظمت آن نشده بودم. از این که بخشی از آن مسابقات بودم احساس افتخار میکنم. "
"من آن رقابتها را المپیک خودم میدانم."











