یوهان، پپ و شام منچستر؛ داستان یوردی کرویف از سی سال فوتبال

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, گییم بالاگه
- شغل, کارشناس فوتبال اسپانیا
باشگاه بارسلونا به تازگی ورزشگاه تیم ب خود را به نام یوهان کرویف نامگذاری کرده است. گییم بالاگه، کارشناس فوتبال بیبیسی به همین بهانه با یوردی کرویف، پسر این اسطوره هلندی گفتوگو کرد. بازیکن پیشین بارسلونا و منچستریونایتد که در حال حاضر هدایت تیم چینی چونگکینگ لیفان را برعهده دارد، در این مصاحبه از پدرش میگوید، از دوران پر از مصدومیت حضور خود در موفقترین تیم تاریخ یونایتد و همین طور از سختیهای کار در چین.
'خیلی به پدرم فکر میکنم'

منبع تصویر، Getty Images
یوهان کرویف نمونهای عالی از فلسفه "توتال فوتبال" به حساب میآید، سبکی که تیم ملی فوتبال هلند در دهه ۱۹۷۰ میلادی پیشگام آن بود. کرویف در اوایل دهه ۱۹۹۰ در بارسلونا هدایت پسرش، یوردی را برعهده داشت، زمانی که دوران حرفهای فوتبال او در حال شکل گرفتن بود.
وقتی احساسات مردم موقع حرف زدن در مورد پدرم را میبینم یا میشنوم، میفهمم آدم خاصی بوده است.
او زمانی به بارسلونا آمد که کشور از نظر سیاسی دوران سختی را پشت سرمیگذاشت. پدرم با موهای بلند و گردنبندی که به گردن میانداخت، روحی آزاد داشت و به گذشته اهمیتی نمیداد.
خیلیها این طرز رفتار او را به یاد میآورند. عدهای دیگر شجاعتش را به خاطر سپردهاند و این که در هر شرایطی آن طور که دلش میخواست فوتبال بازی میکرد. حتی وقتی جامی نمیبرد هم همان سبک بازی را داشت.
گذاشتن نام پدرم روی استادیوم تیم دوم بارسلونا حرکتی نمادین به نظر میرسد، چون این آخرین پله پیش از پیوستن به تیم اصلی است و او هم به این معروف بود که تلاش میکند به بازیکنان جوان فرصت بدهد.
الان که خودم مربی هستم، موقع گرفتن بعضی از تصمیمها خیلی به پدرم فکر میکنم. این جور مواقع هم معمولا یک بازیکن جوان یا به شدت هجومی را انتخاب میکنم.
یوردی کرویف در توییتر نوشت: "۴۵ سال پیش در چنین روزی در جریان جام جهانی ۱۹۷۴، به شکلی غیرمنتظره تکنیک 'چرخش کرویف ' را ابداع کرد ... وقتی در حیاط با او فوتبال بازی میکردم، بارها قربانی این تکنیک شدم!"
بسیاری از کارهایی که در زندگی انجام میداد به گذشتهاش مربوط بود. خود او مدرسه را تمام نکرد اما وقتی خوب درس نمیخواندیم به ما سخت میگرفت. اجازه نمیداد فوتبال بازی کنیم. او میدانست در فوتبال خوششانس بود اما هیچوقت نقشه جایگزین نداشت. فکر میکنم تا حدودی به همین دلیل بود که جنبه تحصیلی را هم به مدرسه فوتبال بارسلونا اضافه کرد.
پدرم همیشه قدرتی باورنکردنی داشت، میزانی از انرژی که که فکر کنم در حال حاضر ۹۹/۹ درصد اهالی فوتبال از آن بیبهرهاند. اما وقتی به خانه برمیگشت همه ارتباطش را با فوتبال قطع میکرد. هیچ وقت انرژی منفی اتفاقاتی که در مسابقه افتاده بود را به خانه نمیآورد و خیلی سریع ذهنیتش را تغییر میداد.
این طرز تفکر بسیار منطقی به نظر میرسد اما عمل کردن به آن از حرف زدن در مورش خیلی سختتر است. مثلا چنین کاری از من برنمیآید، من برای پاک کردن ذهنم بعد از هر بازی به چند ساعت وقت نیاز دارم.
او جلوی بقیه شدیدا به من سخت میگرفت. وقتی سرم داد میکشید، مو به تنم سیخ میشد. چنین لحظات سختی را چندین بار تجربه کردم اما حالا که به گذشته نگاه میکنم، میتوانم او را درک کنم.
'شاید یک سال زود به منچستریونایتد رفتم'

منبع تصویر، Getty Images
یوردی در ۱۹۹۶ وقتی ۲۲ سال داشت از بارسلونا به منچستریونایتد رفت. او چهار سال در این باشگاه بازی کرد که بخش عمده آن به مصدومیت گذشت. در این مدت یونایتد سه قهرمانی لیگ برتر و یک قهرمانی در جام حذفی و لیگ قهرمانان اروپا به دست آورد. اما سهم یوردی کرویف از این قهرمانیها تنها یک مدال لیگ برتر بود. او در فصل پر از افتخار ۹۹- ۱۹۹۸ که منچستر قهرمان سهگانه شد، در مجموع تنها ۳۱ دقیقه در زمین بازی حضور داشت.
وقتی قدمی مثل رفتن به منچستریونایتد برمیداری، باید به اندازه کافی پخته باشی و من احتمالا یک سال برای این کار جوان بودم.
باید خودت را با شرایط وفق بدهی. در منچستر اوضاع متفاوت بود، باید ساعت ۵ و ۶ بعد از ظهر شام میخوردیم و من هیچ وقت چنین چیزی ندیده بودم.
فکر کنم من جوانترین آدم دهکدهای بودم که در آن زندگی میکردم و این کار را سخت میکرد. اما حالا شهر عوض شده و جو آن تغییر کرده است. منچستر الان دیگر شهر زندهای است.
من پشت سر هم مصدوم میشدم و به همین دلیل عملا شانس بازی پیدا نمیکردم تا به مربی نشان دهم میتواند روی من حساب کند. وقتی رایان گیگز مصدوم شد، من هم تمام مدت مصدوم بودم. اشتباهم همین بود. مربی بازیکنانی میخواهد که وقتی به آنها نیاز دارد، آماده باشند. الان خودم این را میفهمم.
از نظر تمرین، من همیشه سطحی که لازم بود را داشتم اما فکر کنم چون زیاد بازی نمیکردم، نمیتوانستم کارهایی که در تمرین میکردم را در زمین بازی تکرار کنم.
وقتی متوجه شوی قرار است هر سه هفته یک بار ۳۰ دقیقه به زمین بروی، باید تصمیمت را بگیری؛ از خودت میپرسی که آیا میخواهی با گل زدن به چشم بیایی؟ این را بعد از چند بازی متوجه میشوید. زمانی من فقط به دنبال گل زدن بودم، اما بعد از آن تمرکزم روی شرکت در بازی و لذت بردن از آن بود.
با همه اینها، به دلیل مصدومیت همیشه از قافله عقب بودم و نتوانستم فصلی باثبات را پشت سربگذارم. وقتی به آن تیم فکر میکنم، میبینم با وجود بازیکنانی مثل رایان گیگز، دیوید بکام، پل اسکولز، روی کین، اریک کانتونا، دوایت یورک، تدی شرینگهام و اندی کول، نباید از این که زیاد بازی نکردم، شرمنده باشم.
'در چین سخت است که چیزی را ابتدا بسازی'

منبع تصویر، Getty Images
کرویف در اوت ۲۰۱۸ مربی چونگکینگ لیفان شد. این تیم زیر نظر او از ۹ بازی آخر لیگ ۱۵ امتیاز به دست آورد و به دلیل تفاضل گل از سقوط به دسته پایینتر نجات یافت. چونگکینگ لیفان در میان شانزده تیم حاضر در سوپر لیگ چین در هشتم است و با این که تا پایان فصل باید ۷ بازی دیگر انجام دهد، ۱۲ امتیاز با منطقه سقوط فاصله دارد.
برای ارائه یک فوتبال خوب به بازیکنانی نیاز است که با توپ راحت باشند. در چین تفاوت زیادی بین تیمهای بزرگ و کوچک وجود دارد.
تلاش ما این است تا جایی که میشود هجومی بازی کنیم اما کوچکترین تیم چین هستیم و کمترین بودجه را در اختیار داریم، بنابراین باید نسبت به آنچه از عهدهمان برمیآید، واقعبین باشیم.
۷ بازی از فصل باقی مانده. با توجه به گذشته، بنابر آمار سه امتیاز با مرز امنیت فاصله داریم. تیم ما فصل خوبی را پشت سرگذاشته اما باشگاه مجبور شد دو تا از بهترین بازیکنانش را هم بفروشد.
این که بخواهی چیزی را از ابتدا بسازی خیلی سخت است و با تجربهای که پدرم در هدایت تیمها داشت تفاوت زیادی دارد.
باید تصمیمت را بگیری که میخواهی در کدام منطقه زمین مالک توپ باشی. بسیاری از رقبای ما مهاجمان درجه یکی دارند، بنابراین پاسکاری در عقب زمین مقابل بازیکنانی مثل هالک، اسکار و مروان فلاینی کار بسیار خطرناکی است. مالکیت توپ در نقاط مشخصی از زمین برای ما آسانتر است و در مورد سایر مناطق باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم.
' از کار مدیر ورزشی خوشم میآید'

منبع تصویر، Getty Images
بعد از خداحافظی با فوتبال و پیش از ورود به عرصه مربیگری، کرویف چند سال مدیر فوتبال باشگاه لارناکا در قبرس بود و بعد از آن هم از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷، مدیر ورزشی باشگاه مکابی تلآویو اسرائیل شد.
از پروژههای سخت و عجیب خوشم میآید. دوست دارم برای روزی که بتوانم در مورد رفتن به یکی از لیگهای سطح اول دنیا تصمیم بگیرم، آماده باشم؛ این که برای هر موقعیتی آمادگی داشته باشی چون تجربهاش را داری.
مهارتهای پست مدیریت ورزشی چیزی است که در دورن آدم وجود دارد. مدیریت مردمی را نمیشود با درس خواندن یاد گرفت، این توانایی را یا در خودت داری یا نداری. من با این کار احساس راحتی میکنم و استراتژیهای باشگاه و تصمیمگیری برای آینده را دوست دارم.
وقتی دور هستی گاهی اوقات شرایط سخت میشود و اوضاع آن طور که فکرش را میکنی پیش نمیرود. با این حال تلآویو دوره موفقی برای من بود.
در مکابی، هر فصل مربیها از باشگاه خداحافظی میکردند تا به لیگی بزرگتر بپیوندند. این واقعا بخشی از کار بود.
در یک فصل ما اول اسلاویشا یوکانوویچ را روی نیمکت داشتیم و بعد از او پیتر بوش آمد. بعد در مدت ۴ ماه اولی را به فولام فروختیم و دومی را به آژاکس.
این بخشی از کار من بود: این که یک فهرست از افرادی داشته باشم که بتوانیم به تیم بیاوریم و به سرعت هم جا بیافتند.
یوکانوویچ را به خاطر عملکرد فوقالعادهاش در واتفورد میشناختم. ما شانس این را داشتیم که با او قرارداد ببندیم. خیلی زود این کار را کردیم و او هم ما را به لیگ قهرمانان رساند.
وقتی سر و کله فولام پیدا شد، معلوم بود این مربی رفتنی است. بنابراین باید برای آوردن یک مربی دیگر در ژانویه آماده میبودم و بوش هم یکی از آن مربیانی است که روش کاریاش به فلسفه پدرم نزدیک است. گاهی اوقات او را متهم میکنند که بیش از حد روی فوتبال هجومی تمرکز دارد اما من از دیدن مربیانی که برای برد بازی میکنند، لذت میبرم.
' گواردیولا همیشه سعی دارد یک قدم جلوتر باشد '

منبع تصویر، Getty Images
پپ گواردیولا، مربی منچسترسیتی همزمان با یوردی و یوهان در بارسلونا بود. او ۶ سال - از ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶- زیر نظر یوهان کرویف کار کرد و در سمت مربی به عنوان یکی از پیروان فلسفه فوتبال اسطوره هلندی شناخته میشود.
وقتی میتوانی مهر خودت را روی سه باشگاه مختلف در سه کشور متفاوت که در سطح اول فوتبال دنیا ایستادهاند بکوبی، یعنی خیلی خاص هستی و پپ این طور است.
گواردیولا انگیزه، هیجان و ایدههای لازم برای این کار را دارد. او یک دیوانه معتاد به کار است. فوتبال هرگز از حرکت نمیایستد، بنابراین باید همیشه به قدم بعدی فکر کنی و خلاقیت لازم برای پیدا کردن راههای تازه را داشته باشی.
در مورد پپ، او همیشه سعی دارد یک قدم جلوتر باشد. برای این که بتوانی چیزی خلق کنی، باید ساعتها تمرین کرده باشی.











