روی خط پاریس؛یک پیش نویس پر از حرف و حدیث

    • نویسنده, ناصر کرمی
    • شغل, استاد دانشگاه برگن نروژ

شامگاه دیروز سرانجام پیش نویس توافقنامه کلی اجلاس تغییرات اقلیمی پاریس منتشر شد. انتشار این پیش نویس موفقیت بزرگی به شمار آمد، چون حتی تا ظهر دیروز فضا چندان خوشبینانه نبود و حتی وزیر امور خارجه فرانسه از کندی روند مذاکرات انتقاد کرده و رئیس هیئت مشاوران اقلیمی آمریکا گفته بود مذاکرات به بن بست رسیده و همه چیز از دست رفته است.

انتشار پیش نویس از این جهت اهمیت دارد که به مذاکرات وزیران و بالاترین مقامات مسئول حوزه های محیط زیست و اقلیم کشورها که از فردا آغاز می شود ساختاری اجرایی تر خواهد داد. به واقع با انتشار این پیش نویس عمده مذاکرات کارشناسی و فنی اجلاس به پایان رسیده است و از فردا مذاکرات عمدتا جنبه سیاسی خواهد داشت.

پیش نویس در ۴۸ صفحه بلافاصله در اختیار همگان و در معرض نقد و بررسی عمومی قرار گرفته است. مهمترین بخش پیش نویس ۱۵۰ تصمیم کارشناسی است که در حوزه های مختلفی مثل سازگاری، نحوه مشارکت ملی، ساختار برنامه های اجرایی و چارچوب سیاست جهانی برای کنترل گرمایش زمین را ترسیم می کند.

با این وجود مرور کلی مندرجات پیش نویس ابهامات و انتقاداتی را ایجاد می کند. برخی از موارد قابل ذکر در این باره عبارت است از:

۱- پیش نویس اصلا به مسائل سیاسی مرتبط بر موضوع ورود نمی کند. البته این شاید اجتناب ناپذیر بوده، و قاعدتا مذاکره کنندگان نمی خواسته اند نه بر پیش نویس و نه کلا بر اجلاس پاریس باری تحمیل کنند که ظرفیت حمل آن را نداشته باشد.

۲- پیش نویس هدف دقیقی برای کنترل گرمایش زمین را ترسیم نکرده است. البته در مقدمه متن به عنوان یکی از اهداف اجلاس ( و البته داخل کروشه) به هدف نگه داشت گرمایش تا ۱.۵ یا ۲ درجه سانتی گراد اشاره شده است. آنچه که در ۱۵۰ بند تصمیمات نهایی البته ذکر نشده است.

باید توجه کرد که حداکثر ۱.۵ درجه افزایش متوسط دمای زمین اساسا یک توقع پیشا کپنهاگ است و دست کم ده سال است که این اطمینان وجود دارد که حتی نگه داشت دما روی سطح ۲ درجه هم ناممکن است. در آخرین گزارش پانل بین دولتی تغییر اقلیم (IPCC) حتی ۲.۷ درجه سانتی گراد افزایش نیز اجتناب ناپذیر تلقی شده است.

ماه گذشته مسئول سیاست های اقلیمی اتحادیه اروپا با خوش بینی نسبت به برنامه های ملی کشورها برای کاهش گازهایی گلخانه یی ابراز امیدواری کرده بود بتوان با اجرای دقیق و کامل این برنامه ها میزان گرمایش را روی سطح ۳ درجه سانتی گراد متوقف کرد. یعنی وی حتی با خوشبینی نسبت به آینده ۳ درجه افزایش دما را هدفی واقع بینانه ذکر کرده بود.

پیش نویس در باره این اهداف توضیح روشنی ارائه نمی دهد. در حالی که دقیقا جای اشاره دقیق به چنین توضیحی در موافقات اجلاس پاریس همین پیش نویس توافقنامه کارشناسی بوده است.

۳- پیش نویس اشاره دقیقی به میزان منابع مالی برای پیشبرد اهداف طرح های کنترل گرمایش زمین ندارد. نه حجم چنین منابعی و نه نحوه پرداخت آنها. البته صراحتا اشاره شده که بودجه نهایی هر کدام از طرح های اجرایی بستگی دارد به میزان منابع مالی مصوب. به واقع اینکه برای هر کدام از این ۱۵۰ تصمیم چه بودجه‌ای می توان تخصیص داد منوط است به آنچه که در سطح سیاسی مذاکرات از فردا قابل پیگیری است.

۴- یک نکته مهم دیگر اینکه پیش نویس اشاره مستقیمی ندارد به اهداف کمی توسعه انرژی های پاک تا پایان قرن. می دانیم که این میزان هم اکنون کمتر از ۲ درصد است و تا سال ۲۰۵۰ به ۱۵ درصد خواهد رسید. سوال بزرگ این است که تا سال ۲۱۰۰ سهم انرژی های پاک از سوخت مصرفی بشر چقدر خواهد بود؟ پیش نویس به این سوال پاسخ نداده است. احتمالا به این خاطر که قبل از تصویب منابع مالی ارائه هر کمیتی در این باره دشوار است.

در نهایت اینکه به نظر می رسد این پیش نویس حتی موافقتنامه کارشناسی اصلی اجلاس پاریس هم نیست. به واقع یک جور زیردستی است برای اجلاس وزیران و سیاستمداران که قرار است مهمترین تصمیمات را اتخاذ کنند.

احتمالا متعاقب اجلاس وزیران و در قالب توافقنامه نهایی پاسخ های روشنتری به پرسش های مذکور داده خواهد شد. به هر رو، اگر چه پیش نویس مذکور یک موفقیت برای اجلاس پاریس تا این مرحله محسوب می شود اما هنوز سوال اساسی بی پاسخ است: با کدام بودجه و در قالب کدام برنامه زمانبندی قرار است انرژی های نو جایگزین سوخت های فسیلی شده و به این شکل گرمایش جهانی کنترل شود؟