روزنامههای تهران: وضع بد اقتصاد یا سیاه نمایی برای توجیه توافق با غرب
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای صبح امروز، چهارشنبه سوم تیر در ششمین سالروز آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد به این روز و اثرات آن در وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور پرداخته اند، اصلاح طلبان از وضعیت اقتصادی و سیاست خارجی کشور خبر داده و در عین حال خطر بازگشت پوپولیزم به صحنه سیاسی را یادآور کرده اند، اصولگرایان در سکوت از این روز عبور کرده اند.
تحلیل مصوبه مجلس درباره مذاکرات هسته ای و گمانه زنی درباره پایان مذاکرات با شش کشور بزرگ جهان، همزمان با تایید دوباره هیات نمایندگی ایران در مذاکرات پنج به اضافه یک توسط رهبر جمهوری اسلامی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
مصوبه مجلس به نفع بود آیا؟

منبع تصویر، na
<link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=180&PageNO=2" platform="highweb"/></link>در گزارشی نظر چند حقوقدان را درباره مصوبه مجلس در الزام دولت به حفظ حقوق هسته ای پرسیده اند.
محمد هاشمی با اشاره به نظر دولت نوشته: از آنجایی که پرونده هستهای در اختیار شورای عالی امنیت ملی و تحت نظارت آن بوده است و از آنجایی که مجلس حق ندارد در مقابل این شورا قانون دیگری را وضع کند یا در اموری که به این شورا واگذار شده دخالت کند، پس طرحی را که دیروز به تصویب مجلس رسید میتوان در مغایرت با قانون اساسی و اصل ١٧٦ آن دانست.
به نوشته این حقوقدان: مجلس تنها حق نظارت بر کار و عملکرد شورای عالی امنیت ملی را دارد و تصویب هر گونه قانونی از سوی مجلس درباره حیطه اختیارات این شورا و موضوعات و پروندههایی که در اختیار آن است مخالف قانون اساسی است. آنچه اهمیت مصوبات شورای عالی امنیت ملی را مشخص میکند قابل اجرا بودن این مصوبات پس از تایید مقام رهبری است. پس چگونه میتواند قانونی در تناقض با آن را به تصویب رساند؟
صالح نیکبخت در پاسخ اعتماد گفته: پرونده هستهای ایران زیرنظر شورای عالی امنیت ملی قرار گرفته است و تمام ابعاد و همچنین تمامی مراحل مذاکرات مربوط به این پرونده توسط این شورا به دقت رصد میشود. از سوی دیگر طبق نظر ریاستجمهوری به عنوان ریاست شورای عالی امنیت ملی، مذاکرات هستهای زیرنظر مقام معظم رهبری صورت میگیرد و تمامی تحولات و نتایج آن به حضور ایشان میرسد. بنابراین پرونده هستهای ایران در حیطه وظایف شورای عالی امنیت ملی و اختیارات مقام معظم رهبری است.
به نظر این حقوقدان: با این تفاسیر طبق قانون اساسی، عملا مداخله مجلس شورای اسلامی در موضوعاتی که با نظر و اختیارات مقام معظم رهبری صورت میگیرد با قانون اساسی در تعارض است. بنابراین نه تنها مجلس شورای اسلامی اجازه قانونی دخالت در این مساله را ندارد بلکه به طریق اولی نمیتواند قانونی را هم در این زمینه به تصویب برساند. یقینا هر قانونی که در این زمینه به تصوب برسد در تناقض با قانون اساسی است.
بهمن کشاورز با اشاره به این احتمال مراحل مختلف مذاکرات تحت نظر رهبر است نوشته: اگر این مقدمات صحیح است – که به نظر نمیرسد صحیح نباشد – آنگاه به مفاد ماده واحده اینگونه باید نگریست آنچه جنبه توصیه دارد البته خوب است و دولت باید از آن تبعیت کند. قسمتهایی هم که جنبه آرمانی و اعلامی دارد نیز باید شنیده شود.
این حقوقدان نظر داده: اما هر جا این ماده واحده با مصوبات شورای عالی امنیت ملی در خصوص مورد تعارض داشته باشد بدون تردید مصوبات شورا قابل اجراست و مفاد ماده واحده نیز دلالتی جز این ندارد. بنابراین به نظر نمیرسد تصویب این طرح حتی اگر به تایید شورای نگهبان هم برسد مانعی در راه پیشرفت مذاکرات و به نتیجه رسیدن و اجرای آن ایجاد کند.
قحطی ساختگی برای توجیه توافق
در حالی که روزنامههای مختلف از سخنان دیروز رهبر جمهوری اسلامی و تایید دوباره وی از روند مذاکرات هسته ای و تیم مذاکره کننده خبر داده اند <link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/461/2" platform="highweb"/></link>در سرمقاله خود همچنان به مخالفت با مذاکرات و دولت ادامه داده و نوشته سیاست مهم دولت «تخصصی کردن حوزه سیاست خارجی» و به قول مشاور و تئوریسین دولت یازدهم، «جمع کردن سیاست خارجی از کوچه و بازار» با ممنوع شدن نظر دادن «تاکسی رانان و لبوفروشان» بود. البته مقاومت مردم در برابر تئوری، «تصمیمسازی برای مردم» و «تحمیل نتایج به مردم» با حضور پرشور همه اقشار در عرصه دفاع از «استقلال و منافع ملی» موجب شد، کمپین شبه دولتی «به شما ربطی ندارد» در کمتر از دو سال به بحران اجتماعی «تحریمیم، میفهمی؟!» تبدیل شود.
این روزنامه تندرو از قول برخی تحلیلگران نوشته: افزایش مکرر قیمت کالاهای مصرفی مهم با دستکاری بازار، تاکتیکی برای باورپذیری هر چه بیشتر تئوری تاثیر بسیار زیاد تحریمها بر حیات و ممات مردم است که در در افکار عمومی زمینههایی برای پذیرش دارد.
کیهان سپس به اختلاف وزارت خانههای کشاورزی و صنعت اشاره کرده و آن را مهمترین علت گران شدن کالاهای اساسی در حوزه کشاورزی دانسته و مدعی شده که به واسطه ورشکستگی مکرر صنایع وابسته به تولید داخل در کشور، زیرساختهای ملی از بین رفته و وابستگی روزافزون بازار به محصولات وارداتی، شرایط برای ایجاد بحرانهای ساختگی به دنبال بروز «تحریم یا تهدیدات جدید» در حوزه سیاست خارجی فراهم شده.آیا نباید نگران بود که مبادا در پشت پرده دستهایی در حال فراهم آوردن ملزومات یک «قحطی ساختگی» به دنبال ترک میز مذاکرات توسط آمریکا یا یک پلیس بد اروپایی به سبب امتیازگیری حداکثری هستند؟
گمانهزنیهای هستهای در راند آخر
محمد علی سبحانی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66569/گمانه%E2%80%8Cزنی%E2%80%8Cهای-هسته%E2%80%8Cای-در--راند-آخر--" platform="highweb"/></link>با اشاره به آن چه از زبان وزیران خارجه کشورهای پنج به اضافه یک درز کرده است نوشته به نظر میرسید حضور وزرای خارجه در مذاکرات میتواند، توافق نهایی را به نقطه مرکزی نزدیک و اختلافات باقیمانده را حل کند. بهنظر میرسد یکی از مشکلات باقیمانده، موضوع «دسترسی»هاست. عبور از واژه «بازرسی» و تأکید بر آنچه در پروتکل الحاقی ذکر شده، فضا را برای تفاهم بر سر این مسائل نیز مساعدتر کرده است.
این مشاور وزیر خارجه با تاکید بر جزییات توافق ها ابراز امیدواری کرده توافق جامع هستهای که از اراده سیاسی در همه طرفها برای حل این پرونده ناشی میشود، در دسترس باشد چرا که ایران و طرفهای دیگر در موقعیتی هستند که توافق را تنها گزینه قابل دسترسی میدانند. این مذاکرات به صورت جامع و همهجانبه از سوی مردم ایران حمایت میشود، در سطح بالای حاکمیتی، درباره آن توافق شده و نزد افکار عمومی جهان نیز اهمیت بالایی دارد.
به نوشته مقاله شرق: همه طرفها میدانند بهنتیجهنرسیدن آن، با وجود دو سال مذاکره در این دوره و سابقه ١٠ساله پرونده، چالشی جدی برای مشی و مسیر حل مسائل جهانی از طریق مذاکره خواهد بود. دموکراتهای آمریکا در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ٢٠١٦، روسیه در میانه تنش با غرب بر سر اوکراین و اتحادیه اروپا در مرحله تنشهای اقتصادی فعلی، هیچکدام مایل به بینتیجهماندن آن نیستند.
بخری یا بفروشی؟
<link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/461/2" platform="highweb"/></link>در ستون طنز گفت و شنود با یادآوری این که سخنگوی دولت گفته است تصویب طرح الزام دولت به حفظ دستاوردهای هستهای، غیرقانونی است پرسیده: چرا؟ یعنی دولت حفظ دستاوردهای هستهای را ضروری نمیداند؟
گفتم: نه بابا! ... ایشان میگوید پرونده هستهای مربوط به شورای عالی امنیت ملی است و مجلس نباید در آن دخالت کند.
گفت: پس چرا همین دولت یازدهم پرونده هستهای را که در شورای عالی امنیت ملی بود، از این شورا بیرون آورد و به وزارت خارجه سپرد؟!
گفتم: چه عرض کنم؟ ... از شخصی پرسیدند دو دو تا چند تا میشه؟ گفت؛ میخوای بخری یا میخوای بفروشی؟
مصیبت پساتحریم

منبع تصویر، na
فیروز نعیم محبوبی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار </caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/10339-تریلوژی-چالش%E2%80%8Cهای-بزرگ-پیش%E2%80%8Cرو-و-دوران-پساتحریم.html" platform="highweb"/></link>در بررسی شرایط دولت احمدی نژاد نوشته: فروپاشی کامل قدرت خرید تا ۳۰ میلیون نفر از ایرانیان شامل فرودستترین اقشار شهری و روستایی و نیز تشدید بیسابقه شکاف طبقاتی طی سی و چند سال اخیر است.
آمارهای رسمی منتشره حاکیست در فاصله سالهای منتهی به سال ۹۲ بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از قدرت خرید از جمعیت کشور در مقایسه با سال ۸۹ نابود شده است و دولت حسن روحانی طی دو سال اخیر صرفا توانسته است کمتر از یکچهارم این قدرت خرید از دست رفته را جبران کند.
نویسنده بعد از تشریح این چالش بزرگ اقتصادی و رکود بی سابقه در کشور به چالش سیاسی و امنیتی پرداخته و نوشته: بحران امنیتی در سطح منطقه است. در چشم برهمزدنی، حفظ ثبات و امنیت ایران در منطقهای چنین پرآشوب آن هم در میانه تنگدستی ناشی از تحریمهای بینالمللی و نیز سقوط قیمت جهانی نفت خام، از نان شب برای کشور، مردم و نظام واجبتر شده است. در چنین بستری به نتیجه رسیدن احتمالی مذاکرات هستهای و دسترسی سریع کشور به حدود ۱۵۰ میلیارد دلار از منابع ارزی خارجی خود، میتواند مانند همه تجربیات مشابه پیشین بر آتش منازعات، التهابات و کشمکشهای داخلی بیفزاید تا به فرونشاندن آنها کمک کند.
نویسنده سرمقاله ابتکار تاکید کرده: بنا بر آن تجربیات تاریخی بدون استثناء و این چالشهای بزرگ، میتوان انتظار داشت که به محض در دسترس قرار گرفتن منابع ارزی بلوکه شده به عنوان آخرین بخت توسعه ملت ایران، فشارهای فزاینده از پایین و بالا بهطور همزمان بر دولت وارد آید تا دولت را ناگزیر کند این منابع را یا به امر فرونشاندن التهابات اجتماعی با هدف کسب رای در انتخابات پیش رو، و سرانجام برای رویارویی کشور با چالشها و بحرانهای امنیتی منطقهای، سوق دهد.
سالگرد ۳ تیر، آیا بازمی گردد؟

منبع تصویر، na
لیلا ابراهیمیان در گزارش اصلی <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66561/احمدی%E2%80%8Cنژاد-چگونه-احمدی%E2%80%8Cنژاد-شد" platform="highweb"/></link>نوشته: وقتی انگشت جوهرآلودش بالا رفت و برگه رأیی که روی آن نوشته شده بود: «محمود احمدینژاد» توسط دوربین عکاسان ثبت شد؛ سوم تیر ١٣٨٤ بود. تابستان ١٠ سال پیش، مردی ایستاده در صف، تکیهزده به دیوار مسجد جامع نارمک، با کاپشنی خاکیرنگ و لبخندی بر لب و حلقه دوستانی که در کنارش ایستاده و در روزهای داغ تابستان در انتظار شنیدن اخباری دلگرمکننده برای سرنوشت سیاسیشان بودند. احمدینژاد در مسیر «بهشت» به «پاستور» بود... .
گزارش این روزنامه اصلاح طلب با تیتر فرعی «کارتمام شد» به یاد آورده که: پنجم تیر ١٣٨٥ روزنامه کیهان تیتر زد «مردم کار را تمام کردند». غلامعلی حدادعادل، رئیس مجلس هفتم شورای اسلامی، همان شب اعلام نتایج انتخابات به دیدار احمدینژاد شتافت و کلید دفتر کار خود را در ساختمان قدیم مجلس در خیابان امامخمینی به رئیسجمهور منتخب داد تا کارهای ابتدایی تشکیل دولت نهم در آنجا صورت پذیرد. روزی که احمدینژاد به بهارستان رفت، حدادعادل دست در دست او در مجلس چرخید و هر دو به خبرنگاران لبخند زدند.
به نوشته گزارشگر شرق احمدینژاد در مقابل رسانهها به صراحت گفت: «بهعنوان یار کمکی به دوستانم در مجلس اضافه شدهام». منظور احمدینژاد، همان «دوستان آبادگرانی» بود؛ دوستانی که بعدها خبرنگاری از حدادعادل پرسید: «گفته میشود که مجلس در مشت دولت است نه پشت دولت» و او در پاسخ گفته بود: «نه! ما پشت دولت هستیم». اما در واپسین روزهای مجلس هفتم کاسه صبر دوست احمدینژاد هم لبریز شد و حدادعادل در نامهای به رهبر، خواستار دخالت ایشان در مقابل رفتارهای احمدینژاد شد. و مدتی طول کشید تا کیهان تیتر زد «زندهباد کدام بهار! »...
محسن فرامرزی در سرمقاله<link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=33293" platform="highweb"/></link> نوشته: موضع گیریهای اخیر احمدینژاد و فرار او از پاسخ به پرسشهای انتخاباتی شاید این تصور را بوجود آورده که فعلا احمدینژاد برنامه ای برای حضوردر انتخابات ندارد. اما میتوان این احتمال را رد کرد. از جمله بدین دلیل که حضور نیافتن یک جریان سیاسی در عرصههای سیاسی همچون انتخابات موجب فراموشی و مرگ تدریجی این جریان خواهد شد. مهمترین مطالبه و خواسته احزاب و جریانهای سیاسی دستیابی به قدرت است. جریان احمدینژاد و حامیانش نیز از این قاعده مستثنا نیستند و آرزوی آنها بازگشت به روزهای قدرت است.
نویسنده مقاله با اشاره به گفتههای تازه مشاور رسانه ای احمدی نژاد نوشته: احمدینژاد به انتخابات فکر میکند. هم انتخابات مجلس و هم انتخابات ریاستجمهوری. او در انتخابات مجلس حامیان خود را بسیج خواهد کرد اما برای انتخابات ریاستجمهوری خودش به صحنه خواهد آمد. اما چرا نباید جریان احمدینژاد را دست کم گرفت؟ احمدینژاد هنوز برای کسانی که نمیتوانند آثار منفی سیاستهای دولت نهم و دهم را درک کنند، قهرمان و نجات بخش محسوب میشود.
به نظر سرمقاله مردم سالاری: به هر میزان که دولت یازدهم در حل مشکلات طبقات پایین دست ناکام باشد به همان میزان برمحبوبیت احمدینژاد دربین این طبقات افزوده میشود. بنابراین نباید رئیس دولت نهم و دهم را دست کم گرفت.انتخابات مجلس میتواند توان و عیار بسیج احمدینژادیها را نشان دهد. این انتخابات زمینه ای برای بازگشت آنهاست. اگر نسبت به فریب اقشار پایین دست از جامعه و موجسازی جریان احمدینژاد حساس هستیم نباید این جریان را دست کم بگیریم.
تداعی خاطرات با مرغ منجمد!
محمد حسن روان بخش در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری </caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=33295#221403" platform="highweb"/></link>نوشته: گاهی آدم دلش میخواهد از گذشته ببرد و جدا شود، گویی روزهایی اصلا نبوده و نیامده و نرفته، اما مگر میشود؟! کافی است یک اتفاق، خبر یا سخن، تلنگری به ذهن آدم بزند و همه آن روزها در ذهن تداعی شود.ماجرای ما و هشت سال سوءمدیریت و ویرانی دوران احمدینژاد هم همین طور است.
به نظر این طنزنویس: راستش را بخواهید از روزی که دولت احمدینژاد به تاریخ پیوست، خیلی از ایرانیها یک نفس راحت کشیدند و از خدا خواستند نه دیگر آن جور روزها را ببینند و نه دیگر یادشان بیاید که هشت سال در چه شرایطی و با چه دولتمردانی، عمر خود را تلف کردند... حالا اگر چه دیگر آن روزها و آن آدمها در راس کار نیستند و دارند یکی یکی برای نوشیدن آب خنک تشریف میبرند، اما کارهایشان و مدیریتشان فراموش نشدنی است.
ستون طنز مردم سالاری به این جا رسیده که: دیروز معاون شرکت پشتیبانی امور دام گفت: «قبل از آغاز ماه رمضان حدود ۳۳ هزار تن گوشت قرمز و گوشت مرغ منجمد دولتی به استانهای کشور ارسال شد و همین کافی بود تا دوباره یادمان بیاید که در دوران دولت احمدی نژاد قیمت مرغ چنان بالا رفته برده شده بود که مردم برای همین مرغ منجمد باید میرفتند و چند ساعت در صف میایستادند و با نشان دادن کارت ملی، حداکثر سه مرغ میخریدند. واقعا یادآوری آن روزها هم سخت است. راستی ما چطور آن روزها را گذراندیم و هنوز سالم هستیم؟!
این «آینده» چرا آنقدر گران است؟

منبع تصویر، na
نازنین متیننیا در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=180&PageNO=16" platform="highweb"/></link>نوشته: این روزها در اطراف من، آدمهای زیادی یا به دنبال جمع کردن پول خرید سربازی هستند یا در حال پس دادن قرضها و وامهایی که برای جمعکردن این پول گرفتهاند. آنقدر این آدمها زیاد شدهاند که حساب و کتابش از دستم دررفته است، اما یکی از آنها که معلم ریاضی هم هست و حسابی در کار خودش وارد، حساب کرده و رقمی که مقابلم گذاشته شده، رقم بزرگی است؛ ١٤ هزار میلیارد تومان، وقتی که میبینی چطور با قرض و وام و فروش ماشین و حتی زمین تهیه شده، حسابی زیاد است و شبیه همان رقم ٦٧ هزار میلیاردی که بیکارهای ایرانی بلوکه کردهاند، شوکهکننده است.
به نوشته این روزنامه نگار: آمار میانگین خرج هر لیسانسه در ایران ١٠ میلیون تومان است و جمعیت شش میلیون و هفتصد هزار نفره بیکاران تحصیلکرده، آن رقم ٦٧ هزار میلیاردی بلوکه شده را میسازند. رقمی که میگوید؛ تمام آن زحمتها، قسطها، خرجها و امیدواریهای پدران و مادران برای آینده امن تحصیلی و شغلی فرزندان، یک هیچ بزرگ بوده. حالا بعد از تحصیل هم ماجراهای سربازی پیش میآید و غیبتهای بیست و چند سالهای که بازهم به خرج و مخارج «آینده» آدمها اضافه میکند و همین الان و با فرض اینکه اکثریت سربازان غایب توان خرید سربازی را داشته باشند (که ندارند) رقمی ١٤ هزار میلیاردی، برای «آینده» آدمها خرج میشود؛ آدمهایی که احتمالا در میان آنها لیسانسههای بیکار هم زیاد است.
مقاله اعتماد به این جا رسیده که: اگر همین اعداد و ارقام را جدی بگیریم، آن وقت سوال اصلی خودش را نشان میدهد؛ چرا این «آینده» آنقدر گران است و چه کسی جوابگوی این سرمایه از دست رفته است که تنها مادی نیست و از نظر معنوی، نیروی انسانی و پتانسیل واقعی یک جامعه نامیده میشود؟











