روزنامه های تهران: پاتک به تندروها، مجلس طرح هسته ای را رقیق کرد
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز صبح، دوشنبه اول تیر، در صفحات اول خود از طرح هسته ای تندروها در مجلس نوشته اند. کیهان با تیتر «طرح صیانت از حقوق هسته ای رقیق سازی شد» اعتراض خود را به تغییراتی که اکثریت مجلس در طرح تندروها داد اعلام داشته است. شرق در تیتر اصلی خود مصوبه مجلس را «پاتک هسته ای هیات رییسه به تندروها» خوانده و یک روزنامه اصولگرا طرح را واکنشی به عملکرد دولت و کنگره آمریکا دانسته است که طرح مشابهی را به تصویب رساند.
پیروزی تیم والیبال ایران بر تیم آمریکا برای دومین بار، گزارش هایی از بحران کم آبی، نزدیک بودن اعزام مهدی هاشمی فرزند رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به زندان از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
پاتک هستهای هیاترئیسه و جواب کنگره

منبع تصویر، na
آمنه شیرافکن در گزارش اصلی <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66278/پاتک-هسته%E2%80%8Cای-هیات%E2%80%8Cرئیسه-به-تندروها" platform="highweb"/></link> از طرحی نوشته که توسط تندروها تدوین شد که تلاشش بر این بود که سنگ بزرگی پیش پای تیم هسته ای قرار دهد و اضافه کرده: هیأترئیسه دستبهکار شد و با اِعمال برخی تغییرات در طرح پیشنهادی، مسیر را بهسمت دیگری برد؛ نتیجه این شد که طرح یکی، دو بار تغییر اساسی کرد و در نهایت «علی لاریجانی» متنی را از رو خواند که با آنچه خواسته «پایداریهای» مجلس بود، بسیار تفاوت داشت و با تأکید خطاب به برخی از همانها گفت: «مسئله هستهای، فروش سیب زمینی نیست».
گزارشگر شرق تاکید کرده: تغییرات رخداده در کلیات طرح توجهبرانگیز است، بهویژه تغییر در بند اول طرح یکفوریتی «الزام دولت به حفظ دستاوردها و حقوق هستهای ملت ایران». جبهه پایداریها در بند نخست ماده واحده این طرح پیشنهاد «لغو کامل و یکپارچه همه تحریمهای مقرر در قطعنامههای شورای امنیت، مصوبات اتحادیه اروپا، کنگره و دولت آمریکا در روز توافق» را خواستار شده بودند، اما در نهایت ماده یک این طرح به این جمله تغییر یافت: «لغو تحریمها بهطور کامل و جامع باید در متن توافقنامه درج شده و در روز آغاز اجرای تعهدات ایران انجام شود».
<link type="page"><caption> سیاست روز </caption><url href="http://www.siasatrooz.ir/vdcgt39y.ak9x34prra.html" platform="highweb"/></link>روزنامه اصولگرای مجلس اما تاکید کرده: این طرح در حقیقت واکنشی به عملکرد دولت و کنگره امریکاست، چرا که اگر چه دولت آمریکا در مذاکرات ورود دارد، اما کنگره آمریکا نیز در این موضوع وارد شده و طرحی را به تصویب رساند که خود دولت اوباما نیز آن را تأیید کرد و مضمون آن این است که در نهایت هر توافق هستهای باید به تصویب و تایید کنگره آمریکا برای اجرایی شدن برسد؛ در همین راستا نمایندگان مجلس شورای اسلامی کشورمان نیز از صلاحیت قانونی خود استفاده کردند و در همین راستا اقداماتی را انجام دادند تا بتوانند پشتوانهای را برای توافقی که صورت میگیرد فراهم آورند.
یک گام رو به جلو یا توافق بد
احمد شیرزاد در مقاله ای در روزنامه اقتصادی تعادل مذاکرات هسته ای را یک گام به جلو خوانده و از جمله نوشته: آژانس به عنوان متولی تصمیمسازیهای این حوزه، هرگز به کشوری «سند تبرئه» از فعالیتهای صلحآمیز هستهیی نمیدهد. این موضوع تنها مختص به ایران نیست؛ حتی کشورهایی که مناسبات نزدیک و دوستانهیی را با آژانس انرژی اتمی پایهریزی کردهاند، نهایتا میتوانند امیدوار باشند که آژانس «عدم انحراف» فعالیتهای هستهیی آنها را مخابره کند که در مورد ایران هم بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم به این موضوع اشاره شده است.
این استاد دانشگاه و نماینده اصلاح طلب پیشین مجلس با اشاره به بخش های مختلف مذاکرات هسته ای به عنوان مثال نوشته: در میان پرسشهای آژانس از فعالیتهای گذشته سوالاتی مانند آلایش بیش از ۴۰ درصدی در تاسیسات هستهیی ایران گنجانده شده بود که با اظهارات اخیر وزیر خارجه ایالات متحده راهکاری برای حل و فصل نهایی آن اندیشیده شد. اینکه جان کری، صریحا به این نکته اشاره کرده است که: «ما اصراری بر این نداریم که ایران درباره آنچه در یک مقطع زمانی، یا هر زمان دیگر انجام داده توضیح دهد. چیزی که از آن نگران هستیم، زمانهای بعدتر است.»
مقاله <link type="page"><caption> تعادل</caption><url href="http://www.taadolnewspaper.ir/print/22884" platform="highweb"/></link> سرانجام به این جا رسیده که: آنچه در قالب پلان نهایی مذاکرات میتوان به آن اشاره کرد معامله خوب و ثمربخشی است که برای هر دو طرف منافع مناسبی را به دنبال خواهد داشت. غرب از ایران صداقت و شفافیت میخواهد و ایران هم خواستار مناسبات ارتباطی گسترده مبتنیبر احترام متقابل است. با این توضیحات معتقدم که اظهارات اخیر کری یک قدم رو به جلو و یک نشانه روشن در مذاکرات است.
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/459/2" platform="highweb"/></link> در یادداشت روز خود به مخالفت با مذاکرات و توافق هسته ای ادامه داده و نوشته: فشار برای توافق بد و به هر قیمت، پوست خربزهای است که پیش پای دولت مینهند. برداشته نشدن شاکله تحریمها و احاله آن به انواعی از بازرسی و جمعآوری اطلاعات و محدودسازی گسترده هستهای و بدتر از همه «حقوقی سازی» این رویکرد - به دست خود ایران- که ایران، متهم و آمریکا و غرب، مدعیالعموم و قاضی این معامله! (بخوانید دعوا) هستند، بازی چند سر باخت است که هم سرمایه فناوری هستهای را از حیز انتفاع ساقط میکند، هم امنیت و دفاع ملی ما را با تهدید جدی روبرو میسازد، هم مقدمهای برای بهانهجویی و تهدیدها و تحریمهای تازه میشود و هم ما را به مسیر جنگ عراق و لیبی سوق میدهد.
به نظر این روزنامه تندرو توافق های صورت گرفته ایران را در موقعیت عراق و لیبی قرار می دهد که به توافق رسیدند و بعد به آن ها حمله نظامی شد و به همین دلیل نوشته: برخی حامیان یا مدعیان حمایت از تیم هستهای در اردوگاه موسوم به اعتدال، با سیاهنمایی و وارونهگویی و مستأصل وانمود کردن ملت و دولت ایران، عملاً مذاکره کنندگان را «مجبور به توافق بد و به هر قیمت» وانمود میکنند و در تکمیل این روند خطرناک، از لزوم محرمانه ماندن عملیات تیر ۹۴ سخن میگویند تا به زعم آنان کار از کار بگذرد و نظام و مردم در مقابل عمل انجام شده قرار بگیرند.
یادداشت روز کیهان در نهایت نوشته: آقای روحانی با گفتن تعابیری نظیر «آمریکا کدخداست»، «خزانه خالی است»، «مشکل آب خوردن و محیط زیست با لغو تحریمها حل میشود» و... اشتباهات بزرگی در آستانه مذاکرات مرتکب شد و به قدرت مانور خود و دولت- که دولت جمهوری اسلامی است- آسیب زد. او همچنین آن چنان که باید نسبت به فتنه به عنوان خط قرمز نظام اهتمام نکرده است.
متخصصان بی تخصص
سعید پایبند در مقاله ای در ابتکار نوشته: -مذاکرات هسته ای این روزها دست آویز برخی از افراد برای مطرح کردن خودشان شده و موضوع بسیار حساس و کلیدی مذاکرات هسته ای آن هم در سطح اول دنیا را این روزها برخی به کوچه و خیابان ها کشانده اند و میتینگ های ضد توافق هسته ای راه انداخته اند؛ و از آن به عنوان یک تاکتیک ابزاری استفاده می کنند، به دنبال تسویه حساب های شخصی و جناحی هستند، امروزه برخی افراد به عنوان مخالف در این زمینه نظر می دهند که از هیچ دانش هسته ای برخوردار نیستند.
به نظر نویسنده این روزنامه: یکی از عواملی که باعث شده هرفرد غیر کارشناسی در مورد گفتگوهای هسته ای بحث و تبادل نظر کند سیاسی کردن این موضوع است که در این زمینه می خواهند با عوض کردن صورت مسئله و سیاه نمایی کردن عملا مذاکرات را به بن بست بکشانند و با طرح پرسش های بی محتوا عملکرد دولت را به انزوا ببرنند.
مقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/10202-میان-بر-با-مذاکرات-هسته-ای.html" platform="highweb"/></link> در نهایت به این جا رسیده که: از عوامل بسیار مهمی که باعث شده افراد غیر متخصصی در مورد مذاکرات هسته ای بحث و گفتگو کنند؛ ورود نکردن حقوقدانان در این مقوله حیاتی و سرنوشت ساز است، وقتی حقوقدانان در این زمینه سکوت کنند مسلما اظهارنظرهای سیاسی و احساسی عده ای جایگزین مباحث فنی و تخصصی هسته ای می شود.
احمدرضا کاظمی در ستون طنز بی قانون نوشته: ما در ایران چیزی حدود هفتادوپنجمیلیون کارشناس داریم. این کارشناسی یک امر کاملا غریزی است و نیازی به طی کردن مراحل چهارساله تحصیلات برای گرفتن مدرک ندارد. یعنی همین که شما توانایی تکلم داشته باشید خودش معتبرترین مدرک است و فارغالتحصیل محسوب میشوید!
به نوشته این طنزنویس: این روزها جو مذاکرات تا حدودی خوابیده و مردم پا را از بحث هستهای بیرون کشیدهاند و در داخل تیمملی والیبال گذاشتهاند! یعنی همان کسی که تا دیروز جوری از لزوم عدم تعلیق غنیسازی ٢٠درصد حرف میزند که هرکس نمیدانست فکر میکرد طرف را از بچگی بهجای گهواره توی «سانتریفیوژ» چرخاندهاند؛ امروز جوری از سرویسهای «میرزاجانپور» و دفاع روی تور «موسوی» انتقاد میکند که آدم دلش میخواهد خودش را بدهد دستِ برادرِ مربی تیم والیبال آمریکا که گویا بازیگر هم هست!
به نوشته طنزنویس بی قانون: این نظرات کارشناسانه و محتشمانانه روزبهروز نوسان بیشتر و پایداری کمتری پیدا میکند. در دوره گذشته، نظرات مردم به صورت «بازیبهبازی» تغییر داشت. یک پیروزی؛ تیم والیبال را تبدیل میکرد به «قهرمانان واقعی ورزش کشور که برخلاف فوتبالیستهای بیغیرت با قراردادهای میلیاردی، با جان و دل میجنگند» و یک شکست از آنها «یه مشت جوون مغرور که با چار تا نتیجه شانسی، جوگیر شدن» میساخت. در این دوره از بازیها اما این نوسان خیلی شدیدتر شده و افاضات ملت به صورت «ست به ست» عوض میشود.
ابهامزدایی از پروتکل الحاقی

منبع تصویر، na
رضا نصری در سرمقاله روزنامه ایران در جواب منتقدانی که پروتکل الحاقی را سندی استعماری و برای تخلیه اطلاعات نظامی کشور می خوانند نوشته: اینان به منظور اثبات موضع خود از یک سو عاملیت، استقلال، خِرد و اراده اکثر کشورهای جهان را تخفیف میدهند، و از سوی دیگر تاریخچه تدوین، متن و سازوکارهای دقیق تعبیه شده در پروتکل الحاقی را به کل از فرایند تحلیل دور نگه میدارند.
نویسنده اشاره کرده: برخلاف نظر منتقدین پروتکل الحاقی؛ سندی استعماری یا یک اهرمِ سلطه جهانی نیست. بلکه یکی از ابزارهای حقوقی و توافقات مهم بینالمللی است که به منظور تکمیل و تحکیم رژیم عدم اشاعه طراحی شده است. ضرورت وجودی این پروتکل - یا ضرورت تحکیم رژیم عدم اشاعه - نیز زمانی برای جامعه جهانی (از جمله برای ایران) محرز شد که در اوایل دهه ۹۰ میلادی، مشخص شد که صدام حسین - علی رغم بازرسیهای متداول آژانس بینالمللی انرژی اتمی از عراق - موفق شده بود به صورت مخفیانه یک برنامه هستهای نظامی راهاندازی کند.
سرمقاله روزنامه دولت به نقد دیگر مخالفان که می نویسند اکثریت کشورهای امضا کننده پروتکل کوچک هستند جواب داده که: اکثریت بودن کشورهای کوچک، بیانگر چیزی نیست جز این واقعیت که اکثر کشورهای جهان - یا اکثریت اعضای سازمان ملل - کشورهای کوچک هستند؛ و طبعاً در همه کنوانسیونها و معاهدات چندجانبه بینالمللی - این دسته کشورها هستند که از نظر عددی همیشه در اکثریت قرار میگیرند.
ربع قرن بعد از زلزله رودبار
۲۵ سال بعد از زلزله رودبار گیلان که هفتصد روستا را منهدم کرد و هزاران نفر را کشت الناز محمدی در سالگرد این روز در گزارشی در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=268&PageNO=17" platform="highweb"/></link> نوشته مردم هنوز هم آن روز را از یاد نبردهاند؛ روزی که بد شروع شد و بد ماند و تا مدتها یادش از خاطرهها پاک نشد؛ هنوز هم نشده. هنوز هم هر سال که خرداد میآید، از نیمه که میگذرد، به آخر که نزدیک میشود، رودباریها و منجیلیها اخمهایشان را توی هم میکنند و به یاد میآورند.
گزارشگر بعد از نشان دادن ابعاد زلزله و خرابی هایش نوشته: همهاش اما اینها نبود؛ آن روز آدمهای زیادی زیر آهن و خشت و گِل خانههایشان ماندند و بیجان بیرون آمدند. مادران زیادی بچههایشان را از دست دادند، کودکان زیادی پدر و مادرانشان را تنها گذاشتند و همسران زیادی همسر و بچههایشان را مرده از زیر خاک بیرون آوردند؛ دست و پای خیلیها را از آنها گرفت، خیلیها را فلج کرد، خیلیها را زمین گیر کرد و البته خیلیها را هم بیخانمان. این «خیلیها» را بعدا ٦٠ هزار نفر اعلام کردند؛ کسانی که در زلزله رودبار و منجیل، در این دو شهر و روستاهای اطراف زخمی شدند و روی تعداد زیادی از آنها نام «معلول» گذاشتند. ٥٠٠ هزار نفری را هم که در مجموع شهرهایی که زلزله در آنها شدید احساس شده بود، آواره شدند، باید به دیگر انسانهایی که از این زلزله ضرر دیدند، اضافه کرد. اما این فقط آدمها نبودند که آن روز زلزله آنها را از بین برد.
گزارش شهروند بدان جا می رسد که در جست و جوی علت رودباری ها را از شهرشان جست و جو می کند و از زبان نماینده این شهر در مجلس می نویسد به این دلیل از شهرشان به دیگر شهرهای استان گیلان رفتهاند که شهرشان حتی یک مرکز توانبخشی و نگهداری معلولان ندارد.
پزشکان ایرانی و کار در خارج
بابک زمانی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66291/پزشكان-ايراني-و--کار-در-خارج-" platform="highweb"/></link> ضمن گزارش همایشی طبی در آمریکا از تعداد پزشکان ایرانی آمریکایی تعجب زده شده و نوشته: یک لحظه بهنظرم میآید که برونده ما در دانشکده پزشکی بیش از وطن، نصیب دهکده جهانی میشود. البته این از قوانین این دهکده نهچندان کوچک است که تحصیل در آن دارای حدودی نیست البته با این تفاوت که کار و اشتغال هم در این دهکده با همین وسعت توزیع میشود حال آنکه ما گویا در برابر این برونده بسیار عظیم، درونده چندانی نداریم.
به نوشته این مقاله: وارداتی از فارغالتحصیلان غیرایرانی که نداریم هیچ، اینکه تصور این موضوع هم برایمان بسیار بعید و خندهدار میرسد هیچ، از ایرانیانی که در خارج زندگی میکردهاند هم که بگذریم، حتی از کسانی که برای طی دوره تخصص یا حتی فوقتخصص به خارج میروند هم کسی به کشور و به بیمارستانهای مادر بازنمیگردد. اینکه مشکلات بسیاری در داخل کشور پیش پای پزشکان برای کار و ادامه تحصیل وجود دارد، هیچکس تردید ندارد.
این پزشک متخصص در پایان مقاله اش نوشته: اساسا هم اینکه این همه طبیب جوان ایرانی به دنبال کار و تحصیل در خارج از کشور هستند، نشانه مشکلات جدی سیستمهای درمانی کشور ماست. اینکه بسیاری از این پزشکان اگر امکانات اقناعکنندهای در داخل کشور مییافتند، هیچگاه نمیرفتند یا بهطور قطع بازمیگشتند هم جای تردید نیست، اینکه امکان آموزش این همه طبیب متخصص با این سطح آکادمیک، اساسا در کشور وجود نداشته، هم صحیح است.
جان باختگان بر سر آب

منبع تصویر، na
مسعود بُربُر در مقاله ای در <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/News/52709/خاک-گوساله-ی-زرین-شوی-از-بی-آبی-وانگه-از-چوب-عصا-معجز-موسی-طلبی" platform="highweb"/></link> با اشاره به درگیری های کشنده ای که این اواخر در روستاهای کشور بر سر آب درگرفته است نوشته: تغییرات اقلیمی ابعادی بزرگتر از کشور ما داشته و اغلب از مرزهای قارهها نیز فراتر میرود اما واقعیت آن است که دست کم در شرایط فعلی کشورمان برای رفع ابعاد جهانی تغییرات اقلیمی کار خاصی از دستمان بر نمیآید. اگر قرار بر مذاکره با کشورهای همسایه باشد در غرب باید به سراغ عربستان و داعش و اسرائیل برویم و از آنها بخواهیم در مصرف آب صرفهجویی کنند. در شمال غرب باید با ترکیه و جمهوری آذربایجان (که مسائل مهمتری برای گله از آنها داریم) گفت وگو کنیم.
این روزنامه نگار در ادامه نوشته: در شمال باید به سراغ همسایه بزرگ بالای سرمان (روسیه) برویم که در طول تاریخ مان هربار یک ساعت چشم بدبینی را به رویش بستهایم مملکت خسارت دیده است. تکلیف افغانستان و پاکستان هم که برای گفت وگو در حل مسائل محیط زیست روشن است و در جنوب هم شیخنشینها به کمین هویت خلیج همیشه فارس نشستهاند و با ساخت جزیره مصنوعی خاک شان را به سوی ما توسعه میدهند.
نتیجه مقاله قانون این که: در میانه این آشوب بزرگ همین که در کشورمان آن اندازه امنیت هست که ما فرصت کنیم به یاد دغدغههای زیست محیطی بیفتیم مایه شکرگزاری نگارنده و هر شهروند باانصاف ایرانی باید باشد اما جان باختگان بر سر آب را هم فراموش نکنیم.
گرفتاریهای عدالت اون جوری!

منبع تصویر، na
محمد حسین روان بخش در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=33261#221200" platform="highweb"/></link> نوشته: ۹ سال پیش در چنین روزهایی داستانی شروع شد که تمام شدنی نیست؛ در آن زمان دولت محمود احمدینژاد در راستای شعارهای قشنگ و گوگولی مگولیای که داده بود تصمیم گرفت که ۴۵ میلیون کاغذ چاپ کند و به اسم «سهام عدالت» به مردم بدهد تا به این ترتیب عدالت را به شدت تقسیم کند.
به نوشته این طنزنویس: عدالتهای کاغذی در دست مردم فقط یکبار به درد خورد: در هفتههای قبل از انتخابات سال ۸۸ برای رئیس شدن دوباره احمدینژاد، اعلام شد که عدالتهایتان را بیاورید و سودش را بگیرید! بعضی مردم هم سراز پا نشناختند و گفتند: عجب، ما تا به حال فکر میکردیم که فقط پول، سود دارد، نگو عدالت هم سود دارد. دولت اعلام کرد که بله، عدالتهای کاغذی نفری هشتاد هزار تومان سود داشته است و هر کس که توانست قبل از انتخابات سود عدالتش را بگیرد، گرفت. تعدادی هم بعد از انتخابات سود آب رفته نصیبشان شد؛ یعنی بابت عدالت کاغذیشان ۴۰ هزار تومان سود گرفتند.
در انتهای طنز مردم سالاری آمده: از آن تاریخ به بعد، کلا ۴۵ میلیون عدالت کاغذی هیچ فایدهای نداشت و گوشه خانهها افتاده بود. عدالت همین جوری است، گاهی فقط در آستانه انتخابات سود میکند و دیگر میرود به تاریخ میپیوندد. اما حالا این عدالتهای کاغذی بعد از ده سال مشکلی برای دولت جدید شده است؛ این که اصلا این برگهها چیست و چرا به مردم داده شده و ارزشی که احمدینژادیها میگفتند دارد، کجاست؟ نمیشود هم از کسی این چیزها را پرسید؛ آخر دولتی که معاون اولش در زندان است مگر حاضر است جواب این سوالات را بدهد؟











