روزنامه های تهران: یک معاون دیگر احمدی نژاد به زندان رفت
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های صبح سه شنبه در صفحات اول خود دستگیری یک معاون دیگر احمدی نژاد را با اهمیت دیده اند چنان که چند روزنامه میانه رو و اصلاح طلب با چاپ کارتون هایی در صفحه اول خود به استقبال این خبر رفته و درباره آن مقالاتی نوشته اند که در آن ها بیشتر به ادعای پاکدستی یا پاکدست ترین دولت ها اشاره شده است.
شکست حزب نزدیک به رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه در انتخابات آن کشور با واکنش گسترده روزنامه ها روبرو شده که در مقالات خود نتیجه انتخابات دیروز این کشور همسایه را نشان پایان امپراتوری اردوغان توصیف کرده اند.
گمانه زنی هایی درباره مذاکرات هسته ای، گزارش هایی درباره وضعیت محیط زیست، پیشرفت های علمی و عملی دولت در مورد صنایع نفت و واکنش به خبر مجازات اندک معلمی که متهم به تجاوز به چند دانش آموز است از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
رابطه قدرت و ثروت

منبع تصویر، na
مهشید ستوده در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=167&PageNO=2" platform="highweb"/></link> نوشته: حمید بقایی بازداشت شد. «کارآمدی، کاردانی، شایستگیهای فردی، توان مدیریتی و قابل اعتماد» صفاتی است که رییس دولت سابق چهار سال پیش زمانی که حکم به ارتقای حمید بقایی را امضا میکرد در وصف او گفت. بهار برای مرد شماره یک نهاد ریاستجمهوری دولت قبل در این چند سال خوشیمن نبوده است، هرچند که فروردین ٩٠ حکم ارتقایش را گرفت و از سکوی سازمان میراث فرهنگی به معاون اجرایی نهاد ریاستجمهوری پرتاب شد اما ١٠ روز بعد دیوان عدالت اداری حکم به انفصال از خدمتش داد.
به نوشته این گزارش: بهار ٩٢ برایش بدتر بود و او باید با پاستور خداحافظی میکرد، اما بهار ٩٤ پایان همهچیز بود. مدیر کارآمد و کاردان دولت سابق که همان دو سال پیش گفته بود: «چرا باید خطر بازداشت را احساس کنم زمانی که خلافی نکردم»، صبح بهاری ١٨خرداد که به دادسرای انقلاب احضار شد نه تنها به جلسه ساختمان ولنجک احمدینژادیها نرسید بلکه بازداشت هم شد.
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=257&PageNO=2" platform="highweb"/></link> در گزارشی نوشته: حلقه محاصره قانون اینبار با بازداشت حمید بقایی، برای برخی یاران نزدیک احمدینژاد تنگتر شد. اگرچه موتور پیگیریهای قانونی و رسیدگی به تخلفات مسئولان دولت دهم در همان دوران ریاست احمدینژاد بر دولت با بازداشت، علیاکبر جوانفکر، مشاور رسانهایاش، بهمن شریفزاده و محمد شریفملکزاده روشن شد. اما به هر روی بازداشت محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت محمود احمدینژاد با تغییر دولت نشان داد که این ماجرا سر دراز دارد.
این گزارش تاکید دارد که: بقایی اصرار زیادی به دفاع از دولت قبل و حاشیههایش داشت، چه آنکه آن روزهای ابتدایی روی کار آمدن دولت یازدهم هم که ماجرای برداشت ١٦میلیارد تومانی مسئولان دولت سابق از حساب نهاد ریاستجمهوری علنی شد، با کمال آرامش مصاحبه کرد و گفت که پول را پس میدهند. حتی این روزها هم که بحث صندوق قرضالحسنهای در نهاد ریاستجمهوری که دولت قبل آن را پس از تغییر اساسنامه به یک موسسه خصوصی تبدیل کرده بود، بقایی معاون اول دولت روحانی را تهدید به شکایت کرد.
<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=167&pageno=1" platform="highweb"/></link> در سرمقاله خود نوشته: بالاخره پس از گذشت دو سال از پایان دولت آقای احمدینژاد، دومین معاون وی نیز بازداشت شد. اگرچه معاون اول وی هیچگاه بازداشت نشد، ولی اتهامی که به او وارد شده بود مطابق قانون باید با بازداشت همراه میبود، از این رو به نظر میرسد برخورد اخیر قدری متفاوت خواهد بود، چرا که به گفته سخنگوی قوه قضاییه: طبق اطلاعاتی که ساعاتی پیش گرفتم، بازپرس پرونده برای وی قرار بازداشت صادر کرده و هماکنون در بازداشت است.
نویسنده این مقاله با اشاره به این که پرونده رحیمی معاون اول احمدی نژاد، با وجود آنکه حکم آن صادر و اجرا شد، ولی به علت غیرعلنی برگزار شدن آن ابعاد ماجرا چنانچه شایسته است آشکار نشد. این موضوع حتی به ضرر محکوم نیز هست، زیرا در مواردی که متهم یا محکوم از مقامات سیاسی و دولتی است، بنابر عادت انواع و اقسام اتهامات درست و نادرست علیه او طرح میشود و افکار عمومی ممکن است مواردی بیش از آنچه را که بوده علیه او شایع و پذیرا شوند.
احمد غلامی در سرمقاله <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/65077/بقایی-و-تئوری-قدرت--برای-بقای-ثروت" platform="highweb"/></link> نوشته: حیرتانگیز نیست که پای نزدیکان و مدیران دولت احمدینژاد به دلایل مالی، حقوقی و سوءمدیریت به زندان باز شده است. آنها از چیزی مینوشتند و حرف میزدند که نداشتند. «روحیه مهرورزی، رایحه خوش خدمت و ایضا پاکدستی.» اینطور که پیش میرود، حمید بقایی نه اولین نفر و نه آخرین نفر از مدیران احمدینژاد است که احضار و احتمالا زندانی خواهد شد، اما این حیرتانگیز است که دولت احمدینژاد بیش از هر دولت دیگری در مظان اتهام قرار گرفته و مجرم شناخته شده است.

منبع تصویر، na
به نوشته سردبیر شرق: در سازوکار سیاست داخلی ایران چه شکافهایی پدید آمده است که منجر به بروز این دستدرازیها میشود؟ این را نمیشود نادیده گرفت که «دولت ایرانی» بهعنوان مجری سیاست ملت نسبت به دولتهای دیگر بعضا در منطقه و قطعا در جهان اول از اختیارات کمتری برخوردار است؛ یعنی تئوری «فسادانگیزی قدرت مطلق» درباره دولتهای ایران چندان صادق نیست.
در سرمقاله شرق تاکید شده: اما آنچه نکته اساسیتر است و میشود آن را بهعنوان نوع نگاه دیگر مطرح کرد این است که در ایران راه رفتوبرگشت قدرت و ثروت مسیری متفاوت با دیگر جاهای دنیا طی میکند. به بیان سادهتر، اینقدر که قدرت مجرای برخورداری از ثروت است، ثروت در معادلات قدرت نقش ندارد.
آب خوردن گوارای وجود!
پیمان مقدم در ستون طنز <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5948&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت نوشته: دلواپسان دوباره گیردادهاند به سخنان جناب روحانی و استنتاج کردهاند که حالا باید به خاطر آب خوردن مان هم از جان کری و دار و دسته اش مجوز بگیرید. خدا وکیلی شما خواننده محترم یک بار دیگر صحبتهای رئیس جمهوری را بخوانید: «تحریمهای ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود.» خب اگر دو روز دیگر کارشناسان اعلام کردند که آب خوردن مردم آلوده به نیترات و فلان و بهمان بود، همین دوستان دلواپس گیر نمیدهند که دولت تدبیر و امید حتی عرضه ندارد سلامت آب خوردن مردم را تضمین کند.
طنزنویس از قول یکی از دلواپسان نوشته پس درآمد این همه یارانه نقدی را که قطع کردهاید و بنزین را که گران کردید چهکار میکنید. یعنی دولت تدبیر و امید آنقدر بیپول است کهاندازه حقوق ایشان هم آه در بساط ندارد؟
وی خود در جواب دلواپس نوشته: الله بالله و تالله که آهی در بساط نیست. به فرموده جناب جهانگیری در دوران وفور نعمت نفت بدترین نوع سیاستگذاریها انجام گرفت و آثار سوء آن بر زندگی مردم ماندگار شد؛ یعنی همان روزهایی که رئیس دولت قبل قطعنامه دان دیگران را منهدم میکرد و در رسانه ملی آمارهای عجیب و غریب به خورد جماعت میداد و به حرف رئیس بانک مرکزی خودش هم گوش نمیداد و کابینه خط قرمزش بود. بله همان روزها منابع مالی کشور تباه شد...
عموجان خشمگین و دژم روی برگردانده و به افق ولنجک رهسپار شدند چرا که خبر آمد خبری در راه است...
شکست اردوغان، پیروزی ایران
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/448/2" platform="highweb"/></link> در صفحه اول خود با تیتر بزرگ «پایان رویای سلطان رجب طیب اردوغان» از شکست تاریخی حزب حاکم در انتخابات ترکیه استقبال کرده و آن را پاسخی به زیادروی های اردوغان دانسته است.
در یادداشت روز این روزنامه آمده: به نظر میرسد، شکست تلخ و پیروزینمای اردوغان در این انتخابات، نه تنها باعث خواهد شد وی از توهم احیای امپراتوری عثمانی خارج شود، بلکه از بلندپروازیهای منطقهای وی نیز خواهد کاست. طبیعتا اردوغان با یک دولت ائتلافی، نخواهد توانست همچون گذشته در منطقه جولان دهد. این شکست تاریخی میتواند جلوی ماجراجوییهای ترکیه در سوریه را تا حدود زیادی بگیرد.
نویسنده یادداشت روز کیهان تاکید کرده: از این به بعد سوریه میتواند امیدوار باشد، مناطق و شهرهایش، با کمکهای مالی، لجستیکی و نظامی ترکیه سقوط نمیکند و جلوی سرازیر شدن تکفیریها از مناطق مرزی ترکیه تا حدود زیادی گرفته میشود.
حذف ترکیه از معادلات جنگ سوریه، کمک بزرگی خواهد شد برای سوریه و مقاومت منطقه. شاید بعد از کردهای ترکیه، مردم سوریه خوشحالترین افراد از نتایج این انتخابات باشند.
در پایان این یادداشت آمده: شاید کمی خوش بینانه به نظر برسد اما، این شکست میتواند بر نفوذ و محبوبیت ایران در منطقه نیز بیفزاید. همانطور که کمکهای سردار محبوب ایرانی در نجات مردم مظلوم کوبانی، جرف الصخر، آمرلی و .... بر محبوبیت کشورمان بین مردم منطقه از جمله اکراد افزود. تا آنجا که این سخن در میان مردم مظلوم مناطق یاد شده دهان به دهان نقل میشود که ایران نشان داد اسلام حقیقی چیست.
از مذاکرات چه خبر؟
متین مسلم در مقاله ای در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=257&PageNO=3" platform="highweb"/></link> درباره پرونده هسته ای ایران و مذاکرات با کشورهای پنج به اضافه یک به موضع فرانسوی ها پرداخته و نوشته: این موضع تا آنجا که به تأثیر روانی کوتاه مدت «دیپلماسی فشار» مربوط میشود، تا حد زیادی موثر است و میتواند زمان دستیابی به یک توافق را به تعویق بیندازد. ولی در میان و بلندمدت اینگونه نیست و چنین منطقی ضد خود عمل میکند. یک درک استراتژیک از نحوه ارتباطات درونی و منافع استراتژیک متحدان غربی مذاکرهکننده با ایران، خصوصا در آنچه که به ایالات متحده مربوط میشود، تا حد زیادی ناظران را قانع میکند که حتی اگر مواضع فرانسه منفعتطلبانه هم باشد، در لحظات آخر توافق (صرفنظر از زمان آن) شرکای غربی الیزه را به یک مصالحه قانع خواهند کرد.
به نظر نویسنده این مقاله: در تحلیل نهایی، گفتوگوهای جاری با ٢ گزینه روبهروست. یا با شکست مواجه میشود که بنا به دلایل متعدد تصوری بسیار دور از ذهن است، اگرچه تعاملات دیپلماسی فرضی اینچنین را رد نمیکند. یا توافقی «برونرفتی» تا ٣٠ ژوئن یا هفته اول ماه جولای حاصل خواهد شد. «برونرفتی» به این اعتبار که ممکن است تا موعد پایان ژوئن توافق موردنظر طرفین حاصل نشود، اما امکان ادامه مذاکرات را برای خود معتبر نگه دارند.
مقاله شهروند در نهایت نوشته: مشکل اصلی این جاست که بحث رفع تحریمهای ایران که منطقا باید متناسب با همکاریهای فنی این کشور باشد در بخش مناقشهبرانگیز سیاسی متمرکز شده که تاکنون با پیشرفتی قابل توجه، حداقل آنطور که انتظار میرود روبهرو نشده است.
کاش این عقلانیت را داشتیم

منبع تصویر، na
یک روز بعد از حمله هماهنگ روزنامه های اصولگرا و تندرو به دولت روحانی به بهانه گفته های وی در همایش محیط زیست که نشان می داد تحریم امکان کارهای اساسی از جمله تهیه یک برنامه ماندنی برای دفع بحران آب و یا پایان دادن به تهدیدهای محیط زیستی را از کشور گرفته است، روزنامه دولت سرمقاله خود را به همین موضوع اختصاص داده است.
مهرداد حسینپور در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5948&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: پایگاههای نفرت پراکنی، سخن دیروز روحانی را که رابطه مستقیم یا غیر مستقیم تحریمهای ظالمانه با موضوعاتی همچون آب و طبیعت و محیطزیست را تبیین میکرد، در قرائت کینه توزانه مخالفان دولت به نقد نه، به استهزا و ریشخند گرفتند. در منطق معیوب این رسانهها نمیشود از این گفت که زنجیر تحریم، گریبان همه چیز را با سماجت چسبیده است، خواه صنعت و بانکداری باشد یا بیمه و کشاورزی یا آب و محیط زیست.
نویسنده با این مقدمه به بررسی میراث مدیریت محیط زیست در دولت سابق پرداخته و نوشته: چالشها و تنگناهای محیط زیستی در ایران، امروز بیش از گذشته خود را نشان دادهاند، زخمهای کهنهای که بهخاطر غفلتها و سوء مدیریتها و توجه به منافع آنی و لحظهای بر تن زیست بوم ما نشسته بود، حالا در این حوزه سر باز کردهاند و هر روز پردهای خاکستری و دلهرهآور از حال و روز زمینی که در آن زندگی میکنیم و هوایی که در آن تنفس میکنیم و آبی که از آن مینوشیم پیش روی نگاههای نگرانمان به نمایش در میآید.
سرمقاله روزنامه ایران با اشاره به ریزگردها که راه بر نفس کشیدن را بسته، سیمای ترحم انگیز و رنجور دریاچهها و تالابهایی که در زمانی نه چندان دور زندگی در آنها سرود سرخوشانه خود را ساز کرده بود، تلخشدن آب آشامیدنی، هجوم سرطان به سینه و سلامت شهروندان نوشته: کاش آنقدر عقلانیت و تدبیر میداشتیم که از آنچه زندگی امروز خود و آینده و فردای فرزندان بیگناهمان را میسوزاند، آتش تهیه برای حملات سیاسی و رقابتهای جناحی نمیساختیم.
کودکآزاری جبران ندارد
بهمن کشاورز در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href=" http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=167&PageNO=16#" platform="highweb"/></link> نوشته: ادعای اولیه این بود که ناظم مدرسه به تعدادی از نوجوانان تجاوز کرده. اگر تجاوز را به معنای مشهور و نزدیک آن در فقه و حقوق جزا حمل کنیم به مفهوم لواط است و آثار تجاوزات جنسی در حد لواط از طریق پزشکی به سهولت قابل تشخیص است و قطعا در این مورد نیز نظر کارشناسان پزشکی قانونی جلب شده و حکایتی از وقوع لواط نداشته است. چون اگر چنین اتهامی ثابت شود، حتما مجازات اعدام دارد.
به نظر این حقوقدان: با توجه به مجازات تعیینی، آنچه واقع شده، تجاوز به معنای اخص یعنی لواط نبوده و مرتکب به شلاق و حبس انفصال از خدمت محکوم شده است. صرف نظر از اینکه مجازات تعیینی را کافی یا ناکافی بدانیم، این بحث از اهمیت قضیه نمیکاهد و آنچه در این میان مطرح است، لطمه روانی و عصبی است که به این بچهها وارد شده و حتی اعدام مرتکب نیز از آن چیزی کم نمیکند.
مقاله اعتماد دو نکته را یادآوری کرده: به داوطلبان بعضی از مشاغل که معلمین و کسانی که با بچهها کار میکنند، باید توجه مصاعف داشت، باید از جهت روانی و عصبی و جسمی و اخلاقی بهشدت مورد بررسی و معاینه و آزمایش قرار گیرند. دوم اینکه باید به اطفال و نوجوانان آگاهی داده شود به نحوی که از یک سو غیرعادی بودن گفتارها، رفتارها و حرکات را به موقع درک کنند و از دیگر سو در نشان دادن عکسالعمل و همچنین خبر دادن به والدین خود دچار تردید نشوند.
آماری که شوخی به نظرمی رسد
<link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=257&PageNO=11" platform="highweb"/></link> در مقاله ای به نقل از محمد رضا رستمی، مشاور وزیر ورزش و جوانان نوشته: روزانه ایرانیها از شبکههای اجتماعی ٩ ساعت است، آماری در شبکههای اجتماعی نیز واکنشهای متفاوتی برانگیخته. حتی جوانهایی که ساعتهای زیادی را با وایبر و تلگرام میگذرانند، معتقدند که این عدد نمیتواند واقعی باشد چراکه خواب، کار یا تحصیل هم زمان زیادی میبرد و اگر قرار باشد حتی بهصورت میانگین ٩ ساعت هم در شبکههای اجتماعی صرف شود، بدونشک روز، دیگر ٢٤ ساعت نخواهد بود.
این روزنامه نظرات چند نفر را پرسیده: افرادی که قاطعانه این رقم را تأیید میکردند، هرچند تعدادشان در قیاس با مخالفان بسیار کم بود. چنانچه برخی این رقم را نوعی شوخی دانستند. مهدی از آن دسته افراد است. او معلم است و میگوید این ساعاتی که اعلام شده واقعا خندهدار است و اگر کسی دچار اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی باشد شاید در این حدود از وقتش را صرف این فضا کند در غیر اینصورت این امر محال است. او میگوید من معلم دبستانم و حالا برخلاف گذشته بسیاری از بچهها در سنین پایین از اینترنت و وسایل ارتباطجمعی استفاده میکنند، اما ٩ ساعت در شبانهروز واقعا رقم عجیبی است. یعنی افراد تنها ٣ ساعت از وقت خود را به امور دیگر میپردازند؟ کی میتوانند بخوابند؟
در انتهای گزارش شهروند آمده: یکی دیگر همچنین درخصوص میزان استفاده خودش از اینترنت و همچنین شبکههای گوناگون میگوید: «هرچند هیچوقت نسبت به ساعات استفاده از شبکههای اجتماعی دقیق نبودهام اما شاید در بیشترین حالت حدود ٣ساعت در شبانهروز بوده باشد. هرگز با ٩ ساعت در شبانهروز موافق نیستم و بهگمانم باید پایههای بهدست آمدن این رقم بهدقت بررسی شود.
هستهای

منبع تصویر، na
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/448/2" platform="highweb"/></link> در ستون طنز گفت و شنود خود نقل کرده که سفیر عربستان در انگلیس گفته است اگر توافق هستهای ۵+۱ با ایران مستحکم نباشد، ما هم به دنبال صنعت هستهای خواهیم رفت! و افزوده: گفتم: اگر تا آن موقع از آلسعود اثر و نشانهای روی زمین باقی مانده باشد، خب! بروند.
گفت: حالا بر فرض که تا چند ماه دیگر آلسعودی وجود داشته باشد، چطوری میخواهند دنبال صنعت هستهای بروند؟! باید از آمریکا و اروپا بگیرند که آنها هم نمیدهند چون میدانند با سقوط آلسعود هر چه دادهاند در اختیار نیروهای مقاومت قرار خواهد گرفت.
گفتم: یعنی سفیر عربستان هم مثل مفتیهای وهابی دربار آلسعود حرف مفت زده؟
گفت: شاید منظورش از صنعت هستهای، جمعآوری هسته خرماست! بالاخره، هسته، هرچه باشد، هسته است!
گفتم: یک دلال پوست گوسفند رفته بود خواستگاری، پرسیدند شغل شما چیه؟ گفت؛ متخصص «دامپیوتر» هستم! پرسیدند؛ سختافزار یا نرمافزار؟ گفت؛ هیچکدام پشمافزار!











