محوریت بیانیه لوزان: یک گام قاطع به سوی توافق جامع اتمی با ایران

ار راست: وزرای امور خارجه آمریکا، بریتانیا، ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا لحظاتی پیش از قرائت متن بیانیه لوزان

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر، ار راست: وزرای امور خارجه آمریکا، بریتانیا، ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا لحظاتی پیش از قرائت متن بیانیه لوزان
    • نویسنده, پیتر جنکینز
    • شغل, نماینده پیشین بریتانیا در آژانس بین المللی انرژی اتمی

در مورد تفاهمی که ۱۳ فروردین (دوم آوریل) در لوزان بین ایران و شش قدرت جهانی عضو گروه ۱+۵ (شامل ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) حاصل شد سردرگمی هایی به وجود آمده است که عمدتا ناشی از انتشار فکت شیت آمریکا درباره مذاکرات است. آمریکا در این فکت شیت جزئیات بیشتری از آن چه در "بیانیه مشترک" لوزان آمده، منتشر کرده است.

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران انتشار این فکت شیت از سوی آمریکا را "تلاش برای مصادره به مطلوب راهکارها" توصیف کرده و آمریکایی هم برخی از جزئیاتی را که مذاکره کنندگان ایرانی اعلام می کنند، نادرست می خوانند.

در چنین شرایطی منطق حکم می کند که بیانیه مشترک را بعنوان تنها سند معتبر در نظرگرفت و آن را مبنای قضاوت درباره پیشرفت هایی قرار داد که طی هفت روز مذاکرات لوزان به دست آمد.

اولین نکته ای که درباره آن می توان گفت این است که این بیانیه خوش بینی درباره نتیجه مذاکرات را توجیه می کند. در این بیانیه تاکید شده که طرف های مذاکره گام قاطعی برداشته اند و چارچوب راه حل های رسیدن به یک موافقتنامه جامع اتمی را که می خواهند تا سی ام ماه ژوئن (نهم تیرماه) به آن دست یابند، تعیین کرده اند.

به عبارت دیگر اکنون نطفه یک موافقتنامه جامع بسته شده و گرچه طرفین مذاکره اعلام کرده اند که دارای اراده سیاسی برای به ثمر رساندن "پیشرفت های چشمگیر دیپلماتیک" هستند اما خلق نهایی توافق اتمی، ابهامات و منافع متضادی در برخواهد داشت که هنوز مورد حل و فصل قرار نگرفته است.

راه حل های کلیدی به طور خلاصه در بیانیه مشترک ذکر شده است:

  • ایران کماکان به پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای متعهد باقی خواهد ماند.
  • ایران موافقت کرده است که برای اطمینان از ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای خود به بازرسان آژانس بین المللی هسته ای اجازه دسترسی به تاسیسات هسته ای اش را بدهد.
  • ایران هم چنین حاضر به ایجاد تغییراتی در بعضی از تاسیات هسته ای خود برای توسعه و استفاده از فناوری های هسته ای شده است.
  • هدف از این تغییرات دادن اطمینان به آمریکا و اروپا است که ایران از غنی سازی اورانیوم در سطح بالا خودداری خواهد کرد و راکتور آب سنگین اراک برای ساخت پلوتونیوم مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.

در مقابل آمریکا و اتحادیه اروپا تلویحا پذیرفته اند که ایران مانند هر کشور مستقل دیگری می تواند دارای تاسیسات غنی سازی اورانیوم برای مقاصد صلح جویانه باشد.

آمریکا و اتحادیه اروپا بهمراه روسیه و چین پیشنهاد همکاری در زمینه انرژی هسته ای صلح جویانه با ایران داده اند. آنها هم چنین با برداشتن تحریم های یکجانبه خود علیه ایران موافقت کرده اند و علاوه برآن حاضر به اقدام مناسب در مورد تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد شده اند.

تحریم ها احتمالا یکی از مسائلی است که درمورد آن قبل از تفاهم نامه دوم آوریل کمترین پیشرفت حاصل شده بود و هنوز اختلاف نظرهایی در مورد آن باقی است که باید حل وفصل شود. این موضوع همچنین یکی از مسائلی است که در مورد آن بین فکت شیت آمریکا و بیانیه مشترک لوزان بیشترین اختلاف به چشم می خورد.

اتحادیه اروپا موافقت کرده که تحریم های اولیه خود را (که عمدتا به صادرات نفت و همکاری با بانک های ایران مربوط می شود) لغو کند و آمریکا هم با تعلیق تحریم های ثانویه اش (که هدف از آن منع شرکت ها و بانک های آمریکایی از معامله در ایران یا با شرکت های ایرانی است) موافقت کرده است.

این موضوع را می توان از بیانیه مشترک دریافت که می گوید: "اتحادیه اروپا اجرای تمام تحریم های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته ای را لغو خواهد کرد و آمریکا هم اجرای تمام تحریم های ثانویه اقتصادی و مالی هسته ای را متوقف خواهد کرد."

تحریم ها نه چند روز بعد از دستیابی به یک موافقتنامه جامع اتمی بلکه بعد از تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی در این مورد که " ایران به تمام تعهدات کلیدی خود در برنامه هسته ای عمل کرده است" تعلیق یا لغو خواهد شد. اگر این نطفه بسته شده به تکامل برسد و نوزاد چشم به جهان باز کند واکنش دنیا چه خواهد بود؟

در این صورت دنیا باید دستیابی به یک راه حل صلح آمیز را جشن بگیرد که اگر میسر نمی شد می توانست بالقوه به مرگ، ویرانی و لطمه به اقتصاد جهانی منجر شود.

به آمریکا و اروپا هم از بابت درک این موضوع باید تبریک گفت که نه آژانس بین المللی و نه هیچ پیمان دیگری قادر به جلوگیری ایران از غنی سازی اورانیوم نیست. بعد از اطمینان دادن دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد این که ایران از برنامه توسعه تسلیحات هسته ای دست برداشته، دیگر منطقی نبود که این کشور را از حق غنی سازی اورانیوم محروم کرد.

در سال ۲۰۰۵ آمریکا و اتحادیه اروپا می توانستند به تفاهمنامه مشترک مشابهی با ایران دست یابند اما از بیم آن که ممکن است از نظر تئوری ایران هم چنان قادر به تولید اورانیوم با غنای بالا شد، پیشنهاد ایران را برای حفظ چند سانتریفوژ نپذیرفتند.

در جریان تفاهم لوزان مشخص شد که ایران "هوشیارانه" به آژانس بین المللی اجازه دسترسی لازم به تاسیسات خود را داده و حاضر به تغییراتی شده که سبب از بین رفتن "بی اعتمادی جامعه جهانی" نسبت به این کشور می شود. بی اعتمادی در نتیجه " سیاست پنهان کاری " ایران در سال های قبل از ۲۰۰۴ نسبت به این کشور به وجود آمد.

هرچند برای رسیدن به همین میزان از تفاهم ایران و آمریکا وارد مذاکرات جدی دوجانبه شدند اما پایان احتمالی روابط خصمانه ای که از سال ۱۳۵۸ تاکنون بین دو کشور برقرار بوده، مسئله دیگری است.

آیت الله علی خامنه ای اخیرا برای مذاکره با" طرف های مقابل" ابراز آمادگی کرده به شرط آن که این طرف "از پلیدی دست بردارد." با وجود این اسرائیل و احتمالا عربستان سعودی برقراری هرگونه رابطه گرمتر با ایران از سوی هر رئیس جمهوری از آمریکا را از نظر سیاسی دشوار خواهند کرد.