بررسی روزنامه‌های صبح تهران؛ شنبه ۱۵ آذر

تیتر و عکس صفحه اول جوان

منبع تصویر، Javan

توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول جوان
    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار

روزنامه های اول هفته تهران در مقالات وگزارش های خود از آینده مذاکرات هسته ای نوشته، برای گرانی نان از دولت انتقاد کرده و تحرک تازه اصلاح طلبان و احتمال شرکت آنان در انتخابات آینده مجلس را پیش کشیده اند.

انتقاد از گسترش خشونت در کشور و فراوانی اسیدپاشی و چاقوکشی در حالی در بیشتر روزنامه های امروز دیده می شود که در صفحات اولشان اعتراض های مردم آمریکا به خشونت های پلیس هم با تیترهای بزرگ منعکس شده است.

پرونده هسته ای در نقد

محمد نوری در سرمقاله خود با اشاره به همایشی درباره پرونده هسته ای در یک دانشگاه که آخر هفته گذشته برگزار شد نوشته: این نشست برای نقد مهم ترین و حساس ترین موضوع جمهوری اسلامی یعنی پرونده هسته ای بود که قلب امنیت ایران است و با مصالح عالیه نظام پیوند خورده است. این در حالی است که پیوستگی موضوع هستهای با مصالح نظام بهان های شد که چند سالی دست اندرکاران پرونده باب هرگونه چون و چرا در خصوص آن را ببندند.

نویسنده با اشاره به نقد های استادان دانشگاه به روند کار مذاکرات هسته ای نوشته: منطق مردم سالاری، دولتمردان را ملزم میکند که به همان صورتی که راه مذاکره را برای حل اختلافات و تنشهای خارجی میگشایند در صحنه داخلی نیز بر منطق گفتوگو و دیالوگ وفادار بمانند. جهان امروز دیگر این دوگانگی را بر نمیتابد که سیاستمداران در صحنه بینالمللی رواداری و در داخل آیین سخت کیشی پیشه کنند.

و نکته آخر سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5810&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> این که مدعوین و میهمانان اجلاس دانشگاه علامه جملگی از استادان دانشگاه و پژوهشگران نامآشنای این عرصه بودند. در این مجلس نقد نشانی از سخنرانان و بازیگران تند مزاج سیاسی نبود. این تدبیر باعث شد در این نشست همه دانشگاهیان مورد اعتماد جریان اصولگرا در نقد عملکرد تیم هستهای سخن بگویند بی آنکه پای تکفیر یا طعنه و توهین حریف به میان آید.

خشونت این همه چرا

علیرضا خانی در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> اطلاعات </caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=8938" platform="highweb"/></link>نوشته این یکی چاقو را در گردن معلمش فرو می‌کند که شاهرگش پاره می‌شود و می‌میرد. معلمی در تهران چنان دانش‌آموز را کتک می‌زند که در بخش مراقبت‌های ویژه بستری می‌شود. یکی می‌کشد و در چاه می‌اندازد. یکی می‌کشد و در بیابان می‌سوزاند و یکی می‌کشد و مقتول را قطعه قطعه می‌کند در کیسه زباله کنار جوی می‌اندازد. واقعاً چه اتفاقی در جامعه افتاده است؟

این حجم از قمه‌کشی و ساطورکشی و زورگیری‌های بی‌رحمانه حاصل چیست؟ چه قدر باندهای جنایت‌کار موسوم به پلنگ و ببر و گراز و … دستگیر می‌شوند؟ این قصه تا کجا ادامه دارد؟ امروز اکثر مردم، مستقیماً خود تجربه‌ای از نوعی از این اعمال خشونت‌ها را دارند. از طعمه زورگیران شدن تا نزاع‌ها و قتل‌های خانوادگی یا خیابانی. آمنه، قربانی اسید‌پاشی هول‌انگیز می‌شود. ریحانه آدم می‌کشد و خود نیز اعدام می‌شود تا هر دو قربانی خشونت شده باشند. شهلا رقیبش را می‌کشد و پس از محاکمه‌های طولانی بالاخره قصاص می‌شود. در اصفهان افراد مجهول و مشکوکی برسیمای دختران محجبه هم اسید می‌پاشند و در تهران یک «پزشک» در نهایت حیرت به صورت رئیس بیمارستان اسید می‌ریزد.

سرمقاله اطلاعات پرسیده: چه شده است که این حجم از خشونت، در خانواده و خیابان و اداره و بیمارستان و مدرسه، رواج یافته و چه روی داده که تا این حد، از تحمل همدیگر ناتوان شده‌ایم؟ چگونه است که نمی‌توانیم با هم حرف بزنیم و تعامل کنیم؟ چه‌طور ما که خود را منطقی‌ترین مردم جهان می‌دانیم، نمی‌توانیم با هم صحبت و همدیگر را اقناع یا تحمل کنیم و به روی هم اسید می‌پاشیم؟

محمدرضا نیکزاد در <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=116&PageNO=20" platform="highweb"/></link>با اشاره به چند نمونه از خشونت هایی که در هفته های اخیر در کشور بروز کرده نوشته: اسیدپاشی به چهره دختران اصفهانی، آزار کودکان در پشت دیوارهای بلند خانه‌ها، مرگ دلخراش دبیری در کلاس و درگذشت فردی در بازداشتگاه و... چندان تفاوتی با هم داشته باشند. همه خشونت هستند و دارای ریشه‌های ژرفِ اجتماعی – فرهنگی در وجودِ تک‌تک ما شهروندان. اما بی‌گمان برخی از این خشونت‌ها برای کسانی، ابزارهایی قدرتمند برای خودنمایی‌های روشنفکرانه‌اند. خشونت، خشونت است، کلاس و خانه و خیابان و بازداشتگاه ندارد.

به نوشته این مقاله: دردآور است که رویدادهایی به این تلخی - آن هم به شکل گزینشی - ابزاری برای موج‌سواری می‌شوند. باید ژرف‌تر و انسانی‌تر دید. ریشه‌های خشونت و رابطه آنها با انسان، آنچنان پیچیده و در هم تنیده‌اند که اگر حاکم و محکوم، قاتل و مقتول، مجرم و مجری... هم جابه‌جا شوند، چندان تفاوتی در اصلِ رویداد‌ها نمی‌بینیم.

هر ایرانی... یک آمبولانس

شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=116&PageNO=20" platform="highweb"/></link>نوشته: قبلا شعار می‌دادند هر ایرانی یک پیکان. بعدها شد هر ایرانی یک پراید. بعدترها این شعار تبدیل شد به هر ایرانی یک وام. حالا هر ایرانی در خانواده‌اش حتما یک دانشجو دارد. به این می‌گویند سیر تحول از امکانات مادی به امکانات معنوی. یعنی اول مال تبدیل شد به امکان مال یا همان وام و بعد هم اصلا در پروسه تغییر تبدیل شد به یک فرآیند معنوی فارغ از مادیات.

طنزنویس از قول دوستش نقل کرده: درواقع همان پیکان و پراید‌ها باعث افزایش دانشجو شد. مردم یا با فروش این خودروها هزینه دانشگاه را جور کردند یا با مسافرکشی شهریه دانشگاه را پرداختند و فارغ‌التحصیل شدند. با این مقدمه امروز به پیشواز روز دانشجو رفته و به گشت و گذار در وضع آموزش و پرورش و فرهنگ عالی می‌پردازیم.

در پایان طنز شهروند آمده: فعلا جنگ بین دانش‌آموزان و معلمان تمام نشده و هریک از طرفین فعلا زهر چشمی از طرف مقابل گرفته‌اند. یکی از اردوگاه اول معلم فیزیکش را کشته و دیگری از اردوگاه دوم دانش‌آموزش را چنان زده که راهی بیمارستانش کرده. یکی از آگاهان ابراز امیدواری کرده دیگر آتش‌بس رخ دهد وگرنه هیچ بعید نیست نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در مدارس مستقر شوند.

بد دفاع کردن

کارتون هادی حیدری، شهروند

منبع تصویر، Shahrvand

توضیح تصویر، کارتون هادی حیدری، شهروند

<link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/307/2" platform="highweb"/></link>در سرمقاله خود رسانه های غربی را متهم کرده است که با بزرگ نمایی و تاکید روی شخصیت قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به کار شخصیت پردازی منفی دست زده و این نوع شخصیت‌پردازی با کارکرد سلبی و ایجابی از سوی محافل اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای غرب دنبال می‌شود. کارکرد سلبی این است که با انحراف اذهان از ام‌المشاکل جهان اسلام که رژیم صهیونیستی است، مبارزه‌طلبی را به سمت ایران و جمهوری اسلامی سوق دهد و در واقع‌ گریبان اسرائیل را از دستان توانمند جهان اسلام برهاند. کارکرد ایجابی هم این است که جبهه گسترده ضد ایرانی غرب را با شخصیتی که آن را رعب‌انگیز نقش و نگار زده است، بازسازی، تقویت و عملیاتی نماید.

کیهان که خود سه هفته قبل دو روز پی در پی با چاپ عکس هایی از سردار سلیمانی در صفحه اول این روزنامه ادعا کرد که با حضور وی داعش پا به فرار گذاشته و هر جا او رفته پیروزی دنبال شده است این بار نوشته که رسانه های غربی با بد دفاع کردن از وی قصد دارند او را هدف توطیه های خود قرار دهند.

با این حال سرمقاله کیهان تاکید کرده: برای ملت‌های رنج‌دیده‌ای که شاهد دهها سال استیلای آمریکا و انگلیس بر کشورشان بوده و اشغالگری و کینه‌ورزی غرب را با همه گوشت و پوست و استخوان خود حس کرده‌اند، سلیمانی نامی آرامش‌بخش، امید‌آفرین و اطمینان‌زا در جهاد با استکبار جهانی بوده است.

<link type="page"><caption> جوان </caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/690374/اركان-بصيرت" platform="highweb"/></link>روزنامه سپاه پاسداران در سرمقاله خود به تحلیل بخش هایی از تازه ترین اظهار نظر آیت الله خامنه پرداخته که در آن به بد دفاع کردن پرداخته و نوشته:ماحصل سخن مقام معظم رهبری در شمردن ارکان بصیرت این است که احساس مسئولیت اگر توأم با درک و روشن‌بینی نباشد زیانبار یا بی‌فایده خواهد بود.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: بددفاع کردن از مهم‌ترین شاخص‌های احساس مسئولیت بدون بصیرت است. در سوی دیگر نقادی نسبت به نظام و مخالفت با آن اگر با همان گفتمان و شاخص‌هایی که دشمن نقد می‌کند صورت گیرد نشان‌گر بی‌بصیرتی و عمل در پازل دشمن است.

<link type="page"><caption> مردم سالاری </caption><url href=" http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=31030#206613" platform="highweb"/></link>در مقاله ای با نقل جمله ای از مصباح یزدی که گفته است «خدا را شاهد می‌گیرم جامعه ما لیاقت چنین رهبری را ندارد.»پرسیده آیا این جمله، تقویت رهبری و رابطه متقابل ایشان با مردم است یا بی‌احترامی به هر دو؟ چرا بعضی‌ها اصرار دارند، هنگامی که پای دفاع از رهبری و ارزش‌ها به میان می‌آید، در بدترین شکل ممکن این کار را انجام دهند؟!

به نوشته این روزنامه بد دفاع کردن تخریب فرد است و این همان کاری است که آیت‌الله مصباح در حال انجام دادن آن است؛ خواسته یا ناخواسته. وی در حالی مردم ایران را فاقد شایستگی می‌داند که همین موقعیت و جایگاه در جمهوری اسلامی و خاصه ۱۲ میلیارد تومانی را که در بودجه سالانه کشور به موسسه او اختصاص می‌یابد مرهون همین مردم است.

در ادامه مقاله مردم سالاری آمده پولی که به موسسه مصباح یزدی داده می شود از مالیات حاصل از عرق جبین و کدّ یمین همین مردم تامین می‌شود. اگر همین مردم انقلاب نکرده بودند، اگر در دفاع مقدس آن حماسه‌ها را نمی‌آفریدند‌، اگر سختی‌های دوران بعد از جنگ را تحمل نمی‌کردند، اگر با نجابت و تنگدستی، تحریم‌های اقتصادی را تاب نمی‌آوردند، هرگز آیا جناب مصباح اساساً جایگاهی چنین می‌یافتند تا بتوانند با یک خبرگزاری - که آن هم با پول همین مردم اداره می‌شود- گفت و گو کنند و چنین سخنانی را بر زبان آورند؟

کارتون محمد کارگر، جهان صنعت

منبع تصویر، Jahan Sanat

توضیح تصویر، کارتون محمد کارگر، جهان صنعت

در ادامه مقاله مردم سالاری نقل شده: جناب مصباح! این رسم قدرشناسی از مردمی‌ نیست که همه چیزتان را مدیون آنها هستید. به زندگی نامه و امکانات امروز خودتان بنگرید و قیاس کنید که از کجا به کجا رسیدید؟

گرانی نان چرا

مهدی مالمیر در سرمقاله <link type="page"><caption> مردم سالاری </caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=206600" platform="highweb"/></link>نوشته: علی‌رغم تاکیدات مسوولین دولت تدبیر و امید به گران نشدن «نان» تا پایان سال جاری،چند روزی است که شهروندان با لیست جدیدی از قیمت‌های نان روبرو شده اند وناگزیرند نان را سی درصد گران تر از سال‌های پیش به خانه ببرند!

به نظر این نویسنده: این که مردم این بار نیز بردبارانه با بالارفتن قیمت نان برخورد خواهند داشت نکته ایست که با نظر به تجربیات سال‌های رفته، کمتر می‌توان در آن تردید روا داشت اما با توجه به استراتژیک بودن کالای نان انتظار می‌رفت (والبته می‌رود) رییس جمهور محترم در سخنرانی‌ای با تشریح دشواری‌های موجود اندکی از نگرانی‌های مردمی بکاهد که به راستی با گران شدن نان به تنگناهای تازه افتاده‌اند و ناچار به برنامه‌ریزی دوباره زندگی روزمره خود هستند.

در ادامه سرمقاله مردم سالاری آمده: هشت سال پنهان کاری،ندانم کاری وناراستی چنان ضربت‌های بزرگی بر پیکر سیاست وارد کرده است که تنها با اعتماد به مردم و دوری گزیدن از روش و منش سال‌های گذشته و بهره‌بردن از «خلاف سیاست» می‌توان آن را به دست فراموشی سپرد، امری که به نظر می‌آید از دولتی که نام «راستگویان» را برای نشان دادن فاصله خود از دولت گذشته برگزیده است،انتظار چندان بالایی نباشد!

علی میرزاخانی هم در سرمقاله دنیای اقتصاد نحوه اعلام قیمت‌های جدید نان را یکی از ضعف‌های اساسی دولت دانسته است که بر پیش‌تر، همین فرآیند ناقص را در زمان اعلام قیمت‌های جدید خودرو به کار برد. این تصور که همه اجزای اصلاحات اقتصادی باید خوشایند عموم مردم باشد همان قدر اشتباه است که تصور عمل جراحی برای بیماران.

سردبیر روزنامه تاکید کرده: دولت وارث اقتصادی است که زخم‌های سطحی و عمیق مختلفی بر پیکر آن ایجاد شده و درمان هر کدام از این زخم‌ها باید به شیوه خاص خود انجام شود، اما همه این درمان‌ها معطوف به هدف بهبود حال بیمار است.

در بحث گرانی و تورم به نظر می‌رسد دولت نیز همانند عامه مردم جای علت و معلول را اشتباه گرفته است و به همین دلیل قادر به اقناع افکار عمومی برای اصلاحات اقتصادی نیست.

<link type="page"><caption> دنیای اقتصاد </caption><url href="http://www.donya-e-eqtesad.com/news/845742/#ixzz3L4EPxp00" platform="highweb"/></link>در نهایت نوشته: دولت در اعلام ضرورت این جراحی‌ها باید صادقانه با مردم صحبت کند و به گونه‌ای عمل نکند که گویی کار خلاف و پنهان‌کارانه به پیش می‌برد و به همین دلیل شرمنده یا مکدر است. این نوع مواجهه با مساله اصلاحات اقتصادی نه تنها باعث همراه شدن عموم مردم با سیاست‌های دولت نمی‌شود بلکه چه بسا مقاومت در برابر اصلاحات اقتصادی را به صورت پیدا و پنهان به دنبال داشته باشد که نهایتا پیشبرد سیاست‌های اقتصادی را با مانع مواجه می‌کند.

زلزله تکذیب شد

کارتون نادر رحمانی، اعتماد

منبع تصویر، Etemaad

توضیح تصویر، کارتون نادر رحمانی، اعتماد

آیدین سیار سریع در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5810&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link>سخن یک مسوول را نقل کرده که هیچ زلزله‌ای تهران را تهدید نمی‌کند و وقوع زمین لرزه قابل پیش‌بینی نیست و افزوده: این از آن بحث‌های تخصصی است که از دایره فهم من و شما خارج است، لذا بهتر است سریعاً به سراغ سر اصل مطلب برویم و به کامنت‌های مردم برسیم:

آقا صادق: سیاه نمایی تا کی آقای سیارسریع؟ بنده به طور دقیق اظهارات ایشان را مطالعه کردم. ایشان گفته‌اند «زمین لرزه» را نمی‌شود پیش‌بینی کرد. راجع به زلزله مطلقاً صحبتی نکرده‌اند. خجالت بکشید.

ساناز: مسئولان پاسخگو باشن. زلزله اومد من چی بپوشم؟

گرشا اینا: ما تهرانی‌ها چه گناهی کرده‌ایم که نباید احساس امنیت کنیم؟ با تشکر از ستون خوبتون. گرشا هستم.

الکسیس سانچز (بازیکن ارزنده تیم آرسنال): واقعاً هراس از زلزله تهران، لرزه بر اندام همه ما انداخته و باور بفرمایید بهانه نمی‌آورم، ولی شایعه زلزله را که شنیدم، ترسیدم و رباط صلیبی‌ام پاره شد. من طرفداران زیادی در تهران دارم و خدای نکرده اگر اینها طوری‌شان بشود بنده به ناچار باید اعلام بازنشستگی کنم.

صفحه رسمی فروش اینترنتی کرِم خاره‌چسب دریایی: با کرم خاره چسب دریایی در هنگام زلزله از پوست خود محافظت کنید. کرم خاره چسب دریایی، ضد چروک، ضد باکتری، ضد آفتاب و ضد لیبرال دموکراسی.

جمشید: حالا همه مشکلات مملکت حل شده، فقط زمین لرزه مونده؟

خود زلزله: بیخودی شایعه درست نکنید. خودتون رو هم تحویل نگیرین. من دارم کارهام رو ردیف می‌کنم برم خارج.