تعیین روسای دانشگاههای ایران؛ چرا این همه سروصدا

منبع تصویر، ISNA
- نویسنده, ابراهیم خندان
- شغل, روزنامه نگار
به رسمیت شناختن استقلال نسبی دانشگاهها و چگونگی عملکرد آنها در مدیریت و انتخاب روسای این نهادهای علمی بوسیله اعضای هیات علمی، به تدریج به یکی از کشمکشهای جدی دولت آقای روحانی با برخی از نهادهای حکومتی بدل میشود.
رضا فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در مراسم معارفه محمود نیلی احمدآبادی به عنوان سرپرست دانشگاه تهران گفت: دانشگاه در قبال جامعه مسئول است بنابراین باید اختیارات کافی برای انجام امور خود داشته باشد و این مسئله ناقض مسئولیتهای مراجع بالادستی نیست ولی ما هنوز درگیر این مباحث هستیم که اگر دانشگاه عهدهدار مشورت به وزیر علوم برای انتخاب رئیس شود اختیارات و جایگاه مراجع بالادستی نقض میشود.
به نظر میرسد این گفته در پاسخ به انتقادهایی به وزارت علوم از سوی برخی از نهادهای حکومتی باشد که از روند انتخاب روسای جدید برخی از دانشگاههای بزرگ کشور از جمله دانشگاه تهران، ناراضیاند.
در روند جدیدی که وزارت علوم در پیش گرفته است، اعضای هیات علمی دانشگاهها یک یا چند نفر را برای ریاست دانشگاه از میان خود انتخاب و به وزارتخانه پیشنهاد میکنند و وزیر نیز رئیس جدید را برای دریافت حکم ریاست به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی میکند.
این روند تا کنون بدین شکل نبوده و وزیر، در اکثر موارد، بدون در نظر گرفتن آرا و نظر اعضای هیات علمی، شخصی را بطور مستقیم به شورا معرفی میکرده است.
اعتراض بخشی از حاکمیت نیز به همین شیوه جدید است. در همین باره آقای منصور کبگانیان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته است که "شورا انتخاب و پیشنهاد نام روسای دانشگاهها را حق وزیران علوم و بهداشت میداند و وزیران میتوانند برای این انتخاب با هرکسی مشورت کنند ولی از طرف دیگر تصویب و یا رد این پیشنهاد نیز حق شورای عالی انقلاب فرهنگی است. اگر این مشورت طوری جلوه کند که از صندوق آراء چه به صورت فیزیکی و چه الکترونیکی آرا به هر شکلی خارج شود که عملا در شنونده اینگونه القا کند که یک نوع رأیگیری انجام شده، نتیجه آن اینگونه میشود که دست شورای عالی انقلاب فرهنگی در تأیید یا رد روسای دانشگاهها بسته میشود."
به گفته آقای کبکانیان، شورا به اساتید دانشگاهها علاقمند است و نمیتواند نظر پانصد نفر و یا برای مثال در دانشگاه تهران دو هزار عضو هیئتعلمی را نادیده بگیرد. این نحوه انتخاب این طور جلوه میکند که نصف حق شورای عالی انقلاب فرهنگی میخواهد گرفته شود.
به نظر برخی از کارشناسان معنای دیگر گفتههای آقای کبگانیان این است که شورای عالی انقلاب فرهنگی تمایلی به رو در رویی مستقیم با جامعه دانشگاهی کشور ندارد و ترجیح میدهد همچنان و مانند گذشته قدرت خود را با واسطهای مانند وزیر علوم یا بهداشت بر دانشگاهها اعمال کند.
روند امروز و گذشته در انتخاب روسای دانشگاهها
پس از شروع به کار دولت آقای روحانی یکی از مراکزی که همیشه زیر ذرهبین مخالفان دولت بوده، دانشگاه است. به تقریب روزی نیست که در باره این نهاد اعتراضی از سوی مخالفان دولت به گوش نرسد؛ از رسیدگی به مشکل دانشجویان ستارهدار گرفته تا دعوت به کار مجدد برخی از استادانی که در دولت قبل از حوزه آموزش عالی کنار گذاشته شده بودند. تازهترین موضوع مناقشه در این میان مسئله چگونگی انتخاب روسای دانشگاههای کشور است که اعتراض منتقدان دولت در نهادهای مختلف را موجب شده است.
اعتراض و انتقادها با اعلام چگونگی روند انتخاب رئیس دانشگاه تهران و گسترش این روش به دانشگاههای دیگری مانند تربیت مدرس و شریف و اصفهان شروع شد. این اعتراضها در ابتدا فقط در محافل خصوصی مطرح میشد ولی به تدریج به رسانهها راه پیدا کرد، به گونهای که از یک سو خبرهایی در باره عدم تایید فردی برای ریاست یک دانشگاه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مقاومت این شورا در برابر دیگر افراد معرفی شده منتشر میشد و از سوی دیگر تکذیبیههایی از طرف وزارت علوم.
راه جدیدی که وزارت علوم برای انتخاب روسای دانشگاهها در پیش گرفته و موجب اعتراض شده این است که، بخشی از روند انتخاب رئیس دانشگاه به خود دانشگاهیان منتقل شده است. برای مثال در دانشگاه تهران شورایی پنجاه نفره از میان دو هزار عضو هیات علمی دانشگاه تهران تشکیل شد و اعضای این شورا که خود نیز با نظرخواهی از اعضای هیئت علمی شاغل در دانشکدهها و پردیسهای دانشگاه تهران انتخاب شده بودند در طی دو جلسه نظر خود را در باره ریاست این دانشگاه به وزیر علوم اعلام کردند.
در برخی از دانشگاهها، به جای شورای منتخب دانشگاه، هیئت سه نفرهای از طرف وزارت علوم به آن دانشگاه اعزام و بر اساس تبادل نظر این گروه با استادان، سرپرست جدید دانشگاه به وزیر پیشنهاد شد.
یکی دیگر از راههای مشارکت دانشگاهیان در انتخاب روسای جدید دانشگاهها نظرخواهی الکترونیکی بود که در دانشگاههایی مانند شهرکرد و تربیت مدرس اجرا شد.
کارشناسان می گویند که در اکثر مواقع در دولتهای پیشین، وزرای علوم و بهداشت، بیشتر با توجه به سلایق شخصی یا سیاسی و در بعضی از موارد ملاحظات و سفارشهایی که از دیگر منابع قدرت در حاکمیت دریافت میکردند، فردی را به عنوان رئیس یک دانشگاه به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی میکردند و رئیس جدید نیز به نوبه خود مجری سیاستهای گروهها و جناحهایی میشد که به آن متعلق بود.
این همان نکتهای است که جامعه دانشگاهی کشور به آن معترض است و اعتقاد دارد که دانشگاهها نباید محل کشمکشهای سیاسی جناحها باشند و سلایق سیاسی جایگزین صلاحیت علمی و مدیریتی شود.
ناظران معتقدند که در زمان ریاست جمهوری آقای احمدینژاد با تغییراتی که در برخی از قوانین موجود بوجود آمد و صدور دستورالعملها و بخشنامههای جدید در زمینه استخدام و ارتقا اعضای هیات علمی دانشگاهها، سطح دخالت سیاسی حاکمیت بسیار گسترده تر از پیش شد.

منبع تصویر، ISNA
برای مثال با اضافه شدن تبصرهای به آیینﻧﺎﻣﻪ ﺟﺎﻣﻊ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﻣﺆﺳﺴﺎﺕ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻋﺎﻟﻲ بوسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی دست این شورا برای انتصاب افرادی با صلاحیت علمی کمتر بازتر شده است. این تبصره میگوید در حالیکه داﺷﺘﻦ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻋﻠﻤﯽ ﺣﺪاﻗﻞ داﻧﺸﯿﺎری ﺑﺮای روﺳﺎی ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺰرگ اﻟﺰاﻣﯽ اﺳﺖ، شورا قادر است در ﺷﺮاﯾﻂ استثنایی رﺋﯿﺲ ﻣﻮﺳﺴﺎت ﺑﺰرگ را از ﻣﯿﺎن اﻋﻀﺎی هیات ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﺗﺒﻪ اﺳﺘﺎدﯾﺎری انتخاب کند. البته در این آیین نامه تعریفی از شرایط استثنایی نیز ارائه نشده است.
رئیس دانشگاه، انتخابی یا انتصابی
گروهی از کارشناسان معتقدند که منتقدان دولت تلاش میکنند با متهم کردن وزارت علوم به قانون شکنی و به موازات آن اقدامات دیگری از قبیل تعلل در تائید روسای معرفی شده با فشار بیشتر بر دولت، وزارت علوم را از ادامه این روند باز دارند ولی به نظر می رسد آقای فرجی دانا وزیر علوم قانون شکنی نکرده و فقط روند انتخاب اولیه مدیران را بجای مشورت با جمع کوچکی از اطرافیان به داخل دانشگاه برده و دانشگاهیان را در این فرآیند شریک کرده است.
وزیر علوم گفته است که مشورت جزئی از اصول دینی ما است و ما هرگز مسئلهای به عنوان انتخابات نداشتهایم و نخواهیم داشت، فقط مشورت گستردهای با اعضای هیات علمی داشتیم که کاملا مورد تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز هست.
آقای فرجی دانا در عین حال گفته است که دنیا به این باور رسیده است که دانشگاه با جمع نخبگان باید اختیاراتی داشته باشد که در مسیر مصالح جامعه از این اختیارات بهره ببرد، این تجربه دنیا است و ما نباید نسبت به آن بیتفاوت بوده و به آن پشت کنیم. زمانی که تربیت فرزندانمان را به اعضای هیات علمی میسپاریم چطور میتوانیم بگوییم این افراد در انتخاب رئیس دانشگاه فاقد صلاحیت هستند؟
به گفته وزیر علوم، چه کسی این مسئله را از ما میپذیرد که دو هزار عضو هیات علمی یک دانشگاه که در حال تربیت تعداد زیادی از فرزندان مملکت هستند صلاحیت انتخاب رئیس دانشگاه را ندارند؟
این نظر درست برخلاف نظر کامران دانشجو وزیر علوم در دولت احمدی نژاد است که معتقد بود رئیس دانشگاه انتخابی نیست و نباید با رأیگیری انتخاب شود چون "من اگر نتوانم رئیس دانشگاه را انتخاب کنم چگونه میتوانم سیاستها را در دانشگاه اعمال کنم."
ناظران مسائل آموزشی معتقدند فارغ از اینکه چه کسی بر کرسی ریاست دانشگاه تهران یا دیگر مراکز آموزش عالی تکیه بزند، قبول یا رد روش جدید وزیر علوم در انتخاب روسای دانشگاهها بوسیله حاکمیت نشان خواهد داد که آیا امیدی به استقلال نسبی دانشگاهها در آینده وجود خواهد داشت یا خیر.











