آمریکا و مصدق، کالبدشکافی یک مداخله

هری ترومن (سمت چپ) سعی داشت بین ایران و بریتانیا میانجیگری کند
توضیح تصویر، هری ترومن (سمت چپ) سعی داشت بین ایران و بریتانیا میانجیگری کند
    • نویسنده, خشایار جنیدی
    • شغل, بی بی سی، واشنگتن

دوایت آیزنهاور، کاندیدای حزب جمهوریخواه در سیزدهم آبان ۱۳۳۱ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شد.

بریتانیا که در دو سال پیش از آن نتوانسته بود از تلاش های خود برای همراه کردن دولت دموکرات هری ترومن در اعمال فشار بیشتر بر ایران به نتیجه مطلوب دست پیدا کند، بلافاصله یکی از ماموران خود را روانه واشنگتن کرد.

حضور مانتاگیو وودهاوس در واشنگتن و دیدارهای او با افرادی که قرار بود در دولت رییس جمهوری منتخب به پست های ارشد دست پیدا کنند، یک نتیجه مهم داشت: توافق غیررسمی برای همکاری دو کشور برای انجام عملیات محرمانه علیه محمد مصدق.

آقای وودهاوس که پیش از این ماموریت از دیپلمات های بریتانیا در تهران بود، در مذاکرات خود با مقام های آمریکایی از خلع ید شرکت نفت انگلیس و ایران از منابع نفتی خوزستان شکایت نکرد بلکه مهم ترین نگرانی ایالات متحده در جنگ سرد یعنی گسترش کمونیسم را به عنوان محور گفت و گوهای خود انتخاب کرد.

گروهی از محققان نگرانی از گسترش کمونیسم در ایران را مهم ترین عامل مداخله آمریکا در مناقشه نفتی بین ایران و بریتانیا عنوان کرده اند.

با اوج گرفتن جنگ سرد، آمریکا و شوروی در سراسر جهان درگیر بودند و ایالات متحده نگران افتادن ایران در دامان همسایه شمالی خود بود.

ترس سرخ

چهار دهه پس از کشف نخستین چاه نفت در مسجد سلیمان مبارزات طولانی کارگران در خوزستان و گروهی از سیاستمداران ملی گرا در تهران نتیجه داد و صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ ملی شد.

دو ماه بعد با به نخست وزیری رسیدن محمد مصدق، ملی سازی صنعت نفت به اجرا گذاشته شد. مصدق هیاتی را برای به دست گرفتن مدیریت پالایشگاه آبادان به خوزستان فرستاد و کارشناسان بریتانیایی ایران را ترک کردند.

نفت ایران ملی شده بود ولی بریتانیا مانع از استخدام کارشناسان خارجی برای کار در این صنعت می شد و از سوی دیگر مانع از صادرات نفت این کشور می شد.

دولت مصدق از یک سو درگیر یک مبارزه دیپلماتیک با بریتانیا بود و از سوی دیگر باید با مشکلات مالی ناشی از تحریم نفتی سر و کله می زد.

با افزایش تنش، هری ترومن، رئیس جمهوری دموکرات آمریکا تلاش کرد با میانجیگری بین تهران و لندن، آتش بحران را خاموش کند.

در شرایطی که جنگ کره در جریان بود، هری ترومن نگران بود که با ادامه بحران و تضعیف محمد مصدق، حزب توده دولت ایران را درست بگیرد.

به گفته ملکم برن، از نویسندگان کتاب "محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران"، اسناد شورای امنیت ملی آمریکا نشان می دهد که یک روز پس از آغاز جنگ کره در چهارم تیر ۱۳۲۹، هری ترومن در گفت و گو با یکی از مشاورانش، با نشان دادن ایران بر روی نقشه، از این کشور به عنوان هدف بعدی کمونیست ها نام برده است.

سه سال پیش از ملی شدن صنعت نفت در ایران، کمونیست ها به رهبری کلمنت گوتوالد توانسته بودند با یک کودتای سیاسی حکومت چکسلواکی را در دست بگیرند.

آنها در ابتدا با نیروهای دموکراتیک و ترقی خواه یک دولت اتلافی تشکیل دادند و سپس با چند مانور سیاسی آنها را از صحنه به در کردند و زمام امور را برای چهار دهه در دست گرفتند.

به گفته مورخان آمریکایی، دولت ترومن نگران تکرار این تجربه در ایران بود. این در حالیست که در سال های اخیر فرضیات دیگری مانند نقش منابع مهم نفتی ایران در ورود آمریکا به دعوای میان ایران و بریتانیا مطرح شده است.

آمریکا و نهضت ملی ایران

هنری گریدی (سمت چپ)، سفیر آمریکا در ایران، منتقد سیاست های بریتانیا بود
توضیح تصویر، هنری گریدی (سمت چپ)، سفیر آمریکا در ایران، منتقد سیاست های بریتانیا بود

تلاش ایرانی ها برای رهایی از سلطه بریتانیا برای بسیاری از آمریکایی ها قابل درک بود و مطبوعات این کشور محمد مصدق را با آزادیخواهانی مانند جورج واشنگتن و توماس جفرسون مقایسه کرده بودند.

در دوران ملی شدن صنعت نفت در ایران، ایالات متحده هنوز به قدرت خارجی برتر در منطقه خاورمیانه تبدیل نشده بود و دولت این کشور سیاست های استعماری بریتانیا را برای تلاش های خود در مهار نفوذ کمونیسم مشکل ساز می دید.

زمانی که با بالا گرفتن مناقشه میان تهران و لندن، بریتانیا به سراغ دولت ترومن رفت، پاسخ مورد علاقه خود را دریافت نکرد.

استیون کینزر، روزنامه نگار و نویسنده کتاب "همه مردان شاه" می گوید: "ترومن مانند بسیاری از آمریکایی ها در دوران پس از جنگ جهانی دوم، اعتقاد داشت دوره استعمارگری بریتانیا گذشته است و آمریکا نباید به این کشور برای حفظ مستعمراتش کمک کند."

علاوه بر هری ترومن، افراد دیگری در دولت او بودند که با سیاست خصمانه بریتانیا در برابر ایران مخالف بودند.

جورج مک گی، مدیرکل خاور نزدیک وزارت امور خارجه آمریکا و هنری گریدی، سفیر این کشور در ایران از جمله این افراد بودند.

به گفته مارک گازیرووسکی از نویسندگان کتاب "محمد مصدق و کودتای ۱۹۵۳ در ایران"، دولت ترومن در ابتدا دید مثبتی به محمد مصدق داشت.

او می گوید: "دولت ترومن مصدق را سیاستمداری ملی گرا، میانه رو و محبوب می دانست و تفکرات ملی گرایانه او را درک می کرد. در دید ترومن، مصدق نه تنها برای ایران خوب بود که همان رهبری بود که می خواست در دیگر کشورهای خاورمیانه ببیند."

از سوی دیگر بریتانیا متحد اصلی آمریکا بود و دولت ترومن از آزرده کردن آن ابا داشت.

به همین خاطر، هری ترومن در پی راه حلی مسالمت آمیز برای پایان دادن به مناقشه بین ایران و بریتانیا بود.

او در تابستان ۱۳۳۰، به رغم مخالفت بریتانیا، آوریل هریمن، دیپلمات کارکشته آمریکایی را به عنوان فرستاده ویژه به تهران فرستاد.

STYآمریکا و مصدق؛ شکست دیپلماسیآمریکا و مصدق؛ شکست دیپلماسیدادگاه بین المللی لاهه در تابستان ۱۳۳۰ به ایران توصیه کرد تا زمان حصول توافق با بریتانیا، به شرکت نفت انگلیس و ایران اجازه دهد به آبادان بازگردد. دولت محمد مصدق حکمیت این دادگاه را نپذیرفت که با تهدید بریتانیا به توسل به اقدام نظامی همراه شد.2013-08-20T05:02:11Z2013-08-20T05:25:46ZPUBLISHEDfatopcat2

<bold><italic><link type="page"><caption> قسمت سوم و پایانی مطلب را در اینجا بخوانید.</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/08/130822_u02_coup_mossadegh_us_intervention_3.shtml" platform="highweb"/></link></italic></bold>