حذف رشتهها و تغییر مدیران دانشگاهی؛ مدیریت یا مهندسی دولت ایران

در پی حذف حذف دوره MBA در دانشگاه صنعتی شریف و توقف فعالیت های دانشکده مدیریت و اقتصاد این دانشگاه، انجمن علوم مدیریت ایران با صدور بیانیهای به کار اعتراض کرده است. در بیانیه این نهاد علمی آمده است که "سوابق و عملکرد دانشکده مدیریت و اقتصاد (دانشگاه شریف) در راستای اعتلای میهن اسلامی بوده است و همکاران ما در این دانشکده همواره به دنبال پیشرفت کشور عزیزمان ایران بوده اند. تضعیف چنین نهاد ارزشمندی قطعاً موجب خسران برای کشور و شادی دشمنان خواهد شد."
این نهاد علمی، تصمیم دولت را غیر کارشناسی دانست و با ابراز نگرانی از این اتفاق ابراز امیدواری کرد که "صرفاً اشتباهی صورت گرفته باشد و دلایل متنوع و بی ربطی که هر از چندی از سوی مسؤولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مطرح می شود، نیز اذعان می دارد که حتماً اشتباهی صورت گرفته است."
این در حالی است که آقای کامران دانشجو، وزیر علوم، اعتراضهای صنفی جامعه دانشگاهی کشور در قبال حذف دوره MBA دانشگاه شریف را جنجال آفرینیها و توطئه رسانههایی خارجی میداند و خطاب به آنها پیام میدهد که "رسانههای خارجی بدانند اگر فکر کردهاند، میتوانند از این نمد کلاهی برای خود درست کنند، اشتباه کردهاند".
اما از سوی دیگر دانشگاهیان این کار را حرکتی دیگر در راستای از بین بردن کامل استقلال دانشگاهها میدانند. کارهایی که شاید حذف دوره MBA در دانشگاه شریف را بتوان کوچکترین آنها دانست. کارهایی مانند روند و چگونگی انتخاب دانشجوی دوره دکترا تا حذف و ادغام یک دانشگاه بزرگ و مهم در یک دانشگاه دیگر.
مدیریت یا مهندسی
از ابتدای تاسیس دانشکده اقتصاد و مدیریت در دانشگاه صنعتی شریف در سالهای پایانی دهه هفتاد همیشه انتقادهایی به تاسیس دانشکدهای با محور بودن علوم انسانی در دانشگاهی با رویکرد مهندسی وجود داشت. در جواب مدافعان و پایه گزاران دانشکده هم دلایل خود را اعلام می کردند. مهمترین این دلایل تغییر زمان و نیازمندیهای جامعه علمی و مدیریتی کشور به مدیرانی با دانش روز بود. کسانی که ساختارهای جدید علمی و فناوری را درک کنند و در هم تنیدگی رشتههای مختلف علمی را بفهمند و جریانهای ناشی از آن را مدیریت کنند.
این بحثها تا شروع دولت نهم ادامه داشت تا اینکه در میانه کار دولت نهم از طرف وزارت علوم پیشنهاد شد که دوره MBA دانشگاه صنعتی شریف به MBE تغییر نام یابد. یعنی دوره "کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی" به دوره "کارشناسی ارشد مهندسی بازرگانی" تبدیل شود. این پیشنهاد با اعتراض کارشناسانی روبرو شد که معتقد بودند چنین تغییر نامی هیچ معنا و مبنایی ندارد و فقط موجب سردرگمی میشود.
این تغییر نام منتفی شد ولی مخالفان هم جدی تر شدند. در چند سال گذشته به تدریج ظرفیت پذیرش دانشکده اقتصاد و مدیریت در دورههای دکترا و کارشناسی ارشد کاهش پیدا کرد و در نهایت در آزمون امسال به صفر رسید. چیزی که اعتراض جامعه دانشگاهی را به دنبال داشته است. اعتراضی که بیشتر به دخالتهای دولت در مدیریت دانشگاهها برمیگردد.
دخالتهای بی پایان
کارشناسان آموزشعالی در ایران معتقدند اگر چه کنترل دانشگاهها چه پیش از انقلاب و چه پس از آن همیشه در دستور کار دولتها بوده است ولی این فرآیند پس از انقلاب بطور جدیتر و گستردهتر پیگیری شده است. در طی سه دههای که از عمر حکومت اسلامی میگذرد به جز مقطع کوتاهی، دانشگاهها همیشه بطور کامل کنترل شدهاند ولی همزمان تا حدودی در بعضی از بخشها نیز از استقلال رای برخوردار بودند. این استقلال نسبی اما با شروع دولت نهم نیز رفته رفته کاهش یافته است و هر روز عرصه بر دانشگاهیان تنگتر میشود.
فهرست دخالتهای دولتهای نهم و دهم در دانشگاهها به حذف یک رشته دانشگاهی محدود نمیشود ولی شاید دو اقدام در این میانه بیش از همه سر و صدا داشته است؛ انحلال دانشگاه علوم پزشکی ایران و تشکیل دوباره آن پس از سه سال و عزل روسای دانشگاههای تهران و تربیت مدرس توسط رئیس جمهور است. اقدامهایی که حتی صدای اعضای کابینه را در آورده است.
علوم پزشکی ایران، بودن یا نبودن
به اعتقاد کارشناسان و متولیان آموزش پزشکی ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران با دانشگاههای شهید بهشتی و تهران یکی از تصمیمهای نسنجیده و شتاب زده دولت بود که ضربه سختی به پیکره آموزش پزشکی وارد کرد. تبعات این کار تا سالها نمود خواهد داشت و هزینه های زیادی را بر دوش مسئولان و مدیران بهداشت و درمان خواهد گذاشت.

در این زمینه عبدالرضا پازوکی دبیر شورای گسترش آموزش پزشکی وزارت بهداشت گفته است: تبعات این ادغام برای وزارت بهداشت به لحاظ مدیریتی گران تمام شد و با افزایش اعضای هیئت علمی و گروههای آموزشی و پزشکی سیر فعالیتها و تصمیمگیریها طولانی شد به طوری که جذب اعضای هیئت علمی یا بررسی موضوعات به زمانهای طولانی موکول میشد و نمیتوانستند این اعضا با مسئولان دانشگاه ارتباط مؤثر داشته باشند.
این اقدام چنان از دوراندیشی بدور بوده که حتی آقای احمدی نژاد هم مسئولیت آن را نپذیرفت و در سخنانی گفت: خوشحالم تصمیم اشتباهی که در مورد دانشگاه علوم پزشکی ایران اتخاذ شده بود، اصلاح شد. البته بنده در این تصمیم دخالتی نداشتم و از آن هم اطلاعی نداشتم.
دستوری از بالای سر وزیر
چیزی را که بر خلاف ادغام دانشگاه علوم پزشکی ایران، آقای احمدی نژاد نمیتواند از آن بی اطلاع باشد، دستور مستقیم و شخصی عزل روسای دانشگاههای تهران و تربیت مدرس بود که همه را متعجب کرد و از همه بیشتر وزیر علوم، تحقیقات وفناوری آقای کامران دانشجو را. اقدامی که نشان داد برای دخالت در دانشگاهها نیازی به حفظ سلسله مراتب هم نیست.
به گفته برخی از کارشناسان اگر یکی از دلایل عزل خانم مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت و درمان مقاومت وی در قبال درخواست عزل باقر لاریجانی از ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران بود، حتی فرصت این مقاومت از آقای دانشجو با این حکم مستقیم سلب شد.
فارغ از دلایل پیدا و نهان اینگونه اقدامات، کارشناسان معتقدند که حتی اگر چشمها را بر روی هویت و نیازهای ذاتی دانشگاهها ببندیم، کشمکشها و تنشها در بخشهای مختلف جامعه کمترین اثر این نوع دخالتها در استقلال دانشگاهها است.
کارشناسان آموزشی معتقدند که آسیبهای کارهایی همچون بازنشستگی اجباری استادان، تغییر آیین نامه استخدام و ارتقا اعضای هیات علمی دانشگاهها، عزل و نصبهای مدیران و روسای دانشگاهها به دست دولت و به دلایل سیاسی، تغییر چگونگی انتخاب و پذیرش دانشجویان دکترا بطوریکه دست دولت را در انتخاب یا رد دانشجو باز بگذارد، تغییر دستوری ظرفیت پذیرش در رشتهها و انحلال و ادغام دانشکدهها و دانشگاهها، و ممانعت از تحصیل برخی از دانشجویان به بهانههای عقیدتی یا سیاسی؛ نه تنها نافی استقلال دانشگاههاست، بلکه آسیبهای بزرگ و غیر قابل جبرانی برای کشور به دنبال دارد.











