بررسی روزنامههای صبح سهشنبه تهران؛ هفدهم اردیبهشت
چهل روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که از امروز نامنویسی نامزدها آغاز میشود، روزنامهها هنوز گرمای انتخاباتی ندارند و در گزارشها و مقالاتی به ذکر روند ائتلافها و جبههسازیها ادامه میدهند.
انتقاد از دولتی که چیزی به پایان عمرش نمانده و گزارش بیرونقترین نمایشگاه کتاب که سانسور و گرانی و بیترتیبی موجب خلوتی آن شده است بخش دیگری از مطالب این روزنامه هاست.
ائتلافهای چندگانه، جبهههای رنگارنگ

ریحانه طباطبایی در گزارش اصلی <link type="page"><caption> بهار </caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/02/17/1" platform="highweb"/></link>نوشته امروز، روز ثبتنام است. مردم مدت زمان زیادی منتظر چنین روزی بودند تا بالاخره ببینند از بین چه کسانی رییس اجرایی کشورشان را انتخاب خواهند کرد. هرچند که هنوز بیشتر از یک ماه به روز انتخاب مانده است اما امروز مقدمه روز تعیین سرنوشت است. در دورههای پیشین انتخابات ریاستجمهوری از چند ماه مانده به شروع ثبتنامها مشخص میشد چه کسانی مرد این میدان اند و توانستهاند خود را رجل سیاسی معرفی کنند.
به نوشته این گزارش ایران سرزمین غیرمنتظرهها است، نظرسنجیها و پیشبینیها در این سرزمین معمولا هیچ نقشی ندارند و آن چیز که اتفاق میافتد کمتر به مخیله کسی خطور میکند. اما یازدهمین انتخاب حکایت دیگری است، هیچ زمانی چون امروز انتخابات ریاستجمهوری آنقدر بلاتکلیف نبوده است. نه اصلاحطلبان و نه اصولگرایان هیچکدام هنوز به روشنی نمیدانند در انتخابات چه خواهند کرد. از سوی اصولگرایان ائتلافهای چندگانه و جبهههای رنگارنگ شکل گرفته و ائتلافکنندگان فقط در نام اصولگرایی باهم یکی هستند.
بهار نوشته به نظر میرسد اصولگرایان همه میخواهند رییسجمهور شوند و فقط باهم ائتلاف کردهاند تا بتوانند دیگری را مجبور به کنارهگیری کنند و در واقع هیچکس حاضر به کنارهگیری نیست، اگر هم هست سهمی میخواهد. برای همین هم همه امروز تصمیم گرفتهاند ثبتنام کنند تا درنهایت ببینند زور چه کسی بیشتر است.
'این ادب مسبوق به سابقه است'
در ادامه حملات به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که شدت گرفته، <link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://www.kayhan.ir/920217/2.htm" platform="highweb"/></link>در خبری با عنوان «این ادب مسبوق به سابقه است» به نامهای اشاره کرده که اول بار در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی فاش شد و نشان میداد که رییس وقت مجلس در نامهای به بینان گذار جمهوری اسلامی به او نوشته که گاهی به ذهنم خطور میکند که تبلیغات و ادعای دیگران شما راتحت تاثیر قرار داده و قاطعیت لازم را ضعیفتر از گذشته نشان میدهید.
به نوشته کیهان این نامه که بدون سلام و به بهانه موضوع بنی صدر نوشته شده به تاریخ سال ۱۳۵۹ نشان میدهد که هیجانزدگی وی و گم کردن نسبت خود با ولایتفقیه در موقعیتهای حساس مسبوق به سابقه است. چرا که در آن نوشته: ما انتظار نداریم نصایح ذو وجهی از رسانههای جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمایید.
در بخشی از نامهای که مستند کیهان است خطاب به آیت الله خمینی آمده: آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بیطرف بگیرید؟ آیا بیخط بودن و آسایشطلبی را میپسندید؟ البته اگر مصلحت میدانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگوئید.
کیهان این همه را نقل کرده تا نتیجه بگیرد: مشی ۲۹سال بعد آقای هاشمی و عدمتمکین وی از موضع صریح ولیفقیه درباره فتنهگران ضدانقلاب، حکمت مواضع حضرت امام و عدم پایبندی آقای هاشمی به مدعاهای آن نامه را نشان داد.
'دولت معجزه'
سعید حجاریان در یادداشتی که روزنامه بهار در صفحه اول خود آورده نوشته اکنون که کارنامه دولت مهرورز بسته میشود، بهترین واژهای که میتوان برای این دولت برگزید، دولت «معجزه هزاره سوم» است.، این دولت چه حدوثا و چه بقائا معجزه بود، معجزه امری خارق عادت است، بنابراین این دولت استثنایی است. دولت استثنایی در زمانهایی پیدا میشود که نیروهای اصلی جامعه به موازنه رسیده باشند و هیچکدام نتوانند از پس یکدیگر برآیند و در ایران این نیروی راست سنتی بود که با یک عقبنشینی تاکتیکی، قدرت را به یک جریان تندرو از بین خودش سپرد. اما اکنون وظیفه تاریخی این جریان تمام شده است و باید قدرت را دوباره به راست سنتی بازگرداند.

مدیر روزنامه توقیف شده صبح امروز دولت احمدینژاد را نه موعود گرا بلکه میعادگرا خوانده و نوشته بنا بر اعتقاد زرتشتیان در راس هر هزاره (میلینیوم) یک سوشیانت ظهور و تجدید میکند. در بین مسیحیان نیز میعادگرایی رایج است، آنان نیز با رجوع به کتاب دانیال و یا مکاشفه یوحنا تلاش کردهاند که زمانی را برای ظهور مسیح درآورند..
در مقاله بهار آمده منتها در شیعه تعجبآور است که جریانی پیدا شود و از زرتشتیگری و مسیحیت، میعادگرایی را بگیرد و معجزه هزاره سوم شود و معجزه شیعه را با زمان میلادی در هم آمیزد و آنگاه بگوید ما پی بردهایم که آمریکاییها هدفشان از اشغال عراق نه فقط بردن نفت عراق و سرکوب «بعث» و «القاعده» که هدفشان ممانعت از ظهور منجی بوده است و بعد هم بیایند و جاده بکشند و یا بیایند و در بهار بدمند و بهار را برجسته کنند و بگویند «زندهباد بهار».
به نظر سعید حجاریان: در مقابل قرائت رسمی شیعی که علما آن را نمایندگی میکنند و برای مهدی زمان خاصی را تعیین نمیکنند که راه باز باشد برای حاکم بودن نواب عام، اینک دولتیانی هستند که میخواهند خود را مستقیما نماینده معصوم بدانند و وی را حی و حاضر ظاهر بنمایانند و با طرح مقوله ظهور صغری به این امر اهتمام میورزند.
'خداحافظی نمیکنید؟'
مسعود مرعشی در ستون طنز <link type="page"><caption> بهار </caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/02/17/16" platform="highweb"/></link>در صدد برآمده همزمان با خداحافظی قهرمانان فوتبال از مسابقات از سیاستمداران بپرسد شما چی. اول اول سراغ هاشمیرفسنجانی رفته و جواب شنیده: تا دیروز قصدش را داشتم، ولی از وقتی خداحافظی مهدویکیا را دیدم پشیمان شدم. گناه دارم خب! الان اصولگرایان همه درگیر جشن قهرمانیشان در انتخابات هستند، مردم هم مبهوت اوضاع اقتصادی کشورند و بعضا با هواپیما زمین را هم ترک میکنند و میروند یک زمین دیگر. هیچکس حواسش به من نیست. واقعا درست است الان خداحافظی کنم؟ تازه مهدویکیا چهارگوشه زمین را بوسید و رفت. من چه کار کنم؟ چهارگوشه کجا را ببوسم؟ پاستور؟ بهارستان؟ مجلس خبرگان؟ مجمع تشخیص؟
محسن رضایی در جواب گفته: الان خداحافظی کنم که جوان ناکام از دنیا میروم بیانصافها! ۳۰ سال است دارم کاندیدای انتخابات میشوم، لااقل بگذارید یکبار به زمین بروم و چند دقیقه بازی کنم، بعد حرف از خداحافظی من بزنید و حدادعادل شما ۳۰ سال خدمت کردید؛ بس نیست؟ حداد: بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم/ یارب مباد کس را مخدوم بیعنایت.
در ادامه این طنز آمده که آقای خاتمی در جواب سئوال قصد خداحافظی ندارید؟ گفته نه میگویم آره، نه میگویم نه. و عباسعلی منصوری، نماینده محترم آران و بیدگل پاسخ داده: قربانت بروم، من مدتی است دارم سلام میکنم، کسی جواب سلامم را نمیدهد، با کی خداحافظی کنم؟
'نمایشگاه بیرونق کتاب'
ابوالحسن مختاباد در یادداشتی در <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/92-02-17/151.htm" platform="highweb"/></link>نوشته از همین چند روزی که از زمان نمایشگاه کتاب ۲۶ گذشته، میتوان حدس زد نمایشگاه امسال کمفروغترین دوره خود را پشت سرخواهد گذاشت. برخی از این بیفروغی البته به مشکلات ومسائل اقتصادی که دامن گیر معیشت مردم شده است بازمیگردد و بخشی دیگر به نوع مدیریت و اداره نمایشگاه کتاب.

به نوشته این مقاله: از جمله این بیسیاستیها میتوان به محروم کردن برخی از ناشران شناخته شده از حضور در نمایشگاه اشاره کرد یا آماده نبودن بخش کتاب خارجی و پلی که قرار بود تا زمان آغاز به کار نمایشگاه درست شود. اما از جمله مواردی که میتوانست در نمایشگاه امسال و به دلیل شرایط بد اقتصادی و نیز گرانی وحشتناک کاغذ و دیگر مواد تهیه کتاب از سوی دستاندرکاران برگزاری نمایشگاه نادیده انگاشته شود، بحث جلوگیری از عرضه کتابهایی است که چاپ آنها به سه سال قبل بازمیگردد.
<link type="page"><caption> جام جم</caption><url href="http://jamejampress.ir/" platform="highweb"/></link> هم در گزارشی نوشته امروز، هفتمین روز از بیست و ششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حالی برگزار میشود که بسیاری از کسانی که امسال به مصلی رفتهاند، از خلوتی راهروها و میزان کم بازدیدکنندگان در مقایسه با سالهای قبل شگفتزدهاند. این موضوع را حتی در میزان ازدحام جمعیت خطوط مترو که به ایستگاههای شهید بهشتی و مصلی منتهی میشوند، میتوان دید که دیگر از آن ازدحام سالهای قبل خبری نیست. راهروهای بخشهای مختلف نمایشگاه حتی شبستان مصلی که محل گردهمایی ناشران عمومی است، خلوت به نظر میرسد و ناشران هم این کاهش مخاطب را محسوس عنوان میکنند.
این روزنامه از قول مهدی فیروزان مدیرعامل موسسه فرهنگی شهر کتاب نوشته: امسال که به نمایشگاه کتاب رفتم با کاهش بازدیدکنندگان کتاب مواجه شدم، راهروها خیلی خلوت بود.
'هدفمند کردن، مفید یا مضر؟'
فرشاد مومنی در مقالهای در <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=101&pageno=1" platform="highweb"/></link>از سیاستهای تعدیل و حذف یارانهها که در بیست سال گذشته در کشور حاکم بوده انتقاد کرده و آن را سیاستی شکست خورده نامیده و نوشته در دولت فعلی بخش اعظم ادعاهای مجریان سیاست حذف یارانهها و جایگزین کردن پرداخت نقدی آن بود که میخواهند این کار به صورت «هدفمند» انجام شود. دولتیها ادعا میکردند که مهمترین هدف این کار، دفاع از حقوق محرومان و برقراری عدالت اجتماعی بوده است. البته در همان زمان نیز کارشناسان منصف به دولت تذکر میدادند که تصور برقراری عدالت اجتماعی از طریق اجرای سیاستهای تورمزا و رکودآفرین، تصور خام و نادرستی است.
به نوشته این استاد دانشگاه: در باب این پدیده جدید یعنی حذف پرداختی اندک مربوط به نان، باید توجه دولتمردان و نمایندگان مجلس را به این سوال جلب کرد که آیا نباید اندکی تامل کنند که بیشترین تقاضای مصرف نان متعلق به کدامیک از گروههای اجتماعی است و آیا تجربه کاهش ۲۲درصدی سرانه مصرف شیر و ابعاد نگرانکننده کاهش مصرف گوشت، کانون اصلی اصابت خود را در میان کدام گروهها پیدا میکند؟
شرق در نهایت نوشته: آیا جای آن نیست که لااقل از این زاویه، به آنچه با کمال تاسف همچنان مورد اصرار مسوولان دولتی است پرداخته شود؟ اگر به واقع گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن وجود داشته باشد از این قبیل مثالها در سند لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ بسیار زیاد است. پیامدهای شوخیای که «شوکدرمانی» با معیشت مردم آغاز کرد از کانال ردگیری آثار آن در جمعیت پنجبرابری افرادی که فقط از ناحیه هزینههای کمرشکن درمان به زیر «خط فقر» افتادهاند، بهوضوح قابل ردگیری است.

علی ابراهیمنژاد در سرمقاله <link type="page"><caption> دنیای اقتصاد </caption><url href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=361804" platform="highweb"/></link>با اشاره به فرهنگ اسراف و دورریزی در میان ایرانیان نوشته: چرا در بین ما ایرانیان فرهنگ تولید ضعیف است و فرهنگ دلالی و یک شبه ثروتمند شدن تا این حد پررنگ شده است؟ چرا در بین تولیدکنندگان ایرانی فرهنگ صادرات وجود ندارد و بهرغم وجود انواع و اقسام جوایز صادراتی، این فرهنگ در کشور نهادینه نمیشود؟ چرا در کشور ما فرهنگ مصرف کالای داخلی وجود ندارد؟ پاسخ بسیاری از سوالات اینچنینی را میتوان در انگیزههای اقتصادی مردم جستوجو کرد.
به نوشته این مقاله طرح هدفمندسازی یارانهها و بحران ارزی در سالهای اخیر دو آزمایشگاه طبیعی برای مشاهده تاثیر انگیزههای اقتصادی در معضلات به ظاهر فرهنگی جامعه ایران است. بنابر آمارهای رسمی، میزان مصرف گندم پس از هدفمندی یارانهها حدود ۳۱ درصد و مصرف بنزین و برق نیز به ترتیب ۴ درصد و ۱۰ درصد کاهش یافته است. از طرف دیگر بهرغم کاهش ۳۰ درصدی صادرات محصولات پتروشیمی، صادرات کالاهای پایه غیرنفتی مانند محصولات کشاورزی و صنعتی ۲۴ درصد افزایش داشته است. جای تعجب نیست اگر قدرت رقابتپذیری کالاهای ایرانی به مدد واقعیتر شدن قیمت ارز افزایش یابد.
مقاله دنیای اقتصاد اشاره میکند تاملبرانگیزتر از همه اینکه بنابر اعلام سازمان حج و زیارت، در سال گذشته و بعد از افزایش قیمت ارز، حجم بار حجاج ایرانی ۳۰ درصد کاهش یافته است! هدف این نوشتار، تایید بیچون و چرای طرح هدفمندی و جهش ناگهانی قیمت ارز نیست، چه آنکه بسیاری از دستاوردهای مثبت آنها در نتیجه تورم لجامگسیخته کنونی در حال ذوب شدن است، بلکه هدف صرفا یادآوری این نکته است که انگیزههای اقتصادیگاه در لباس معضلات فرهنگی رخ مینمایند و اگر در تصمیمات سیاستی، این انگیزهها را نادیده بگیریم، آنوقت است که سُرنای سیاستگذاری را از سر گشادش میزنیم.

علت گرانیها
محمد حسین روانبخش در <link type="page"><caption> مردم سالاری </caption><url href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=24766#164055" platform="highweb"/></link>با اشاره به اینکه گرانی مدتها است که دیگر برای مردم کشور چیز جدیدی نیست. ماهها است که هر نیمساعت، یکبار یکی از مایحتاج مردم گران میشود نوشته این وظیفه همه آحاد مردم است که برای گرانی هر کالایی، عاملی پیدا کنند تا دولتمردان کمی خیالشان راحتتر باشد و به کارهایشان مثل پرچمچرخانی با یکدیگر مشغول شوند.
نویسنده این مقاله به طعنه نوشته مثلا علت گرانی شیر: حدود دوماه پیش، گاوهای مستقر در گاوداریهای ورامین و ساوه به دلیل حرص و جوش خوردن از کمبود بارندگی در کشور قهرمانپرور ایران، شیرشان یکباره خشک شد و همین عامل گرانی شیر شد! یا دلیل گرانی گوشت قرمزکه باخت تیم پرسپولیس در فینال جام حذفی بود.
در ادامه طنز مردم سالاری آمده: علت گرانی روغن نباتی: مدتی است که متاسفانه شترهای کویر لوت کمتر خواب «پنبهدانه» میبینند و کمبود پنبهدانه در خواب شترهای نواحی مرکزی ایران باعث کاهش تولید روغن نباتی شده است و علت گرانی کاغذ: این دیگر کار قلم به دستان مزدور و روزنامهچیهای زنجیرهای است. مطمئن باشید اینها از آمریکا پول گرفتهاند که کاغذ را گران کنند!











