بررسی روزنامه های صبح یکشنبه، پانزدهم اردیبهشت
روزنامه های صبح امروز تهران در گزارش ها و مقالات خود به مسائل انتخاباتی پرداخته و از جمله احتمال حضور اکبر هاشمی رفسنجانی را به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری با اهمیت دیده و درباره آن نظر داده اند.
گزارش هائی از بازدید آیت الله خامنه ای از نمایشگاه کتاب، انتقادهائی از سیاست تازه بانکی دولت و افزایش انتخاباتی فعالیت های بورس از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
واکنش به احتمال حضور هاشمی در صحنه
ریحانه طباطبایی در شروع گزارش مفصلی در باره انتخابات در بهار نوشته: تا سه یا چهار ماه پیش از انتخابات خیال اصولگرایان از بابت حضور نداشتن اصلاحطلبان در انتخابات راحت بود. آنان هیچ تصوری برای حضور دوباره اصلاحطلبان نداشتند و به خیالشان صحنه از رقیب خالی شده بود. اصلاحطلبان فهرستی برای حضور در انتخابات مجلس نهم نداشتند و در آن شرکت هم نکردند. محمد خاتمی هم به دليل رایی که داد مورد نکوهش واقع شد و همه اینها باهم این تحلیل را به وجود آورد که اصلاحطلبان نه میخواهند و نه میتوانند در انتخابات شرکت کنند.

به نوشته این گزارشگر، از این رو هرکس در جریان اصولگرایی وکیل یا وزیر بود برای انتخابات یازدهم اعلام حضور کرد؛ اما هر چه زمان به انتخابات ریاستجمهوری یازدهم نزدیکتر میشود گویا عزم اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات جزمتر میشود، آن هم نه با نامزد درجه دو و سه؛ بلکه با بهترینهایشان؛ برگ برنده شان، یعنی محمد خاتمی. از اسفند ماه ١٣٩١ به این سو موج دعوت از چهرههای تاثیرگذار برای حضور در انتخابات بیشتر و بیشتر شد.
اعتماد در گزارش اصلی خود نوشته همین یک جمله "نمی گويم نمی آيم" از هاشمی رفسنجانی كافی بود تا بسياری از چهرههای نامآشنای سياسی نتوانند در قبال اين حرف واكنش نشان ندهند و رودرروی او قرار نگيرند. يكی ازبازی جديد هاشمی سخن گفت و شخص ديگری به هاشمی توصيه كرد در هشتاد سالگی به امور دينی خود بپردازد. دامنه مخالفتها با حضور هاشمی در انتخابات تنها منحصر به اين افراد نبود و به قولی تنها يك پرده نداشت. در پرده دوم جدال با هاشمی خيلیها آمدند تا جواب او را بدهند.
به نوشته این گزارش استراتژی اعلام برائت از احمدینژاد و نقد عملكرد او به ناگهان جای خود را به مخالفت با هاشمی رفسنجانی داد. گويا اصولگرايان «نمی گويم نمی آيم» هاشمی را «می آيم» او تفسير كردند و رفتارشان را بر مدار اين تفسير در قبال هاشمی تنظيم كردند. شدت واكنش اصولگرايان طی دو روز گذشته به حضور احتمالی اكبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات به گونهيی بوده است كه گويا آنان از تصميم نهايی هاشمي اطلاع دقيق دارند و همين مساله بر حيرت و نگرانی آنان افزود.
آمنه شیرافکن در ابتدای گزارش اصلی شرق نوشته هاشمیرفسنجانی هنوز اعلام نامزدی نکرده اما معادله «چندمجهولی» آمدن یا نیامدنش، بیش از اینکه مساله گروههای اصلاحطلب باشد، اصولگرایان را با چالش مواجه کرده و چنانچه روزنامه «رسالت» روایت کرده، اگر آمدن هاشمی قطعی شود باید منتظر «آتش سنگین توپخانه مخالفان» باشد.
فضل الله ياری هم در سرمقاله ابتکار نوشته نام هيچ کدام از مسئولان جمهوری اسلامی به اندازه اکبر هاشمی رفسنجانی با موضوعی تحت عنوان «بحران» گره نخورده است. به همين خاطر است که از سوی تحليل گران سياست داخلی و خارجی «مرد عبور از بحران» خوانده می شود. همين عنوان سبب شده تا در مقاطع بحرانی چه در قبل از انقلاب و چه پس ازآن از سوی مردم يا مسئولان و رهبران کشور فراخوانده شود تا - به زعم دعوت کنندگان - شرايط عبور از بحران را فراهم کند. به نوشته این مقاله اين موضوع اما لزوماً بيانگر آن نيست که هاشمی رفسنجانی در همه بحرانها فعال مايشاء بوده و ابتکار عمل را هميشه در دست داشته است.
به نوشته این مقاله: نگاهی به حوادث 16 سال گذشته نشان می دهد که اين پير عرصه سياست گاه نيز در ميانه بحران ايستاده است. به گونه ای که بحران به مثابه طوفانی خود و خانواده اش را به مبارزه طلبيده است.
کیهان هم در سرمقاله خود از نگرانی و مخالفت شدید خود با ورود هاشمی رفسنجانی پرده برداشت اما بدون بردن نام وی نوشت: ميل به ماندن و جاودانگی گاه انسان را تا عرش پرواز داده و گاه به هبوط و سقوط بی نهايت کشانده است. در نهايت آوازه و شهرت دچار بحران هويت شدند. هنر پرواز را بلد بودند اما وقت فرود آمدن و به زمين نشاندن هواپيما، تمام معلومات ارزشمند از صفحه روح و جانشان پريد چنان که از عهده امانتداری برنيامدند.
به نظر این روزنامه شعبده بازی و کژتابی سالهای 76، 84 و 92 برخی از سياسيون برای تداوم و تداول قدرت ميان حلقه حاميان خود از اين جنس است. آنها برای تداوم يا تصاحب قدرت مجبور به دادن وعدههای خلاف واقع، نشان دادن در باغ سبز، سادهنمايی مسائل پيچيده و مهم اقتصادی و فرهنگی و سياسی داخلی يا خارجی هستند. همين خود دليلی بر فقدان يا ازاله صلاحيت طيفهاي مذکور است.
پيمان مقدم در ستون طنزیاعتمادینوشته: مسابقه يادآوری 80 سالگی جناب هاشمی همچنان ادامه دارد. بعد از تركشهای چند روز پيش كه ايشان را غير مستقيم هدف قرار داده بود، بيشتر نيروهای سياسی با به رخ كشيدن سن و سال ايشان و يادآوری عدم محبوبيتشان در حال انجام فعل سياسی يا انتخاباتي هستند. حتی جناب حداد عادل هم فرمودهاند: آقای هاشمی از نظر سنی شرايط لازم برای ورود به چنين عرصهيی را در خود احساس نميكند.
عموجان اصولگرای ما فرمودند: خدا از سر تقصيراتتان نگذرد. می خواهيد با چماق كردن هاشمی بر سر اصولگرايان در واقع نامزد ديگري را به جای او وارد صحنه كنيد. دستتان پيش ما ديگر رو شده است. هاشمی ديگر بايد وقتش را صرف عبادت كند. می خواهد بيايد چه بشود؟ سر پيری و معركهگيری.
عموجان هر چه كه شما ميفرماييد درست است. اما به قول جناب تابش نماينده اردكان «اگر آقايان هاشمی و آن يكی در بين مردم پايگاهی ندارند، چرا از اعلام كانديداتوری احتمالی آنها مضطرب شدهاند؟» واقعا اگر پايگاهی ندارند خب می آيند در انتخابات و می بازند و سوژه خاص و عام می شوند.
تحلیل انتخاباتی کیهان
کیهان جمله ای از روزنامه دولتی خورشید به عنوان 'ارگان حلقه انحرافی' نقل کرده که نوشته بود "چه بسا در صورت پافشاری اصولگرايان بر تداوم اتهامات عليه حاميان احمدينژاد، اين گروه که می توان آنها را اصولگرای اصلاحطلب دانست، به طور کلی از طيف اصولگرا دل کنده و در يک پيمان نانوشته و سازماندهی نشده به سيد محمد خاتمی نزديک شوند. اين فرضيه با مروری بر نقطه نظرات اصلاحطلبانه اسفنديار رحيم مشايی، قوت گرفت."
روزنامه تندرو صبح از همین جمله نتیجه گرفته که ادعاهای پیشین اش درست بوده و حلقه انحرافی و فتنه (هواداران جنبش سبز) با هم متحد هستند. اکنون می توان حدس زد که چرا دولت طی يکسال و چند ماه اخير تحت القائات حلقه انحرافی، امور اقتصادي و معيشتی مردم را به حال خود رها کرده و در همان حال اصحاب فتنه و مديران بيرونی آنها اصرار داشتند که اين رهاشدگی را به حساب بی کفايتی اصولگرايان بنويسند، يعنی دقيقا همان خطی که بعد از فتنه 88 با همه توان دنبال می کردند.
به نوشته کیهان: اصولگرايان که به جای قبيلهگرايی، بلافاصله پس از مشاهده انحراف دولت از مواضع اصولگرايانه عليه آن موضع گرفتند و نشان دادند که آنچه برای آنها از احترام و اهميت برخوردار است مواضع اصولگرايانه است و در مقابل انحراف حتی اگر از سوی دولتی باشد که پيش از اين، از آن حمايت گسترده کرده بودند، ساکت و بی تفاوت نخواهند بود.
مذاکرات هسته ای، منتظر پیشنهاد شجاعانه
رضا نصری در مقاله ای در بهار در تحلیل آخرین دور مذاکرات میان ایران و گروه 1+5 که دو هفته پیش بدون حصول توافق نهایی به پایان رسید نوشته موضع شورای امنیت مبنی بر توقف کامل فعالیتهای هستهای دیگر تناسب چندانی با واقعیتهای موجود ندارد و تحولات فنی ایران و دستاوردها و تفاهمهای دستکم شش سال مذاکره میان تهران و قدرتهای جهانی را نادیده میگیرد. امروز، به نظر میرسد راهکار عملیتر و واقعگرایانهتری مورد پذیرش بسیاری از کشورهای مذاکره کننده است و توقف کامل فعالیتهای هستهای ایران دیگر واقعا چیزی نیست که مورد انتظار آنها باشد.
به نوشته این مقاله به دلیل موضع سختگیرانه و افراطی شورای امنیت، کشورهای مذاکره کننده از نظر حقوقی عملا قادر نیستند در ازای پیشنهادهای تهران، تحریمهای بین المللی را لغو کنند. و به دلیل محدودیتهای قانونی که شورای امنیت بر تمامی کشورها، از جمله کشورهای مذاکره کننده، تحمیل کرده است، مذاکرهکنندگان 1+5 نمیتوانند به طور قانونی مشوقهای فنی پیشنهاد کنند که تضمین برای همکاریهای ایران باشد.
نویسنده مقاله بهار توضیح داده: راه خروج از این بنبست حقوقی، تصویب قطعنامه جدیدی است که دستکم دو خاصیت داشته باشد: اول این که تمام دست آوردهایی که طرفین طی چند سال مذاکره به دست آوردهاند را به رسمیت شناخته و خود را با مواضع عملیتر و واقع بینانهتر آنها به روز کند. دوم اینکه این ضمانت حقوقی را بدهد که در صورت حصول یک توافق منطقی با کشورهای 1+5، تمام تحریمهای بینالمللی را لغو خواهد کرد. باید دید کدام یک از اعضای شورای امنیت چنین پیشنویس شجاعانهای را به این نهاد تقدیم خواهد کرد.
نرخ سود بانکی در سال جدید چقدر باید باشد؟
ایمان نوربخش در سرمقاله دنیای اقتصاد این سئوال را مطرح کرده که نرخ سود بانکی در سال جدید چقدر باید باشد و خود توضیح داده شماری خواهان افزایش نرخ سود بانکی به منظور مهار تورم و شماری دیگر پشتیبان کاهش نرخ سود بانکی برای حمایت از تولید هستند. پرسشی که در این میان مطرح است این است که به راستی نرخ سود بانکی چقدر باید باشد؟ آیا تعیین نرخ سود بانکی برای انواع سپردهها و تسهيلات بانکی توسط بانک مرکزی بهترین گزینه ممکن است؟
نویسنده اقتصاددان توضیح داده: سیاستگذاران پولی در دنیا برای هدفگذاری نرخ سود عوامل متعددی را در نظر میگیرند. عواملی مثل نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی، نرخ رشد اقتصادی و.....همگی تعیینکننده نرخ سود هستند. به سخن دیگر بانک مرکزی با تعیین بهای پول، مقدار کل نقدینگی در جامعه را تعیین میکند، برای مهار نقدینگی بانک مرکزی می تواند به جای تعیین نرخ سود یا همان هزینه پول، اندازه آن را ییدا کند؛ نرخ رشد نقدینگی یا کل مقدار عرضه پول را هدفگذاری كند.
سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته شاید اکنون نیز وقت آن رسیده باشد تا سیاستگذاران پولی و اقتصادی کشور برای یکبار هم که شده از تکرار تجربههای ناموفق مانند کنترل قیمتها و تعیین دستوری نرخ سود بانکی دست بردارند و سیاستی جدید را آزمایش كنند که موفقیت آن در کشورهای دیگر و با شرایط مشابه با کشور ما به نتیجه رسیده است. مسلما اجرای سیاست مهار نقدینگی بدون هزینه نخواهد بود، اما بیگمان منافع آن در آینده برای جامعه بسیار بیشتر خواهد بود.
جهش انتخاباتی در بورس
شاهین یاسمی در روزنامه بهارنوشته: چهل روز مانده به انتخابات ریاستجمهوری یازدهم شاخص کل بورس وارد کانال 45 هزار واحدی شده است و همچنان میتازد؛ تاختوتازی که دیگر تکراری و تبدیل به روال شده است. رکوردهای تاریخی پشتسرهمی که دلیلشان معلوم نیست و کارشناسان را انگشت به دهان نگه داشته است. برخی میگویند شاخص سودای فتح قله 60 هزار واحدی را دارد، اما چرا پالایشیها یکدفعه ترمز بریدند و قیمتهایشان چندبرابر شده؟ چه اتفاقی در پالایشگاه نفت تهران است که پس از هشتماه توقف، قیمت هر سهمش 10 برابر شده است و میخواهد حداقل چهارهزار تومان سود در مجمع سالانهاش بین سهامداران توزیع کند؟
به نوشته این مقاله پس از شائبه انتخاباتی بودن افزایش سرمایه شبههانگیز و عرضه ابهامآمیز هلدینگ خلیجفارس در نزدیکی انتخابات، برخی میگویند در آستانه انتخابات امسال سهام عدالت قرار است از نمادهای پرفروغ و رکوردشکن این روزها بین مردم توزیع شود. چرا بورس هر روز مثبت است و شاخصها نفس تازه نمیکنند و غیرطبیعی رفتار میکنند؟ مگر نرخ ارز نسبت به هشتماه گذشته چه تغییری کرده است که برخی دلیل صعود نمادهای پالایشی، پتروشیمی، فلزی و دیگر شرکتهای صادرات محور را با تحولات ارزی توجیه میکنند؟

بهار در نهایت نوشته از یادها نرفته است که پس از نشست مطبوعاتی تاریخی آقای احمدینژاد، دلار وارد کانال سههزار تومانی شد و در پنجماه اخیر در قیمتهای حدود 3500 تومان به تعادل رسید. پس چرا در این مدت پالایشیهای بورسی نترکاندند و حالا و در آستانه انتخابات یادشان افتاده که سود و قیمتشان را چند برابر کنند؟ با توجه به نسبت قیمت به درآمد بالای این گروهها و نمادهایشان پس از رکوردهای اخیرشان درصد ریسکشان بالا رفته است و ارزندگی این نمادهای پرفروغ این روزها در هالهای از ابهام قرار دارد.
غارت تاریخی جامعه کی پایان می گیرد
سعيد ليلاز در مقاله ای در اعتماد تصميم به بررسی افزايش احتمالی نرخ بهره در شورای پول و اعتبار، دو نگرانی و يك روند را بازتاب می دهد. نگرانی نخست، افزايش لجامگسيخته نرخ تورم ناشی از افزايش شتاب روند نقدينگی است كه نشان می دهد حتی مسوولان بانكی و سياسی كشور نيز فهميدهاند كه دو سال پی در پی رشد اقتصادی منفی و تورم 30 تا 40 درصدی تا چه حد می تواند زيانبار و خطرناك باشد.نگرانی دوم كه حتی از اولی خطرناكتر است، كندی و لختی و دير تصميم گرفتن شورای پول و اعتبار است.
به نوشته نویسنده اقتصاددان تغيير نرخ بهره به تناسب امواج تورمی شتابنده كنونی و با هدف كنترل آن، تصميمی بسيار ديرهنگام ولی به هر حال درست است. ظرف هشت سال گذشته، مقاومت در برابر انعطافپذيری نرخ بهره در مقابل نرخ تورم، آگاهانه يا ناآگاهانه، يكی از بزرگترين فرآيندهای رانتخواری و غارت سازمان يافته منابع عمومی در تاريخ ايران را پديد آورده است كه 20 برابر شدن معوقات بانكی در يك دوره بسيار كوتاه تنها يكی از وجوه آن است.
مقاله اعتماد به طعنه نوشته: در سايه اين مقاومت جانانه بانك مركزی و رياست محترم جمهوری، در حال حاضر هر كسی كه به هر ميزان موفق به دريافت وام از هر يك از بانكهای خصوصی يا دولتی شود، در واقع بر سر سفره بزرگترين ضيافت رايگان كشور به حجم جمعا 100 هزار ميليارد تومان رانت فقط برای سال 92 نشسته است - آن هم از جيب محرومترين و فرودستترين اقشار جامعه ايران - آيا اين غارت تاريخی اگر نه پايان سرانجام اندكی فروكش خواهد كرد؟
احساس تکلیف با ائتلاف های مثلثی
محمد حسين روانبخش در ستون طنز مردم سالاری نوشته کسانی که «احساس تکليف » کردهاند يا احساس کردهاند که بايد احساس تکليف کنند، تا به حال اين احساسشان را با شدت هر چه تمامتر به اطلاع مردم رساندهاند و به نظر می رسيد که داستان تعداد زياد کانديداهای آن طرفکی تمام شده و حالا فصل ائتلافهای مثلثی و پنجضلعی و ذوزنقهای است تا بالاخره روی هشت – نه نفر به توافق برسند؛ اما بعضی ها که از اعلام احساس تکليف جا ماندهاند، با نزديکترتر شدن به زمان انتخابات دنبال بهانهای ميگردند که آنها هم وسط گود نامزدی تشريف بياورند.
به نوشته این ستون: روز گذشته بعض سايتها خبر نوشتند: برادر کامران دانشجو (از مثلث برادران دانشجو) وزير علوم دولت دهم اعلام کرده است شخصيتهایی که در حال حاضر رسما اعلام کانديداتوری کردهاند تا آخر در مقابل هاشمی نمی ايستند و اگر آقای هاشمی نامزد انتخابات شود، علیرغم ميل باطنیام من هم کانديدا خواهم شد. به اين می گويند «سياست گام به گام اعلام کانديداتوری جاماندگان از اعلام احساس تکليف»! عجب عنوان پرطمطراق و دهان پرکنی!
کارتون روز












