بررسی روزنامه های صبح تهران؛ دوشنبه نهم اردیبهشت
روزنامه های امروز صبح تهران در گزارش های اصلی خود از تشنج و جنجال در سفر رییس دولت به تبریز نوشته و در عین حال خبر داده اند که مردم شهرهای دیگر هم خواستار آن شده اند که احمدی نژاد بدون رحیم مشائی به شهر آنان سفر کند.
گمانه زنی هائی درباره انتخابات و احتمال نامزدی هاشمی رفسنجانی، انتقادهائی درباره آمارهای اغراق آمیز و نادرست مقامات دولتی درباره مسائل اقتصادی از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
سفر پرحادثه به تبریز

روزنامه های مختلف امروز صبح با چاپ عکس هائی از احمدی نژاد در کنار مشائی در سفر استانی به تبریز نوشته اند بدون اشاره به حادثه ای که به نوشته رسانه های مستقل در آن شهر برای رییس دولت پیش آمده است.
<link type="page"><caption> بهار </caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/02/09/2" platform="highweb"/></link>در گزارشی در همین باره نوشته: درخواستها برای اینکه مشایی در سفرهای استانی احمدینژاد را همراهی نکند روزبهروز آمارش بالا میرود. موج «مشایی نیا» شهربهشهر مانند محمود احمدینژاد سفرهای استانیاش را آغاز کرده است. اول تبریزیها، بعد کرمانیها و حال نوبت به گیلانیها رسیده که از محمود احمدینژاد بخواهد در سفر به استانشان، «مشایی» را به دلیل عدم اقبال با خود نیاورد.
روزنامه دولت و خورشید روزنامه تامین اجتماعی نه تنها اشاره ای به مخالفت ها و بی رونقی سفر به تبریز نکرده اند بلکه با اغراق و جملات پرطمطراق از «استقبال بینظیر» جوانان از این سفر نوشته اند.
عظیم محمودآبادی در گزارش اصلی <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/92-02-09/204.htm" platform="highweb"/></link>نوشته با وجود درخواستهایی که از سوی برخی تشکلهای دانشجویی و حزباللهی و همچنین تعدادی از روحانیان تبریز از محمود احمدینژاد مطرح شده بود که اسفندیار رحیممشایی را در سفر به این شهر همراه نبرد اما رییسجمهور بدون کمترین اعتنایی به این درخواستها روز گذشته دوش به دوش رییس دفتر سابق خود وارد شهر تبریز شد.
گزارشگر اعتماد تاکید کرده شاید نتوان هیچ اتهام سیاسی و همچنین عقیدتی یافت که اصولگرایان در این ماه ها به محبوبترین و اصلیترین چهره دولت در دل احمدینژاد نثار نکرده باشند. اما این همه در علقه و ارادت رییسجمهور نسبت به او کوچکترین تاثیری نداشته و ندارد. اصولگرایان در سالهای گذشته و به ویژه در ۲ سال اخیر از هر راهی نظیر نصیحت، اندرز، توصیه، تهدید، تشویق، وعده، قهر و... استفاده کردند تا بتوانند اندکی در احمدینژاد نسبت به حمایتهای بیدریغش از مشایی و مواضع او تردید ایجاد کنند اما ظاهرا این آرزویی نیست که آنها بتوانند تحقق آن را در عالم واقع ببینند.
دور افتخار برای گرانی و تورم
مرتضی گلپور در مقاله ای در <link type="page"><caption> تهران امروز</caption><url href="http://tehrooz.com/1392/2/9/TehranEmrooz/1156/Page/16/" platform="highweb"/></link> با اشاره به سفرهای استانی اخیر رییس جمهور نوشته در میادین ورزشی رسم است که ورزشکار پس از کسب عنوان قهرمانی، پرچم کشور خود را به دست میگیرد و یک دور در زمین و میدان مسابقه میدود. کاری که این روزها دولت با شتاب در حال انجام آن است، بیشباهت به این رفتار ورزشکاران نیست. اما پرسش این است که مگر دولت خود را قهرمان عرصه اجرایی کشور میداند؟ یا خود را پیروز یک رقابت بینالمللی تصور میکند؟ آیا دولت توانستهاست در رقابت با تورم، بیکاری، اقتصاد نفتی و تحریمهای خارجی پیروز میدان شود؟

نویسنده سئوال کرده آیا تسلط و مهار گرانیها از سوی دولت است که باعث شده هیات دولت شهر به شهر و استان به استان کشور را بگردند و دور افتخار بزنند؟ یا دولت در ۸ سال فرصت، چنان عمل کرده که میتواند به آن افتخار کند؟ دولت در ۸ سال فعالیت خود در عرصه فرهنگ و جامعه، نه برنامهای داشت و نه ادعایی. همین روند در اقتصاد نیز مشاهده شد که دولت مدعی بود برای آن برنامههای انقلابی دارد.
در پایان مقاله تهران امروز آمده اقتصاد فعلی که نتیجه ۸ سال روزمرگی و فقدان سیاست و جهتگیری کلان اقتصادی است را میتوان از وضع بازار و سفرههای مردم دریافت. افزایش ۶۰ درصدی قیمت گوشت، افزایش قیمت روغن و شکر، افزایش ناگهانی قیمت خودرو و افزایش قیمت خرید و اجارهبهای مسکن تنها گوشهای از نتایج فقدان سیاست و برنامه برای اقتصاد کشور در ۸ سال است. معنای این امر کاهش جدید ارزش پول ملی، کاهش توان اقتصادی تودههای مردم و سرانجام کوچکتر شدن سفرههای مردم است. اما اکنون آن یک نفر به جای پاسخگویی و پذیرفتن خطاها درحال انجام دور افتخار در کشور است.
تب و تاب های انتخابات
چند روزنامه صبح امروز در گزارش های انتخاباتی خود از شکاف در ائتلاف اصولگرایان موصوف به یک به اضافه دو خبر داده اند.
هادی وکیلی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار </caption><url href="http://www.iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=114437" platform="highweb"/></link>نوشته آنچه از قرائن و اخبار متفرقه قابل استنباط است، اینست که اصلاح طلبان تا کنون به جمع بندی نرسیده اند. زمان برای این جریان به سرعت رو به اتمام است. اگر همین امروز، اصلاح طلبان بر روی خاتمی به عنوان رأی آور ترین نامزد توافق نمایند و ایشان فرصت حضور پیدا کند با این زمان محدود و محدودیتهای تبلیغاتی محتمل، پیروزیشان آسان نخواهد بود. از سوئی امکان اجماع آنان بر نامزدی غیر خاتمی و هاشمی به نهایت مشکل بلکه غیر ممکن است.
نویسنده این مقاله با تاکید بر این که در سوی مقابل تنها گزینه ای که تا کنون گارد تبلیغاتی به خود گرفته و شهر به شهر و استان به استان سفر میکند و سخنرانی انتخاباتی انجام میدهد آقای مشایی است اما تائید صلاحیتش تقریباً به نقطه محال بدیهی رسیده، از این روی اگر دولت در تائید صلاحیت نامزد اصلی خود ناکام بماند آنگاه باسه سناریو روبروست؛ اول این که احمدی نژاد قهر کند و از انجام وظیفه اجرای انتخابات سرباز زند، این سناریو اگر چه از مدتها مورد گمانه زنی بود ولی به نهایت بعید است. دوم اینکه احمدی نژاد گزینه دیگری را جایگزین مشایی کند. این سناریو گرچه محتمل است ولی بسیار ضعیف است. و سناریو سوم این که دولت و گروه پایداری بر نامزدی مرضی الطرفین همچون چمران یا جلیلی ائتلاف کنند که این سناریو قویترین است.
به نوشته ابتکار در صورت حضور آقای خاتمی انتخابات سه قطبی خواهد بود: "یک قطب اصلاح طلبان قطب دیگر اصولگرایان با ائتلاف بر روی آقای قالیباف و قطب سوم پایداری خواهد بود. اما در صورت عدم حضور آقای خاتمی انتخابات پنج قطب خواهد داشت: جبهه پایداری، قالیباف، ولایتی، اصلاح طلبان درجه دو و مستقلها."
در همین زمان حسین شریعتمداری بار دیگر در سرمقاله <link type="page"><caption> کیهان </caption><url href="http://www.kayhan.ir/920209/2.htm" platform="highweb"/></link>با تکرار اتهاماتی که بارها نثار اصلاح طلبان و رهبران آن ها شده است تاکید کرده که حضرت آقا بلافاصله پس از تاکید بر حضور همه سلیقه ها، بر ضرورت تایید صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان اشاره می فرمایند و بدیهی است که عوامل و سران فتنه نه فقط کمترین صلاحیتی برای حضور در کم اهمیت ترین پست های کلیدی نیز ندارند، بلکه بایستی در انتظار محاکمه و مجازات هم باشند.
به نظر نماینده ولی فقیه در موسسه کیهان سخن از حضور همه سلیقه های سیاسی است که در چارچوب نظام قابل تعریف هستند و البته این تعریف، شامل آن عده از اصلاح طلبان که در فتنه ۸۸ حضور و دخالتی نداشته اند نیز می شود ولی اصحاب فتنه در بستر یک سلیقه سیاسی قابل تعریف نیستند، بلکه وطن فروشانی هستند که آنها را فقط در قالب «ستون پنجم دشمن» می توان تعریف کرد.

در همین زمان روزنامه های مختلف این سخن دیروز هاشمی رفسنجانی را با اهمیت دیده اند که گفته نمی گویم نمی آیم. مصطفی درایتی بر همین اساس در <link type="page"><caption> آرمان </caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=296&pageno=2" platform="highweb"/></link>نوشته هر از چندگاهی از جبهه اصولگرایان سخنانی با مضمون شکست آقای هاشمی در صورت شرکت در انتخابات، شنیده میشود. اما آن ها یکدست نیستند، برخی شان به نحو دیگری فکر میکنند. اما عدهای گمان میکنند که حضور آقای هاشمی جای آنها را تنگ میکند. اینها نه تنها در رابطه با هاشمی اینگونه فکر میکنند.
به طور کل، تصور میکنند اگر هر شخصیتی که دارای جایگاه و پایگاه است وارد عرصه انتخابات شود، دیگر برای آنها مجالی باقی نخواهد ماند و این عرصه برایشان تنگ میشود. عدهای از این افراد میدانند که در دولتی مانند دولت نهم و دهم است که برای آنها جایگاهی وجود دارد و بیشک در دولت فرد معقولی مانند آقای هاشمی شایستهسالاری حاکم است و در نتیجه جایگاهی برای آنها باقی نخواهد ماند.
شرایطش جور میشود؟
پیمان مقدم در ستون طنز <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/92-02-09/204.htm" platform="highweb"/></link>نوشته: شما را به خدا بیایید یک کاری بکنیم بلکه این شرایط فراهم شود. لامصب نمیدانیم حکمت این شرایط چیست که همیشه فراهم نیست. واقعا خیلی سخت است که فراهم شود؟ هشت سال گذشت و هیچوقت شرایطش فراهم نشد که اسامی مفسدان اقتصادی و غارتگران بیتالمال از جیب کت و کاپشن جناب احمدینژاد بیرون بیاید. حالا هم رییسجمهور محترم اظهار امیدواری فرمودهاند تا شرایطی فراهم شود قبل از پایان دولت به مردم بگوید چه گذشت و چه کارهایی انجام شد. خب شرایط فراهم شدن شرایط چیست؟ کسی میداند؟
به نوشته این طنزنویس: عموجان اصولگرای ما فرمودند خدا لعنتتان کند که اجازه نمیدهید شرایط فراهم شود. همش تقصیر شما هرزهنگارهاست. بیخود و بیجهت مرافعه درست میکنید. آخر مگر شما مرض دارید؟ از این گردگیریها چه سودی میبرید؟ گردن گردنکلفتهایتان کلفتتر میشود؟
نویسنده ستون طنز اعتماد جواب داده: ای وای خدا به دور عموجان! گردنکلفتهای ما که در هشت سال اخیر حسابی نواخته شدهاند. اما جناب رییسجمهور فرمودهاند که: این مردم در عرض سه، چهار ماه دیگر این بساط را جمع میکنند و سوءاستفادهچیها را یقه میکنند و این سوءاستفادهها را از حلق آنها بیرون میکشند.» آفرین به اعتماد بهنفس تان. مگر قرار است چه اتفاقی در ماههای آینده که ایشان پاستور را به نفر بعدی تحویل میدهند، بیفتد؟
نمیشود اعتماد کرد
بهروز گرانپایه در مقاله ای در <link type="page"><caption> بهار </caption><url href="http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/02/09/1" platform="highweb"/></link>با اشاره به ایام انتخابات و اهمیت نظرسنجی نوشته هر روز در رسانهای نتایج یک نظرسنجی انعکاس می یابد که از میزان محبوبیت نامزدها اعداد و ارقامی ارائه میدهند. سایتهای اینترنتی نیز یکی از روشهای جلب مخاطب را انجام نظرسنجی قرار داده و بهویژه در ایام انتخابات میکوشند تا «رفتار مشارکت» و «الگوی انتخاب» بازدیدکنندگان و مخاطبان خود را شناسایی کنند و بازتاب دهند. صداوسیما و تلفن همراه نیز که دریافتهاند نظرسنجی دکان پرسودی است از این نمط بهرهها میبرند. اما این ها اعتبار نظرسنجی ندارند و اعتماد برنمی انگیزند.
نویسنده جامعه شناس این مقاله با اشاره به آن چه قلع و قمع موسسات نظرسنجی و کارشناسان این فن بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ خوانده نوشته برای بازگشت اعتماد به جامعه دو کار باید انجام شود: یک، اینکه قاضی پرونده نظرسنجی در کنار پاسخگویی به اتهامات کهریزک در دادگاه، برای این پرونده هم محاکمه شود و به اقدامات و پروندهسازیهایی که علیه افراد درگیر این پرونده انجام داده بود توضیح دهد؛ دوم، اینکه امکان شکلگیری نهاد یا موسسههای پژوهشی مستقل داده شود.
مطالبات زنان
منیژه حکمت فیلمساز در پاسخ روزنامه <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/92-02-09/151.htm" platform="highweb"/></link>که از مطالبات زنان پرسیده گفته است ما زنان هیچ مطالبهیی نمیتوانیم داشته باشیم و گویی ما هستیم که به تمام جامعه بدهکاریم. اما اگر بخواهم نخستین مطالبه زنان ایران را مطرح کنم، میگویم اصلاح قوانینی که با فعالیت و جایگاه زن ایرانی تناسب ندارند، در اولویت است.
فاطمه آجرلو به اعتماد گفته تجربه ۸ سال نمایندگی مجلس به من نشان داد که جایگاه امروز زنان، جایگاه واقعی که اسلام و نظام برای زنان تعیین کرده، نیست. آمارها میگوید که ۷۰ درصد فارغالتحصیلان دانشگاههای ما را زنان تشکیل میدهند، زنان در هر جایگاه مدیریتی که قرار گرفتهاند توانمندیهای خود را نشان دادهاند اما هنوز برای ارائه پستهای کلیدی و حساس به زنان مقاومت وجود دارد.
به گفته این نماینده مجلس تعداد پستهایی که به زنان داده میشود با آمار فارغالتحصیلان مطابقت ندارد و این از نگاه بالا به پایین به زنان نشات گرفته است.
امانالله قراییمقدم در همین زمینه به اعتماد گفته مهمترین مطالبات زنان ایرانی تداوم پیگیری حقوقشان در حوزههای قضایی، شغلی و فرهنگی و حتی سیاسی است. زنان ما میتوانند در حوزه قضایی از حقوق برابر برخوردار باشند. همچنین در حقوق و مزایای شغلی زنان جامعه ما میتوانند جایگاه مناسبتری داشته باشند.
به گفته این جامعه شناس زنان جامعه ما توانستهاند به شکلی خودجوش طی سده گذشته ذره ذره به مطالبات بحق خود دست یابند و به همین دلیل زنان ایرانی نوآورترین، پیشرفتهترین و انقلابیترین زنان جهان در استیفای حقوق اجتماعی خود هستند.
حرف مرد یک کلام

محمد حسین روانبخش در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=24675#163490" platform="highweb"/></link> نوشته داستان یکی بودن حرف مرد، در روزگار ما خوشبختانه ابعاد گستردهتری هم پیدا کرده است. مثلا سه- چهار سالی است که هر وقت از بعضی مسوولان زحمتکش و پر توان بپرسید: کی بیکاری ریشهکن میشود، فورا جواب میدهند: دو سال دیگر! اگر بپرسید: پارسال چند شغل ایجاد شده است؟ فورا میگویند: یک میلیون و ششصد هزار شغل! اگر بپرسید: امسال چند فرصت شغلی ایجاد میشود، باز هم فورا پاسخ میشنوید: دو و نیم میلیون شغل. در واقع بنا به ادعای این شورآفرینان در ابتدای سال ۹۰، در سال ۸۹، ۶/۱ میلیون شغل ایجاد شد و در سال ۹۰ هم قرار شد ۵/۲میلیون شغل ایجاد شود.
به نوشته این ستون: در ابتدای سال گذشته هم به استحضار عموم مردم سرکار رساندند که در سال ۹۰، ۶/۱میلیون شغل ایجاد شده و در سال۹۱، ۵/۲ میلیون شغل ایجاد خواهد شد. بیکاری هم که در قرار بود دو ساله ریشهکن شود، همچنان در سال ۹۱ قرار بود دو ساله ریشهکن شود و احتمالا اگر همین الان هم بپرسید که بیکاری کی ریشهکن میشود، میگویند: دو سال دیگر. اما دریغ و افسوس که دولت فقط سه ماه دیگر سر کار است و دولت هم که اصلا نمیداند انتخابات چیست که بخواهد کار انتخاباتی کندو این میان معلوم نیست پس کی میخواهد حرف مردانه این برادران را ادامه دهد و هر سال به مردم با شدت هر چه تمامتر اعلام کند که اصلا نگران نباشید، بیکاری دو سال دیگر ریشهکن میشود!
به نظر طنزنویس مردم سالاری: اگر بر فرض محال، ده سال دیگر هم این عزیزان روی صندلی خود مانده باشند و از آنها مثلا در سال ۱۴۰۹ شمسی بپرسید کی بیکاری ریشه کن میشود، فورا وبدون کوچکترین مکث یا خدای ناکرده خجالت، میگویند: ۲ سال دیگر! البته رویم به دیوار، دولت که اصلا کار انتخاباتی نمیکند !






























