استتار؛ تاکتیک انتخاباتی اصولگرایان
فعالیتهای انتخاباتی اصولگرایان شباهت قابل ذکری به عملیات استتار در جنگ روانی دارد که تاثیر آن، از یک طرف مبهوت و متحیر کردن تماشاچی عادی و از طرف دیگر، امن نگه داشتن نامزد اصلی آنها از حمله رقیب است.
تعداد زیاد نامزدها، تنوع ائتلافهای رنگارنگ، تغییر مکرر نامها و ترکیب ائتلافها، نامعلوم بودن علل شکل گیری آنها، نامشخص بودن روابط میانشان و تغییر دائمی این روابط استتاری است که موجب میشود مخاطبان و رقبای اصولگرایان نتوانند نامزد اصلی و مواضعش را مشخص کنند و مورد حمله قرار دهند.
اصولگرایان میتوانستند یک یا دو نفر را معرفی کنند و آنها را در برابر رقبای اصلاح طلب و حامی دولت قرار دهند، اما این کار را نکردند و بدنبال استراتژی ابهام آفرینی رفتند.
نامعلوم بودن اینکه نامزد اصلی آنها کیست او را از حمله احتمالی مصون میدارد و آسیب پذیریش را کم میکند.
تاکتیک استتار همچنین این تصویر را القا میکند که رقابت جدی و شدیدی در جریان است و رای دهنده با تنوع راهکار روبرو است و میتواند بین راه حل های متفاوت سیاسی یکی را انتخاب کند.
اما واقعیت این است که میان نامزدهای اصولگرا فرق اساسی وجود ندارد و تمام آنها دنیا را از یک پنجره سیاسی میبینند.
فقط حدود هشت هفته به انتخابات مانده اما مردم و رقبا فاقد لوازم و قدرت تشخیص هستند و فرصت و امکان فکر کردن و تصمیم گرفتن درباره نامزد اصولگرایان را ندارند.
در همین حال، اصولگرایان دو نامزد اصلی رقیب، یعنی اسفندیار رحیم مشایی و محمد خاتمی، را با قدرت تمام میکوبند و از شورای نگهبان میخواهند که آنها را با یک حرکت کم دردسر از صحنه سیاسی حذف کند.
به نظر میرسد که اصولگرایان قصد دارند هنگامیکه خط دوم دفاعی اصلاحطلبان و حامیان دولت مشخص شد و آنها نامزدهای غیر ارشد خود را اعلام کردند، نامزد اصلی را، دست نخورده و آسیب ندیده، معرفی کنند.











