برجام تمام شد، پروژه بعدی روحانی چیست؟

منبع تصویر، ISNA
- نویسنده, علی سودایی
- شغل, بیبیسی
حسن روحانی دومین دوره ریاستجمهوریاش را در حالی آغاز میکند که برادرش، حسین فریدون، با وثیقهای ۵۰ میلیارد تومانی آزاد است و خودش هم تلویحا به ابوالحسن بنیصدر تشبیه شده، یعنی اولین رئیس جمهور ایران که در سال ۱۳۶۰ برکنار شد.
پیروزی آقای روحانی در انتخابات سال ۱۳۹۶ به مراتب بزرگتر از سال ۱۳۹۲ بود، اما موقعیت او از حیث رابطهاش با بازیگران قدرتمند سیاست ایران تضعیف شده است.
در سال ۱۳۹۲ او "فرد آزمودهشده" و "از عناصر خدمتگزار قدیمی به نظام اسلامی" بود که رهبر ایران نظرش را درباره "برخورد حکمتآمیز با مسائل گوناگون بینالمللی و مسائل سیاسی و مسائل ارتباطات بینالمللی" تأیید میکرد. (مراسم تنفیذ ۹۲/۵/۱۲)
نخستین پیروزی حسن روحانی بلافاصله با پیامهای تبریک همه نامزدهای رقیب، مقامهای عالی و نهادهای قدرتمند همراه شد، از رهبر و سپاه گرفته تا روسای قوه قضاییه و مجلس خبرگان.
اما پیروزی دوم را رهبر و نامزد اصلی رقیب به حسن روحانی تبریک نگفتهاند و رأی بالای آقای روحانی هم دیگر مقامها و نهادها را در مواجهه با او ملایم نکرده است. در روزهای پس از انتخابات کمتر هفتهای بوده که بین آقای روحانی و مقامهای قوه قضاییه، سپاه یا رسانههای نزدیک به رهبر ایران گوشه و کنایهای رد و بدل نشود.
اما رییس جمهوری که توانسته میلیونها نفر را با انتخابات آشتی دهد، روند سقوط اقتصادی را متوقف و تحریمهای بی سابقه نفتی را رفع و رابطه جمهوری اسلامی را با اروپا تا حدی ترمیم کند، چرا باید این طور مغضوب شود؟
از ''اعتدال '' تا ''دوقطبی ''
چهار سال پیش حسن روحانی در شرایطی رئیس جمهور شد که یک سال از آغاز تحریم نفتی ایران میگذشت و کشور رشد منفی اقتصادی و تورم بالای ۳۰ درصدی را تجربه میکرد. در عرصه سیاست داخلی نیز ریاست جمهوری محمود احمدینژاد نه تنها کمکی به التیام شکافهای ایجاد شده در اثر اعتراضهای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ نکرده بود، که با جنجالهای پیاپی به اعتبار عمومی و روابط داخلی اصولگرایان هم صدمه زده بود.
آقای روحانی برای قفلهای در هم اقتصاد، سیاست داخلی و دیپلماسی ایران یک کلید داشت: اعتدال.

منبع تصویر، YJC
شعار اعتدالگرایی حسن روحانی، و در واقع رویکرد عملگرایانهاش در سیاست، به او امکان داد که طیف وسیعی از نیروهای سیاسی را با خود همراه کند.
کابینه اول حسن روحانی هم از میان وزرای محمود احمدینژاد در خود داشت و هم از بین مشاوران میرحسین موسوی و مهدی کروبی.
پیروزیاش در انتخابات با انصراف محمدرضا عارف و حمایت محمد خاتمی ممکن شده بود، اما جناح محافظهکار مدتی سهم آنان از این پیروزی را انکار میکرد. مثلا صبح صادق، ارگان سپاه، حسن روحانی را "اصولگرایی با مشی اصلاحطلبی" معرفی میکرد که راهش از "جبهه اصلاحات به معنای مصطلح آن" جدا بود. (۹۲/۵/۳)
آقای روحانی در کلیدیترین بحث مناظرههای انتخاباتی سال ۱۳۹۲، یعنی مذاکرات هستهای، موضعی داشت که هم علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر را با خود همراه میکرد، و هم برخی از منتقدان و مخالفان نظام جمهوری اسلامی را.
دو سال بعد در همین موضوع هستهای این علی اصغر حجازی، از مقامهای دفتر آیتالله خامنهای، و علی لاریجانی، رئیس محافظهکار مجلس بودند که سر بزنگاه مخالفتهای مخالفان تندرو دولت را مدیریت کردند و توافق هستهای (برجام) را ظرف ۲۰ دقیقه از تصویب مجلس گذراندند.

منبع تصویر، FARS
برخورد عملگرایانه حسن روحانی و تأکید او بر ضرورت انعطافپذیری عملی به جای چسبیدن به شعارها، با "نرمش قهرمانانه" آیتالله خامنهای هم همراه شد.
آقای روحانی پس از جلب حمایت داخلی برای توافق با قدرتهای خارجی امیدوار بود بتواند تجربه چانهزنی عملگرایانه در موضوع هستهای را در سیاست داخلی هم تکرار کند، او این فکر را در قالب "برجام ۲" بیان کرد.
اما آیتالله خامنهای به سختی در مقابل حسن روحانی ایستاد و گفت برجام ۲ به معنی عقبنشینی از سیاست حمایت از "مقاومت در منطقه" و همچنین صرفنظر کردن از ابزارهای دفاعی، به ویژه برنامه موشکی است. (۹۵/۱/۱)
اختلاف نظرهایی از جنس آینده دیپلماسی "مقاومت"، توان موشکی و نقش نیروهای نظامی در اقتصاد، سیاست و دیپلماسی را میتوان در کانون تنش دامنهدار میان دو جناح سیاسی ایران و در رأس آنها بین حسن روحانی و آیتالله علی خامنهای دید.
آیتالله خامنهای برای مدیریت همین تنشها در آستانه انتخابات ۱۳۹۶ مقامهای عالی را از "دوقطبی" کردن فضای سیاسی بر حذر داشت. دوقطبی "جنگ یا برجام" یکی از مواردی بود که آقای خامنهای درباره آن هشدار داد. (۹۵/۱۱/۲۷)

منبع تصویر، Rajanews
با این حال حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی مقابل حملات رقیب ساکت ننشست و بدون ملاحظه قطبی شدن فضا، به آنان تاخت و سراغ موضوعات ممنوعهای چون اعدام و سرکوب در جمهوری اسلامی رفت. آقای روحانی سرانجام پیروزی خود بر ابراهیم رییسی را "پیروزی صلح و آشتی بر تنش و خشونت" خواند و نشان داد که در کدام سوی این دوقطبی "صلح یا تنش" ایستاده است. (۹۶/۲/۳۰)
این اعلام پیروزی پس از تندترین حملههای مستقیم در مناظرهها و اختلافات علنی و درگیریهای متعدد با رهبر، سپاه و قوه قضاییه انجام شد. درگیریها و اختلافاتی که حسن روحانی ۹۶ با عبور از آنها دیگر همان حسن روحانی ۹۲ نبود.
رسانههای اصولگرا گاه همین تغییر را دستمایه حمله به حسن روحانی میکنند و مثلا سخنرانی او پس از ۱۸ تیر ۷۸ را دوباره به یادها میآورند.
اما تضادهای امروز با دیروز آقای روحانی نافی آن نیست که او از یک سیاستمدار عملگرای مصلحتاندیش به رهبری سیاسی بدل شده است که به دنبال عملی کردن دیدگاههای کلان و بلندمدت خود است.
آقای روحانی در اولین نشست خبری پس از پیروزی ۱۳۹۲ از پاسخ به خبرنگاری که از رابطه او با اصلاحطلبان و محمد خاتمی پرسید طفره رفت و خود را "رئیس جمهور همه ملت" معرفی کرد.
او در سخنرانی پیروزی سال ۱۳۹۶ هم دوباره خود را "رییس جمهور همه ملت" خواند، اما این بار مشخصا از محمد خاتمی تشکر کرد و بعدتر هم گفت در مسئولیتهای رده بالا نوبت نمایندگان ۲۴ میلیون نفری است که به او رأی دادهاند و نمیتواند از کسانی که با دیدگاههای حامیانش مخالفند در کابینه استفاده کند.
اقتصاد، دولت با تفنگ، بالا گرفتن جنگ
حسن روحانی، همچون دیگر راستهای میانه در ایران، از دهه ۱۳۷۰ به دنبال اجرای سیاستهای بازار در اقتصاد و بهبود موقعیت ایران و پذیرش آن در روابط بین الملل بوده است. همین چشمانداز کلان است که امروز جایگاه او را در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی به موقعیتی تنشزا بدل کردهاند.
آقای روحانی و یاران اقتصادیاش نمیتوانند سیاستهای بازار موردنظرشان را بدون ادغام ایران در بازارهای جهانی اجرا کنند و این روند ادغام بدون تنشزدایی با قدرتهای جهانی ممکن نیست.

منبع تصویر، AFP
اسم سیاسی این بسته اقتصادی-دیپلماتیک در انتخابات ۱۳۹۲ اعتدال بود، راهبردی که در سال ۱۳۹۴ در نام "برجام" متعین شد.
اما برجام و اعتدال نمیتوانستند در انتخابات ۱۳۹۶ کارکرد قبلی را داشته باشند، چرا که توافق هستهای و برخورد عملگرایانه حسن روحانی روندهای بحرانی را در اقتصاد، سیاست داخلی و موقعیت دیپلماتیک ایران کُند یا متوقف کرد، اما هیچ یک را فیصله نداد.
تورم تک رقمی شد، اما رکود اقتصادی و بیکاری تشدید شد. جلب سرمایهگذاری خارجی آغاز شد، اما اندک، و با اما و اگرهای بسیار.
اصلاحطلبان دهها نماینده را به مجلس فرستادند، اما وضعیت حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد تغییری نکرد و محدودیتها برای فعالان سیاسی اصلاحطلب و یا مستقل ادامه یافت.
با توافق هستهای، ائتلاف قدرتهای جهانی که باراک اوباما برای تحریم ایران شکل داده بود از میان رفت. اما با تنشهای منطقهای ائتلاف دیگری علیه ایران شکل گرفت تا آن جا که کنفرانس سازمان همکاری اسلامی علیه ایران بیانیه صادر کرد.
استراتژی اعتدال در عمل به "کج دار و مریز" و "استخوان لای زخم" تبدیل شد.
بر همین مبنا بود که حسن روحانی با نزدیک شدن به انتخابات ۱۳۹۶ به طور فزاینده بر شعارهای اصلاحطلبانه خود افزود و نشانههایی از آن داد که میخواهد نظم سیاسی حاکم بر ایران را به چالش بکشد و به دنبال محدود کردن قدرت نهادهای غیرانتخابی و پاسخگو کردن آنها باشد.
البته آقای روحانی در چهارچوب حقوقی جمهوری اسلامی ابزاری ندارد که بتواند قدرت رهبر و نهادهای وابسته به او را برخلاف میلشان محدود کند.
جناح محافظهکار چنان در تمرکز انحصاری و تعمیق قدرت خود در عرصههای مختلف موفق بوده که از چند شعار اعتدالی یا اصلاحطلبانه احساس خطر نمیکند، آنچه در سیاست حسن روحانی این جناح را به طور استراتژیک دچار بحران میکند بسته اقتصادی-دیپلماتیکی است که با آن شعارهای سیاسی میآید.

منبع تصویر، ISNA
جناح محافظهکار در عین تسلط بر نهادهای قدرت هنوز نتوانسته است خود را به نیرویی سیاسی بدل کند که بدون استفاده مکرر و مستقیم از زور قادر به حل و فصل مشکلات و پیشبرد سیاستهایش باشد.
سیاستورزی اصولگرایان در دو دهه اخیر چرخه شعار اتحاد و چنددستگی در عمل بوده است. چنددستگی آنها تا جایی پیش رفته که علی لاریجانی نه با لیست ائتلاف اصولگرایان، که با لیست امید به مجلس رفت.
عقبنشینی ناگزیر در برنامه هستهای که روزی "حق مسلم" بود، در کنار حمایت قاطع از محمود احمدینژاد و سپس طرد مطلق او هم ضربه بزرگی به اعتبار اصولگرایان زده است.
با رسواییهای متعدد فساد مالی، شعار اصولگرایان برای عدالت اجتماعی یا دفاع از محرومان کمتر پذیرفته میشود و تلاش برای استفاده تبلیغاتی از خوانندهای مثل تتلو نشان میدهد که آنها دیگر دفاع از اخلاقیات سنتی خود را هم برای تقویت پایگاه اجتماعیشان موثر نمیدانند.
به این ترتیب اصولگرایان با بحران سازماندهی درونی و مشروعیت بیرونی مواجهند.
در این میان یکی از معدود موضوعهایی که همچنان میتواند آنها را در عمل متحد کند "سیاست مقاومت در منطقه" است.
ظهور گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) هم این فرصت را به اصولگرایان داده است که گفتمان "امنیت ملی" را تبلیغ و بخشی از اعتبار خود در افکار عمومی را بازسازی کنند.
نظامیگری در سیاست خارجی هم به سازماندهی و هماهنگی درونی اصولگرایان، دست کم در حد گفتمانی، کمک کرده، و هم جزو معدود راهبردهای موفق آنان در تقویت پایگاه اجتماعیشان بوده است.
حسن روحانی در مهار کردن فعالیتهای "دولت با تفنگ" (اصطلاحی طعنه آمیز که او در اشاره تلویحی به سپاه بکار برد) توان محدودی دارد.
سپاه میتواند با آزمایش موشکی و بیانیه متعاقب آن نه تنها برای رقیبان منطقهای قدرتنمایی کند، که قدرت خود را به رخ بازیگران داخلی هم بکشد.
سپاه به عنوان قهرمان استقلال ملی و مبارزه با دشمنان خارجی آخرین خاکریزی که اصولگرایان میتوانند پشت آن کنار هم بایستند و به کمکش توجیهی برای نقش خود در سیاست ایران داشته باشند.
اما منطق دیپلماسی و بازار، که حسن روحانی مروج آن است، چنان قدرتمند است که روایت اصولگرایان از نقش سپاه را سست میکند.
سپاه میتواند علیرغم مخالفتها همچنان فعالیتهای اقتصادی، رسانهای، سیاسی و امنیتیاش را گسترش و به مداخلههای نظامی خارجیاش ادامه دهد. اما وقتی به عنوان "دولت با تفنگ" به تصویر کشیده میشود، نمیتواند اعتبار مورد نظر اصولگرایان را از این مداخلهها بگیرد.

منبع تصویر، ISNA
اصولگرایان میخواهند سپاه را به عنوان نیرویی انقلابی تعریف کنند، اما حسن روحانی با منطق دیپلماسی و بازار سپاه را نیرویی نظامی معرفی میکند که از محدوده وظایف خود فرا رفته و در اقتصاد و سیاست خارجی اخلال میکند.
فساد به یکی از موضوعات کانونی سیاست ایران تبدیل شده و حسن روحانی توضیح سرراستی از دلیل فساد دارد که نقش فزاینده و چندجانبه سپاه را زیر سوال میبرد: "اگر اطلاعات، تفنگ، پول، روزنامه، خبرگزاری و دیگر مظاهر قدرت در یک نهاد جمع شود، ابوذر و سلمان هم باشد، فاسد میشود." (۹۲/۹/۱۷)
آیتالله خامنهای در اولین مراسم تنفید حکم ریاست جمهوری حسن روحانی توصیه کرده بود که "هرچه میتوانیم، باید به استحکام ساخت داخلی قدرت بپردازیم"، اما تبلیغ گفتمان بازار آزاد و تنشزدایی مورد نظر آقای روحانی، که بخشهایی از محافظهکاران را هم با خود همراه کرده، روایت اصولگرایانه از این استحکام را دچار بحران میکند.
بالا گرفتن جنگ لفظی میان حسن روحانی و اصولگرایان مدافع سپاه تا حدی به همین بحران برمیگردد.
عوامل بیرونی، چون تغییر سیاست آمریکا و عربستان سعودی هم این بحران را تشدید و تداوم سیاست خارجی دوگانه را دشوارتر کردهاند.
دوره اول ریاست جمهوری حسن روحانی با مسئله محوری مذاکرات هستهای آغاز شد و او با برجام جواب مشخصی برای اقتصاد و دیپلماسی ایران داشت. حال در آستانه دوره دوم آقای روحانی با مساله "مقاومت"، نظامیگری در سیاست خارجی و به ویژه نقش ایران در بحران سوریه روبرو است، مسئلهای که به نظر میرسد به آینده مواجهه او با اصولگرایان و سپاه شکل خواهد داد.
پرسش کانونی سالهای پیش رو این است که آیا آقای روحانی در مقابل فشارهای داخلی و خارجی عقبنشینی میکند، یا آن که همچنان به دنبال راهی برای اجرا کردن دیدگاههایش در اقتصاد و دیپلماسی خواهد بود؟
اگر او نخواهد از سیاست اقتصاد بازار و تنشزدایی در سیاست خارجی دست بکشد، باید دید که تقابل مستقیم با نهادهای قدرتمند به او بیشتر کمک میکند، یا آن که مانند دوره قبل در پی جدا کردن برخی از اصولگرایان و جلب حمایتشان خواهد بود؟











