'سندرم دوره دوم' ریاستجمهوری در ایران

منبع تصویر، khamenei.ir
- نویسنده, حسین باستانی
- شغل, بی بی سی
در آستانه تعیین دومین کابینه حسن روحانی، اختلافات میان حامیان او در مورد وزیران، بیش از هر زمان دیگر در سطح رسانههای ایران خبرساز شد.
این اختلافات، اگرچه زوایای متفاوتی داشته، اما بخش مهمی از آن بر مبنای شکاف میان دو طیف اصلی حامیان آقای روحانی، یعنی اصلاحطلبان از یک سو و اعتدالیون از سوی دیگر بوده است.
اختلاف میان این دو طیف، البته در مقطع شکلگیری نخستین دولت آقای روحانی هم موضوعیت داشت، اما به مراتب کمتر از دومین دوره بود. به ویژه اینکه در برخی موارد ادبیات دو طرف، به مجادلات حامیان و مخالفان حسن روحانی در جریان انتخابات اردیبهشت ۱۳۹۶ شباهت پیدا کرد.
بیشتر بخوانید:
بخشی از این مجادلات، در زمان انتخاب وزاری هر کابینهای طبیعی است. اما بخشی دیگر، ممکن است از نشانه های یک پدیده رایج در دومین دوره مسئولیت روسای جمهوری باشد.
پدیده ای که شاید بتوان آن را، "سندرم دوره دوم" یا عارضه دومین دوره ریاست جمهوری در ایران نامید.
تعریف این عارضه، به بیان ساده عبارت است از حرکت حامیان دولت به سمت انشعاب، در دومین نوبت مسئولیت یک رئیس جمهور.
در نخستین نوبت پیروزی یک رئیس جمهور، معمولا هیجان رسیدن به قدرت -یا حداقل "تصور" رسیدن به قدرت- طیف حامی دولت را از برجسته کردن نقاط اختلاف خود باز می دارد.
در دومین نوبت، معمولا طیف یا ائتلاف حامی دولت، بعد از چهار سال مسئولیت رئیس جمهور، در جریان "تجربه واقعی" کشورداری با همدیگر اصطکاک پیدا کرده اند و در نتیجه، حساسیت بیشتری بر روی موضوعات اختلافی و سهم خود در قدرت سیاسی نشان می دهند.

منبع تصویر، .
شروع در دوره ریاستجمهوری علی خامنهای
قبل از حسن روحانی، در جمهوری اسلامی ایران چهار رئیس جمهور دو دوره ای دیگر روی کار آمده اند که دومین دوره هر کدام، صحنه شکاف هایی بزرگ در طیف یا ائتلاف حامیان آنها بوده است.
نخستین رئیس جمهور دو دوره ای ایران، علی خامنه ای بود که در ابتدا، از حمایت یکپارچه تقریبا تمام جناح های داخل حکومت بهره می برد. با وجود این آقای خامنه ای، به محض آغاز دومین دوره مسئولیت خود در سال ۱۳۶۴، به مدت دو ماه حاضر نشد زیر بار ادامه نخست وزیری میرحسین موسوی و کابینه اش برود و سرانجام، تنها با فشار شدید آیت الله خمینی بود که حاضر به همکاری نسبی شد.
در میانه دوره دوم ریاست جمهوری او، اختلاف میان حامیان سابقا متحد او تا به آنجا گسترش یافت که در همان ابتدای سال ۱۳۶۷، با جدایی مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز، دو جناح چپ و راست حکومت ایران رسما از هم جدا شدند.
مرزبندی میان این دو جناح و شکاف بین آقایان موسوی و خامنه ای، در سال ها و دهه های بعدی، صحنه سیاست ایران را به طور جدی تحت تاثیر قرار داد.
دوره هاشمی رفسنجانی
دومین رئیس جمهور دو دوره ای، اکبر هاشمی رفسنجانی بود که در آغاز، اغلب نیروهای داخل حکومت و مشخصا، تمام بخش های جناح راست از او حمایت می کردند. با وجود این، در دوره دوم مسئولیت او، شکاف میان جناح سنتی تر -که از حمایت رهبر برخوردار بودند- و جناح کمتر سنتی جناح راست شدت گرفت.

منبع تصویر، .
نتیجه این اختلاف در همان ابتدا، ۹ تغییر در پست های کابینه شد که در اغلب موارد، به معنی جانشینی وزرای چپ با راست یا وزاری راست با "راست تر" بود. شکاف میان این دو جریان، در آستانه انتخابات مجلس پنجم اوج گرفت و در پاییز ۱۳۷۴، منجر به جدایی طیف میانه جناح راست -کارگزاران سازندگی- از راست سنتی شد.
تاثیرات این شکاف نیز، تاکنون در فضای سیاسی ایران باقی مانده و خاستگاه بسیاری از سیاستمداران منتسب به اکبر هاشمی رفسنجانی -که اکنون در حلقه همکاران حسن روحانی هستند- درواقع همین جریان انشعابی از محافظه کاران سنتی بوده است.
دوره محمد خاتمی
دوران سومین رئیس جمهور دو دوره ای ایران محمد خاتمی نیز، به نوبه خود شاهد شکاف هایی نوظهور بود. البته در دومین دوره آقای خاتمی، همانند زمان دو رئیس جمهور قبل، اختلاف میان حامیان رئیس جمهور به انشعاب های تاریخی منجر نشد. اما این اختلافات تا به آنجا گسترش یافت که زمینه به قدرت رسیدن طبقه ای جدید از محافظه کاران را ایجاد کرد.
در این دوره، شدت گرفتن درگیری حامیان رئیس جمهور وقت، به میزانی بی سابقه رأی دهندگان را از مشارکت در انتخابات شوراها در ۱۳۸۱ ناامید کرد که نتیجه آن، مشارکت ۱۲ درصدی مردم در تهران و پیروزی گروهی بود که با انتخاب محمود احمدی نژاد به سمت شهرداری، زمینه ساز صعود او در قدرت شدند.

منبع تصویر، .
شکاف میان حامیان محمد خاتمی، در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ به اوج رسید. در آن مقطع، تعدد کاندیداهای نزدیک به رئیس جمهور، باعث شکسته شدن آرای آنها در مرحله اول انتخابات و راه یافتن آقای احمدی نژاد به مرحله دوم شد که در عمل، به آغاز دوره ای تازه در عرصه سیاست ایران انجامید.
دوره محمود احمدی نژاد
در نهایت، چهارمین رئیس جمهور دو دوره ای ایران یعنی محمود احمدی نژاد هم، بعد از روی کار آمدن، از عارضه اختلافات دوره دوم مصون نماند. آقای احمدی نژاد، که در دوره اول از حمایت تقریبا یکپارچه محافظه کاران -که دیگر اصولگرایان نامیده می شدند- برخوردار بود، از همان ابتدای دوره دوم زمینه ساز شکاف جدی در جناح اصولگرا شد.
این شکاف، که با پافشاری رئیس جمهور وقت بر حمایت از اسفندیار رحیم مشایی شروع شد و با نافرمانی از رهبر بر سر وزارت اطلاعات به اوج رسید، دومین دوره مسئولیت محمود احمدی نژاد را به متشنج ترین مقطع اختلافات داخلی جریان اصولگرا تبدیل کرد.
شکافی که در دومین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در این جریان ایجاد شد، عملا راه بسیاری از اصولگرایان را تا اطلاع ثانوی از هم جدا کرد، که یکی از نتایج غیرمنتظره آن، قرار گرفتن طیفی از آنها در کنار اصلاح طلبان، به عنوان حامیان حسن روحانی در دو انتخابات ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶ بود.

منبع تصویر، FARS
در دوره دوم روحانی چه می شود؟
آیا سابقه انشعاب در دومین دوره مسئولیت روسای جمهور دودوره ای ایران، به معنی تکرار این سناریو در آینده است؟
به لحاظ منطقی، حتی تکرار یک تجربه در زمان چهار رئیس جمهور دو دوره ای، لزوما به معنای وقوع مجدد آن در زمان مسئولیت پنجمین رئیس جمهور دودوره ای ایران یعنی حسن روحانی نخواهد بود.
با این حال تجربه سیاسی سه دهه اخیر ایران ثابت کرده که "پتانسیل" تنش و حتی انشعاب در میان حامیان یک رئیس جمهور، در دومین دوره مسئولیت او بسیار بالاست.
در این میان، تنوع بی سابقه طیف مدافعان حسن روحانی، که در میانشان از حامیان جنبش سبز و اصلاح طلبان گرفته تا طیف های میانه و حتی بخشی از اصولگرایان حضور دارند، مشخصا از جمله عواملی است که احتمال بروز چنین تنشی را تشدید می کند.
اختلافات میان حامیان حسن روحانی، البته تا این لحظه در حدی نیست که نشان از امکان انشعابی جدید در دومین دوره ریاست جمهوری او داشته باشد.
اما نوع ورود برخی از حامیان او به موضوعات اختلافاتی - مثلا بر سر ترکیب کابینه جدید- از جنس همان رفتارهایی است که در گذشته، منجر به بروز "سندرم دوره دوم" شده است.











