آیتالله خمینی

منبع تصویر، Getty Images
این نوشته به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب ایران باز نشر شده است.
روحالله موسوی خمینی (۱۳۶۸-۱۲۸۱ ) از مراجع شیعیان ایران بود که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران و بر اساس نخستین قانون اساسی جمهوری اسلامی به نام بنیانگذار این حکومت شناخته میشود.
با افزایش مخالفت گروههای مختلف مردم با محمدرضا شاه پهلوی و حکومت سلطنتی در سال ۱۳۵۷ به تدریج در ایران به عنوان رهبر انقلاب و از زمان بازگشت از تبعید ۱۴ ساله در خارج از کشور در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷به طور رسمی به عنوان رهبر انقلاب در سطح بینالمللی شناخته شد.
پیش از این و به طور عمده از دهه پنجاه، مقلدین و پیروان آیتالله خمینی از او به عنوان امام خمینی نام بردند که با اوج گیری انقلاب به لقب مرسوم او تبدیل شد.
آیتالله خمینی در دهه ۵۰ خورشیدی و در زمان تبعید در شهر نجف در عراق طی چند سخنرانی اندیشه حکومت اسلامی و حکومت ولایت فقیه را مطرح کرد.
این سخنرانیها پس از مدتی در کتابی به نام "حکومت اسلامی" منتشر شد. این کتاب بنا بر نظر رسمی در جمهوری اسلامی و بنا بر نظر برخی از ناظران، زیربنای فکری آنچه بعدا انقلاب اسلامی نامیده شد و اساس نظری جمهوری اسلامی دانسته میشود.
کتاب و همچنین سخنرانیهای او در دهه پنجاه به طور مخفیانه از عراق به ایران میرسید و توسط شبکهای از روحانیون پیرو او به صورت اعلامیههای پنهانی و نوارهای صوتی در سطح کشور پخش میشد.
از سال ۱۳۵۶ و در پی مجموعهای از اعتراضات که توسط روحانیون هوادار او در قالب برگزاری مراسم چهلم در مساجد در شهرهای بزرگ ایران برگزار میشد به تدریج آیتالله خمینی به مهمترین چهره مخالف حکومت شاه در ایران مبدل شد.
آیتالله خمینی در میان هوادارانش بسیار محبوب بود و صاحب نظران به صراحت از نوعی کاریزمای معنوی سخن میگفتند که به او موقعیتی ویژه داده بود؛ چنانکه میشل فوکو فیلسوف منتقد فرانسوی او را به عنوان رهبر "انقلاب به نام خدا" توصیف کرد.
روحیه زاهدانه او که نتیجه سالها تدریس عرفان و اخلاق و پرهیز مرسوم در میان روحانیون فرهیخته سنتی بود به اعتبار او در میان طرفداران انقلاب میافزود.
رفتار سیاسی او با قاطعیت و صراحت شناخته و توصیف میشد. برخی ناظران رسیدن او به موقعیت رهبری انقلاب را نتیجه موقع شناسی و سرعت عمل سیاسی او در شرایط بحرانی می انند که برای او چهره یک رهبری قدرتمند را فراهم کرده بود؛ هرچند گروهی هم خشونت و بیاعتنایی عاطفی او را مورد انتقاد قرار میدادند.
پس از پیروزی انقلاب آیتالله خمینی در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ دستور تشکیل دادگاهها انقلاب را صادر کرد که با حکم آن گروهی از مقامات وابسته به حکومت پهلوی به سرعت اعدام شدند.

منبع تصویر، Getty Images
در فروردین ماه ۱۳۵۸ به هنگام برگزاری رفراندوم عمومی برای تعیین نوع حکومت در ایران آیتالله خمینی دو گزینه عمده مطرح دیگر یعنی جمهوری دموکراتیک و جمهوری دموکراتیک اسلامی را رد کرد و تنها جمهوری اسلامی را به شکل پاسخ آری یا نه به رای عمومی نهاد.
آیتالله خمینی با تکیه بر نفوذی که در میان مقلدان و پیروان خود و به ویژه نوجوانان و جوانان ایرانی داشت، در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ ازحذف بیشتر مخالفان جمهوری اسلامی که بخشی از آنان از مخالفان حکومت شاه بودند در فرایند منازعات سیاسی در ایران حمایت کرد.
روحالله خمینی در همین دوران چنانکه آیتالله صادق خلخالی گفت از اقدامات دادگاههای انقلاب در صدور احکام سنگین و از جمله اعدام گروههایی از مخالفان که محارب با خدا و مفسد فیالارض نامیده میشدند، پشتیبانی کرد.
اوهمچنین با حمایت از گروگان گیری دیپلماتهای آمریکایی شاغل در سفارت آمریکا توسط دانشجویان موسوم به پیروان خط امام در سال ۱۳۵۹ از اقدام آمریکا در قطع روابط دیپلماتیک با ایران استقبال کرد.
در آن زمان او محمد مصدق را مرتد خواند و به دوره مشارکت نسبی جناحهای موسوم به ملی و مذهبی در حکومت پس از انقلاب پایان داد.
این مواضع آیتالله خمینی به استعفای مهدی بازرگان انجامید که نخستین نخست وزیر پس از انقلاب بود و وظیفه انتقال حکومت به جمهوری اسلامی در قالب دولت موقت را بر عهده داشت.
در فاصله سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ آیتالله خمینی به طور رسمی فرماندهی نیروهای ایرانی در جنگ با عراق را بر عهده گرفت و اندیشه صدور انقلاب و تصرف بیتالمقدس و نابودی اسراییل را در شمار اهداف رسمی جنگ قرار داد اما با ناکام ماندن نفوذ نیروهای ایرانی به خاک عراق و پذیرش قطعنامه آتش بس مصوب شورای امنیت سازمان ملل متحد (قطعنامه ۵۹۸ ) توقف جنگ را پذیرفت.
پذیرش پایان جنگ از سوی آیتالله خمینی از سوی او با تعبیر "نوشیدن جام زهر" یاد شد.

منبع تصویر، Getty Images
به گمان برخی از ناظران شدت گرفتن بیماری آیتالله خمینی که از سرطان معده رنج میبرد در اقدام او در پذیرش آتش بس موثر بود . این بیماری در۱۴ خرداد ماه ۱۳۶۸ به مرگ او منجر شد.
آیتالله خمینی از دهه ۱۳۳۰ به دلیل دیدگاههای فلسفی و کلامیاش که در چارچوب باورهای ملاصدرا و مشربهای عرفانی بود و تدریس فلسفه که در آن زمان از سوی روحانیون مرسوم نبود و به دلیل سازش ناپذیریاش در برابر حکومت سلطنتی در حوزه علمیه با نوعی انزوا روبه رو بود.
در اواخر دهه سی، گروهی از طلاب طرفدار آیتالله خمینی از او در برابر آیتالله بروجردی که مرجع مورد پذیرش بیشتر شیعیان بود حمایت میکردند و با مرگ آیتالله بروجردی در سال ۱۳۳۹ از مرجعیت او حمایت کردند، اما پذیرش مرجعیت آیتالله خمینی عملا پس از مرگ آیتالله حکیم در سال ۱۳۴۴ ممکن شد.
مخالفت آیتالله خمینی با انتخابات ایالتی و ولایتی که نوعی انتخابات محلی محسوب میشد و دادن حق رای به زنان از سوی شاه در سال ۱۳۴۲ به شورش گروهی از طرفداران او و درگیری آنها با نیروهای پلیس انجامید که بعدا از سوی نیروهای مذهبی قیام ۱۵ خرداد نام گرفت و از سوی طرفداران آیتالله خمینی به عنوان سرآغاز جنبش او توصیف شد.
آیتالله خمینی در سال ۱۳۴۳ در پی مخالفت با لایحه دولت وقت که برخی مصونیتهای قضایی در اختیار آمریکاییها قرار میداد و با نام حق کاپیتولاسیون نامیده میشد و حمله مستقیم به شخص شاه دستگیر و با وساطت گروهی از مراجع تقلید آزاد شد، اما پس از آن به ترکیه و سپس شهر نجف در عراق تبعید شد.
او تا زمان ترک نجف از طریق کویت و با کمک دولت فرانسه به مقصد پاریس درمهر ماه ۱۳۵۷ در عراق زندگی کرد.
آیتالله خمینی در خمین به دنیا آمد و پدرش در ۵ سالگی در نزدیکی اراک کشته شد و دوره نوجوانی خود را در زمانه پرتلاطم جنگ جهانی اول پشت سر گذاشت.











