بازخوانی مرثیه داریوش مهرجویی در یادبود عباس کیارستمی

فریادهای از سر خشم مهرجویی نوعی سوگواری به زبان اعتراض است. اما او همانگونه که خواستار پی‌گیری این پرونده پزشکی در نظام حقوقی است، در عین حال به "بی‌مسئوولیتی و حقارتی که دامنگیر ما شده است" اشاره می‌کند

منبع تصویر، ISNA

توضیح تصویر، فریادهای از سر خشم مهرجویی نوعی سوگواری به زبان اعتراض است. اما او همانگونه که خواستار پی‌گیری این پرونده پزشکی در نظام حقوقی است، در عین حال به "بی‌مسئوولیتی و حقارتی که دامنگیر ما شده است" اشاره می‌کند
    • نویسنده, آسیه امینی
    • شغل, روزنامه‌نگار

فیلم کوتاهی از داریوش مهرجویی، کارگردان پرآوازه ایران در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. در این فیلم داریوش مهرجویى عصبانى است. او در مراسم بزرگداشت عباس کیارستمى از پزشک معالج کیارستمى به تندی یاد می کند. با انتشار این فیلم برخى از پزشکان نیز نسبت به سخنان این کارگردان واکنش تندی از خود نشان داده اند.

فیلمی که در آن داریوش مهرجویی از سینماگران، کانون پرورش فکری و قوه قضاییه درخواست کمک می‌کند تا پزشک کیارستمی باید محاکمه شود، نکته‌هایی دارد. مهرجویی سوگوار است و دلیل این سوگواری را طبیعی و حادثه‌ای غیرقابل پیش‌گیری نمی‌داند. فریادهای از سر خشم او نوعی سوگواری به زبان اعتراض است. اما او همانگونه که خواستار پی‌گیری این پرونده پزشکی در نظام حقوقی است، در عین حال به "بی‌مسئوولیتی و حقارتی که دامنگیر ما شده است" اشاره می‌کند. در عین حال فراموش نمی‌کند که در همان فرصت کوتاه قدردادن جراحان خوبی شود که «در فرصتهای کم بهترین اعمال را انجام داده‌اند.» (نقل به مضمون)

بنابراین دلایل خشم مهرجویی را می شود به «چگونگی از دست دادن دوست و همکار»، «تحقیرشدگی» و «مسئولیت‌ناپذیری کسانی که باید پاسخگو باشند» نسبت داد. در یک کلام او خود را بازنده‌ای می‌بیند که مستحق این باخت نیست. آنچه او باخته است از اندوه از دست دادن کارگردانی که او را «گوهر گرامی» خطاب می‌کند شروع می‌شود و خیلی زود و در سخنانی پاره‌پاره و پربغض به از دست رفتن سربلندی و اعتبار ملتی که «زمانی حکمران نیمی از کره زمین بود» می‌رسد. مهرجویی یکپارچه و سخنورانه سخن نمی‌گوید. بهترین توصیف برای سخنان او همان خشمگین بودن است که خود می‌گوید. اما پنهان نمی‌کند که این خشم ریشه در چه چیزهایی دارد.

تلاش کردم تا در سخنان و اظهارنظرهای برخی از پزشکانی که نسبت به این فیلم واکنشهای تند نشان داده‌اند دقیق شوم تا ریشه‌های خشم آن ها را دریابم. اما پیش از آن سوالی درگیرم کرد؛ «چرا پزشکانى که احتمالا ربطى به این پرونده ندارند خود را در برابر فریادهاى داریوش مهرجویى در دفاع از همکارشان مسئول مى دانند؟»

سهل انگارى و بى توجهى برخى از پزشکان را به حساب همه جامعه پزشکى نمى توان گذاشت و این امرى بدیهى است. پس چرا آن ها این فریادها را به خود گرفته‌اند یا در مقام پاسخ برآمده‌اند؟ آیا این رفتار نوعى هم‌ذات‌ پندارى است؟ یا صرفا هر انتقادی به یک پزشک را، انتقاد به همه پزشکان مى دانند؟ آیا مقاومت و مقابله با هر نقدی به ساختار درمانی کشور دارد به یک عرف صنفی برای پزشکان تبدیل می‌شود؟

از نظر حقوقى و طبق ماده ٤٩٥ قانون مجازات اسلامی مسوولیت درمان بیمار با پزشک است. بسیارى از پزشکان و به ویژه جراحان براى اینکه در برابر این ماده قانونى پاسخگو نباشند، قبل از جراحى مسئولیت نتیجه درمان را با گرفتن امضاى بیمار یا خانواده اش در پاى یک قرارداد حقوقى به خود بیمار واگذار مى کنند. اما اگر در روند پیگیرى قضایى مشخص شود که کوتاهى در روند درمان (مثلا نبود پزشک معالج به دلیل رفتن به سفر تفریحى در زمان درمان) یا اشتباه در شیوه درمان سبب مرگ بیمارى شده، آیا پزشک قتل عمد یا سهو انجام داده؟ تشخیص این اتهام با مراجع قضایى است.

آنچه به ظاهر خشم این پزشکان معترض را در فضای اینترنتی برانگیخته است، در چند کلمه می ‌توان به "توهین"، "افترا"، "بی‌اعتبار کردن جامعه پزشکی" و "از بین بردن اعتماد به پزشکان" خلاصه کرد.

برای مقایسه مواجهه پزشکان با بیماران در ایران و سایر کشورها، به سراغ یکی از بستگانم که بعد از پنج دهه طبابت در کشور آلمان این روزها بازنشسته شده می‌روم. در بین سخنانش یک جمله بارها تکرار می‌شود: «در طول پنجاه سال هربار که تیغ جراحی به دست گرفتم، پشتم لرزید چون می‌دانستم کوچکترین خطایی می‌تواند مرا از هستی ساقط کند.»

در توضیح این سخن او به ضمانت اجرایی و مراقبت حقوقی از سوگند پزشکی اشاره می‌کند و می‌گوید که احتمال خطای پزشکی در آمار به معنی داشتن حق خطا کردن نیست. هر پزشکی در هر عملی باید فکر کند که این مهمترین عمل حرفه‌ای او در همه عمرش است و بهترین کار ممکن را در قبال آن انجام دهد. چون جدا از مساله اخلاق و سوگندنامه پزشکی، این قسم با دقیق‌ترین سیستم حقوقی ارزیابی و مراقبت می‌شود.

در یکی از شبکه‌های اجتماعی پرستاری، سیستم درمانی ایران را با سیستم درمانی کانادا مقایسه کرده است. در این قیاس گفته شده که در سایر کشورها نیز بیماران ممکن است در مواجهه با خبرهای ناخوشایند واکنشهای تند از خود نشان بدهند. اما همه کادر درمانی آموزش می‌بینند که حق همیشه با بیمار است.

در این نوشته، نه فقط به سیستم درمانی و مسئولیت‌پذیری تیم درمانی اشاره شده که به نظام اقتصادی و سیستمی که باعث کاهش شکاف اقتصادی بین اعضای یک گروه درمانی از نگهبان یک کلینیک درمان تا مدیر تیم پزشکی اشاره شده است. مهمترین وجه قانونی این مسئولیت پذیری، ارائه خدمات پزشکی با اتکا به سیستم بیمه درمانی و نه پرداخت‌های شخصی است. به این صورت که بیماری که برای جراحی و با تشخیص پزشک خانوادگی یا پزشک اورژانس برای جراحی به اتاق عمل اعزام می‌شود نیازی به ارائه پول برای درمان ندارد و در هیچ شرایطی درمان او وابسته به حساب مالی‌اش و پرداخت شخصی به فرد جراح یا تیم درمان نیست.

این تفاوت شاید مهمترین دلیل اقبال عمومی مردم و توجه به خشم داریوش مهرجویی تلقی شود. درواقع با اینکه داریوش مهرجویی اشاره‌ای به نظام درمانی و هزینه‌های هنگفت درمان نکرده است و با اینکه عباس کیارستمی مشکلی برای پرداخت هزینه‌های درمانش نداشته است، اما وقتی پای "مسئولیت" و "حقارت" به میان کشیده می‌شود، این خشم دامنگیر سیستمی می‌شود که سال‌هاست پاسخگوی اعتراض به دیواری که پول بین مردم بیمار و پزشکان معالج کشیده، نشده است. بنابراین مردم خشمگین‌اند چون کسی توانسته است به بهانه‌ای خشم فروخورده آنها را فریاد بزند.

وقتی در فروردین سال ۹۴ سازمان نظام پزشکی در وبسایت رسمی‌اش برای حضور پزشکان در تجمعی برای اعتراض به سریال طنز "در حاشیه" ساخته مهران مدیری فراخوان داد، این دعوت رسمی با اقبال زیادی از سوی جامعه پزشکان روبه‌رو شد به طوری که طبق اعلام مشاور رئیس سازمان نظام پزشکی ۷ هزار پزشک برای این فراخوان ثبت نام کردند. این سریال طنز جنبه‌های مختلفی از انتقاد به جامعه پزشکی را در بر می‌گرفت. اعتراض به این سریال طنز چنان جدی شد که صدای وزیر بهداشت را هم درآورد که برای اعتراض به این سریال به رئیس وقت صدا و سیما نامه نوشت. حسن هاشمی وزیر بهداشت در بخشی از این نامه همان دغدغه‌هایی را عنوان کرده است که این روزها در واکنش‌های برخی پزشکان نسبت به سخنان داریوش مهرجویی می ‌توان دید: «اینکه این سریال در نهایت چه تصویری از نظام سلامت به عنوان یک نهاد اجتماعی ارائه می‌نماید، بسیار حائز اهمیت خواهد بود، اینکه مخاطب رسانه ملی پس از پخش این سریال، بیمارستان و سایر مؤسسات پزشکی را با چه دیدی می‌نگرد، در ارتباط آینده وی با این نهادها و نیز شاغلین حرفه‌های پزشکی بسیار تأثیرگذار خواهد بود. لذا نگرانی عمده این‌جانب این است که تصویر کلی حاصل از این سریال از بیمارستان، پزشک، پرستار و سایر اجزای نظام سلامت در ذهن مخاطب، نمایی غیرقابل اعتماد، ناامیدکننده و آکنده با انواع ناهنجاری‌ها و فسادها باشد. »

در برابر بسیج عمومی پزشکان در دفاع از آنچه "شان این صنف" خوانده شده، سکوت متولیان فرهنگی قابل تامل است. درحالی که انتظار می‌رود دعوت رسمی سازمان نظام پزشکی و وزیر بهداشت به سانسور یک طنز تلویزیونی و تعیین چارچوبهایی که آن را "طنز فاخر" نامیدند و در واقع دخالت مستقیم در تولید یک اثر هنری است، با سکوت تایید آمیز مدیران فرهنگی همراه شد، رئیس انجمن منتقدان این اعتراض‌ها را بی‌اساس خواند و در <link type="page"><caption> مصاحبه‌ای گفت</caption><url href="http://jamejamonline.ir/sima/1895992017037041033/%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D9%86%D8%AF" platform="highweb"/></link> که وزیر بهداشت و رئیس سازمان نظام پزشکی بهتر است به جای اعتراض به «در حاشیه» مشکلات را حل کنند.

نقد و انتقاد نیازمند نظارت دقیق سیستم نظارتی از جمله رسانه‌هاست. هیچ جامعه سالمى بدون نقد و انتقاد پالوده نمى شود. براى مراقبت از اعتبار و اعتماد به پزشک یا هر صنف و قشر دیگری، چاره را در نفى هر نقد و اعتراض و حتی خشمی نجوییم. انتظار از جامعه پزشکان اخلاق مدار این است که خواستار کم شدن این شکاف عمیقى شوند که روز به روز جامعه پزشکى را از مردم عادى، مردم بدون پارتى، مردم بدون دسته چک یا پول نقد و مردمى که بیماراند یا عزیزى را در بستر دارند دورتر و دورتر مى‌کند. باور کنیم که این شکاف با طنز فاخری که نه سیخ را بسوزاند و نه کباب را پر نمی‌شود.

سیستم درمانى ایران مثل سیستم اقتصادى و بانکى اش و مثل خیلى از ساختارهاى بنیادین دیگرش که این روزها سر از فیش‌های حقوقی مدیران دولتی درآورده، آلوده به بى‌اخلاقى است. اما به‌یقین این بی‌اخلاقی همه‌گیر نیست. به‌یقین در صنف پزشکان نیز مانند هر صنف دیگری هستند کسانی که سلامتی بیمار برایشان حرف اول و آخر را می‌زند.

خشم داریوش مهرجویى که با استقبال عمومی مواجه شده، نشان از ساختار بیمارى دارد که به جاى درمان عده اى به نفى و انکار و توجیهش برآمده است. در حالی که نقد سیستم پزشکی و اصلاح آن که ممکن است از نظر مالی و اقتصادی به نفع بخشی از پزشکان نباشد، اما در نگاه عمومی‌تر به نفع جامعه پزشکی نیز است، زیرا عملکرد آنها را در سیستم اجتماعی قابل دفاع می‌کند.

پیش از این نیز برخورد با سریال طنز مهران مدیرى در شوخى با جامعه پزشکى نشان داد که اراده اى جدى وجود دارد که جلوى هرگونه نقد جدى در مورد صنف پزشکان را حتی در قالب شوخى بگیرد. شکل دیگر این برخورد را می توان در <link type="page"><caption> نامه بهمن کیارستمی</caption><url href="خش-فرهنگ-هنر-6/390052-یادداشت-گلایه-آمیز-بهمن-کیارستمی-خطاب-به-وزیر-فرهنگ-ارشاد-اسلامی" platform="highweb"/></link> به وزیر ارشاد دید، آنجا که می‌نویسد: «ما از ابتدا به همراهى شما در روند درمان چشم امید نداشتیم، اما اگر تا پیش از خواندن این جملات امیدوار بودیم که بررسى دقیق و بى طرفانه انجام شود، حالا بیم آن میرود که حفظ آبروى نظام پزشکى کشور در اولویت قرار داشته باشد و صلاح کار آن باشد که به شیوه معمول قصورات را به گردن "دیگرى" و در این مورد احتمالا "اجنبى" بیاندازیم. نمى دانم وزیر محترم بهداشت هم با شما هم نظر هستند یا مى خواهند حرمت حرفه، پست، و از همه مهم تر عیادت هاى مکررشان را از مرحوم پدرم حفظ کنند. امیدوارم ایشان با شما هم نظر نباشند و اجازه دهند این پرونده مورد بررسی دقیق قرار گیرد و نتیجه، همان گونه که به سمع ایشان میرسد اعلام شود نه آن گونه که به مصلحت است.»

حال ما به عنوان شهروندان جامعه ایرانی مى‌توانیم سرمان را مثل کبک در برف فرو ببریم و بگوییم «این داد و بیدادها که کیارستمى را بر نمى گرداند»، مى توانیم بگوییم «خانه از پاى بست ویران است»، مى توانیم بگوییم «گیریم که یک پزشک تنبیه شد، اصلا گیریم که جمعى از پزشکان خطاکار تنبیه شدند، جامعه آیا اصلاح مى شود؟»

و یا اینکه مى‌توانیم در قدم اول کمى تحملمان را بالا ببریم. بدون شک ادامه این بحثها می‌تواند تحمل عمومی را در قبال نقد در قالب طنز یا سخنان گزنده‌ای چون مرثیه آقای مهرجویی بالا ببرد. چه در جایگاه یک پزشک یا حتی کسی که تجربه تلخ مشابهی مثل خانواده آقای کیارستمی داشته است.

اگرچه انتظار اصلاح این سیستم در زمان کم و با یهانه مرگ ناگوار یک کارگردان نامدار، ممکن است دور از انتظار به نظر بیاید، اما این چیزی از مسئولیت فردی ما در قبال این بی‌اخلاقی گسترده کم نمی‌کند. شاید اگر روند اعتراض به برخى از پزشکان در رسانه‌ها جدی‌تری بود امروز خشم نهفته در صداى آقاى مهرجویى آبى بر آتش بغض نهفته در گلوى خیلی از مردم نبود که سخنان او را دست به دست مى چرخانند و آن را شجاعانه می‌خوانند.