اینستاگرام و نوازندگان خیابانی؛ نمایش سبک زندگی متفاوت ممنوع

- نویسنده, سپهر قاسمی
- شغل, روزنامهنگار
سپهر قاسمی، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به مسدود شدن صفحات اینستاگرامی نوازندگان خیابانی، به رویارویی سبک زندگی حکومتی و مردم ایران پرداخته است.

بخش بزرگی از مردم ایران سبک زندگی متفاوتی با ارزش های حاکم جمهوری اسلامی در پیش گرفتهاند. شیوهای از زندگی که با تعریف رسمی از سبک زندگی در جمهوری اسلامی ایران متفاوت است. آنها که متفاوت با سلیقه نظام حاکم زندگی میکنند، در جنگ دائم و بیوقفه با این شرایط تحمیل شده اند.
این سختگیریهای نظام حاکم بر ایران یک دلیل مشخص دارد. محدودکردن سبک زندگی مردم به مرزهای رسمی، مهمترین ابزار آنها برای کنترل اجتماعی و سیاسی جامعه است. مشخصترین مثال تحمیل نوعی از سبک زندگی به جامعه ایران، حجاب اجباری است. جمهوری اسلامی از بسیاری از آرمانهای ایدئولوژیکش کوتاه آمده، آنها حتی به نوعی سر میز مذاکره با آمریکا (توافق هسته ای ایران با قدرتهای جهانی - برجام) نشستهاند اما با کوچکترین فعالیتهای اجتماعی برای مخالفت با حجاب اجباری به سختی و با خشونت برخورد میکنند.
بر همین اساس فیلترکردن صفحه اینستاگرامی نوازندگان خیابانی و احضار آنها به مراجع قضایی که در روزهای گذشته اتفاق افتاده، خیلی هم عجیب به نظر نمیرسد. جمهوری اسلامی نشان داده هرجا سبک و سیاق زندگی مردم از آنچه آنها خواهان آنند دور میشود، با برخوردهای قهرآمیز مانع از ظهور آن در عرصه عمومی میشود. فیلترکردن گسترده شبکههای اجتماعی در ایران فقط اهداف سیاسی را دنبال نمیکند، یکی از عوامل مهم آن ممانعت از گسترش شیوهای از زندگی است که حاکمیت ایران نظارتی بر آن ندارد.

منبع تصویر، Getty Images
تلاش برای حفظ پوسته ظاهری ارزشها
اینستاگرام تنها شبکه اجتماعی جهانی در ایران است که فعلا از تیغ فیلترشدن در امان مانده. این شبکه اجتماعی به دلیل عکسمحور بودن کمتر به موضوعات سیاسی میپردازد اما این موضوع چیزی از حساسیت آن برای حکومت کم نکرده است و سالهاست که کسانی در پی فیلترکردن این شبکه اجتماعیاند. مهمترین مشکل آنها با اینستاگرام همین نمایش عمومی سبک زندگی مغایر با فرهنگ مورد تایید نظام است.
از داشتن حیوان خانگی تا رقصیدن جلوی دوربین، از عکسهای بیحجاب زنان تا مردان شلوارکپوش، از کمدیهایی با محتوای جنسی گرفته تا عکس از سفرهای خارجی و از موسیقی خیابانی گرفته تا مهمانیهای مختلط همه زندگی غیررسمی بخش بزرگی از مردم ایران است که سالها ادامه داشته اما عرصهای برای ظهور عمومی آن وجود نداشت.
حکومت ایران نشان دادهاند به صورت کلی با وجود این سبک زندگی تا جایی که در خفا و پستوهای خانهها جریان داشته باشد، مشکلی ندارند. مشکل از جایی شروع میشود که این زندگی زیرزمینی راهش را به روی زمین باز میکند.
در همین مورد آخر تا زمانیکه که نوازندگان خیابانی گوشه خلوتی را اشغال کرده بودند با وجود بگیر و ببندهای پلیسی همچنان موضوعی امنیتی محسوب نمیشدند. اما زمانیکه نوازندگان خیابانی مورد توجه مردم قرار گرفتند و صحبت از این شد که آنها توانستهاند بر تن مرده شهرهای ایران روح تازهای بدمند، موضوع برای حکومت حساس شد. ماجرا زمانی برای آنها جدی شد که حتی زنان هم به خود جرات دادند و نوازندگی و خوانندگی در گروههای موسیقی خیابانی را آغاز کردند.
حکومت نمیخواهند هیچ چیزی شکافی در پوسته سخت هژمونی اجتماعیاشان ایجاد کند. این شکافها هرچه غیرسیاسیتر باشند خطرناکترند. چه موسیقی خیابانی باشد چه تغییر قوانین مربوط به خشونت علیه زنان. آنچه باید در صورت حفظ شود جامعهای مبتنی بر سنت مردسالارانه مذهبی است.
بیشتر بخوانید:
جمهوری اسلامی همچنین توانسته آزادیهای بدیهی اجتماعی را برای حامیان سرسخت خود با مفهوم فساد و لاابالیگری همسان کند. یکی از مهمترین ترسهای این بخش از جامعه فروریختن ساختار سنتی و مذهبی اجتماع است. حکومت توانسته با ایجاد این اضطراب دائمی در بخشی از جامعه آنها را برای سرکوب بخش دیگر جامعه همدست خود کنند.
این نظام ایدئولوژِ محور شیوه زندگی که مورد پسندش نیست را در یک مفهوم خلاصه کرده: "تهاجم فرهنگی". از نظر آنها "دشمن" با تبلیغ این شیوه زندگی در ایران در پی سرنگونی ارزش های نظام و جایگزینی ارزشهای غربی است. به همین دلیل هم میزان محدودیتهایی که بر مردم تحمیل میشود بستگی چندانی به متغیرهای بیرونی ندارد و این سیاستی کلی و تغییرناپذیر است.











