'فمینیستهای اسلامی' در ترکیه

- نویسنده, اعظم احمدی
- شغل, پژوهشگر علوم سیاسی در دانشگاه اینونو ترکیه
با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، هویت دینی جدیدی در جامعه ترکیه درحال شکلگیری است. اما این هویتهای برساخته تا چه حد توانستهاند به نیازهای نسل جدید پاسخ درخوری بدهند. اعظم احمدی، پژوهشگر علوم سیاسی ، نگاهی گوتاه کرده است به جنبههای مختلف این موضوع.

منبع تصویر، Getty Images
فمینستهای اسلامی ازجمله گروههایی بودند که در پی بازسازی هویت اجتماعی زنان برآمدند. پس از سالهای ۱۹۹۰، الگو قرار گرفتن مدل توسعهای کشورهای جنوب شرق آسیا مثل مالزی و اندونزی که بخش بزرگی ازجمعیتشان را مسلمانان تشکیل میدهند، زمینهای شد برای گسترش این ایده که اسلام با ارزشهای جهانی شدن و بالتبع آن ارزشهای نئولیبرالیسم منافاتی ندارد و درواقع این ایده نه تنها از سوی اسلام گرایان که معتقد بودن با تکیه بر این ارزشها که خواهان ترویج دمکراسی، پلورالیسم وحقوق بشر هستند، میتوانند به نفع هویت دینی خود بهره مند شوند، بلکه در طرف دیگر نیز این مدل از اسلام گرایی که کمتر با مدرنیته و ارزشهای برآمده از آن سر ناسازگاری داشت و میتوانست با ارزشهای نئولیبرالی به خوبی خودرا تطبیق دهد حمایت میشد. از این جهت دیگر چگونگی هویت دینی اهمیت خودش را ازدست میداد و زیر لوای ارزشهای جهانی شدن و اقتصاد بازار آزاد قرار میگرفت.
در این میان نسل دوم "زنان اسلام گرای ترک"، به دنبال تعریف جدیدی از زن مسلمان بودند. نسل اول این زنان در سالهای ۱۹۷۰ ترجیح میدادند دوشادوش مردان مسلمان تنها از هویت دینی خود محافظت کنند. اگرچه هرگز بین فمینیستها و زنان اسلام گرا زمینههای آشتی برقرار نشد اما این گروه از زنان مسلمان در نیمه دوم دهه هشتاد با کمک گرفتن از ادبیات فمینیستی، کمانه نقدهای خود را به سوی جمعیتها و انجمنهایی که توسط مردان مسلمان اداره میشدند و تفسیرهای پدرسالارانه از دین که زمینههای تبدیل شدن زن به عنوان جنس دوم را فراهم می کردند روانه کردند و اینگونه به اعتراضات خود شکل و هویت بخشیدن وبه تعریف جدیدی از خواستههای خود پرداختند. زنان اسلام گرا بعد از اتفاقات ۲۸ فوریه که بعدها به عنوان کودتای پست مدرن شناخته شد نه تنها دولت مستعجل نجمالدین اربکان که نتوانسته بود از آنها به درستی حمایت کند بلکه همه گروهها و مردان اسلام گرا را زیر تیغ نقد خود بردند و بعد ازآن بطور جدی تلاش کردند راه خودشان را از این گروههای مردانه جدا کنند.

منبع تصویر، Getty Images
زنان اسلام گرا با تاکید بر آموزش زنان و عدم مخالفت اسلام با فعالیتهای اجتماعی زنان و همین طور مانع نبودن حجاب با این گونه فعالیتها، حضور بیش از پیش زنان مسلمان در جامعه را تشویق کردند. با به دست آوردن قدرت توسط حزب عدالت و توسعه دیگر آنها با مخالفین سازمانی هم مواجه نبودند. ازاین رو برای آنها دیگر داشتن حجاب به عنوان یک "مسئله" مطرح نبود. آنها به حجاب به عنوان یک نوع سبک زندگی مینگریستند. به نظر آنها حجاب نماد یک نحوه زیست مسلمانی بود که آنها در یک انتخاب برابر با دیگر گزینهها، آن را برگزیده بودند. از طرف دیگرنیز آنها مایل نبودند زیر سایه مردان قرار بگیرند و آنها به نمایندگی از زنان مسلمان سخن بگویند. چرا که زنان اسلام گرا خود به عنوان نماینده هم جنسانشان، خواهان مشارکت در همه ابعاد زندگی اجتماعی- سیاسی بودند.
اما با همه اینها، زنان یا فمینیستهای اسلام گرا نتوانستند چنانچه که بایسته است، در احقاق حقوق زن مسلمان کاری از پیش برند. آنها تنها با بهره مندی از سیاستهای نئولیبرالی دولت اسلام گرای عدالت و توسعه توانستند تحت ارزشهای این نظام و اقتصاد نئولیبرال فضای بیشتری را برای حضور زنان سنتی و مذهبی در اجتماع فراهم نمایند که جز مصرف گرایی و کارگر ارزان دستاوردی نداشته است. اگرچه زنان در ترکیه از بدو شکل گیری جمهوریت به لحاظ قانونی از حقوق برابر برخوردار بودند اما به لحاظ فرهنگی در بخشهایی از این کشور خصوصا مناطق کمتر توسعه یافته شرق و جنوب شرق سنتهای سفت و سخت همچنان زنان را از این حقوق بی بهره میگذارند. در ادامه، تاکید این گروه از زنان بر آموزش زنان، خودآگاهی زنان و آشنایی آنان با حقوق خود در چارچوب نهاد خانواده نیست بلکه حاصل و ثمره آموزش زن بیشتر در تربیت فرزند است که بیشتر اهمیت مییابد.

منبع تصویر، Getty Images
و درآخر اینکه فمینیستهای اسلامی در ترکیه که گاهی این اصطلاح خود موجب بدفهمیها و اختلافها میشود، نشان داد این جریان هم به مانند اسلاف سنتی و اسلامی خود در پی ترسیم، تنظیم و به کنترل درآوردن تمامی ابعاد زندگی انسانهاست که اینجا تاکید بر زنان است تا جامعه را با تکیه بر سنتهایش در مقابل غربی شدن سرپا نگه دارد و نه ایده جدیدی برای زن مسلمان ارائه میکند و نه میتواند درتفسیر متون دینی از خود جسارت و نوآوری نشان دهد.







