'ساربانان افغان در استرالیا' در آپارات
این هفته در برنامه آپارات فیلم 'ساربانان افغان در استرالیا' ساخته سید فهیم هاشمی به نمایش درمیآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatafghancamelleer
موج مهاجرت افغانها به خارج از مرزهایشان برای کار و زندگی تنها در این سی چهل سال اخیر رخ نداده است. گروهی از آنها نزدیک به یک قرن پیش با شترهایشان به استرالیا مهاجرت کردند و با رونق کارشان در این سرزمین پهناور بسیار پرطرفدار شدند. اینها افغانانی هستند که بین سالهای ۱۸۶۰ تا ۱۹۲۰ به استرالیا آمدند و نقش عمدهای در بازسازی استرالیا داشتند. تاسیس اولین خط آهن سراسری استرالیا و برقراری اولین خط تلگراف این کشور که آنجا را برای اولین بار به بریتانیای کبیر متصل ساخت از کارهایی است که با همت و قدرت افغانها در آن سالها انجام پذیرفته است. سید فهیم هاشمی ، کارگردان، در این فیلم به جستوجوی این ساربانها و بازماندگانشان رفته و حکایت مهاجرت و زندگیشان در استرالیا را به تصویر کشیده است.
ویژگی فیلم
'ساربانان افغان در استرالیا' ساخته سید فهیم هاشمی یک مستند خوب تحقیقی است که بزرگترین هدفش اطلاعرسانی است. کارگردان فیلم در دوره طولانی زندگی و کار در استرالیا با نسلهای بعدی این ساربانان به گفتگو نشسته و به منابع آرشیوی خوبی از فیلم، عکس و اسناد تاریخی دست پیدا کرده است. ساخت این فیلم چهار سال به طول انجامیده است و سر انجام در سال ۲۰۱۳ به پایان رسیده است.
درباره کارگردان
سید فهیم هاشمی، کارگردان زاده سال ۱۹۸۰ میلادی در کابل و دانشآموخته رشته فیلم و تلویزیون از دانشگاه آدلاید استرالیا است.او از دوران طالبان فیلمبردار و تدوینگر فیلم بوده و اولین فیلم کوتاهش 'راه' را در سال ۲۰۰۶ ساخته است . او پس از آن اولین فیلم بلندش 'هیس' را که از اولین فیلمهای ژانر وحشت در افغانستان است را در سال ۲۰۰۸ میلادی ساخته است که از جشنواره فیلم طلوع در افغانستان چهار جایزه را از آن خود کرده است. 'ساربانان افغان در استرالیا' اولین مستند بلند اوست و به غیر از این فیلم در بسیاری از فیلمهای کوتاه و بلند در نقش فیلمبردار و تدوینگر حضور داشته است.
نگاه کارگردان
این فلم روایتی است از داستان و تاریخ افغانان ساربان در استرالیا تاریخی که ۱۵۲ سال خاموش ماند. افغانانی که در ساخت و ساز استرالیای امروز نقش بسیار به سزای را بازی نمودند. اینها با شتر هایشان راهی را در استرالیا پیمودند که دیگر هیچ قدرتی در سالهای ۱۸۶۰ قادر به انجام آن نبود. افغانان با کار و زحمتکشیشان توانستند که اولین خط ریل (قطار آهن) را بسازند , اولین خط تلیگراف را بسازند که برای اولین بار استرالیا را با بریتانیای کبیر در ارتباط ساخت. آنها از جمله اولین مسلمانان دایمی استرالیا به شمار میروند. به اساس آمار که قبل از تهیه فلم انجام دادیم در سال ۲۰۰۸ متاسفانه ۹۵ درصد مردم افغانستان از این موضوع اگاهی ندارشتند واین شامل مقامات بلند رتبه دولتی هم میشد.

منبع تصویر، aparatfahim
ثبت فلم از آلمان شروع شد , وقتی فلمنامه من به عنوان یکی از ده بهترین در'برلین تودی آورد' انتخاب شده بود و از من هم دعوت نمودند که بروم و از فلمنامهام دفاع کنم. در صورت که در سه بهترین انتخاب میشد دیگر به اصطلاح 'کارمان جور بود.' متاسفانه نداشتن تسلط کافی بر زبان انگلیسی آنزمان باعث شد که به سه بهترین راه نیابیم. به هرحال خانم استرالیای را ملاقات کردم که ایشان هم فلمنامهایشان در ده بهترین راه یافته بود . ایشان پیشنهاد این فلم را برایم داد و کار تحقیقات و بقیه از آنجا شروع شد و همه چیز خیلی به خوبی پیش رفت به خصوص مراحل ویزا چون من که از افغانستان بودم باید هفت کوه سیاه را طی میکردم. خیلی خیلی مشکل بود که ویزای استرالیا را گرفت. وقتی وارد آن کشور گردیدیم کسی حاضر نشد تا بودجه فلم را بپردازد , لذا خانم استرالیایی در چند ماه اول شروع پروژه نخواست که ساخت فلم را با من ادامه بدهد و تمام بودجه فلم را گذاشت به دوش من. یا باید میپرداختم و یا که دنبال فلم را باید رها میکردم . من هم کار نموده و به مدت چهار سال تمام هزینه ای فلم را پرداختم . این که چرا داستانی دارد بلند.
خاطره جالبی که از فلم دارم زمانی بود که میخواستم دین محمد را ببینم، او یکی از نسلهای افغانان است که زنده است و به افغان بودن خود افتخار میکند و تقریبآ چند کلمهای فارسی هم بلد است صحبت کند . وقتی دیدمش مثل بقیه خارجیها دستم را دراز کردم که سلام بدهم ولی او آغوش اش را باز کرد و در بغلم گرفت و مثل بچه دو ساله که فامیلش را برای مدتی ندیده باشد گریست و گریست. نمیدانم چه حسی داشتم ولی من هم خوب گریستم. متوجه شدم که تقریبآ همه آنهایی که دور و بر ما بودند دارند اشک میریزانند. خوب بعداً فهمیدم که این آقای ۷۲ ساله تمام عمرش را منتظر دیدن یک افغان بوده که داستانش بلند است و این یکی از بهترین خاطرات زندگی من افغان است.
در آخر میخواهم بگویم که افغانان ساربان و کارشان در استرالیا را نباید به دست کم گرفت. واقعآ آنها تاریخ با افتخاری از خود بر جای گذاشتهاند و امروز که کشور ما بدترین شرایط را سپری میکند چه خوب است تا همه با هم این تاریخ را به گوش جهانیان برسانیم تا باشد به جز از جنگ و ترور و غارت چیزی دیگری را نیز با مردمان سراسر این جهان شریک سازیم. تاریخی که ۱۵۲ سال قبل به وقوع پیوسته و نه دولت استرالیا و نه هم دولت افغانستان کوچکترین توجه را برایش معطوف نداشتهاند.
خلاصه دو فیلم 'ریق رحمت' ساخته علی تمدن و 'همه باید بمیریم' ساخته حمیده شریفراد
'ریق رحمت'

منبع تصویر، aparatdeath
در فیلم 'ریق رحمت'، علی تمدن، کارگردان به سراغ موضوع مرگ رفته است و با سر کشیدن به جامعه پیرامونش، میپرسد که مرگ چقدر در زندگی ما حضور دارد؟ او در این فیلم احوالی از مرگ و نگاه آدم ها در زندگی روزمرهشان به آن پرسیده است.
'همه باید بمیریم'

منبع تصویر، aparatshoulddie
حمیده شریفراد، مستند ساز در فیلم 'همه باید بمیریم' مرگ یکی از نزدیکان و حواشی اطراف آن را موضوع و دستمایه فیلمی کرده درباره سنتها و آیین مرگ در ایران. این فیلم آخرین روزهای یک زن سالخورده بیمار و محتضر را در حضور خانوادهاش به تصویر میکشد. این فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شده است.
نظرات بینندگان درباره فیلمهای هفته گذشته
رحیم
به نظرم رفتار هردو کارگردان عمدی بود و قصدشان هم به چالش کشیدن عقاید و احساسات مردم بود.
شمشاد
فیلمها نه ترسناک بودند و نه حال بهم زن ولی جز موضوعشان حرفی هم برای گفتن نداشتند.
مقداد
بسیار جالب و قشنگ بودند هر دو فیلم . مرگ که پایان نیست.
حسن
به نظر من هر دو فيلم تنها نشان دهنده رسوم و برداشت فرهنگى ما ايرانىها ازمقوله مرگ است.
سمانه
من فیلم همه باید بمیریم را فقط دیدم اما نکته ای که برایم جالب بود این بود که چطور اعضای آن خانواده بهراحتی اجازه دادند از خصوصیترین صحنههای زندگیشان فیلم گرفته شود و در تلویزیون پخش شود.
نگین
فیلم ریق رحمت در بطن خودش اعتقادات مردم مسلمان ایران را هدف قرار داده بود و اینکه میخواست نشان دهد کسانی که به مرگ و پس از مرگ اعتقاد دارند عمدتا قشر فقیر جامعه هستند که بخاطر فقر، مرگ را به زندگی ترجیح میدهند.
مریم
درباره فیلم همه باید بمیریم باید بگویم: چه بر سر این جامعه آمده که روشنفکرش کارگردانی است که تصور میکند با نمایش لخت و عورِ مرگ عزیزش یک اثر هنری خلق کرده و سواله بی جوابی را پاسخ داده یا شاید فکر میکند توانسته ما را به فکر وادار کند. شما فقط ما را به این فکر انداختید که حتی روابط انسانی هم در این مملکت مرده است. مرگ جدای از زندگی نیست، جزئی از زندگی است اما جزئی دردناک و رنج آور. ماهیت مرگ را شما نمیتوانید با آن لبخندها تغییر بدهید و لباس روشنفکری به آن بپوشانید.
در فیلم ریق رحمت یک مسیر و یک هدف دیده میشود که با سوالهایی که کارگردان در طول مسیر میپرسد شما را متوجه یک اصل بزرگ میکند و آن اینکه "مرگ حق است." اینجا کارگردان توقف نمیکند و شما را به سمت دیگری میبرد که از خودتان بپرسید: "کی گفته که مرگ حق است؟" اما در فیلم دوم کارگردان از قضا در خانوادهاش با فردی مواجه میشود که با سرطان دست پنجه نرم میکند و روزهای آخرش را طی میکند. این فرد رنجور و پیر است و کارگردان چندان دلبستگی عاطفی به او ندارد و مرگ این بیمار را حتا قبل از مرگش باور کرده، پس سوژهٔ مناسبی برای فیلم پیدا میکند، بی آنکه هدفی از پیش بوده باشد. با این سوژه کارگردان به هدفش دست پیدا میکند. نمایش مرگ آیا نشان از روح بزرگ و غیر وابستهٔ کارگردان به دنیا دارد؟خیر. ایشان به مرگ نزدیک شدن یکی از بستگان را دیدهاند و در این مدت مرگش رو پذیرفتن.فقط همین. این فیلم داستان مرگ را به چالش نکشید. در ضمن کارگردان خیلی خوب میدانسته که ملّت ما شدیدا علاقه دارند تصویر جنازه و تصادف و قبر کنده شده ببینند. کار این کارگردان در حدّ کار همان آدمی است که از آی سی یوی خواننده محبوب محتضر فیلم میگیرد و منتشر میکند. با همان انگیزه و با همان دلایل .
سارا
به نظرم بسيار بسيار فيلمهای بدی بودند. فيلم بيشتر شباهت به طلبهای را داشت كه سر منبر میرود و مردم را از مرگ و دنيا و قيامت، مطلع میکند. مردم ايران از دوران دبستان آنقدر زير گوششان راجع به اين دنيا و آن دنيا و مرگ و بعد مرگ و شب اول قبر گفتهاند، كه اینها را حفظ اند. ضمناً در برنامه گفته میشود که سرطان در ايران غوغا كرده است. اگر يك بيمار سرطانی اين فيلم را نگاه كند بعدش ممکن است این تصور برایش پیش بیاید که سرطان غير قابل درمان است و مرگ در انتظارش است و روحیه اش تضعیف میشود.
معصومه
من تفاوت زیادی میان مشاهده اعدام در ملا عام با فیلم "همه باید بمیریم " ندیدم. هردو مشاهده جان کندن انسان است، با این تفاوت که من امشب ناخواسته شاهد بودم. بهتر بود قبل از نمایش مینوشتید "فیلم تهوع آور است" و نه "ناراحت کننده". متاسفم برای برنامه خوب آپارات که دیگر تنها سعی در پر کردن یکساعت وقت خود دارد. بدون دقت در ابعاد هنری فیلمهای نمایشی. ضمن اینکه فیلم مذکور از نطر فیلمنامه و کارگردانی بسیار ضعیف بود.
فرهاد
در مورد فیلم ریق رحمت، اعتقاد قشر فقیر جامعه را نسبت به مرگ نشان می داد. اگرفیلم باور افراد مرفه را هم در مورد مرگ بیان میکرد می توانست پیامش را کامل تر کند.
حسین
من دوست داشتم فیلم را ، چون اگر دقت کنید عموم مردم، واقعی و درست به زندگی و فلسفه زندگی فکرنمیکنند و از فکر کردن به این مسائل راحت میگذرند.
مهدی
فیلم اولی چندان چنگی به دل نمیزد. ولی فیلم "همه باید بمیریم" بسیار جالب درست شده بود و با اینکه فیلمی عمیقاً غم انگیز بود ولی بسیار خوش ساخت و تاثیرگذار درست شده بود. به خصوص چهره مادر بزرگ در حال احتضار که کاملاً تسلیم سرنوشت مختوم خود شده بود، و آن جنب و جوش زندگی که در مراسم کفن و دفن و غذا پختن متبلور می شد. بسیار گریستم و بسیار لذت بردم. فلاش بک کردن های دائمی به چهره پیرزن در حال احتضار فیلم را، آن لحظه ناب مردن را، زیبا تر کرده بود.
مجید
اتفاقا مخاطبین ایرانی با موضوع مرگ و قبر و عزراییل انس دیرینه دارند.
سارا
من فقط یک لحظه فیلم دوم را دیدم که صورت پیرزن را نشان میداد .
یک لحظه صورت مادربزرگم را آورد جلوی چشمم . چقدر دلم برایش تنگ شده است.
مونا
فیلم همه باید بمیریم فوق العاده زیبا بود. مرگ و زندگی بسیار نزدیک و کنار هم تصویر شده بود اما متاسفانه در فیلم اول ریق رحمت طرح سئوالات بی مورد کلافه ام کرد.
مهدی
عجیبه. این روزها بوی مرگ فضای زندگی ما ایرانیها را معطر کرده. انگار کسی حوصله زندگی نداره. از مرگ سرطانی پاشایی تا خودرهاسازی نسریندوست و چه بسیار دوستانی که در شهر سرد و یخزده من هر روز الصاق اعلامیه های رنگی ترحیم می شوند. شاید زندگی دیگر صرف نمی کند.
آرشیو برنامه های آپارات
<bold>برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی<link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive.shtml" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.</bold>
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی نیز قابل مشاهده است.
برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بیبیسی <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link> را کلیک کنید.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک <documentLink href="" document-type=""> </documentLink><link type="page"><caption> [email protected]</caption><url href="[email protected]" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link><documentLink href="" document-type=""> </documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











