'بانوی گل سرخ' در آپارات
این هفته در آپارات فیلم 'بانوی گل سرخ' ساخته مجتبی میرتهماسب به نمایش درمیآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatrose
بعضی وقت ها وقتی کسی نیست، حضورش بیشتر احساس می شود. این جمله شاید وصفی باشد از شخصیت فیلم 'بانوی گل سرخ'. 'بانوی گل سرخ' ایران نامی است برای 'شهین دخت صنعتی'، بانویی که قبل از انقلاب به منطقه لاله زار کرمان رفت و گُل را جایگزین خشخاش و گُلاب را جایگزین تریاک کرد و کار را به جایی رسید که 'گلاب زهرا' سرنوشت کشاورزی یک منطقه را دگرگون کرد. این ماجرا را از زبان 'همایون صنعتی'، همسرِ شهین دخت و سه سال پس از درگذشت او می شنویم. مردی که خود بنیانگذار 'انتشارات فرانکلین'، 'چاپخانه اُفست'، 'کاغذسازی پارس' و در کل یکی از چهره های نادر فرهنگ، صنعت و مدیریت ایران است. این فیلم ستایشی است از شور زندگی و ساختن در یک شرایط سخت.
ویژگی فیلم
'بانوی گل سرخ' بزرگداشت زنی است که آفریننده شور، کار، زندگی و امید است و بی نیاز به زور و تبلیغات محبوب مردمش است. شخصیت اصلی فیلم- شهین دخت صنعتی - حضوری غیر مستقیم در سراسر فیلم دارد، گرچه درباره پیشینه او چیز زیادی گفته نمی شود و کارگردان فقط تمرکزش را به مسئله تولید گل سرخ گذاشته است. فیلم در کلیت یک اثر درخشان و ارزشمند در حیطه سینمای مستند ایران به شمار می آید. فیلمی که قرار بوده در اصل فیلمی صنعتی و سفارشی باشد. فیلم از تصویر برداری و صدا برداری درخشانی برخوردار است. ژیلا ایپکچی تدوین گر فیلم، با بازگشت های مکرر به نمای گورستان قصد دارد به بیننده یاد آوری کند که بانوی گلسرخ دیگر در میان ما نیست اما حضورش همچنان در لاله زار زنده است. همچنان که همایون صنعتی هم دیگر بین ما نیست اما آثارش همچنان در زندگی خیلی ها اثرگذار است.
درباره کارگردان
مجتبی میرتهماسب کارگردان فیلم، متولد ۱۳۵۰ در کرمان و دانش آموخته دانشگاه هنر تهران است و از سال ۱۳۶۹ وارد حرفه فیلمسازی شده است . وی از ابتدا در این حرفه بسیار پرکار بود و با عناوین متعددی چون صدابردار، عکاس، محقق، دستیاری کارگردان، مدیریت تولید، تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی در این حرفه مشغول به کار بوده است. مجتبی میرتهماسب علاوه بر ساخت فیلم مستند، چندین ویدئو کلیپ نیز کارگردانی کرده و فیلمهای مستندی درباره هنر نیز برای شبکه دوم تلویزیون ایران ساخته است. بخشی از فیلم های او در مقام تهیه کننده و کارگردان عبارتند از: 'خانه استاد مطهری'، 'پا بر روی توپ'، 'سوگ سیاوش'، 'بانوی گل سرخ'، ' رودخانه هنوز ماهی دارد'، 'صدای دوم' و 'ساز مخالف'. او به همراه جعفر پناهی فیلم سینمایی 'این یک فیلم نیست' را کارگردانی کرده است. آخرین اثر مجتبی میرتهماسب در مقام کارگردان 'شش قرن و شش سال' نام دارد.
نگاه کارگردان

منبع تصویر، aparatmirtahmasb
زمانی که این یادداشت را برای فیلم 'بانوی گل سرخ' نوشتم، همایون صنعتی زنده بود. هنوز هم زنده است.
مجتبی میرتهماسب
سالهای دور، ساختن فیلم مستند 'صنعتی' را دور از منش هنری خود می دانستم! و سالهای بعد که نیاز مالی مرا به این کار وامیداشت از پس آن بر نمیآمدم؛ که ساختن این نوع فیلم هم کار بلدی میخواهد. اما الان خوشحالم که از پس ساختن فیلم 'صنعتی' برآمدم! و عجب هم اینکه این فیلم به نوعی سفارش 'صنعتی' بود برای فیلم 'صنعتی'. و پس از نزدیک به یک سال و نیم که ساختن 'بانوی گل سرخ' طول کشید، چند هفته ای وقت صرف شد برای تحویل آن فیلم 'صنعتی' به 'صنعتی'...!
سیدعباس سیاحی (همان شاعر فیلم گبه) یادآورم شد که: 'همایون صنعتی یکی از پنج انسان کم نظیر یک صد سال اخیر ایران و یکی از ده نفر شخصیتهای تاثیرگذار قرن اخیر جهان است'. و من که هم کرمانی هستم و هم 'همایون' و هم همسرش 'شهیندخت' را می شناختم، این را به خوبی می دانستم. اما نمی دانستم که چه قدر سخت است راضی کردن همایون برای حضور جلوی دوربین. چون که از اساس با سینما مخالف است و مدام هم به من گوشزد می کرد که دنبال کار آبرومندتری بگردم! و اینها را با همان استدلالهای تاریخی و جهان شناختی خود می گفت و کم کم هم در من اثر کرده بود که دیگر سینما همه حقیقت نیست و نسبت اش با واقعیت بسیار دورتر است تا آنچه که من می دانستم! و کلید حضور همایون در جلوی دوربین، مرحوم شهین دخت بود. و نام و یاد او بود که همایون را جلوی دوربین من نشاند تا از شهین دخت بگوید و از همراهی و همدلی اش در تمام آن سالها برای راه اندازی و مدیریت آن همه کار ماندنی. و فیلم که تمام شد دانستم که کار من هم عبث نبود در برابر کار آن دو؛ که من توانستم ضرب کنم تصویر این تلاش و انرژی را در تعداد همه کسانی که فیلم را دیده اند و یا خواهند دید. و این همان دلیل حضور سینمای مستند است.
تمام دوران ساخت این فیلم کلاس درسی بود برای من تا بفهمم که هستند در این جهان هنوز کسانی که می شود به احترامشان کلاه از سر برداشت و با افتخار گفت که من هم چون ایشان ایرانی ام و این مُلک را دوست دارم و با عشق خود این مُلک را آباد می کنم؛ با مرارت!
حالا که دیر زمانی از اتمام فیلم می گذرد، هنوز انرژی بی پایان همایون و شهین دخت با من هست. هر زمان هم که قدری مستاصل می شوم از شریط این روزگار؛ به تماشای 'بانوی گل سرخ' می نشینم تا دوباره آن انرژی در من نفوذ کند. شما هم ببینیدش.
دیماه ۱۳۸۷
درباره فیلم هفته گذشته 'و من عاشقانه زیستهام' ساخته پانتهآ بهرامی

منبع تصویر، aparatinlove
'و من عاشقانه زیسته ام' به موضوع زندانیان سیاسی زن در ایران میپردازد. دراین فیلم گروهی از زنان فعال سیاسی که در دوران قبل و بعد از انقلاب در ایران در زندان بوده اند، از آنچه که در زندان و بازجویی ها برآنها گذشته و همینطور از اعدام های سیاسی سال ۶۷ صحبت می کنند. البته مقامات ایران قبل و بعد از انقلاب همیشه اعمال شکنجه بر زندانیان را انکار کردند. در این فیلم بعضی از صحنه های شکنجه و زندگی در زندانهای سیاسی زنان در ایران بازسازی شده است . نسخه اصلی فیلم ۱۰۵ دقیقه است، اما نسخه به نمایش در آمده در آپارات نسخه کوتاه شده ۵۲ دقیقه ای است.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
حسن
تکان دهنده بود. حتی اگر بار دومی باشد که میبینی.
گریفین
مثل اینکه آنهایی که اعدام شدند برنامه داشتند همزمان با شروع عملیات فروغ جاویدان در زندان ها شورش کنند و با خروج از زندان در گرفتن شهر به مجاهدین خلق کمک کنند. نظام هم اینطور که به نظر میرسد شورش ها را سرکوب کرده و برای عاملان درجه اول و دوم و سوم حکم اعدام پیشنهاد کرده است.
اختر
این فیلم را ببینید تا به عمق فاجعه ای که در زندان های جمهوری اسلامی گذشته و هنوز هم به شکل های دیگر ادامه داره بیشتر پی ببرید.
پوریا
اگر فیلم راجع به مجاهدین است که به نظرم این شکنجه ها حقشان بوده است. کاری که در اردوگاه اشرف با اینها کردند حکومت ایران یک درصدش هم با اینها نکرد. من اینها را در حد گروه داعش میدانم.
رضا
بسیار گریستم از ظلم زمانه. دلم میخواست تک تک آنها را بغل کنم و تسلی بدهم . دستشان را ببوسم و بر زخمشان سجده کنم. کاش میتوانستم.
محمود
فیلم تاثیر گذارى بود. عده زیادى در دهه ٦٠ چوب حماقت هاى سیاسى خودشان و افتادن در دام گروههای سیاسی منفعت طلب را خوردند. در یک مملکت که توسط حکومت انقلابى اداره میشود و در گیر جنگ خارجى است، انتظار برخورد ملایم و دموکراتیک در برابر گروههاى مخالف را نمیتوان داشت.
فرناز
غلظت شیرین زندگی را در چشمهای بعضی از این آدمها میشد دید و این نام خوب هم از همینجا آمده بود برای این فیلم. عجیب اینکه تلخی بیادگار مانده را هم بوضوح میدیدی که در بعضی به یک جور پختگی و بلوغ تبدیل شده بود و در بعضی هنوز فقط تلخی بود و بس. احساس می کردم تمام این زنها من هستم . هم نسلان من با سرنوشتهایی عجیب: چه آنکه از دنیا رفته و چه آنکه از ایران رفته و چه آنکه مانده و از دست رفته. در تدوین فیلم ناخوشایندی های زیادی بود که شاید به این دلیل بود که این نسخه، نسخه ی اصلی فیلم نبود. به هر حال نمی شود براحتی قضاوت کرد. صحنه های بازسازی شده چندان هم به اصل نزدیک نبود اما از ارزش فیلم کم نمیکرد. لازم بوده و هست که اینها را اگر می دانیم، بیاد نگه داریم و اگر نمیدانند، ببینند.
نیلوفر
به نظر من احمقانه است که آدم بهخاطر یک عقیده بمیرد. عقاید قدیمی همیشه از بین میروند و عقاید جدید جایشان را میگیرد. آدم نباید آنقدر به یک عقیده پایبند باشد که حتی جانش را برای آن عقیده بدهد.
پری
خانمی از اشک های پدرش صحبت میکرد. من هم به گریه افتادم. به اتفاقات فیلم فکرمی کردم و شب خوابم نمیبرد. به نظر من هیچکس نباید به خاطر داشتن عقیدهای متفاوت شکنجه شود.
صالح
فکر میکنم مصاحبه ها آنقدر تاثیر گذار بود که نیازی به بازسازی حوادث نبود. کارگردان در تدوین هم نتوانسته بود پیوندی بین این دو بخش به وجود بیاورد. فیلم دوپاره بود. فیلم روایت درستی هم نداشت و نتوانست شخصیت ها را درست معرفی کند. الکن و ناقص بود. و چشم اندازی کلی به این حوادث به دست نمی داد. با همین مصاحبه ها می شد یک فیلم خوب دیگر ساخت.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک<documentLink href="" document-type=""> aparat@bbc.co.uk</documentLink>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک<documentLink href="" document-type=""> https://www.facebook.com/aparatonbbc</documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











