'و من عاشقانه زیسته‌ام' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'و من عاشقانه زیسته‌ام' ساخته پانته‌آ بهرامی به نمایش درمی‌آید.

درباره فیلم

آپارات

منبع تصویر، aparatinlove

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'و من عاشقانه زیسته‌ام'

'و من عاشقانه زیسته ام' به موضوع زندانیان سیاسی زن در ایران می‌پردازد. دراین فیلم گروهی از زنان فعال سیاسی که در دوران قبل و بعد از انقلاب در ایران در زندان بوده اند، از آن‌چه که در زندان و بازجویی ها برآنها گذشته و همین‌طور از اعدام های سیاسی سال ۶۷ صحبت می کنند. البته مقامات ایران قبل و بعد از انقلاب همیشه اعمال شکنجه بر زندانیان را انکار کردند. در این فیلم بعضی از صحنه های شکنجه و زندگی در زندانهای سیاسی زنان در ایران بازسازی شده است . نسخه اصلی فیلم ۱۰۵ دقیقه است، اما نسخه به نمایش در آمده در آپارات نسخه کوتاه شده ۵۲ دقیقه ای است.

ویژگی فیلم

'ومن عاشقانه زیسته ام' بنایش را بر گفتگو با زندانیان آزاد شده گذاشته، لحظات بسیار تاثیر گذاری هم دارد و از معدود فیلم هایی است که به یک موضوع جنجالی و بسیار مهم در تاریخ ایران معاصر نزدیک شده است. این فیلم در سال ۱۳۸۷ ساخته شده و بخش دوم از یک سه‌گانه است. این نسخه کوتاه شده‌ای از فیلم اصلی است که این هفته در آپارات به نمایش در می‌آید.

درباره کارگردان

پانته آ بهرامی مستند‌ساز، فارغ التحصیل دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی (علامه طباطبایی) تهران و مستندساز مقیم نیویورک است. وی بعد ها به ادامه تحصیل در رشته فیلم و روزنامه نگاری در آلمان پرداخت و درسال ۲۰۰۴ میلادی رساله دکترای خود را درمورد مقایسه هویت زنانه در سینمای قبل و پس از انقلاب ۵۷ ایران به زبان آلمانی نگاشت. او فعالیت هنری خودش را باساخت برنامه برای تلویزیون های آلمان آغاز کرده و اکنون بیشتر بر روی ساخت مستند هایی درباره ایران تمرکز کرده است. در کارنامه این فیلم ساز چندین فیلم مستند مثل 'متعلق به کسی نیستم'، 'سیمایی متفاوت'، 'اسلام، هویتم یا فرارم؟'، 'روسپی گری' به چشم می خورد. فیلم 'و من عاشقانه زیسته ام' بخش دوم از سه گانه پانته آ بهرامی در مورد وقایع خونین دهه ۶۰ خورشیدی در زندان های ایران است. بخش اول آن 'از این فریاد تا آن فریاد' نام دارد. آخرین قسمت این سه‌گانه 'جوانه اندوه' نام دارد و محصول سال ۲۰۱۴ میلادی است. هر قسمت از این سه گانه داستان مستقل خود را دارد. تمرکز «جوانه اندوه» برروی اعدام های دسته جمعی سال ۶۷ است. 'داستان مقاومت زندگی در برابر نیستی است، داستان پنهانی و راز و رمز دار دادگاه های مرگ که خود را هیات عفو می خواندند.'

نگاه کارگردان

آپارات

منبع تصویر، aparatpantea

توضیح تصویر، پانته‌آ بهرامی، کارگردان

فیلم مستند 'و من عاشقانه زیسته ام' نگاهی است به ۵۰ سال زندان سیاسی زنان در ایران که با راضیه ابراهیم زاده اولین زندانی سیاسی زن در ایران آغاز می گردد و تا پایان دهه ۶۰ شمسی، سه نسل از زنان زندانی را به تصویر می‌کشد. فیلم به مقایسه زندان زنان در زمان شاه و جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف می‌پردازد. فیلم در تدوینی رمزآلود از یک دوره تاریخی به دوره بعد، رفت و برگشت می‌کند، مخاطب را ترغیب می کند که خود تدوین دیگری در مغزش انجام دهد تا تکه های معماها را کنار هم بچیند و به درک جامع تری از این دوران تاریخی برسد. برای اولین بار در تاریخ فیلم های مستند در ایران شاهد زنی هستیم که درمقابل دوربین از تجاوز به خودش در زندان جمهوری اسلامی پرده بر می دارد. زنانی که فشار برخوردهای حاکمیت را همراه با رنج کودکان متولد شده در زندان تواما تجربه کرده اند. 'و من عاشقانه زیسته ام' تنها داستان، شکنجه و مرگ نیست، بلکه داستان دوستی های عمیق و جاودانه، روابط انسانی، عشق به عدالت و آزادی و درنهایت جشن انسانیت است. فیلم در بستر زندان متوقف نمی شود و زندگی ۱۳ کاراکتر فیلم را پس از بند نیز دنبال می کند.

درباره فیلم 'تازه بقعه' ساخته حسن بهرام‌زاده و 'باورهای غلتان' ساخته محمد آزادفکر

آپارات

منبع تصویر، apatrattazeboghe

توضیح تصویر، نمایی از فیلم "تازه بقعه"

امامزاده لقبی است که در ایران به فرزندان و نوادگان امامان شیعه داده می‌شود. در ایران از ایام دور تعدادی مقبره وجود داشته یا به وجود آمده که به دلایل مختلفی تبدیل به زیارتگاه و جاهایی برای نذر و نیاز شده‌اند. تا دوران انقلاب فقط حدود ۱۵۰۰ مقبره و بقعه وجود داشت اما با به روی کار آمدن حکومت مذهبی ظرف سه دهه آمار این امامزاده‌ها، براساس اخبار رسمی منتشر شده به حدود یازده هزار رسیده، یعنی هفت برابر شده است . اصلی‌ترین دلیل این افزایش، نیاز و باور مردم برای حل و فصل مشکلات‌شان از طریق معجزه و شفا و رفع حاجت با توسل به مذهب است . ظهور این امامزاده ها در هر منطقه بیشتر اوقات باعث رونق اقتصادی آن منطقه شده و برای متولیان امامزاده‌ها شغل و درآمد ایجاد کرده و در عین حال باخودش آیین ها و مراسمی را برای ساکنان آن منطقه به همراه آورده است. آیین ها و باورهایی که از یک قصه شروع می شوند و بعد تبدیل به یک باور می شوند. باور به اعجاز این مقبره ها و رابطه تنگاتنگی که بین ساکنین و امامزاده ها به وجود می آید، شرایط اجتماعی سنتی و در عین حال پیچیده ای را به وجود می اورد . مراسمی هم که در هر کدام از این زیارتگاه ها برگزار می شود، شکل های خیلی متفاوت و گاهی عجیب و غریبی دارد . فیلم 'تازه بقعه' نگاهی دارد به یکی از این زیارتگاه ها در شمال ایران که تازه درست شده است.

آپارات

منبع تصویر، aparatrotative

توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'باورهای غلتان'

امامزاده ها و مراکز زیارتی گاهی رسم ها و اسم های عجیبی دارند. امامزاده قلقلی در شهر لوشان استان گیلان یکی از این‌هاست. امام‌زاده‌ای که مردم برای گرفتن حاجتشان و برآورده شدن نیازهاشان، باید برابرش روی زمین و پله ها غلت بزنند. درباره فلسفه این غلت زدن روایت ها و قصه های مختلفی وجود دارد. محمد آزادفکر مستندساز در فیلم 'باورهای غلتان' سری زده به امامزاده محمد‌بن‌حَنفیه و از رسم غریب حاجت گرفتن در این امام‌زاده مستندی ساخته است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

زهرا

هردو فیلم بسیارعالی بودند و هر دو نمایش گر جهل و خرافات. دیدنش هم بسیار تلخ و تاسف آور بود.

آرش

شاید اسمش را خرافات یا حماقت بگذارید ولی من اسمش را پاکی دلها می گذارم. دیدید اشخاصی که آنجا برای گرفتن حاجت آمده بودند چقدر پاک، ساده و مخلص بودند واز ته دل این مراسم را به جا می آوردند. مشکل ما سو استفاده شیادها از این احساسات پاک است. این یک مشت نمونه خروار است، در بحث کلان سرنوشت ملت‌ها رقم می خورد.

اعظم

برنامه خیلی عالی بود. خریت مردم را هم خوب نشان می‌داد.

محمد ابراهیم

واقعا نمی‌دانم چه بگویم. باور این‌که مردم این کاها را با اعتقاد کامل می‌کنند برایم خیلی سخت است.

دانیال

متاسفانه خرافات ، در تمام دنیا و در تمام ادیان وجود دارد. من خودم به معجزه اعتقاد دارم و معجزه را یک نیروی ماورای طبیعه می‌دانم که در ضمیر ناخودآگاه هر کسی اتفاق می افتد، حالا یا شانس است یا اتفاق یا معجزه. مردم ایران و به خصوص روستاها به دلیل نداشتن سواد کافی و آگاهی دست به چنین رفتاری ‌می‌زنند. به طور مثال اگر آن امام زاده ای که صاحب شخصیت و محترم است، چرا برای شفا دادن باید حتما خود را روی زمین غلتاند تا نظر امام زاده جلب شود.

ققنوس رها

در زمان شاه دوستی داشتم در اداره اوقاف. این اداره متولى امام زاده‌ها و اماکن مذهبى بود. او با خنده تعریف می‌کرد، به محض این که یک امام‌زاده و یا مکان مذهبی افت درامد پیدا می‌کرد، یک معجزه در آن درست می‌کردند.

مارشال

وفور این‌گونه باوهای غلتان، در فضای سیاسی ایران و در میان قشر به اصطلاح آگاه و تحصیل‌کرده ای که ادعای علم و معرفتشان می‌شود، بسیار بیشتر و فاجعه بار تر از آن چیزی است که در اماکن مذهبی مشاهده می‌شود.

رویا

از فیلم امام زاده "قل قلی" گریه‌ام گرفت. ایران که مهد تمدن بود، ایرانی‌ها که با سوادترین مردم جهان بودند، مردمشان به روزی افتاده‌اند که برای شفا گرفتن از کسی که تبار ایرانی ندارد،روی زمین خاکی آن حرکات را انجام می‌دهند.

دانیال

عجیب ولی واقعی .امیدوارم در زندگی بعدیم در جایی بدنیا بیایم که دینی وجود نداشته باشد.

دیلان

فیلم جالبی بود. دقیقا به این موضوع اشاره دارد که در سی سال گذشته هرسال ۳۰۰ امام زاده در ایران بوجود آمدند، حالا باید به حال خودمان بگرییم که با این تمدن هزارساله به کجارسیدیم که این‌قدر خرافه پرست شده‌ایم.

سارا

عالی بود و خیلی اسف بار , مخصوصا آن صحنه ای که مردهای سی و چند ساله غلت می‌خوردند , در حالی‌که از چشمهاشان می‌شد خواند که ته قلبشان شک داشتند ولی انگار که می‌ترسیدند به زبان بیاورند. حتی در درون خودشان به خودشان هم دروغ می‌گفتند .

اوستا

خرافه از جایی شکل می‌گیرد که اندیشه زائل شود و جای آن را تعصبات کور کورانه بگیرد.

طرح مستند

احتمالا فیلم مستند "راز" را دیده‌اید. از آن زاویه اگر به این فیلم‌ها نگاه کنید قابل هضم می شود.

اسماعیل

مذهب برای بعضی ها نان و آب می شود .ای وای بر مردم نادان.

فلاور

یک خانم در فیلم "تازه بقعه" گفت که مار سیاه می بیند. خواستم بگویم که آن جن است نه مار. ضمناً اگر کسی در آنجا شفا پیدا کند فقط به لطف خداوند است و آن شخص اگر فکر کند امامزاده وی را شفا داده در روز قیامت باید جواب پس بدهد، چون شرک به خداوند بالاترین جرم است..

بهرام

باورهای غلتان را دیدم. بسیار زیبا بود. آنجاکه پدر بالای سر پسرش گریست من هم با او گریه کردم. جدای از اعتقاد او، خودم را جایش گذاشتم، او گرفتار بیماری فرزندش بود و راه به‌جای دیگر نداشت. درماندگی تمام وجودش را مچاله کرده بود.

خواسته ونیاز آن انسانهای غلتان نیازهای زمینی ست نه آسمانی. یا بیمارند و پول دوا دکتر ندارند و یا بیماردارند و عزیزشان ، جگرگوشه شان، چون شمع درچنگ سرطان آب می‌شود و پدر نیز از شرم بی پولی و ناتوانی مالی ته مانده امیدش را در غلتیدن عزیز دلبندش جستجو می‌کند.

مهران

چرا شما به سراغ فیلم هایی می‌روید که یا خود فیلم با جمهوری اسلامی زاویه دارد یا تهیه کننده یا کارگردانش با ایران زاویه دارند یا حداقل با فرهنگ ایرانی در تعارضند؟ چرا از فیلم های فاخری که در سینماهای ایران ساخته می‌شوند، برنامه تهیه نمی‌کنید، مثل فیلم سینمایی چ با شیار ۱۴۳ و ده ها فیلم دیگری که شما می‌توانستید درباره‌شان برنامه تولید کنید اما نکردید. آیا شما مخالف جمهوری اسلامی هستید؟ اگر نیستید پس چرا این گونه فیلم ها را تبلیغ می‌کنید و اگر هستید پس چرا ادعای بی طرفی دارید؟

پاسخ آپارات

دوست عزیز، این فیلم ها در ایران ساخته شده اند و نمایان گر بخشی از آیین ها و باورهای مردم آن سرزمین است. ما از نمایش هر فیلم ارزشمند و روشنگرانه‌ای که در چارچوب معیارهای بی بی سی باشد استقبال می کنیم. بی طرفی و بازنمایی واقعیتهای موجود در جامعه فارسی زبان نیز بخشی از این معیارها است. فیلم‌هایی که شما از آن نام می برید هم اگر واجد خصوصیات فوق باشند و توسط سازندگان آن به ما معرفی شوند، برای انتخاب و پخش آنها اقدام خواهیم کرد.

شیرین

می گفتند امامزاده خودش مسیر غلت زدن را نشان می دهد اما بچه ها دائم می خوردند به در و دیوار و جاکفشی.

مریم

من هر دو جایی که نشان دادید را رفتم. فقط یک مشت دروغ و خرافات بوده و هست. متاسفانه ما مردمان خرافه پرستی هستیم.

علی رضا

سلام من ساکن منجیل هستم. از سن کم به امام زاده حنفیه می رفتم ولی هیچ اعتقادی به آن ندارم و کلا چیزی جز دروغ نیست. در ضمن درباره امام زاده اول این یکی از پروژه های دولت بود تا مردم آن منطقه را جذب کنند ولی جوابش عکس شد. تو منطقه رودبار این قیبل اعتقادات زیاد است.

نادر

جالب است که تمام کورها که شفا پیدا می کردند بعد بینایی رنگ ها و اعداد را بلد بودند و کرها هم بعد شنوا شدن خوب می شنیدند و معنی کلمات را درک می کردند. این آخر حماقت است.

امیر

بشر از اول خلقتش همیشه برای حل مشکلاتی که داشته دنبال یک دستاویز بوده، این در ذاتش هست ، حتما کسانی هستند که از این غریزه مردم سواستفاده کنند.

کامل

افسوس که خرافات جای متن زندگی مردم این سرزمین را گرفته. امید به روزی که مردم از جهالت رهایی یابند، کمک بزرگی به تنویر افکار عمومی می‌کنید. متشکرم

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک<documentLink href="" document-type=""> [email protected]</documentLink>

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک<documentLink href="" document-type=""> https://www.facebook.com/aparatonbbc</documentLink>

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.