آمریکا، اسرائیل و ایران به دنبال چه پایانی برای جنگ هستند؟

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل؛ مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا

منبع تصویر، Reuters/Getty Images

توضیح تصویر، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل؛ مجتبی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران؛ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا
    • نویسنده, فرانک گاردنر
    • شغل, خبرنگار امور امنیتی، بی‌بی‌سی
    • در, ریاض
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

بسیاری از مردم، هرچند نه همه آن‌ها، خواهان پایان هرچه سریع‌تر این جنگ هستند؛ اما با چه شرایطی؟ این همان نقطه‌ای است که دیدگاه‌ها از هم فاصله می‌گیرند.

آمریکا

اهداف جنگی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تا حدی مبهم بوده است. به نظر می‌رسد موضع او میان چند هدف متفاوت در نوسان است: از محدود کردن ساده برنامه هسته‌ای ایران تا وادار کردن تهران به تسلیم در برابر همه خواسته‌های آمریکا و اسرائیل، یا حتی فروپاشی کامل نظام جمهوری اسلامی.

تا اینجا جمهوری اسلامی نه تسلیم شده و نه فروپاشیده است. اما نیروهای نظامی آن در پی ۱۶ روز بمباران دقیق و بی‌وقفه به شدت تضعیف شده‌اند.

در ماه فوریه، گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو درباره پرونده هسته‌ای، با میانجی‌گری عمان در حال پیشرفت بود.

مقام‌های عمان گفتند ایران آماده بود امتیازات گسترده‌ای بدهد که به گفته آن‌ها تضمین محکمی در چارچوب عدم تلاش تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای محسوب می‌شد.

با این حال، ایران حاضر نبود درباره محدود کردن یا کنار گذاشتن برنامه موشک‌های بالستیک خود یا پایان دادن به حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه - مانند حوثی‌ها در یمن یا حزب‌الله در لبنان - مذاکره کند.

در بهترین سناریو برای واشنگتن - و بسیاری از متحدان آن - این جنگ با فروپاشی حکومت روحانیون در ایران پایان می‌یابد و به سرعت دولتی صلح‌طلب و منتخب مردم جای آن را می‌گیرد؛ دولتی که تهدیدی برای مردم خود یا همسایگانش نباشد. اما تا الان نشانه‌ای از تحقق چنین سناریویی دیده نمی‌شود.

نتیجه مطلوب بعدی برای آمریکا این خواهد بود که جمهوری اسلامی، پس از آسیب‌های شدید، رفتار خود را تغییر دهد: با شهروندانش بدرفتاری نکند و حمایت از شبه‌نظامیان تندرو در منطقه را پایان دهد. اما با انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، این موضوع بعید به نظر می‌رسد. او که فرزند و جانشین علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی است، به احتمال زیاد موجب خشم و ناخشنودی واشنگتن خواهد شد.

در شرایطی که قیمت جهانی نفت رو به افزایش است، تنگه هرمز تا حدی مسدود شده و در داخل آمریکا نیز نگرانی‌ها درباره کشیده شدن این کشور به یک جنگ پرهزینه دیگر در خاورمیانه افزایش یافته، فشارها بر دونالد ترامپ برای پایان دادن به این جنگ بیشتر خواهد شد. اما اگر حکومت تهران همچنان پابرجا، سرکش و بی‌پروا باقی بماند، برای او دشوار خواهد بود که این وضعیت را چیزی جز یک شکست جلوه دهد.

ایران

تهران

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آمریکا و اسرائیل هزاران حمله علیه اهدافی در ایران انجام داده‌اند

ایران خواهان پایان هرچه سریع‌تر جنگ است، اما نه به هر قیمتی؛ دست‌کم نه به بهای تسلیم مطلق در برابر تمامی خواسته‌های واشنگتن.

تهران می‌داند که احتمالا از «صبر راهبردی» لازم برای دوام آوردن در برابر دونالد ترامپ در این جنگ برخوردار است و افزون بر آن، جغرافیا نیز به سود آن است.

ایران طولانی‌ترین خط ساحلی را در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس دارد و توانایی آن را دارد که عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز - گلوگاهی باریک که در شرایط عادی حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند - را برای مدت طولانی تهدید کند.

درخواست رئیس‌جمهور آمریکا از کشورها برای کمک به مدیریت پیامدهای جنگی که او همراه با اسرائیل آغاز کرده است، با استقبال چندانی روبه‌رو نشده است. بریتانیا، کشورهای اروپایی و دیگر دولت‌ها نسبت به اعزام ناوهای خود برای اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز محتاط‌اند، به ویژه وقتی که اساسا از این جنگ حمایت نکرده بودند.

موضع رسمی ایران این است که جنگ باید با تضمینی قطعی پایان یابد که دیگر مورد حمله قرار نگیرد. تهران همچنین خواهان پرداخت غرامت برای میلیاردها دلار خسارتی است که در پی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل وارد شده است.

احتمالا مقام‌های جمهوری اسلامی می‌دانند که دستیابی به چنین خواسته‌هایی بعید است. اما برای رهبری جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کافی است از این جنگ جان سالم به در ببرند تا بتوانند آن را برای مردم خود و برای جهان به عنوان یک پیروزی جلوه دهند.

اسرائیل

توضیح ویدئو، دوربین‌های مداربسته لحظه برخورد موشک ایرانی به تل‌آویو را ثبت کردند

از میان سه طرف اصلی درگیر - آمریکا، ایران و اسرائیل - به نظر می‌رسد اسرائیل کمترین عجله را برای پایان دادن به این جنگ دارد.

اسرائیل می‌خواهد تا حد امکان بخش بزرگی از ذخایر موشک‌های بالستیک ایران، همراه با انبارهای ذخیره، مراکز فرماندهی و کنترل، سایت‌های راداری و پایگاه‌های سپاه پاسداران نابود شود.

البته همه این‌ها پس از پایان جنگ قابل بازسازی هستند. به همین دلیل اسرائیل می‌خواهد ایران به روشنی درک کند که چنین اقدامی هزینه سنگینی خواهد داشت، زیرا نیروی هوایی اسرائیل توانایی آن را دارد که چند ماه بعد بازگردد و دوباره آن‌ها را بمباران کند.

اسرائیل برنامه موشکی ایران و برنامه هسته‌ای آن را تهدیدی وجودی برای خود می‌داند.

ایران - دست‌کم تا پیش از آغاز این جنگ - دارای صنعت بومی پیشرفته‌ای در زمینه موشک و پهپاد بود. این کشور پهپادهای شاهد خود را در اختیار متحد خود، روسیه، قرار می‌داد تا در جنگ اوکراین از آن‌ها استفاده کند.

همچنین ایران در حال غنی‌سازی اورانیوم تا سطح ۶۰ درصد بوده است که بسیار فراتر از غنای لازم برای تولید انرژی هسته‌ای غیرنظامی است.

دولت بنیامین نتانیاهو این دو عامل - برنامه موشکی و فعالیت‌های هسته‌ای - را در مجموع تهدیدهایی می‌بیند که اسرائیل نمی‌تواند با آن‌ها کنار بیاید.

کشورهای خلیج فارس

کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس - عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و عمان - تا پیش از این تصور می‌کردند می‌توانند با وجود جمهوری اسلامی در آن سوی آب‌ها کنار بیایند. اما اکنون شرایط تغییر کرده است.

آن‌ها خشمگین‌اند که با وجود خودداری از حمایت از جنگ علیه ایران، تقریبا هر روز هدف حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفته‌اند.

تنها در ساعات نخست روز دوشنبه ۱۶ مارس، وزارت دفاع عربستان اعلام کرد بیش از ۶۰ پرتابه را که به سوی خاک این کشور شلیک شده بود رهگیری کرده است.

یکی از مقام‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس به من گفت: «خط قرمزها زیر پا گذاشته شده است. اکنون میان ما و تهران هیچ اعتمادی وجود ندارد و پس از این نمی‌توانیم روابط عادی با آن‌ها داشته باشیم.»