'طرقه' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'طرقه' ساخته محمدحسن دامن زن به نمایش در می آید.

طرقه اسم پرنده ای خیالی است ، پرنده ای هوشمند و آوازه خوان که توانایی یادگیری قوی هم دارد. اما در افسانه های قدیمی طرقه پرنده ای است که می خواست پرواز کند و به خورشید برسد، آرزوی که البته برآورده نمی شود.

طرقه حکایت زنان آوازه خوان و نوازنده ای است که در روزگار حرام بودن این حرفه برای زنان فعالیت دارند زنانی که هنوز دل به ساز و آواز دارند و آوازهایشان به شکلی غریب و فراموش نشدنی بر دل می نشیند.

درباره فیلم

 نمایی از فیلم طرقه ساخته محمدحسن دامن زن
توضیح تصویر، نمایی از فیلم طرقه

فیلم های متنوعی درباره سرنوشت موسیقی در ایران و بخصوص با محوریت زنان در ایران ساخته شده اما از مجموعه فیلم های موسیقی در ایران طرقه فیلم جسورانه ای است که زندگی چند زن خراسانی را روایت می کند، جایی که دوتار یعنی کلام مقدس آواز، یعنی زندگی. فیلم طرقه را محمد حسن دامن زن ساخته است مستند سازی که کم کار کرده ولی کارهایش فراموش نشدنی است.

فیلم طرقه از فیلم های مطرح و ارزشمندی است که در سال ۸۷ ساخته شده و برنده جوایز ی از جشنواره های کشورهای مختلف شده است.

ویژگی فیلم

طرقه فیلمی لطیف، ساده و روان و خوش ساخت است، تصویر برداری این فیلم درخشان و از تدوین ممتازی برخوردار است. فیلمساز در این فیلم مستند با حذف زاویه و انتخاب زوایای درخشان اثری ماندگار خلق کرده است و همین ویژگی ها این فیلم را در بین بسیاری از فیلم های مستندها درخشان تر نشان می دهد. به گونه ای که در بین فیلم های مستند ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

خلاصه داستان

مستند طرقه زندگی و معاش زنان هنرمند شمال خراسان را روایت می کند. پنج زن در کنار زندگی سخت و طاقت فرسایشان علاقه خاصی به تار دارند، آنها تار می سازند، می نوازنند و با صدای دلنشینی می خوانند. این زنان کرد زبان هستند و صدایشان غمی را روایت می کند که آشنای بسیاری از زنان ایران زمین است. صحبت ها و حرف های 'گل نبات'، 'زیبا صنم' و 'یلدا' مشکلات و دردهای اجتماعی و فرهنکی جامعه ایران است.

درباره کارگردان

محمدحسن دامن زن، کارگردان فیلم طرقه
توضیح تصویر، محمدحسن دامن زن، کارگردان

محمد حسین دامن زن در سال ۱۳۴۰ در میانه به دنیا آمد. در کارنامه این فیلمساز می توان به فیلم گلن، برنده بهترین فیلم جشنواره فیلم کوتاه تهران و فیلم طرقه، برنده تندیس بهترین مستند و صدا برداری جشنواره حقیقت و کاندیدا بهترین فیلم، کارگردانی،صداگذاری در جشن خانه سینما، اشاره کرد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:<link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="mailto:aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:<link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link>

خلاصه فیلم هفته گذشته 'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان

در یک جامعه سنتی ریش سفیدها، معمولا یک سرمایه اجتماعی به حساب می آیند ولی در عین حال در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته، همین ریش سفیدها گاهی یک مانع بزرگ محسوب می شوند. در یک جامعه مردسالار که با حضور زن در مناسبات اجتماعی و ساختار تصمیم گیری میانه خوبی ندارد، این اتفاق به شکل چشم گیرتری دیده می شود. انتخابات و احترام به رای جمعی با وجود این که در تقریبا بیشتر جوامع امروزی پدیده ای شناخته شده است، اما هنوز معمولا به عنوان رفتاری مدرن، به شدت در مقابل سنت ها قرار می گیرد و همین باعث بوجود آمدن کشمکش هایی در جوامع می شود. جامعه ایرانی هم در سال های اخیر تجربه های مشابهی داشته است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

افسون

این فیلم یک شاهکار سینمایی بود، بی نظیر و زن در این فیلم نمونه عینی زن در بسیاری از جوامع ایرانی بود.

ناهید

شما که برای فیلم های یک ساعته و یک ساعت و نیمه نشست نقد و بررسی با کارشناسان شکلی و محتوایی سینمایی برگزار می کنید، چرا برای چنین فیلمی که هم اجتماعی، هم فرهنگی و از همه مهم تر فیلمی دقیقا فمینیستی - آن هم با مولفه های چالش بین سنت ها و سنت گرایان و مدرنیسم و هم چنین تجدد - است تماشاگر را از چنین نشستی محروم کردی؟ بدیهی ست من اگر آن جا بودم حتما نقدها و تحلیل های فمینیستی - به ویژه فمینیسم بومی/ دینی/ ایرانی خود را مطرح می کردم. به نظر من این فیلم به تحلیل ها و نقدهای ساختاری، محتوایی بسیاری نیازمند بودو هست. وهمچنین به تحلیل های جامعه شناختی، روان شناختی فرهنگ شرقی، سنتی، بومی، دینی مرد ایرانی! شخصیت مرد، پدرسالار "کمال"، نمادی از مردانی که در برابر این تضادهای واقعی که در جامعه شان رخ داده است به نوعی دچار "استیصال" شده اند، بسیار قابل بررسی است...!

شایان

بخدا قسم گفتم الان بلند میشه بیل رو برمیداره میخوابونه تو سر معلمه!!! چه جالب،آخرش قبول نکردا!!! واقعا مرد به این میگن.

خیلی مستند قشنگی بود، دست آقای مقدسیان درد نکنه..خانواده ما رو که کلا برد تو یاد پدربزرگ و مادربزرگامون.بازم ممنون.

رویا

همیشه تا بوده همین بوده، جدال سنت و مدرنیته در این جامعه ی رو به تغییر روستایی، برنده ای ندارد. مستند قوی ای بود.

رضا

توی عمرم هیچ فیلمی ندیده بودم در این حد اعصابم خورد شه.

شادی

این فیلم مال حدود ده سال پیش هست ولی الان هم وضعیت زنان چندان فرقی نکرده

مینا

یکی از بهترین مستندهایی بود که دیده ام. خیلی اندوهگین شدم از دیدن ستمی که به زن میشه. اندیشه ی سنگ شده ی کسانی مثل مش رمضون و بدتر از اون اون بخشدار.

حمید

مستند بسیار با معنای بود ممنونم از تهیه کننده

علی

من ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ رﻭ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻡ ﻭلی ﺑﺎ ﺯﻥ ﺟﻠﺴﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺍﺳﻢ ﺩﺷﻮﺍﺭﻩ ﺧﻴلی ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﻳﻪ ﺩﻧﺪﻩ ﺍی ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺑﺨﺸﺪﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺯﻧها ﺗﻌﺮﻳﻒ می کرد خیلی ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺻﺤﺒﺖ می کرد. ﺗﺮﻛﻴﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ.

نمایی از فیلم 'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان
توضیح تصویر، نمایی از فیلم 'گفتگو در مه' ساخته محمدرضا مقدسیان

مسعود

فیلم به نظرم یکی از مستندهای ساده و عمیق سازنده اش است، مستندپردازی که به تقریب چهل سالی مستند ایران را بی ادعا و بی هیچ هیاهویی از زمان دانشجویی اش در گروه "ایران زمین" (که در دهه چهل با مدیریت "فریدون رهنما" در تلویزیون ایران شکل گرفت) تا فیلم بعد از انقلابش، "کودک و استثمار" و تا همین فیلم همراهی کرده است.

نام فیلم بسادگی و رسایی نشان دهنده محتوای فیلم است. براستی همه آنچه در فیلم روی می دهد گفتگوها و یا تلاشهایی برای تماس در فضایی مه آلود است. گفتگوهایی که به دلیل پیش داوری های مختلف هیچ گاه به یک رابطه کامل و مفید نمی رسند.

دوربین "مقدسیان" در چارچوبی آزاد از سبک "سینما حقیقت" رها از گفتار به نظاره دو شخصیت اصلی روستا می نشیند. "حاج کمال"، پیرمردی سمج، نماینده بی کم و کاست ارزش های دنیای نیم قرن گذشته و "آذر" نویددهنده ارزش های نوین و عدالتی که روستا هرگز آن را مزمزه نکرده است.

آدمها واقعی هستند چرا که مستند پرداز تلاش نکرده آنها را به تناسب پیام های ذهنی اش عوض کند و یا رتوش کند. برای همین است که در این "دنیای کوچک" انسانها واقعی و در گفتار و کردار خود صادق هستند. این دنیایی است همه جا شمول که دست کم در هرجای ایران قابل تصوراست.

"حاج کمال" ضدزن است برای آنکه از دنیای ارزش های مردانه و مردسالار می آید و او این حقیقت را پنهان نمی کند. تماشاگر براحتی او را باور می کند. "آذر" با زبان جسورانه اش به عنوان یک زن و مقاومت جانانه هم چندان در گوشه دل تماشاگر جا خوش نمی کند، اما تماشاگر به او احترام می گذارد. شخصیت "بخشدار" هم واقعی و قابل قبول است. مستند پرداز مصممانه از نشان دادن "آذر" در تصاویر درشت خودداری می کند و او را در فاصله ای با تماشاگر قرار می دهد تا با ایجاد نزدیکی عاطفی هیچ یک به یک طرف امتیاز ناعادلانه ای نداده باشد.

"مقدسیان" خود در پشت دوربین در صحنه ها هم گاه فعال است و با طنز و سوالاتش تلاش می کند پیرمرد را که به زیرکی از موضع اختیار کردن شانه خالی می کند، در مقابل تماشاگرش برای داوری آشکار و برهنه کند. این تلاش به فیلم جذابیت بیشتری می بخشد.

"مقدسیان" خود در باره این فیلم می گوید (در سخنرانی اش در "انجمن جامعه شناسی ایران" اولین برنامه پخش فیلم مستند در سال تحصیلی۹۰-۱۳۸۹):

[ آقای بخش دار می گوید؛ هنوز "حاج کمال" سرمایه ی واقعی ماست. من گمان می کنم که مشکلی اساسی در جامعه ی ما وجود دارد، اراده ای راستینی برای تغییر وجود ندارد. این چیزی است که من با قطعیت آن را بیان می کنم،.. ما تمام مسیری را که آذر طی می کرد، همراه او طی کردیم و همه تلویحا به ما می گفتند: "دست بردارید از این کار"]

فیلم را اولین بار هشت سال پیش در اولین نمایش هایش در اروپا در حضور مقدسیان دیدم. مقدسیان تعریف می کرد که در یک دو صحنه بحث، "حاج کمال" یکی دو بار حتا از جا برخاسته و به قصد تهاجم به طرف دوربین و فیلمبردار پیش رفته بود. خوشحالم که "مقدسیان" این گونه نماها را در فیلم نگجانده است، چرا که وی به این ترتیب هیجان و اضطراب این لحظه نفس گیر را در تمام لحظات بحث بخوبی پخش کرده است.

این فیلم به همراه مستند دیگر، "زینت" ساخته "خسرو مختاری" (مستند پرداز برجسته دیگر ایران) از جمله مستندهای صادقانه روستایی هستند که چهره روستاهای ایران در یک مقطع تاریخی (دوران ریاست جمهوری "خاتمی") بخوبی تصویرمی کنند.

ستاره

خیلی لذت بردم با اینکه ۱۰-۱۲ سال از ساخت فیلم گذشته ولی بازم چنین موضوعی در کشورمون صادقه متاسفانه.

شیما

بسیار خنده دار، اعصاب خوردکن و پر مفهوم.

المیرا

چقدر خوب بود. چه خانم خوبی. پوسیدگی افکار این پیرمرد لجباز فقط به کار افرادی میومد که قصد نداشتن به امور روستا رسیدگی بکنن. پولی رو که میشه دزدید و فرار کرد و تعقیب و دادگاهی هم نشد چرا باید برای آبادی خاک ایران بکار برد. این ایده کسایی هست که نوع گزینش ادارات دولتی به اونها مقام و پست میده.

سعید

خیلی وقت بود منتظر دیدن همچین مستندی بودم. رعایت حقوق زن و پذیرفتنِ جایگاه اجتماعی زن همیشه توی کشورهایی مثل ایران جای بحث داره. درسته که توی جوامع کوچکتر مثل روستاها بارزتره، اما تو شهرها هم کم دیده نمی شه. من بارها و بارها توی محیط کارم با این مورد برخورد کردم و بدلیل این که به عنوان یک زن درجایگاه بالاتری از بعضی از مردهای همکارم قرار گرفتم، آزار دیدم. به شیوه های مدرن البته..... ممنون آقای مقدسیان بابت ساخت.

مهدی

مستند قشنگی بود. ترسیدم الان بیاد تو خونه ما رو بزنه این مش رمضون.

عماد

عالی بود، این فیلم آینه زندگی ماست هنوز هم بعد از ۱۲ سال از تاریخ فیلم حتی در شهرهای بزرگ ما هم تفکر مش کمال وجود داره.

فرزانه

فیلم بسیار جالب ی بود. من آخرش دیگه عصبی شده بودم از دست این مش کمال زرنگ .لج در بیار.

امید

احسن به آقای مقدسیان با این مستند متفاوت چون در اکثر مستند ها بیننده حس همزاد پنداری با کارکترها ایجاد نمی کند ولی در این فیلم مستند کارگردان توانسته بود، ارتباط با بیننده های مختلف برقرار کند. اما اگر ریزتر به زندگی شخصی و نقش آن در جامعه می پرداخت شاید بیننده رو بیشتر به فکر کردن وادار می کرد.

آرمین

به نظر من بخش عظیمی از ملت ما چنین بینشی را اگر تایید نکند تقبیح هم نمی کنند.

کاوه

متاسفانه از این مش کمالا زیادن.که مانع پیشرفت میشن.

حمید

شعار دادن بخشدار، دروغ گفتن رییس شورا و قداست و خوشبین بودن عضو شورا، داستان یک روستا نیست داستان یک کشوره.

علی

فیلم رو دیدم ، ماله منطقه رازمیان رودبار بود. خیلی ساده و مفید، درد و مشکلا ت روستا رو میشه خوب حس کرد. مش کمال هم آدم جالبی بود ، با فکر سنتی، الان مش کمال زنده هست این فیلم ماله دوره ریاست جمهوری خاتمی بود.

امیر هوشنگ

بسیار جذاب و دیدنی بود. تدوین درخشانی هم داشت. لذت بردم بی‌نظیر بود. یه جور جامعه‌شناسی خودمانی.

آدا

عاشق شخصیت محکم و سمج اون زن شدم. آفرین. واقعا لذت بردم بی نظیر بود. تو دلم به همچین زنی هزار بار آفرین گفتم. همچین زنانی مایه افتخار هستند. می دونم در جامعه کهنه اندیشی که برای زن ارزش چندانی قائل نیست، چقدر سخت است تلاش کردن، آنهم تلاشی در راه پیشرفت مردمانی از این دیار.

فرشاد

بسیار هم خوب. واقعا مستد زنده و حقیقی و به قول سینمایی ها خوش ساخت. ممنون آقای مقدسیان. اما حاج کمال خودش بود واعتقادش. شما فکر می کنید اغلب سران مملکت ما اینطور نیستند!

الهه

عالی بود، بی نظیر. اما واقعا آدم افسرد می شه بادیدن شخصیت اون مش کمال مثال این مرد خیلی از زنها رو مثل یه برده بار آوردن.

مریم

بعد از مدت ها یه فیلم خوب از آپارات دیدم.

عباس

عالی بود. چیزی من از این فیلم دستگیرم شد، اینه که اضافه بر بحث سنت و مدرنیته،مشکل اونجا است که دو طرف از هم توقع دارن و هیچ کدام حاضر به تغییر نیستن.

لیلا

یعنی وقتی آدم با امثال این مردای متحجر ایرانی رو به رو میشه که کم هم نیستن، دوس داره از حرص سرشو بکوبه به دیوار، آخه یه نفر چقدر میتونه نفهمه ؟؟؟؟من برای بار دوم این مستند و دیدم هم لذت بردم هم کلی حرص خوردم.

مهدی

بسیار بسیار سپاس از جناب صلح جو. در میان حرف هایشان سخن از سال ۱۳۸۰زدند اگر اشتباه نشنیده باشم .فلذا برای من خیلی کجکاوی حاصل شده اولا آیا اون پرمرد در قید حیات هستند یا خیر؟و ایا آخر جلسه تشکیل شد یا نه ؟

مرتضی

خیلی قشنگ بود دست شما درد نکنه فوق العاده بود. کاملا مستند، معلوم نیست اون پیرمرد مش کمال الان زنده هست یا خیر. ولی فیلم زیبایی بود کاملا مرد سالار بود مش کمال!

ستاره

بی‌ نظیر بود، کاملا موافقم یکی‌ از بهترین کارهای مستند‌ی بود که تا الان دیدم، کاش مسئولین که در فیس‌بوک فعال هستن زیرِ این پست اظهارِ نظر میکردن.

رحیم

ﮐﺎﺭ آﻗﺎﯼ ﻣﻘﺪﺳﯿﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﻣﺪﺭﻧﯿﺴﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻓﻀﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻘﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ آسیب های ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ آن ﺑﺎﺷﺪ. ﮐﺎﺵ ﺑﺎ ﺩﻋﻮﺕ ﺍﺯ ﺩﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺱ ﻫﻨﺮ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺱ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﯿﺪ.

شبنم

مستند جالبی بود. اما قسمتی که بیشتر از همه من را تحت تاثیر قرار داد تحجر حاج کمال نبود چون که به هر حال سنی از او گذشته بود و عقاید خاص و عجیب خود را داشت، بلکه مادری بود که تمام بدن دخترش را بیماری قارچی گرفته بود و او کاری نکرده بود. اگر دقت کنیم به این نتیجه می رسیم که کار حاج کمال از روی نادانی و بی سوادی است همین نادانی را در بی توجهی مادر به فرزند دختر هم می بینیم. اما انتظار داریم که بنا به غریزه مادری او کاری بکند. وقتی مادر در چنین جامعه ای برای فرزند خود کاری نمی کند چه انتظاری از دیگران می شود داشت؟

ولی

خیلی جالب بود مستند بود پر از واقعیت در سالهای دوران آقای خاتمی که من کاملا بیاد دارم خیلی خیلی پر ازحرف بود. همین حالا هم در روستاها از دوربین می ترسند، یا زن رو جز فرد حضور در اجتماع نمی دونند. یک نگاه بد فرهنگی دارند، جای تاسف هست. امیدواریم که بهتربشه.

آذرهنگ

از بهترین مستندهایی بوده که تا حالا دیدم. سعی می کنم دوباره ببینمش.

مینا

وای که چه فیلمیه مش کمال...بلا! راستی چه خوب بود فیلمی ساخته می شد از حال و روز الانشون؛ آذر خانم،مش کمال و آدمای روستا.

بیتا

فیلم جالبیه مخاطب خاص خودشو داره.

عباس

عالی بود. فقط ای کاش بعضی صحبتهایی که مردم روستا میکردن زیر نویس می شد. لری غلیظ بود مفهوم نبود!

فارسارد

بسیار عالى بود. حکایت قدیمى مردى که وقتى منطق ندارد، اول از در تحکم صحبت مى کند و از تجربه بلند خود در امورى که در آنها چندان هم موفق نبوده دم مى زند، بعد از اینکه چه چیز به صلاح است و درست تر، بعد آزار زبانى و دست آخر به تهدید فیزیکى متوسل مى شود. یادم آورد چرا ترک وطن کردم. اینجورى دل آدم کمتر تنگ ایران مى شود.

هادی

این فیلم رو برای دهمین بار دیدم اما بار هم مانند اولین بار جذاب بود.

سماع

از مردم الموت بعیده چنین رفتارایی،چون نسبت به روستایی های دیگه واقعا روشن فکر هستند. اما فیلم واقعا جالبی بود و من هی دلم می خواست یه مشت بزنم به مش کمال.

لیلی

عجب فیلم قشنگی بود خصوصا بازی آقا کمال و حرفای تلخ ولی خنده دارش.

بزرگر

فیلم قشنگی بود ممنون همین کدخدا منشی این مملکت رو به باد داده.

پیمان

این فیلم، حکایت آدم های واقعی اطراف ما است که نمی خواهند کارها آن طور که باید کار پیش رود، بلکه آن طور که می خواهند پیش نرود. فیلم بسیار خوبی بود و در طبقات مختلف اجتماع و در قالب قشرهای مختلف بخوبی قابل لمس است.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.