اندوه و شادی "شهر ابدی" در سیمای مونیکا ویتی

منبع تصویر، a
- نویسنده, علی امینی نجفی
- شغل, پژوهشگر مسائل فرهنگی
در جشنواره سینمایی رم که این روزها در "شهر ابدی" جریان دارد، یک نام بر سر زبانهاست: مونیکا ویتی. این دورۀ جشنواره با یک نمایشگاه بزرگ عکس و نمایش دو فیلم سینمایی، هشتاد سالگی "ستاره موقرمز" را جشن میگیرد. مونیکا ویتی در سوم نوامبر ۱۹۳۱ به دنیا آمده است.
مونیکا ویتی از کودکی عشق به هنرپیشگی را در دل داشت. زمانی که در رم به مدرسه میرفت، جرأت نکرد از این عشق به خانواده سنتگرای خود چیزی بگوید، اما برای خودش روشن بود که در بزرگی به هیچ کاری جز هنرپیشگی نخواهد پرداخت.
او که در اصل "ماریا لوییزا چچارلی" نام داشت، پس از پایان تحصیل در "آکادمی هنرهای دراماتیک" به روی صحنه تئاتر رفت و در نقشهای کلاسیک ظاهر شد.
پس از ایفای نقشهایی کوتاه در چند فیلم سینمایی، در اواخر دهه ۱۹۵۰ با میکل آنجلو آنتونیونی آشنا شد، با این سینماگر نوجو دوست و همراه شد و در فیلمهای او، که هریک برگی تازه در تاریخ سینمای مدرن بود، نقش ایفا کرد.
سینمای مدرن آنتونیونی بدون موهای روشن، چهره رنگپریده، نگاه درخشان و صدای غمگین مونیکا ویتی، غیرقابل تصور است. از آن سو زن جوان و زیبا همه چیز خود را از سینماگر نوجو گرفت: "او برای من همه چیز بود: همدم، دوست، معشوق و حتی پدر".
زیر سایه آنتونیونی
مونیکا ویتی در طول سی سال در شش فیلم آنتونیونی ظاهر شد. نخستین فیلم "ماجرا" نام داشت، که انقلابی در زبان سینما پدید آورد. فیلم با این که با مشکلات مالی فراوان ساخته شده بود، در جشنواره بینالمللی کن جایزه بزرگ منتقدان را از آن خود ساخت.
مونیکا ویتی، که با ظاهر سرد و آرام و بازی مرموز و پراحساس خود نقش اصلی فیلم را ایفا میکرد، ناگاه به شهرت جهانی رسید.
فیلم "ماجرا" با صحنه دریای توفانی شروع میشود. جمعی از دوستان برای پیک نیک به جزیرهای رفتهاند. ناگاه دختری به نام آنا (با بازی لئا ماساری) ناپدید میشود. تلاش و تقلای دوستان در جستجوی آنا در سراسر فیلم ادامه مییابد، اما به نتیجه نمیرسد. این داستان احتمالا به اصغر فرهادی کارگردان ایرانی، در نگارش سناریوی فیلم "درباره الی" الهام بخشیده است.

منبع تصویر، a
آنتونیونی پس از "ماجرا" سه فیلم سینمایی دیگر با فضا و مضمونی مشابه ساخت: "شب"، "کسوف" و "صحرای سرخ". او با این فیلمها سینمای مدرن ایتالیا را چونان پاسخی تأملانگیز به جریان "موج نو"ی فرانسه معرفی کرد. در این فیلمها آنتونیونی، به ویژه در نقش مونیکا ویتی، در سیمای زنی گوشهگیر، افسرده و تنها، زنگ احتضار و سقوط معنوی بورژوازی مرفه ایتالیا را به صدا در آورد.
به سوی شادی و روشنایی
جدایی از سینمای آنتونیونی برای مونیکا ویتی، تنها عبور از سینمای "هنری" و روشنفکرانه نبود، بلکه جایگاه و سبک بازیگری او را یکسره تغییر داد. او از فضای عبوس و گرفته فیلمهای آنتونیونی به نور و روشنی سینمای کمدی رسید، که تا امروز مهمترین شاخه سینمای ایتالیا به شمار میرود.
در سینمای ایتالیا همه هنرپیشههای محبوب کمدین هستند. از آلبرتو سوردی و مارچلو ماسترویانی تا ویتوریو گاسمن و نینو مانفردی؛ و زنان نیز از این قاعده برکنار نیستند: سوفیا لورن و جینالولو بریجیدا و... مونیکا ویتی هم دیر یا زود باید به این سینما میرسید.
نخستین بار ماریو مونیچلی بود که در سال ۱۹۵۸ استعداد مونیکا ویتی را در ایفای نقشهای کمدی نشان داد. او در فیلم "دختری با تفنگ" مونیکا ویتی را به تعقیب و شکار مردی فرستاد که به او تجاوز کرده بود. زنی که در سیسیل "بی سیرت" شده باشد، هرگز نباید کوتاه بیاید: مرد متجاوز باید یا به قتل برسد و یا "داماد" شود!
مونیکا ویتی تا سال ۲۰۰۰ در فیلمهای سینمایی متعددی ظاهر شد و جوایز بسیاری دریافت کرد: جشنواره بینالمللی ونیز در سال ۱۹۸۴ جایزه "شیر نقرهای" را برای بهترین هنرپیشه زن به او تقدیم کرد و در سال ۱۹۹۵ با یک "شیر طلایی" از "کارنامه هنری" او تجلیل به عمل آورد.
مونیکا ویتی ده سالی هست که روی پرده سینما ظاهر نشده و در انظار عموم نیز کمتر دیده شده است.
در روزهای گذشته رسانههای جمعی ایتالیا از قول خانواده او گفتهاند که او به مناسبت جشن هشتاد سالگی تولدش قصد ندارد در هیچ مراسم رسمی شرکت کند.
اما سینمای ایتالیا از کنار این رویداد بیتفاوت نگذشته است. در حاشیه جشنواره سینمایی رم، علاوه بر نمایش عکسها و فیلمهای مونیکا ویتی، زندگینامه تازهای درباره او منتشر شده است به قلم اتوره اسکولا، سینماگر نوجو و نامی ایتالیا. عنوان این کتاب چهره شاد و خندان مونیکا ویتی را بر سیمای تیره و عبوس او ترجیح میدهد: "ویتی خوشگله".











