نو آوران سنتی؛ فریدون شهبازیان

- نویسنده, محمود خوشنام
- شغل, کارشناس موسیقی
در میان موسیقیدانان نوآور به کسانی برخورد میکنیم که اگر چه تحصیلاتشان و بخشی از فعالیتهایشان در قلمرو موسیقی پیشرو جریان یافته است، ولی درعرصه موسیقی سنتی نیز کار کردهاند.
نوآوری در سنت برای اینان که با تکنیک موسیقی بینالمللی آشنا بودهاند، طبعا کار آسانتری بوده است. از همین روی آنها را نیز می توان در مجموعه نوآوران سنتی جای داد. اینان غالبا جایگاه اصلیشان موسیقی فیلم بوده است- عرصهای که کمتر از عرصههای دیگر، درگیر سانسور و محدودیتهای اجرائی میشد.
پس از انقلاب اسلامی، این جایگاه، برای موسیقیدانان جوان نوآور، اهمیت بیشتری پیدا کرد. چون تنها جایی که صحبت از تحریم موسیقی به میان نمیآمد، عرصه فیلمسازی بود، به ویژه فیلمهای جنگی- حماسی- انقلابی که در سالهای نخست پس از انقلاب ساخته میشد، بدون موسیقی نمیتوانست تاثیر گذار شود.
به این سبب در کار موسیقی سازی برای فیلم وقفهای ایجاد نشد و نوازندگان ارکسترهای صحنهای تعطیل شده، به گروههای کوچک پشت صحنهای پیوستند و از بیکاری وعوارض آن در امان ماندند.
از جمله کسانی که از عرصه موسیقی فیلم برای رشد و پرورش و تجربه کارهای خود استفاده کردند میتوان از فرهاد فخرالدینی، مجید انتظامی، کامبیز روشن روان و فریدون شهبازیان یاد کرد.
موسیقی نوآورانه اینان سبب موفقیت فیلمهای ایرانی شده و به همین جهت، برخی آثارشان به صورت کاست و دیسک نیز به بازار آمده است.
فریدون شهبازیان از سالهای پیش از انقلاب در عرصههای مختلف موسیقی فعال بوده و در سالهای اخیر بیشتر درزمینه موسیقی فیلم کار کرده است.
تحصیلات و کار
فریدون شهبازیان در سال ۱۳۲۱ در تهران زاده شد، از خردسالی به یاری پدر با موسیقی آشنا شد و سپس در هنرستان عالی موسیقی به تحصیل جدیتر پرداخت.
او شاگرد ویولن در کلاس عطاءالله خادم میثاق بود، ولی پس از طی دوره ابتدایی هنرستان را ترک کرد و به تحصیل در دبیرستانهای عمومی ادامه داد. البته به صورت موازی و فوق برنامه از کلاس ویولن لوئیجی پاساناری، نوازنده ایتالیائی که مدتی کنسرت مایسترارکستر سنفونیک تهران بود، بهره گرفت.
شهبازیان در هفده سالگی به عضویت ارکستر سمفونیک تهران در آمد و همزمان زیر نظر روحالله خالقی در ارکستر گلهای رادیو ایران به کار پرداخت. با تاسیس بنیاد ارکستر فارابی از سوی مرتضی حنانه در سال ۱۳۴۲، فریدون شهبازیان به عضویت این ارکستر در آمد و علاوه بر آن با ارکستر صبا، به رهبری حسین دهلوی نیز همکاری داشت.
شهبازیان در سال ۱۳۴۵، به رهبری ارکستر نوپای سنفونیک وابسته به رادیو برگزیده شد و سپس در دانشکده هنرهای زیبا به مطالعات خود ادامه داد.
او با عضویت در ارکستر مجلسی رادیو تلویزیون ملی ایران از تجربیات توماس کریستیان داوید و فرهاد مشکات بهره گرفت و بالاخره در رادیو، سرپرستی موسیقی گلهای تازه را پذیرفت.
صدای شاعر در کانون پرورش
فریدون شهبازیان، در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، طرح معروف به "صدای شاعر" را پیاده کرد.
او برای بازخوانی شعر شاعران بزرگ ایران چون حافظ، مولوی، و خیام (با صدای احمد شاملو)، سعدی (با صدای هوشنگ ابتهاج) رودکی (با صدای منوچهر انور)، احمد شاملو و اخوان ثالث (با صدای خودشان) موسیقی ساخت و از سوی دیگر بعضی از سرودههای شاعران نو را به موسیقی در آورد که "گریز" از سایه و " پرکن پیاله را" از مشیری، از جمله آنهاست.
فریدون شهبازیان همچنین بسیاری از ترانههای بومی را برای تکخوان، ارکستر و گروه آواز جمعی تنظیم کرد که با صدای پری زنگنه ضبط و پخش شد.
او پس از انقلاب، همان گونه که اشاره شد، بیشتر در زمینه موسیقی فیلم کار کرده است. از میان فیلم های کوتاه، می توان به اسب ساخته مسعود کیمیایی و دوچرخه ساخته باربد طاهری، و از میان فیلم های بلند، می توان به میرزا کوچک خان ساخته امیر قویدل، شیر سنگی ساخته جعفری جوزانی و آوار به کارگردانی سیروس الوند اشاره کرد.
نظرات شهبازیان درباره موسیقی فیلم
او میگوید: "تاریخچه موسیقی فیلم را باید در دو مقطع زمانی مختلف مورد بررسی قرار داد. قبل از انقلاب و پس از آن. پیش از انقلاب همه جور فیلمی ساخته میشد. از فیلمهای ارزنده هنری گرفته تا فیلمهای بازاری یا به قول معروف "فیلمفارسی". به همین روال موسیقی فیلمها هم به انواع مختلف تقسیم میشود. البته در همه احوال میتوانست در توفیق یاعدم توفیق فیلمها موثر واقع شود."

به گفته آقای شهبازیان هر گونه ارزش- داوری هم در این مورد دشوار است. "چون اگر جانبدار موسیقی روشنفکرانهای باشیم که با فیلمهای هنری همراه بود، سلیقه و خواست انبوه مردم را نادیده میگیریم. و اگر سلیقه مردم را ملاک قرار دهیم، ارزیابی عامه پسندانهای به دست دادهایم که منافی ارزشهای هنری است."
فریدون شهبازیان معتقد است که پس از انقلاب این وضعیت به سود موسیقی فیلم تغییر کرده است. بعضی از گونههای موسیقی فیلم به تبعیت از تغییر نگرش در فیلمسازی، حذف شد. دیگر فیلمهای بازاری، در کار نبود که موسیقی مناسب خود را بخواهند.
به نظر میرسد که آقای شهبازیان این نکته را در نظر نگرفته که فیلمهای بازاری، همچنان در سطح وسیع موجود است ولی شکل ابتذال آنها تغییر کرده است. موسیقی نویسان جدی فیلم نیز همان کار گذشته خود را میکنند ولی با دشواریها و محدودیتهای ویژه پس از انقلاب.
شهبازیان، با این همه، میافزاید که موسیقی فیلم، با آن که پس از انقلاب دستخوش اندیشه و تفکر بیشتر شده، ولی هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.
فریدون شهبازیان در زمینه نوآوری در موسیقی ایران میگوید که میتوان از حداکثر تکنولوژی موجود جهانی برای آهنگسای بهره گرفت؛ ولی کسانی که چنین میکنند باید صلاحیت این کار را داشته باشند.
شمار بسیاری از اینان حتی سواد اولیه موسیقی را ندارند ولی خود را آهنگساز میدانند و چون کار با دستگاههای الکترونیکی را ساده میپندارند وارد میدان میشوند و کار را خراب میکنند.











